زنان و ناباروی؛ خشونتی که دیده نمی شود

مهرخانه – در نيمه دوم سال 1375، سريالي خانوادگي‌ از شبكه 2 سيماي جمهوري اسلامي پخش شد كه پس از نمايش يكي دو قسمت اوليه، در اثر استقبال مخاطبان، تبديل به يك پديده تلويزيوني شد. “در پناه تو” سریالی بود که یکشنبه شب ها ساعت 9 شب تمام خانواده ها را از هر گروه سنی و زن و مرد به پای تلویزیون می کشاند. در کنار موضوع دراماتیک و ساختارشکن آن -در آن روزهای تلویزیون- و بازی های بازیگران قدیمی و جوان در کنار یکدیگر، مسئله دیگری هم در این فیلم برای مخاطب جدید بود؛ مسئله عنوان شدن ناباروری زنی که شاید در سریال های دیگری هم عنوان شده بود، اما در اینجا پایانی متفاوت داشت. “در پناه تو” برای نخستین بار نشان داد که داشتن فرزند همه چیز نیست. گرچه ازدواج اول “مریم” با “رامین” بر سر همین قضیه و دخالت اطرافیان به طلاق کشیده شد، اما ازدواج دوم وی با “محمد” با در نظر گرفتن عدم امکان مریم برای بچه دار شدن، سر گرفت. و از آن مهمتر به جای راهکارهای کلیشه ای و تخریب کننده ای چون اختیارکردن همسر دوم برای فرزندآوری، سنت حسنه به فرزندی قبول کردنِ کودکی بی سرپرست نشان داده شد تا این بار تلویزیون به رسالت اصلی خود که همان فرهنگ سازی صحیح برای خانواده هاست، بپردازد.

به گزارش مهرخانه، آنچه در این گزارش به آن اشاره خواهد شد، واقعیت روزمره زندگی زنانی است که خود یا همسرانشان به ناباروری دچارند و مدت هاست در کلینیک های تخصصی به دنبال درمان هستند. ناباروری به جزهزینه، درد هم دارد. دردهای جسمی و روحی به خصوص برای زنان. گرچه آمارها می گوید تنها 40 درصد از ناباروری ها ناشی از مشکلات زنان است، اما آنچه مسلم است به دلیل آنکه در نهایت بدن زن است که باید از جنین مراقبت کند، حتی اگر مشکل از طرف مرد باشد، بیشتر عمل ها روی زنان انجام می شود. عمل هایی که دردهای جسمی و زخم های فیزیکیِ غیرقابل توصیفی بر زنان اعمال می کند و این تازه جدای از تنش ها و فشارهای روحی آنان است. مخصوصاً اگر مشکل از طرف خودشان باشد، همواره باری از اضطراب، استرس، عذاب وجدان و حسرت بر دوش آنها گذاشته می شود. آنهم نه تنها از طرف همسر و فامیل و آشنا، بلکه از طرف تمامِ جامعه ای که مهمترین وظیفه و هویت آنان را مادری کردن و مادر بودن می داند.

مراحل درمانی و تاملات جسمی و روحی زنان

بنا به آنچه رئیس انجمن ناباروری ایران، دکتر پارسانژاد می گوید، درمان ناباروری با توجه به نوع مشکل و پس از انجام آزمایشات گوناگون، معمولاً دارای یک یا چند مورد از 6 مرحله اصلی درمان؛ دارودرمانی، تلقیح مصنوعی مایع منی IUI ، تلقیح مصنوعی جنین داخل رحم IVF، اهدا تخمک، اهدا جنین و یا رحم جایگزین است. همچنین لاپاراسکوپی و هیستروسکوپی نیز از دیگر انواع روش های تشخیص و درمان جهت کیست های تخمدانی هستند که در بسیاری از مواقع به کار گرفته شده و پس از آن امکان بارداری به روش طبیعی تا حدودی ممکن می شود. در تمامی این روش ها روح زنان در درجه اول، و جسم آنها پس از آن هدف قرار می گیرد.

در دارودرمانی، استفاده از آمپول های مختلف به مدت طولانی و تعداد زیاد روی آنها انجام می شود که به گفته دکتر پارسا نژاد هر دوره آن در ماه 10 تا 12 روز طول می کشد و معمولاً در سال تا 6 بار قابلیت تکرار دارد. در صورت عدم جوابگویی، باید درمان به شیوه های بالاتری ارتقا پیدا کند.

برای تلقیح مصنوعی مایع منی یا روش IUI، پس از تغلیظ، مایع اسپرم مرد در زمان لازم، به داخل رحم تزریق شده و البته این مورد حتی عمل هم محسوب نمی شود. در صورتیکه برای زنان دارای میزان زیادی از فشار روانی و جسمی است و معمولاً هم چندین مرتبه تکرار می شود تا جواب مطلوبی گرفته شود.

در روش IVF یا تلقیح مصنوعی جنین داخل رحم، زنان 2 بار به اتاق عمل می روند؛ دفعه اول همراه با بیهوشی برای گرفتن تخمک و در عمل دوم که بدون بیهوشی است، برای انتقال جنین به داخل رحم مادر. همچنین این روش معمولاً چند بار تکرار می شود و در صورت فریز کردن جنین در مرحله اول، تنها قسمت دوم عمل که شامل انتقال جنین به رحم است، مجدداً تکرار می شود. رئیس انجمن ناباروری ایران در مورد این روش نیز معتقد است که تا 6 بار در سال قابلیت انجام دارد و پس از آن باید به سراغ روش های بعدی برویم. همچنین وی فاصله میان 2 عمل گرفتن تخمک و انتقال جنین در روشIVF را 3 روز عنوان می کند.

در روش اهدای تخمک، 2 زن در طی روش مورد انجام درمان و عمل قرار می گیرند؛ اولی زن اهداکننده تخمک است که بخش اول عمل IVF در واقع روی وی برای گرفتن تخمک انجام می شود، و در بخش دوم، جنین حاصل از لقاح آزمایشگاهی به داخل بدن دومین زن (مادر) منتقل می گردد. این روش به جز درد و فشار جسمی، دارای حد زیادی از فشار روانی برای زنان است؛ چراکه طفل، عملاً دارای 2 مادر ژنتیکی و مادری که در رحمش جنین را پرورش می دهد، هست و به همین دلیل این روش در مراکز ناباروری پس از طی مراحل مشاوره و مددکاری انجام می پذیرد.

روش اهدای جنین نیز همچون روش قبلی برای زنان دارای بار جسمی و روحی شدیدی است. در این روش که اساساً جنین متعلق به اسپرم و تخمک زوج دیگری است و برای مشکلات ناباروری مردان غالباً مورد استفاده قرار می گیرد، جنین به داخل رحم مادر منتقل می شود. این نوع باروری به دلیل شباهت زیاد به گرفتن کودکی دیگر به فرزندخواندگی، دارای بار روحی زیادی برای زوجین است و داشتن مشاوره های متعدد قبل از آن الزامی است. همچنین در پژوهشگاه رویان برای گرفتن جنین اهدایی زمانی در حدود 6 تا 7 سال انتظار لازم است.

در روش آخر نیز که همان رحم جایگزین است، گرچه اسپرم و تخمک زوج خواهان فرزند لقاح می یابد، اما پرورش کودک در رحم زنی دیگر، هم برای آن زن و هم برای مادر اصلی، دارای بار روانی زیاد و فشار عاطفی است. ضمن اینکه در این روش در واقع تمامی عمل های انتقال جنین بر روی زن اجاره دهنده رحم انجام می شود.

در کنار تمامی عمل هایی که روی زنان انجام می گیرد، مصرف داروهای مختلف در طول درمان و انجام سونوگرافی های متعدد همچون سونوگرافی واژینال که برای زنان دردناک و سخت است، درمان ناباروری را با آسیب های جسمی و روانی همراه می کند. از طرفی انواعی از استرس، اضطراب، حس انتظار، ترس از شکست و احساساتی از این دست همراه با زنان است که در بلندمدت منجر به افسردگی در آنها می شود.

روایت زنان از درمان ناباروری

اکثر زنان، برای توضیح درمان ناباروری خود تنها به مراحل انجام عمل و مصرف دارو و آمپول اشاره می کنند. کمتر به دردها و دغدغه های جسمی و روحی خود می پردازند، مگر وقتی که از آنها سوال کنی. عاطفه 32 ساله است. از 3 سال پیش که فرزند می خواسته، تازه متوجه مشکل خود و همسرش شده و به دنبال درمان است. دچار کیست تخمدان است و همسرش نیز با کمبود اسپرم مواجه است. “ما حدود 7-6 ماه اول به دنبال پیدا کردن دکتر مناسب و زیر پا گذاشتن مطب پزشکان بودیم تا بالاخره به یکی از مراکز تخصصی درمان ناباروری مراجعه کردیم. یک سال دوره دارودرمانی و استفاده از آمپول های مختلف را گذراندم و به خاطر مشکل همسرم نیز، همزمان از روش IUI استفاده کردیم. که در نهایت نتیجه ای نگرفتیم. پس از آن مدتی درمان را رها کردیم و الان دوباره چند ماهی است به دنبال درمان هستیم. تاکنون لاپاراسکوپی و هیستروسکوپی انجام داده ام و چون جواب نداده، قرار است IVF انجام دهم. در حال حاضر مشغول انجام آزمایشات هستم. البته مشکل همسرم تا حدود زیادی برطرف شده است.”

وی در مورد وضعیت روحی و جسمی خود در این مدت به آلرژی هایی اشاره می کند که پس از دارودرمانی مرحله اول دچارش شده و ایجاد مشکل شدید تنفسی و آلرژیک باعث شده درمان را متوقف کنند. “از آن موقع تاکنون دچار آلرژی سختی شده ام و باید تحت مراقبت باشم تا تبدیل به آسم نشود. حالا هم نگران استفاده از داروهای جدید برای IVF هستم.” عاطفه از تنش های روانی و نگرانی های خود در طول مراحل درمان نیز می گوید: “وقتی دنبال درمان می روی، امید زیادی در وجود آدم زنده می شود و بعد که هر روش جواب نمی دهد، با کوهی از ناامیدی و غصه رو به رو می شوی. کم کم این ترس و استرس در وجود آدم دائمی می شود و راه فراری نداری. حتی در آن مدتی که درمان را رها کردیم و می خواستیم ذهنمان را از بچه دار شدن آزاد کنیم، خاطرات دکتر رفتن و درمان مرا آزار می داد. دیدن شماره تلفن های داخل دفتر تلفن، عبور از خیابان هایی که مطب پزشک و مرکز درمان بوده و چیزهایی مثل اینها، همگی آزاردهنده بوده و هست. سعی می کنم از این تلفن ها و خیابان ها سریع عبور کنم و جلوی یادآوری خاطرات بد را بگیرم…”

تصویر

آرزو 29 ساله و باردار است. با روش IVF باردار شده و 2 بار آنرا انجام داده است. می گوید دروه درمان سخت و پراسترسی را تجربه کرده و الان واقعا خوشحال است که درمان هایش نتیجه داده و باردار است. هنوز هم باید مرتباً تحت معاینه و سونوگرافی باشد و همچنان دارای نگرانی از دست دادن فرزند خود است. گرچه 6 ماه را به سلامت پشت سر گذاشته است. “بدترین چیز، سونوگرافی های واژینال است که باید هر ماه انجام دهم و در طی درمان هم زیاد داشته ام. واقعاً سخت و دردناک است و برایم تبدیل به کابوس شده است. از طرف دیگر نگرانی و استرس زیادی دارم که این چند ماه هم بگذرد. به همین خاطر هم دوره بارداری سختی را تا کنون داشته ام. ترجیح می دهم از روزهای درمان حرف نزنم. آن همه رفت و آمد و هزینه و استرس که آیا می شود یا نه، واقعاً من و شوهر و حتی خانواده هایمان را از اسیر کرده بود. از طرفی در طول دوران درمان و سپس حاملگی، دچار احساس تکرر ادرار شده ام که دکتر می گوید پس از زایمان برطرف می شود.”

اما فاطمه داستان دیگری دارد. 34 ساله است و 14 سال است به دنبال درمان بوده. می گوید اولش اصلا بچه نمی خواسته و برای معاینه و استفاده از راه های جلوگیری به دکتر مراجعه کرده. قرص های ضد بارداری برایش تجویز شده و تخمدان کیست سازش را تنبل تر و مشکل دارتر کرده است. وقتی که برای درمان عادات ماهیانه نامنظمش به دکتر مراجعه می کند، تازه متوجه مشکل می شود و راه درمان را آغاز می کند. “دکتر اولم دوره های دارودرمانی برای برطرف شدن مشکل تخمدان ها و منظم شدن عادات ماهیانه برایم داد که پس از 2 سال اثر نکرد. دکتر دومم برای ازبین بردن کیست ها، با دستگاهی در چند جلسه از دهانه رحم، کیست ها را می سوزاند که آن هم نتیجه نداد. در این میان دکترهای زیادی رفتم که بی نتیجه بود تا اینکه الان یک سال است در مرکز تخصصی درمان ناباروری تحت درمانم. دارودرمانی، لاپاراسکوپی و هیستروسکوپی را انجام داده ام که بی نتیجه بوده و حالا قرار است از روش IVF استفاده کنم. مرحله اول را هم پشت سر گذاشته ام و 16 جنین فریز شده در 4 دسته دارم، اما به خاطر التهاب تخمدان هایم که ناشی از داروها و آمپول های استفاده شده ام بود، دکتر اجازه نداد مثل دیگران 3 روز بعد ار عمل اول، جنین ها منتقل شوند. قرار است ماه آینده برای انتقال جنین مراجعه کنم.”

فاطمه از نگرانی های خود برای استفاده از داروها و آمپول ها می گوید: “حتماً این حجم دارو، برای بدن مادر عوارضی دارد و من همیشه نگران این عوارضم. یکی از دوستانم که این گونه باردار شده بود، پس از به دنیا آوردن فرزندش، دچار سرطان سینه شد و من نمی خواهم این طوری باردار شوم. بچه نیاز به یک مادر سالم دارد.” وی از نگاه پزشکان به این مسئله گله مند است و می گوید: “دکترها اصلاً به سلامت زن توجهی ندارند. انگار مهم فقط و فقط بارداری است و نه دیگر هیچ. از. یک بار دکترم پرسیدم این داروها ضرری برای خودم ندارد؟ احتیاج به قرص های تقویتی ندارم؟ به شکل بدی جوابم را داد که مگر نمی خواهی بچه دار شوی؟. این حرف یعنی که هر بلایی سرت آمد، اشکال ندارد فقط می خواهیم باردارت کنیم.”

وی از درد شدید تخمدان هایش پس از عمل اول IVF می گوید که منجر به 2 هفته استراحت مطلقش شد. فاطمه به حال و هوای همسرش اشاره می کند که چقدر مشتاق بچه دار شدن است و گرچه در ظاهر خیلی نشان نمی دهد، اما از هرگونه درمانی استقبال می کند. حالا هم با همه نگرانی اش بابت مصرف داروها و انجام مراحل عمل، می خواهد بچه دار شود و فقط امیدوار است که عوارض جانبی این داروها و درمان برایش گران تمام نشود.

خشونتی که زنان آن را به جان می خرند

علم پزشکی گرچه با اختراعات و اکتشافات متعدد، امید به داشتن فرزند و باروری را برای زنان و مردان ایجاد کرده است، اما از طرفی در این حوزه از علم، تنها هدف نهایی، مقدس و مهم شمرده شده و مسائل انسانی و آنچه بر روح و جسم یک زن طی مسیر باردار شدن می رود، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. از طرفی دیگر، فشارهای هنجاری و اجتماعی و فرهنگی در جامعه، زنان را با هویت مادری به مثابه مهمترین و اصلی ترین هویت رو به رو کرده است و به همین دلیل اکثر زنان حاضرند هر گونه هزینه جسمی، روانی و مالی را به جان بخرند تا دارای فرزند شوند. از مراجعه به فالگیر و دعانویس تا طب گیاهی و علم پزشکی؛ همگی راه هایی است که زنان نابارور در طول مسیر درمان خود بسته به امکانات در دسترس و پایگاه اقتصادی اجتماعی خود به آنها رجوع می کنند.

از طرفی دیگر، سایه وجود زن دوم برای همسرشان در صورت عدم باروری، آنها را با حس ناامنی و ترس از دست دادن زندگی رو به رو کرده و به دنبال آن حاضر به انجام هر گونه خشونتی بر جسم و روان خویش هستند تا زندگیشان را حفظ کنند و خود را از کابوس فروپاشی خانواده شان برهانند.

این در حالی است که هزاران کودک بی پناه در مراکز بهزیستی، نیازمند داشتن خانواده و پدر و مادر هستند و ترویج فرهنگ به فرزندی قبول کردن این کودکان، دارای مصلحتی دو جانبه هم برای زوجین نابارور و هم برای کودکان بی سرپرست است. ضمن اینکه برای جامعه نیز سرشار از فایده بوده و نیز تاثیر مثبتی در جهت کم کردن بار مالی دولت در زمینه نگهداری از کودکان بی سرپرست و هزینه های درمان ناباروری دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *