رشد آماری که نگران کننده شده است


کانون زنان ایرانی – زینب غالبی :
یکی دیگر از آمارهایی که این روزها رشد آن جامعه را نگران کرده است،آمار طلاق است.اینکه ریشه طلاق درنوع نکاح انتخابی است،امر بدیهی است و بدیهی تر از آن ، آن است که در درجه اول برای حل این معضل یا پدیده( با این فرض که این پدیده به عنوان آسیب) قلمداد شود.چه پیشنهاهای می توان ارائه داد .

گرچه آمار طلاق از یک سو نشان دهنده شناخته شدن حقوق فرد توسط خودش،و آزادی استفاده از آن است از سوی دیگر منجر به سست شدن پایه های نهاد خانواده به عنوان اصلی ترین نهاد اجتماعی است .البته اینکه خود این موضوع ریشه درعدم توجه فرهنگی و اقتصادی به مشکلاتی است که بعد از طلاق دامن گیر خانواده ها میشود و منجر به تلخ شدن کام افراد بعد از جدایی میشود موضوع دیگری است که در این مقاله نمی گنجد)باید به بررسی ریشه ها و دلیل شکل گیری نکاح های نادرست و نابه هنگام پرداخت.که این مسئله خود نشان دهنده عدم توجه خود افراد و خانواده ها به جریان شکل گیری نهاد خانواده است،البته این به معنی تلاش برای سخت گیری بر شکل گیری خانواده نیست،بلکه می تواند ازدواج در عین سهل بودنش درست و به هنگام و با مهارت اتفاق افتد مخصوصا از آن جایی که طلاق در میان قشر تحصیل کرده جامعه نیز زیاد است،این عدم توجه افراد را دو چندان نشان می دهد.

حال همین افراد بی توجه به انتخاب شان،با رخ دادن اولین مشکل انگشت اتهامشان را به سوی جامعه و دولت به خاطر فقر فرهنگی و اقتصادی وعدم آموزش دولتی و رایگان، نشانه میگیرند گرچه نقش دولت در آموزش بسیار موثر می تواند باشد اما حتی اگر دولت نتواند یا نخواهد این نقش موثر را ایفا کند باید نگاه شود که خود ما افراد چقدر زندگی و آینده مان برایمان اهمیت دارد،چقدر حاضریم برای بستن چنین عقدی وقت و هزینه و آموزش ببینیم؟؟

حتی وقتی استمرار نکاح در ذهن افراد غیر ممکن میشود،در درجه اول چقدر خود ما افراد حتی اگر مدیریت حل بحران نداریم حاضریم برای یادگیری این مدیریت وقت و هزینه بگذاریم؟؟چقدر حاضریم برای تغییر نگاه ها و اعتقاد های اشتباهی که سال ها در ما شکل گرفته است،تلاش کنیم؟؟

حتی وقتی پای میز محکمه می رویم چقدر حاضریم حقوق یکدیگر را رعایت کنیم؟؟چقدر حاضریم اخلاق محور باشیم؟؟ ویا باز تنها امید و نگاهمان به دستگاه قضاست که بدون تلاش ما،این لقمه تلخی که خودمان برای خودمان گرفته ایم بدون اینکه دهانمان تلخ شود از دهان ما بیرون آورد!

اما غافل از آنکه این چشم امید به حاکمیت،تاثیر نوع نگاه حاکمیت را در زندگی خصوصی افراد را پررنگ تر می کند.

بالارفتن این آمار و عدم تلاش و توجه خود افراد برای آموزش پیش از ازدواج،یا آموزش های در طول ازدواج،حاکمیت را به این سمت می کشاند که از هر راهی برای کاهش این آمار دست بزند گرچه شاید بعضی از راهکارها بتواند درمان خوبی برای بعضی از دلایل طلاق باشد،اما از آنجا که دلایل طلاق بسیار متعدد هستند و تعدادی از این دلایل جزو دلایلی محسوب میشود که بهترین راه،طلاق محسوب میشود به عبارتی استمرار نکاح(حتی در صورت آموزش ها) مضرتر تلقی میشود،این تلاش کلی برای کاهش آمار طلاق تر و خشک را باهم خواهد سوزاند.

از جمله تصمیمات کلی که موثر در جلوگیری و امکان جدایی است می توان به موارد زیر اشاره کرد :

1-تصویب قانون مطالبه مهریه با امکان جلب تا 110 سکه است(به دلیل محدودیت امکان طرح دعوا طلاق از سوی زن از جمله راهکارهای موثر استفاده از اهرم مهریه است برای فشار بر طرف مقابل برای موافقت به طلاق ، این قانون با مشکل برخورد پیدا کرده است)گرچه در توضیح این قانون باید بیان داشت که به این معنی نیست که مهریه فقط تا 110 سکه قابل مطالبه است یا همین مقدار را می توان مهریه قرار داد بلکه به این معنی است که مهریه به هر میزان می تواند باشد این قید که تا 110 سکه امکان جلب طرف در صورت نداشتن مال- تا قبل از اثبات اعسار او -وجود دارد اما بالای 110سکه در صورت نداشتن مال برای توقیف امکان جلب وجود ندارد.

2-بخشنامه رئیس قوه قضاییه مبنی براینکه اصل در مطالبه دین،عدم توانایی به عبارتی اعسار از پرداخت است مگر اینکه مال دار بودن شخص ثابت شود یعنی طلبکار مال شخص را برای مطالبه دین معرفی کند و لذا قبل از آن حتی برای یک روز امکان جلب وجود ندارد.لذا زنی که می خواهد مطالبه مهریه کند حتی تا کمتر از 110سکه نیز توانایی جلب فرد وجود ندارد.

3- نظریه مشورتی که در نتیجه مشکلات عدم امکان جلب در بسیاری از معاملات به وجود آورده بود،آن را به دیه و مهریه منحصر کرده است.

4-معرفی دو طرف به مراکز مشاوره مورد نظر و اخذ نظر مشاوربرای صدور طلاق از سوی دادگاه(حتی در مورد طلاق های توافقی)

گرچه شاید هرکدام از این تصمیمات در کوتاه مدت برای بعضی از دلایل طلاق می تواند موثر واقع شود اما در بعضی موارد این ها مشکل را دو چندان می کند، و از همه مهم تر در بلند مدت پر رنگ شدن نقش حاکمیت در تصمیم گیری افراد به ادامه یا عدم ادامه ازدواج و بی توجهی خود افراد به این مسئله است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.