شرط هیئت پارلمان اروپا به نفع نسرین ستوده بود؟

افشان خلج بیگی

مدرسه فمینیستی: کورسویی از امیدواری بوجود آمده بود که قرار است هیئتی از پارلمان اروپا به ایران آید تا وضعیت حقوق بشر را در کشور بررسد. آمدن هیئت پارلمانی سیگنالی بود در بهبود نسبی روابط ایران و اتحادیه اروپا؛ چراغ سبزی که می گفت راه ‌‌باریکه ‌‌ای برای تاثیرگذاری بر مقامات ایران در خصوص حقوق بشر و وضعیت زندانیان، گویا هنوز برقرار مانده است. ولیکن معلوم نیست اتحادیه اروپا با مشورت با کدام کانال از لابیست های حقوق بشری، دقیقه نود، شرطی را به میان گذاشت که این کانال ارتباطی باریک هم به بن بست کشاند. طرح شرط گذاری برای دیدار با نسرین ستوده و جعفر پناهی که 24 ساعت مانده به سفر هیئت پارلمانی اروپا، از سوی آن هیئت مطرح گردید آشکارا جیغ می کشید که برنامه شکست خورده و زیر فشار لابیست های حقوق بشری، عقل دیپلماتیک حکم می کند که عتاب و تلخی تهمت های این سفر را به خطاب نرفتن اش بخشید؛ بهتر است از سفر چشم پوشند و آبروداری کنند. حالیا ما مانده ایم و تعداد زیادی زندانیان سیاسی ـ نمونه اش خانم ستوده ـ که از یک فشار کوچک و تاثیرگذاری رودرو توسط مقالات اروپایی با مسئولان ایرانی برای بهتر شدن وضعیت شان، محروم شدند. نسرین ستوده در وضعیت بد اعتصاب غذاست که علتش خواسته های کوچکی است: برداشتن فشار بر خانواده اش خصوصاَ رفع ممنوع الخروجی دخترک 12 ساله اش؛ و همه نگرانیم که نکند بلایی بیاید سر این زن که مادر دو کودک است ولیکن سالیان سال برای تک تک موکلان اش، مادری کرده است.

شاید آن لابیست های حقوق بشری خیال می کردند که شرط گذاری و نیامدن هیئت پارلمانی اتحادیه اروپا به نفع مردم ایران و زندانیان سیاسی است. ولی از آنها باید پرسید که آیا قطع هرچه بیشتر ارتباط و تعامل بین جامعه جهانی با دولت ایران (در خصوص مسائل حقوق بشر) به نفع مردم و زندانیان سیاسی است؟ این آب‌‌باریکه هم اگر قطع شود آنها امیدوارند که از چه طریق بر مقامات ایرانی برای احترام به حقوق بشر تاثیر بگذارند؟ شاید آنها پاسخ دهند که این تماس ها هر چقدر که تخریب شود و به قطع کامل برسد دولت ایران در منگنه و فشار بیشتری قرار می گیرد. ولی آیا حقیقت چنین است؟ آیا وقتی که دولت ایران برای پرونده هسته ای اش در انزوای کامل قرار گرفته، قطع ارتباطات به خاطر مسائل حقوق بشری هم می تواند به نفع مردم ایران باشد؟ لابیست ها و نهادهای حقوق بشری که داعیه ضدیت با جنگ دارند آیا می دانند که باید ابزارهای شان را متناسب با اهداف شان تنظیم کنند تا در عین حال که ضدیت با جنگ را اعلام می کنند در کنارش، وسایلی را که برای پیشروی در مورد بهبود اوضاع حقوق بشر انتخاب می کنند نیز متناسب با این موضع ضد جنگ شان باشد؟

ساده است که وقتی حکومت ایران تحت فشار و انزوای کامل به خاطر برنامه هسته ای اش است، انزوای چنین دولتی از تعاملات حقوق بشری با جامعه جهانی، نه تنها به وضعیت حقوق بشر در ایران کمک نمی کند بلکه همه کانال ها را به سمت جنگ پیش می برد. در چنین اوضاعی، اگر کانال های ارتباطی ایران با جامعه جهانی، حداقل از طریق ارتباطات حقوق بشری همچنان باز باشد می تواند هم تاثیرگذاری جامعه جهانی را بر روی بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران افزایش دهد و هم شاید بتواند حکومت ایران را از این بن بستی که نه راه پیش دارد و نه راه پس (و همین باعث می شود که درگیری و به سیم آخر زدن شان را افزایش بدهد) رها سازد و چه خوب اگر کانال ارتباطی باقی مانده در دست حکومت برای خروج از این بن بست ، کانال حقوق بشری باشد و نه کانالهای پنهان ارتباطی برای سیاست های هسته ای اش.

اینکه پارلمان اروپا در خصوص بررسی حقوق بشر و وضعیت زندانیان سیاسی، نتوانست به ایران بیاید، به هر بهانه ای باشد، خبر خوبی حتی برای زندانیان سیاسی مثل خانم ستوده و ما ملت ایران که هر روزه در التهاب بروز محتوم جنگ می سوزیم، نیست. اگر این بهانه برای نیامدن هیئت اروپایی به ایران را لابیست های حقوق بشری ضد جنگ ، تدارک دیده باشند بدا به حال ما مردم ایران، که چنین لابی گرانی در اپوزبسیون داریم که انگار یک نقشه راه منسجم و تاثیرگذار برای بهبود وضعیت حقوق بشر و شرایط زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران ندارند و آرمان هایشان (که ضدیت با جنگ است و بهبود وضعیت حقوق بشر) با وسایل و سیاست هایی که اتخاذ می کنند ناهماهنگ است. برخی از مدافعین حقوق بشر در سراسر دنیا انگار یاد گرفته اند که فقط مخالفت کنند و نه آن که به دنبال یک نقشه راه واقعی و ثمربخش برای رسیدن به هدف شان که بهبود وضعیت حقوق بشر با توجه به شرایط اوضاع و زمانه ی هر مملکتی است کمک کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.