دشواریهای یک مادر جوان

زیبا فرحزاد

کانون زنان ایرانی

زهرا به تازگی مادر شده است. او فرزند سالم و زیبایی به دنیا آورده است. اما مشکلی دارد که نمی گذارد از شادی تولد فرزندش لذت ببرد. مادر زهرا شاغل است، او در شهرستان کار می کند و نمی تواند بیش از چند روز مرخصی بگیرد. زهرا دلش می خواست دو ماهی را کمک بگیرد تا بهتر شود و دوباره بتواند زندگی اش را مثل قبل اداره کند،پرستاری که بتواند در نگه داری از بچه و کارهای خانه کمکش کند اما شوهرش و همچنین خانواده شوهرش او را انسان زیاده خواه و ولخرجی می بینند. آنها این خواسته او را به تمسخر گرفتند و از گرفتن کمک برای او سرباز زدند. زهرا بعد از زایمان خونریزی شدیدی دارد و نمی تواند کارهای بچه و خانه را همزمان و به خوبی انجام دهد. برای او سخت است که جلوی مادر شوهرش دراز بکشد و از او کمک بخواهد… زهرا به لیسانس معماری اش فکر می کند. به این که از وقتی ازدواج کرد مجبور شد از کار استعفا بدهد چون خانواده شوهرش اعتقاد دارند زنی که کار می کند حتما از شوهر و خانه داری اش کم می گذارد. او فکر می کند که شاید اگر شاغل بود و می توانست مخارج گرفتن کمک از دیگران را خودش بپردازد، شاید به عنوان انسانی زیاده خواه و ولخرج دیده نمی شد…

زهرا می داند که این دوران هم خواهد گذشت… می داند که بهبود خواهد یافت و بچه به سرعت رشد می کند و بزرگتر می شود. اما قلبش شکسته است. به بایدها و نباید هایی فکر می کند که زندگی اش را به نحو غیرقابل تحملی محدود می کنند. به این که شاید اگر زن نبود می توانست برای زندگی خودش تصمیم بگیرد و پاسخ گوی دیگران نباشد. نظر شما چیست؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *