ماجرای نیلوفر اردلان، یک دعوای خانوادگی نیست

ایدا قجر

ایران وایر

خبر را همه شنیده‌اند؛ «نیلوفر اردلان»، کاپیتان تیم ملی فوتبال زنان ایران به دلیل مخالفت همسرش با خروج وی از کشور، از همراهی تیم ملی در بازی‌های آسیایی بازماند. او که تنها چپ‌پای تاثیرگذار تیم است، در صفحه اینستاگرام از این تصمیم شوهر خود نوشت اما دیگر گفت‌وگویی انجام نمی‌دهد و به قول یکی از دوستانش، «نیلوفر کار خود را کرده، حالا وظیفه‌ رسانه‌ها است که به این موضوع بپردازند.»

طبق قانون، خروج زنان از کشور باید با اجازه‌ همسر انجام شود. حتی حضور نیلوفر در تیم ملی نیز جایگاه او را مقابل قانون تغییر نمی‌دهد. او زنی‌ است که اگرچه «خانم گل» ایران است اما شوهرش باید موافق خروج وی از کشور باشد.

«مهدی توتونچی» که روزنامه‌نگار و مجری تلویزیون در برنامه‌های ورزشی است اما حاضر به رضایت دادن نیست. نه او و نه نیلوفر دیگر گفت‌وگویی با رسانه‌ها انجام نمی‌دهند. توتونچی در گفت‌وگویی که پیش از این با روزنامه‌ «قانون» داشت، این مساله را «شخصی و خانوادگی» عنوان کرد که نمی‌خواهد در رسانه‌ها مطرح شود: «در این‌گونه مسایل، مرد خانواده باید ماجرا را مدیریت کند. ایشان ناراحت بودند که همراه تیم نرفتند و مصاحبه‌ای کردند اما من دوست ندارم در این‌باره صحبت کنم تا مشکل را حل کنم. »

مشکلی که برای نیلوفر پیش آمده، به راحتی قابل حل نیست. «ایران وایر» برای همین به سراغ «هوشنگ نصیرزاده» رفته است تا بپرسد آیا فدراسیون و نهادهای ذی‌ربط می‌توانند در این مساله دخالتی داشته باشند؟

نصیرزاده کارشناس مسایل فوتبالی ا‌‌ست، چهار مدرک بین‌المللی از «فیفا» دارد و در نوشتن آیین‌نامه انضباطی فدراسیون فوتبال نقش داشته است. او معتقد است این مشکل باید در خانواده نیلوفر حل شود: «در قوانین ایران، رضایت همسر برای خروج از کشور شرط است و این مساله باید کاملا خصوصی حل شود. برای این موضوع نمی‌توان هیچ‌گونه فشاری به همسر وی وارد کرد. بازیکن وقتی که در اختیار ما قرار می‌گیرد، تابع آیین‌نامه است اما وقتی از خانه نمی‌تواند خارج شود، طبیعی است که ما نمی‌توانیم برای داخل خانه افراد آیین‌نامه وضع کنیم. وقتی در قوانین یک کشور اجازه خروج با همسر است، ما نمی‌توانیم در مقابل این قوانین قیام کنیم.»

نصیرزاده می گوید: «در صورتی‌که مشکل ممنوع‌الخروجی نیلوفر بین او و همسرش حل شود، شاید در صورت دخالت رییس فدراسیون، نام او دوباره در تیم ملی وارد شود.»

معمولا این انتقاد وجود دارد که در نوشتن آیین‌نامه‌ها و قوانین، زنان دخالت ندارند و به همین دلیل قوانین مردانه است و فکری برای مشکل زنان و تناقض‌های آن با مسایل شرعی نشده است. اما نصیرزاده می گوید که در نوشتن آیین‌نامه، «پریا شهریاری»، مدرس مدیریت فیفا نیز حضور داشته است.

اگرچه ممکن است نیلوفر تنها بازیکنی نباشد که به دلیل مخالفت همسرش از مسابقات جا مانده اما می‌توان او را نخستین زنی دانست که این مساله را رسانه‌ای کرده و این قانون را در عرصه‌ رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به چالش کشیده است.

به گفته یک منبع آگاه، پیش از این نیز بازیکنان ورزشی مانند تکواندوکاران به دلیل مخالفت همسران خود از همراهی تیم ملی بازمانده بودند: «تعدادی از بچه‌ها هستند که حتی شوهران آن ها اجازه نمی‌دهند به تیم ملی وارد شوند، چه برسد به سفرهای خارجی. از قبل هم شوهر، پدر یا مادر با ورزش کردن، وارد تیم ملی شدن و سفرهای خارجی ورزشی مخالفت می‌کردند. اما این خیلی دردناک است که سرنوشت تیم ملی یک کشور و بازیکنی عاقل و بالغ که می‌تواند به مملکت و تیم ورزشی خود خدمت و کمک کند، به همین راحتی از تیم خط بخورد. نیلوفر بازیکنی تاثیرگذار است که رفتن یا نرفتن او به این اردوی ورزشی می‌تواند روی تیم و نتیجه‌ آن تاثیر بگذارد.»

این منبع آگاه هم‎چنین یادآور شد اگر این قانون برای تمامی زنان ایران الزامی است، باید راهی پیدا شود که زنان ورزش‌کار را از این قاعده مستثنی کند. همان‌طور که برای کارمندان دولتی این استثنا وجود دارد. فکر نمی‌کنم ارزش یک ملی‌پوش کم‌تر از کارمند دولت باشد.»

بنا به گفته های «اشرف گرامی‌زادگان»، مدیرکل دفتر بررسی‌های امور حقوقی معاونت امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، زنانی که مسوولیت‌های دولتی دارند و به ماموریت‌های دولتی خارج از کشور اعزام می‌شوند، معمولا مشکلی ندارند زیرا دولت گذرنامه خدمت دولتی برای آن‌ها صادر می‌کند.

او گفته است:«مثلا اگر زنی متخصص و مدیر از سوی دولت برای ماموریت به خارج از کشور اعزام شود، دیگر مراحل اجازه همسر برای خروج از کشور را نمی‌گذراند زیرا گذرنامه خدمت دولتی دارد.»

«مریم بابایی»، وکیل دادگستری معتقد است این گره ممکن است با مراجعه به دادگاه توسط نیلوفر حل شود: «مساله‌ای که برای ایشان پیش آمده، خلاف حقوق زنان و حقوق بشر است اما غیرقانونی نیست. تنها راه‌حل این است که به دادگاه مراجعه شود و همان‌طور که قانون گفته، در شرایط اضطرار می‌توان رای دیگری داد و قاضی می تواند روی نظر شوهر رای به خروج قانونی نیلوفر بدهد. اما ما با مساله‌ سلیقه‌ای بودن دادگاه‌ها و قاضی‌ها روبه‌رو هستیم و حکم نهایی به درجه مردسالاری قاضی برمی‌گردد.»

این وکیل دادگستری پیش‌تر پرونده‌ای در اختیار داشته که قاضی روی حکم ممنوع‌الخروجی شوهر رای دیگری داده است: «البته آن هم در حالتی بود که خانم و بچه‌هایش در خارج از کشور زندگی می‌کردند و شوهر به قصد آزار، هنگام سفر آن‌ها را ممنوع‌الخروج کرده بود. قاضی اما به دلیل آن‌که آن‌ها ساکن کشور دیگری بوده و بچه‌ها از درس‌ خود جا مانده بودند، اجازه‌ خروج آن‌ها را فقط برای یک‌بار صادر کرد.»

یک کنش‌گر حقوق زنان ساکن ایران راه دیگری را پیشنهاد می‌کند اما نه برای رفع مشکل نیلوفر بلکه برای پیش‌گیری از این مشکل در موارد آینده: «برای مقابله با این قانون که ریشه در تمکین دارد، می‌توان از شروط ضمن عقد استفاده کرد. به طوری‌که زن از طرف مرد وکالت بلاعزل بگیرد تا به تنهایی بتواند تمامی کارهای لازم برای گرفتن پاسپورت و خروج از کشور را انجام دهد.»

برای این کار آن‌ها باید به دفاتر اسناد رسمی مراجعه کنند و وکالتی بگیرند که کلیه اقدام‌های لازم برای دریافت گذرنامه، صدور المثنی و تمدید آن پیش‌بینی شده باشد. در این وکالت‌نامه باید نام اداره‌ها و کارهایی که انجام شود به تفصیل بیاید و در آن «رضایت کامل و بدون قید و شرط زوج مبنی بر خروج از کشور زن» و هم‎چنین «سلب حق عدول از این رضایت» قید شده باشد.

در صورتی‌که مساله خروج آزادانه زن از کشور در شروط ضمن عقد قید نشود، طبق قوانین ایران، مرد می‌تواند هرگاه که اراده کند این قانون را اهرمی برای مقابله با آزادی همسر خود به کار گیرد. حتی در صورتی‌که زن گذرنامه‌ نیز داشته باشد، هم‏چنان همسر او می‌تواند با شکایت به دادستانی، او را ممنوع‌الخروج کند یا اگر زنی ساکن کشوری غیر از ایران باشد و گذرنامه‌اش در ایران باطل شده باشد، همسر او می‌تواند از تمدید آن خودداری کند.

نیلوفر اردلان از سال ۷۵ فوتسال را در سالن «حجاب» تهران آغاز کرد و از سال ۷۸ – ۷۹ که بازی‌های ملی زنان محدود به کشورهای اسلامی بود، وارد تیم ملی ایران شد. او در سال ۸۸ پیشنهادی مبنی بر بازی در تیم ابوظبی امارات دریافت کرد که مبلغ آن ۱۵۰ میلیون تومان و حقوق ماهیانه ۵ هزار دلار بود. اما این پیشنهاد شروط دیگری هم داشت که باعث شد نیلوفر آن را نپذیرد؛ باشگاه ابوظبی از او خواسته بود که بدون حجاب بازی کند و از صدور اقامت برای همسر و فرزند او خودداری کرده بود.

او اگرچه تصمیم گرفته دیگر با رسانه‌ای گفت‌وگو نکند اما همان ابتدا با استفاده از شبکه‌های اجتماعی مثل اینستاگرام و گفت‌وگو با چند رسانه‌ داخلی، پرده از خشونتی پنهان که در خانه‌اش می‌گذشت، برداشت. نیلوفر نیز معتقد است که باید قانونی برای زنان ورزش‌کار بگذارند. هرچند که همسرش این روزها سکوت اختیار کرده و می‌خواهد «به عنوان یک مرد» این مساله را حل کند.

با این وجود، مشکلی که برای نیلوفر و دیگر زنان ورزش‌کار با توسل به قانون لزوم رضایت همسر در تمامی امور به وجود آمده، تنها مساله‌ زنان ورزش‌کار نیست، آن‌ها در مورد اختصاص امکانات و حتی قدردانی از مقام‌ آوردن آن ها نیز مورد تبعیض قرار می‌گیرند. همان‌طور که پیش‌تر نیز در مورد نایب قهرمانی تیم فوتبال زنان ایران در آسیا شاهد بودیم، نه تنها امکانات آن‌ها با مردان در همین سطح برابری نمی‌کند بلکه هنگام قدردانی از این زنان نیز حتی اجازه ندادند نام‌شان در ورزش‌گاه خوانده شود و برای کل تیم تنها چهار سکه‌ طلا جایزه اختصاص دادند. هرچند مقامی که این تیم کسب کرده بود، برای اولین بار قبل و بعد از انقلاب ۵۷ اتفاق می‌افتاد.

این نمونه ها نشان می دهند قصه نیلوفر یک داستان شخصی خانوادگی نیست، داستانی پرغصه به وسعت ورزش زنان ایران است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *