مشکلات اقتصادی، آینده خانواده را به مخاطره می اندازد

مهرخانه

دکتر سید حسن حسینی استاد گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی تهران است. وی مدرک کارشناسی خود را در رشته جامعه شناسی از دانشگاه تهران در سال 1359، مدرک کارشناسی ارشد را در رشته مدرسی جامعه شناسی از دانشگاه تربیت مدرس در سال 1365 و مدرک دکتری را در رشته «جامعه شناسي تخصصي فرهنگ و آسيب‏ هاي اجتماعي» از دانشگاه متز فرانسه در سال 1376 اخذ نمود.

آینده پژوهی خانواده ایرانی موضوعی است که مهرخانه در گفتگو با دکتر سید حسن حسینی به بحث و بررسی آن پرداخته است.

– به عنوان سوال اول تعریفی از خانواده ایرانی ارائه دهید.

از سال 1335 که اولین سرشماری سراسر جامعه ایران صورت گرفته تا به امروز، با توجه به آمار و شکل و وسعت خانواده که نشان می دهد، ما شاهد تغییر وظایف خانواده بوده و هستیم و با تحول در روابط متقابل زن و شوهر و روابط والدین و فرزندان مواجه شده ایم و در شکل و اندازه خانواده نیز تغییراتی را احساس می کنیم. این تحولات را بایستی در حوزه استحکام یا سستی خانواده ایرانی نیز جستجو کرد.

خانواده ایرانی به لحاظ شکلی و سنتی آن، یک خانواده مشخصاً عشایری، روستایی و پیشه وری شهری بوده است؛ به عبارت دیگر در هر سه شکل این خانواده ها، وقتی از خانواده عشایری به سمت خانواده شهری می رویم از بعد خانواده کاسته می شود.

قطعاً وقتی آدم در یک ایل و قبیله زندگی می کند افراد بیشتری با یکدیگر زیر یک سقف و زیر یک چادر هستند، این چادرها در کنار هم است و بعد از آن ارتباطات خویشاوندی قومی در بین آن ها قوی تر است. اکثراً ازدواج ها درون گروهی است، افرادی که در یک ایل هستند با یکدیگر رابطه سببی یا نسبی دارند و در این بین بیگانه ای وجود ندارد. در جامعه روستایی هم خانواده گسترده، ولی بیشتر دونسلی است. یعنی پدرها و مادرها و فرزندانشان و همسران فرزندانشان در یک مجموعه زندگی می کنند و در این خانواده و خانواده های عشایری تقریباً پدرسالاری دیده می شود.

وضع خانواده ما به لحاظ شکلی در واقع اینگونه بوده است. قطعاً در حوزه عشایری افراد خانواده به عنوان یک عضو فعال اقتصادی شناخته می شوند. در کنارش در جامعه عشایری و روستایی زنان هم نقش های اقتصادی بسیار بارزی دارند. یعنی هم اعضای مهمی در تولید نسل و تربیت فرزندانشان به شمار می روند و هم عضو فعالی در تولید اقتصادی هستند که در همه زمینه ها از جمله کمک به امور کشاورزی، دامداری، قالی بافی و پشم ریسی فعالیت دارند.

زنان در خانواده روستایی و عشایری موجودات با ارزش تری هستند و در زمان های قدیم در ترکمن صحرا زنان شوهر از دست داده ارزششان از دختران بیشتر بوده است؛ چراکه معتقدند تجربه کاری آن ها از دختران بیشتر است و چون زن ارزش اقتصادی دارد، ارزش آن هم در ازدواج بعدی بالاتر می رود.

مهاجرت افراد از روستا به شهرها شرایطی را فراهم کرد که ما بیشتر با خانواده هسته ای یا زن و شوهری مواجه شدیم. خانواده هایی که نهایتاً دو نفر یا دو نفر با فرزندانشان با هم در محیطی محدود به لحاظ مسکن زندگی می کنند. فعالیت اقتصادی و درآمد آنها محدود و مشخص است. آنها در کارخانه ها، در ادارات یا در سازمان های اجتماعی دیگر کار و فعالیت می کنند.

به همان میزان که حمل و نقل شهری و بین شهری تسهیل شد، شهرهای ما رشد پیدا کرد و رفت و آمد مردم به شهر موجب رونق کسب و کار شد. همه اینها را وقتی نگاه می کنیم به این نتیجه می رسیم که شهرهای ما نتوانست امکان توسعه خانواده های گسترده را داشته باشد؛ چراکه خانواده گسترده نیاز به امکاناتی از جمله مسکن وسیع و درآمدهای قابل توجه دارد. به همین خاطر خانواده های هسته ای نو مکان به مفهوم کنونی بیشتر توسعه پیدا کرد؛ چون اصولا شهرها با توجه به نوع مشاغل، درآمدها و میزان سطح مسکنی که در اختیار افراد قرار می گیرد، خود به خود شرایط را برای خانواده های هسته ای فراهم می کند. از طرفی یکی از مشخصات خانواده شهری، خانواده هایی هستند که به لحاظ قومی و فرهنگی اختلاطی میان آنها صورت می گیرد. به عبارت دیگر افرادی که با هم ازدواج می کنند لزوماً از یک شهر یا استان نیستند و از فرهنگ های مختلف و مناطق مختلف به شهر می آیند و در محیط شهری با یکدیگر آشنا می شوند و ازدواج می کنند که در اینجا می توانیم بگوییم حتی ازدواج خانواده های هسته ای بیشتر با ازدواج های چندفرهنگی مواجه است.

– آقای دکتر خانواده ایرانی در پنجاه سال اخیر با تحولاتی روبرو شده، از دیدگاه شما سیر این تحولات چگونه بوده است؟ لطفا یک توصیفی از وضعیت کنونی این خانواده ارائه دهید.

ببینید پس از شکل گرفتن خانواده هسته ای، خانواده ای که قبلاً تحت سنت های خاصی افراد با یکدیگر ارتباط داشتند خود به خود با تغییر شکل و تغییر محلی که پیدا می کند، از شرایط جدید برخوردار می شود. خانواده ها بیشتر در حال حاضر در شهرهای ما واحد تولید اقتصادی برای خودشان نیستند و برای دیگری کار می کنند و از حوزه بازار، کار و از حوزه صنایع، حمل و نقل و… درآمد حاصل می کنند. اقتصاد آنها بسیار محدود و با درآمدهای ماهانه است و براساس درآمدهای ماهانه برنامه ریزی کرده و با این درآمد زندگی خود، همسر ور فرزندانشان را اداره می کنند.

اما متاسفانه در کنار تحول موقعیت های خانوادگی و موقعیت های اقتصادی افراد، ما نهادهای جدیدی را بایستی مثل همه جوامع بنیان می گذاشتیم که این کار صورت نگرفته است. در قدیم وقتی افراد با مسئله ای در حوزه خانواده مواجه می شدند، شبکه خویشاوندی از طرف زن و مرد به حمایت آن ها می آمدند، اما در خانواده امروزی این حمایت ها با توجه به امکانات اقتصادی و دور بودن فاصله جغرافیایی خانواده های جدید تشکیل شده با خانواده های پدری به حداقل رسیده است و خود به خود این نیاز احساس می شود که سازمانی هایی جدید تاسیس شود که واسط میان خانواده و جامعه باشند جهت پاسخگویی به مشکلات روانی، اجتماعی و اقتصادی اینگونه خانواده ها که ما این را کمتر به وجود آوردیم و خود به خود مشکلاتی از این لحاظ برای خانواده ها ایجاد شد.

امروزه خانواده ایرانی نسبت به جامعه صنعتی عقب تر است؛ چراکه سازمان هایی که معین خانواده هستند و از خانواده پشتیبانی می کنند در کشور ما بسیار کم وجود دارد. جامعه برای افراد شرایط اشتغال و ازدواج را فراهم نمی کند. با این شرایط افراد با توجه به نیاز به امکانات مسکن، اشتغال، درآمد به خصوص مردان که مطابق قانون اساسی مدیریت و نان آوری خانواده را بر هده دارد، از ازدواج سر باز می زنند و سن ازدواج بالا می رود. متناسب با سنت اجتماعی ما، مردان باید به خواستگاری زنان بروند و اگر این شرایط فراهم نشود سن دختران هم علیرغم اینکه بخواهند ازدواج کنند، بالاتر می رود.

– با این تفاسیر، شما چه پیش بینی ای از آینده خانواده ایرانی دارید؟

به نظر من، اگر تمام مشکلات کنونی را کنار هم بگذاریم به این نتیجه می رسیم که در صورت عدم سرمایه گذاری اقتصادی و اعمال برنامه ریزی های درست اجتماعی و اقتصادی که تا به امروز کمتر مورد توجه واقع شده است، خانواده ایرانی در آینده بیشتر از وضعیت کنونی با مشکل در ازدواج، تداوم زندگی زناشویی و تجدید نسل مواجه می شود.

امروز دولت ما مردم را به فرزندآوری تشویق می کند، اما لازمه این این تشویق و دریافت جواب مثبت این است که مردم در رابطه با مسکنشان، اشتغالشان و درآمدشان نگرانی نداشته باشند، شما وقتی یک زن و شوهر هستید می توانید در یک اتاق زندگی کنید، ولی وقتی یک زن و شوهر و دو تا بچه شوید حداقل باید دو تا اتاق داشته باشید. وقتی امروزه یک زن و شوهر با سختی بسیار زیادی می توانند از درآمد و پس اندازشان یک اتاق داشته باشند یا اجاره کنند، قطعاً برای اضافه کردن مسکنشان با توجه به تعداد فرزندانشان با مشکلات بیشتری مواجه خواهند شد؛ چون هزینه های اقتصادی بالاست و دولت ها بایستی به کمک مردم آیند تا زمینه مناسب برای تربیت فرزندان ایجاد شود.

اینکه صرفاً ما یک جمعیت داشته باشیم مهم نیست، مهم این است که یک جمعیت با کیفیت بالا داشته باشیم و لازمه اش این است که خانواده از یک فراغت و آسایش فکری در حیطه اقتصادی، مسکن و آموزش برخوردار باشند.

ببینید افراد تحت تاثیر نیاز جنسی، طبیعی، اجتماعی، فرهنگی و خویشاوندی ازدواج می کند و بر طبق قانون اساسی ایران مرد رئیس و نان آور خانواده است. به عبارت دیگر ما نیاز داریم در جامعه به آقایان شغل بدهیم یا اینکه اگر نمی توانیم شغلی برایشان ایجاد کنیم بایستی به آنها درآمدی بدهیم به خصوص برای کسانی که ازدواج کرده اند و صاحب همسر هستند. این مرد بعد از ازدواج موظف است که نفقه به زنش بپردازد، پول برای مسکن لازم دارد و نمی توانند در آپارتمان 50 متری پدر و مادرشان زندگی کنند.

– یعنی طبق گفته شما خانواده ایرانی در آینده به دلیل نبود زیرساخت های اقتصادی، با کمبود بعد خانوار و کاهش ازدواج و افزایش طلاق مواجه خواهد شد. آقای دکتر علاوه بر مسایل اقتصادی چه عاملی باعث بروز چنین مشکلاتی در آینده می شود؟

ببینید تفاهم میان زن و مرد در زندگی زناشویی بستگی به عوامل مختلفی دارد. یکی از مهمترین عوامل این است که زن و مرد بتوانند نقش های خود را در مقابل هم به خوبی ایفا کنند، نقش نان آوری، نقش کدبانوگری، نقش خانه داری، نقش تربیت فرزند و چیزهای دیگر. یک مقدار از این وظایف در قانون مدنی تعریف شده و بقیه نیز در عرف و شرع مشخص شده است. ایفای درست این نقش ها به این بر می گردد که زن و مردی که در آستانه ازدواج قرار دارند تا چه حدی با این نقش ها آشنایی دارند و این نقش را علاوه بر آشنایی پذیرفته اند و تا چه حدی امکانات آنها اجازه می دهد این نقش ها را ایفا کنند. ما در حال حاضر با کمبود این موارد در حوزه آموزش و امکانات مادیمان مواجه هستیم. فقط می گوییم زنانمان مثل حضرت زهرا(س) باشند و مردانمان مثل حضرت علی(ع). در حالی که اینگونه در ابهام صحبت کردن مشکل خانواده های ما را حل نمی کند. ما باید این الگوها را به شکل بهتری برای زنان و مردانمان تعریف کنیم. گذشت و فداکاری از سوی زوجین امر مطلوبی است که به عشق میان زن و شوهر کمک می کند، اما این دائمی نمی تواند باشد بلکه بایستی در کنار حداقل هایی که افراد دارند به آن میزان هم از یکدیگر ایثار و ازخودگذشنتگی نشان دهند.

در این قرن شرایط اقتصادی، شرایط فرهنگی و نگاه ها فرق کرده است. یعنی امروزه نگاه زن به خودش یک نگاه تنها مادرانه و همسرانه نیست، بلکه زن برای خودش تعاریف دیگری را پذیرفته است از جمله شاغل بودن در کنار مرد، درس خواندن و حتی کار کردن زن در یک کارخانه اتومبیل سازی. اینها نگاه های جدیدی است که زن به خود دارد البته زن در گذشته هم پا به پای مرد کار می کرده، اما در جامعه مدرن محیط های کاری متفاوت شده است. اگر ما توقع داشته باشیم که در جامعه مدرن زن فقط خانه داری کند، حتی به نقش های غیرخانه دارانه زن در جامعه سنتی هم پشت کرده ایم؛ در حالی که زن در گذشته یک عضو کاملاً فعال اقتصادی بوده است. ما نمی توانیم امروز فقط از آن یک تعریف خانه دارانه داشته باشیم.

درست است که قانونی مدنی تعریف می کند که مرد رئیس خانواده است و باید نفقه بدهد و زن در ازای نفقه باید تمکین کند؛ اما تمکین کردن به صرف یک ماده قانونی ممکن نیست. تمکین کردن بایستی پذیرش عقلی و شعوری از طرف زن داشته باشد در حالی که در جامعه کنونی افراد به این مسایل پایبند نیستند و همین باعث می شود که نقش های یکدیگر را در جامعه گم کنند.

امروزه افراد به اطلاعات کل جوامع دسترسی دارند و به عبارتی مدرن شده اند. این باعث شده که الان با تغییر طرز تلقی در زن و مرد مواجه شده ایم. اینگونه زن و مرد می گویند من تنها نقش خانه داری و نان آوری را ندارم و در این زمینه ها با مفاهیمی چون اشتراک در کار و سایر موارد زندگی روبرو می شویم.

پس این تحولات به این دلیل رخ داده که نقش ها و رول های افراد تغییرپذیر شده اند. مفهوم جدیدی از مردانگی و زنانگی در روابط زناشویی پیدا شده است و متاسفانه اینها در رسانه های ما مطرح نشده است.

– یعنی به اعتقاد شما تاکید بر نقش های سنتی زن و مرد مشکلی را حل نمی کند؟

دقیقاً همینطور است! یک مشکلی که جامعه کنونی ما دارد این است که افراد فکر می کنند با پافشاری روی سنت ها باعث می شود نقش های قدیمی در ذهنیت افراد جا بیفتد، اما اینطور نیست. افراد چیزی در ذهنشان جا می افتد که در موقعیت واقعی و در واقعیت موقعیت هایشان با آنها برخورد می کنند. در واقعیت اجتماعی امروز باید دید وضع مسکن، آموزش و پروش، بهداشت، عشق ورزی و … چگونه است و چگونه می تواند باشد و اینها با توجه به واقعیات امروز شکل خواهد گرفت نه با تاکید بر نقش سنتی زن و مرد.

ببینید در یک جامعه عشایری همه یک جور هستند، بنابراین هیچ احساسی به من دست نمی دهد چون همه افراد مثل من هستند و مشکلی در ارتباطات ایجاد نمی شود. ولی در جامعه شهری که طبقات بسیار مرفه دیده می شوند، در همین جامعه افراد به تعداد خیلی بیشتری در طبقه پایین نیز وجود دارد. اینها همدیگر را می بینند و وقتی اینگونه باشد دائما ذهنها متحول می شود این مسائل بر روح افراد و ارتباطات با همسران و فرزندان تاثیر می گذارد.

نتیجه اجتماعی این بحران ها به خصوص بحران اقتصادی از سه سال بعد دیده می شود؛ در ازدواج ها، طلاق ها، اختلافات خانوادگی، بالا رفتن سن ازدواج نشان داده می شود و این مسئله مثل زلزله ای ست که تخریبش را در طول زمان می بینید و ترمیمش خیلی بیشتر زمان می برد. من معتقدم این وضعیت متاسفانه وضعیت خانواده های ما را ناپایدارتر، تعداد موالید ما را کمتر و سن بالای ازدواج یا عدم تمایل به ازدواج را به وجود خواهد آورد و خانواده ایرانی قطعاً در آینده با چنین مشکلاتی مواجه خواهد شد.

– و به نظر شما وضعیت خانواده در ایران، تا چه اندازه احتمال داره به وضعیت غرب نزدیک شود؟

تغییر شکل زندگی در غرب از سوی جوانان انتخاب شد و در آن زمان قطعاً بزرگ تر ها بسیار مخالف بودند، کسانی که اعتقادات کلیسایی قوی تری داشتند، قطعاً بیشتر مخالفت کردند. علاوه بر این کسانی که از موقعیت اجتماعی خوب برخوردار بودند هم قطعاً مخالفت کردند چون موقعیت اجتماعی در غرب با ازدواج تثبیت می شود. اینجا هم ما ممکن است شاهد ازدواج های جوانان به سبک غربی بدون اینکه تشریفات فراوانی داشته باشد باشیم. اینگونه مهریه توسط دختر تعیین می شود و قطعاً از تشریفاتی مثل جشن عروسی و جهیزیه که امروزه در زندگی خانواده های ایرانی با بیشترین تجملات همراه است، خبری نخواهد بود.

– آقای دکتر به نظر شما تحول مثبتی نیز در این گذر وجود داشته است؟

در چند ساله اخیر در مورد تغییر جایگاه اجتماعی زن با تحولات مثبتی روبرو شده ایم و زنان توانستند به یک نوع برابری در موقعیت های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و … با مرد برسند و تغییر جایگاه پیدا کردند و با حقوقشان آشنا شده اند. امروزه دیگر زنان دوست ندارند به عنوان عضو کهتر خانواده دیده شوند و حداقل می خواهند عضو برابر باشند و این برابرطلبی به هیچ عنوان قابل تغییر نیست.

درخصوص فرزندان نیز می توان گفت توجه خانواده ها به آنها بیشتر شده ولی از نظر تربیتی از خانواده دور شده اند و صرفاً خانواه نیست که روی آن ها تاثیر دارد.

– و سوال آخر اینکه به نظر شما نهادها چه نقشی در بازتولید خانواده ایرانی می توانند داشته باشند؟

ببینید اینکه ما بخواهیم خانواده ای به شکل 50 سال پیش داشته باشیم، اصلاً ممکن نیست. جامعه رو به جلو حرکت می کند و ما نمی توانیم خانواده را به عقب برگردانیم. اما بایستی در رو به جلو بودنش آن را به سمت مطلوب هدایت کنیم. بنابراین در مورد خانواه ایرانی بایستی شرایط فعلی را خوب مورد نظر قرار دهیم و در جهت ارزش ها و مطلوب های دینی و فرهنگی مان خانواده را هدایت کنیم و فکر نکنیم هدایت خانواده به گذشته وضع مطلوبی را ایجاد می کند. هیچ وقت انسان ها وضع گذشته شان را وضع مطلوب نمی دانند. پس می توان با استفاده از ارزش ها و نقاط مثبت فعلی، شرایط جامعه را تغییر داد.

– ممنون از وقتی که در اختیار مهرخانه قرار دادید.

من هم از شما سپاسگزارم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *