روایت‌هایی از شیوه نشستن مردان در وسایل حمل و نقل عمومی

پاهایت را جمع کن

 

ایسنا- «آزار جنسی» محدوده وسیعی از رفتارها را در بر می‌گیرد. از مزاحمت‌های خیابانی گرفته تا سوء‌استفاده و تجاوز جنسی. آزار می‌تواند در شرایط مختلفی اتفاق بیافتد. مثلا در مدرسه، دانشگاه، محل کار و یا حتی در تاکسی و وسایل حمل و نقل عمومی. بله؛ حتی در تاکسی.

اگر شما از آن دسته آقایانی هستید که بدون توجه به فضای محدود وسایل حمل و نقل عمومی با راحتی هرچه تمام‌تر روی صندلی می‌نشینید و اصلا حواستان نیست که تماس بدنتان با خانمی که کنار شما نشسته است، او را اذیت می‌کند، یعنی شما دارید به آن فرد آزار می‌رسانید و دقیقا شما مخاطب این گزارشید.

 

اصلا مهم نیست که شما این کار را عامدانه انجام می‌دهید یا عملی سهوی است. مهم آزاری است که شما خواسته یا ناخواسته به جنس مخالفتان می‌رسانید و حقوق او را نقض می‌کنید. کمی فکر کنید؛ شما سوار تاکسی می‌شوید و خانمی که پیش از شما سوار ماشین شده است، خودش را تا جایی که می‌تواند، جمع می‌کند و به شیشه ماشین می‌چسباند تا با شما تماس جسمی نداشته باشد اما عین خیالتان نیست و فکر می‌کنید این حق شماست که هر طور راحتید، بنشینید. این تصویر ذهنی برایتان آشنا نیست؟

اگر کلمه «آزار» برایتان برخورنده است و با خودتان می‌گویید که فقط در اتومبیل راحت نشسته‌اید و هیچ تماسی با جنس مخالفتان ندارید؛ در پاسخ باید گفت که شاید اسم عمل شما «آزار جنسی» نباشد اما مصداق بارز خشونت فیزیکی و روانی علیه زنان و نقض حقوق و اخلاق شهروندی است.

شاید پاراگراف‌های ابتدایی این مطلب از نظر شما بیش از حد صریح و برخورنده باشد و فکر کنید ناشی از یک نگاه بیش از اندازه جنسیتی است اما نگارنده این مطلب اصلا بر آن نیست که یادداشتی در حمایت از حقوق زنان بنویسد. ما فقط داریم درباره یک عمل زشت و زننده صحبت می‌کنیم که نه تنها در جامعه ما که در بسیاری از جوامع دیگر نیز شایع است تا جایی که زنان ترکیه در واکنش به این عمل زشت برخی از مردان کشورشان در وسایل نقلیه عمومی یک کمپین اعتراضی تشکیل داده‌اند که نامش را گذاشته‌اند: «پاهایت را جمع کن» و «جای من را اشغال نکن.»

این کمپین که به همت زنان ترکیه تشکیل شد، در بسیاری از کشورهای جهان مورد توجه قرار گرفت و تصاویری با این مضمون در فضای مجازی منتشر شد که ناشی از نارضایتی بسیاری از زنان از این رفتار غیراخلاقی برخی مردان است.

هر روز تعدادی از زنان مورد این نوع آزار قرار می‌گیرند اما معمولا برای حفظ شأن و جایگاه خودشان واکنشی به این عمل این مردان نشان نمی‌دهند و سکوت پیشه می‌کنند. در صورتی‌که این موضوع روی آن‌ها تاثیرات روانی دارد و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

این گزارش با همکاری مخاطبان نوشته شده است.

روایت‌های شهروندی

روایت اول ـ خانم بی‌نام: «من شاغل هستم و سال‌ها برای رفت و آمد به محل کارم از وسایل نقلیه عمومی استفاده کرده‌ام. بارها و بارها تجربه چنین شرایطی را داشته‌ام. وقتی سن کمتری داشتم، خجالت می‌کشیدم اعتراض کنم و سعی می‌کردم خودم را جمع‌تر کنم تا جایی که بعضی وقت‌ها مجبور می‌شدم قبل از رسیدن به مقصد از تاکسی پیاده بشوم. وقتی مسن‌تر شدم و روی اعتراض پیدا کردم با گاهی با بی‌تفاوتی و بعضی مواقع هم بی‌ادبانه مردان مواجه شدم. فکر می‌کنم اشکال فرهنگی است و باید روی تربیت پسرانمان بیشتر کار کنیم.»

روایت دوم ـ سحر. ن: «در چنین موقعیتی قرار گرفتن، برای من هم خیلی پیش آمده است. مسافت‌های کوتاه داخل شهر را می‌شود تحمل کرد اما متاسفانه در سفرهای بین شهری تحمل چنین موقعیتی خیلی خیلی آزاردهنده است. هر چقدر ما خودمان را کنار می‌کشیم که آقایان راحت‌طلب و خودخواه لااقل کمی خودشان را جمع‌و‌جور کنن انگار نه انگار! یعنی حتماً باید بهشون توهین کرد و داد و بیداد راه انداخت تا کمی به خودشان بیایند. واقعاً متاسفم! چرا من باید از ابتدای مسیر تا مقصد به سختی بشینم به خودم عذاب بدم ولی آقای مثلا محترم کنار بنده راحت بنشیند و خم به ابرو نیاورد؟ کرایه هر دو نفر ما یک مقدار است، پس چرا به من ظلم می‌شود و همیشه من باید معذب بشینم؟»

روایت سوم ـ دختر دانشجو: «من دانشجو هستم و از تاکسی برای رفت و آمد استفاده می‌کنم. متاسفانه بارها شاهد برخورد زننده و دردناک مسافران آقا نسبت به خودم بودم. کاش اون آقای بیمار فکری و جنسی که این حرکت زشت رو انجام می‌دهد می‌دانست که چقدر خانم‌ها بابت این موضوع ناراحت می‌شوند. اینکه چقدر از لحاظ روانی اذیت می‌شوند و ساعت‌ها همچنان ذهنشان آشفته و پریشان خواهد بود. چرا یک مرد باید به خودش اجازه بدهد اینقدر  بی‌ملاحظه باشد. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، به ناموس خودتون و به دختران سرزمین‌تون احترام بگزارید. شما همان مردانی هستید که اگه خدای ناکرده اتفاقی توی مملکت افتاد و جنگی شد انتظار داریم از ما دفاع کنید. از خاک، دختران و زنان مملکت خودتان.»

روایت چهارم ـ مینا: «من بارها و بارها با این موضوع مواجه شده‌ام. اوایل واکنش نشون می‌دادم ولی هربار می‌شنیدم که «ناراحتی سوار نشو!» تصمیم گرفتم واکنش نشان ندهم ولی تا رسیدن به مقصد خودخوری می‌کنم. تا حدی که وقتی می‌رسم محل کارم کاملا عصبانی هستم.»

روایت پنجم ـ ت. الف: «به نظرم واقعا فرقی نمی‌کند چقدر مواظب خودمان باشیم، بالاخره توی تاکسی یا مترو توسط برخی آقایان گیر می‌افتیم، واقعا شرایط ناراحت‌کننده‌ای است. گاهی اوقات از این همه بی‌ملاحظگی شگفت‌زده می‌شوم. چطور ممکن است آقایان متوجه نباشند که این کار چقدر آزار دهنده است؟ معمولا با احترام از شون می‌خواهم درست بشینند ولی معمولا جوابی بجز توهین نشنیدم. به همین دلیل یکی، دو سالی می‌شود که به هیچ عنوان صندلی عقب تاکسی نمی‌نشینم. واقعا امیدوارم متوجه بشوند که بی‌ملاحظه بودن یک عده سبب شده که حتی فکر کنار مردان نشستن هم برای ما آزارده دهنده باشد.»

روایت ششم ـ مشکات: «چند وقت پیش سوار تاکسی شدم. کنارم آقایی نشسته بود که انگار اصلا حواسش نبود من هم در ماشین هستم. بهش اعتراض کردم که آقا لطفا جمع‌تَر بشینید. خیلی بی‌‌‌ادبانه جواب داد که «بیام رو سر تو بشینم؟» خیلی از جوابش بدم آمد اما از این که راننده هیچ واکنشی نشان نداد بیشتر ناراحت شدم.»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *