حضور نداشتن زنان در کابینه و مطالبات زنان: عقب‌نشینی بی‌اعتقادی به حضور زنان یا فقدان اراده؟

 

امید معماریان

مطالبات زنان محدود به معرفی وزیر زن در کابینه نیست، اما این موضوع یک اهمیت نمادین دارد. این که نشان می‌دهد مقامات عالی رتبه نظام یا دولت، چقدر نسبت به حضور زنان در مدیریت‌های عالی صادق هستند. بنابراین این حرف آقای نوبخت، سخنگوی دولت، که «اگر وزیر زن معرفی نشود به معنای عدم استفاده از ظرفیت زنان نیست»، از اساس مشکل دارد. این یک تصمیم ساده نیست، بلکه یک عقب نشینی در برابر دیدگاه‌هایی است که از اساس با حضور زنان در جامعه و مدیریت کلان کشور مشکل دارد.

وزیر زن برای این گروه یعنی، شکست یک ایدئولوژی. تصور کنید همان افرادی که می‌گویند اهمیت زنان در خانه و همسرداری چه و چه است، وقتی چند وزیر کابینه زن باشند، چطور می‌توانند به فرزندان خودشان تحمیل کنند که زن فقط باید در خانه باشد؟ که زنان برای برخی کارها ساخته نشده‌اند؟ و توجیهاتی از این دست. هر زنی که در پست یک مدیریت عالی قرار می‌گیرد، هر زنی که برای ورزش قهرمانی سفر می‌کند، زنان کارآفرین، مدیر و دانشگاهی و کلا هر زنی که استقلال حرفه‌ای، اقتصادی، دانشگاهی کسب می‌کند، خلاف الگوهایی است که این دیدگاه متحجر (که هم می‌تواند اصلاح طلب باشد و میانه رو و هم تندرو) از زنان ارائه می‌کنند. برای همین هم فشار برای قرار ندادن زنان شایسته خیلی بیشتر از فشار برای جلوگیری از مردان ناکارآمد و آزمون پس‌داده ِ بی‌کفایت است. آیا روحانی باید به این دور باطل خاتمه بدهد که یک زن شایسته و مدیر و توانمند و ممتاز، در رقابت با یک مرد مدیر درجه سه تا خرخره سیاسی بدون بازده، شانس رقابتش را از دست می‌دهد. اگر آقای روحانی از ظرفیت‌های جامعه زنان در کابینه استفاده نکند، بعد از عقب نشینی در برابر برنامه آموزشی مترقی ۲۰۳۰ می‌توان گفت این دومین عقب نشینی ایشان خواهد بود آن هم در حوزه‌ای تعیین کننده و استراتژیک.

آقای سخنگوی دولت در نظر داشته باشند، که اتفاقا برای دولت آسان‌ترین اقدام برای زنان، و برای نشان دادن به اینکه نسبت به وعده‌هایی که داده است وفادار است، همین انتصاب وزیر زن است. وگرنه دولت آقای روحانی، یا فراکسیون امید مجلس، کدام یک از چالش‌های حوزه زنان در حوزه قانونی و اجتماعی، تحصیلاتی و کاری را به صورت اصولی حل کرده‌اند؟ حتی دولت برای ورود زنان به ورزشگاه‌ها هم در برابر حفره‌های مقاومت و کانون‌های تحجر آنچنان وا داده است که یک چنین موضوع بدیهی هم از زنان دریغ می‌شود. بنابراین وقتی آقای نوبخت می‌گوید «اگر وزیر زن معرفی نشود به معنای عدم استفاده از ظرفیت زنان نیست»، باید از همین الان فاتحه دفاع دولت از شعارها و وعده‌های انتخاباتی و همچنین درنظر گرفتن مطالبات زنان را خواند.

بدتر از سخن آقای نوبخت، سخنان رحمانی فضلی وزیر کشور روحانی در این زمینه بود که نشان دهنده، همان روحیه سرخم کنی در برابر رویکردهای متحجرانه نسبت به حضور زنان در مناصب عالی است. او گفت که «فرمانداران خانم هنوز در سطح استاندار نیستند. باید بروند معاون استاندار بشوند.» این موضوع شایسته بودن و تجربه و امثالهم بخش دیگری از قرائتی است که سد محکمی در برابر زنان شده است. در حالی که خوب است آقای وزیر کشور – به عنوان یکی از بی‌خاصیت‌ترین و بی‌ابتکارترین و خلاصه کم اثرترین وزرای کابینه – بگویند خود ایشان دارای چه شایستگی‌هایی هستند؟ و در سمت کنونی و سمت‌های قبلی خود چه گلی به سر ملت زدند که الان می‌توانند چنین سخنی را درباره شایستگی زنان بگویند؟ چشم بسته می‌توان گفت افراد بسیاری هستند در همین وزارت کشور کنونی که بهتر از رحمانی فضلی می‌توانند وزارت کشور و دیگر وزارت خانه را ارائه کنند. یک نگاهی هم به کابینه آقای روحانی بیاندازیم می‌بینیم که بیشتر از نیمی از این افراد به راحتی تعویض‌پذیر هستن با زنان شایسته و کاردانی که سال‌هاست پشت دیوار اظهارات بی‌مایه مانده‌اند. اتفاقا اگر معیار شایستگی باشد، زنان نه تنها یک یا دو وزیر، بلکه شایستگی انتصاب به دو سوم کابینه را دارند. آن یک سوم هم قطعا وزارتخانه‌هایی است که رهبر مشخص می‌کنند. برای همین باید به آقای نوبخت گفت، انتخاب نکردن وزیر زن، انتخاب نکردن استاندار زن، یا معاون وزیر زن، دقیقا اینها به معنی خلاف وعده آقای روحانی و دولتش به مطالبات زنان، و باور نداشتن به این موضوع است که زنان می‌توانند و شایسته هستند که در مناصب عالی حضور داشته باشند. هر چند یک یا دو وزیر زن، کف مطالبات است، اما بالاخره آقای روحانی باید نشان بدهد فراتر از حرف زدن، وقتی پای عمل می‌رسد، به سمت دیدگاه‌های محدود کننده چرخش نمی‌کند.

حقیقت این است که اگر معیار شایستگی بود، جا برای خیلی از مردان کابینه تنگ می‌شد.

omidmemarian@

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *