دیدگاه بتی فریدان و تحلیل رازوری زنانه

🔻اعطای حق هر جنس به خودش، به رسمیت شناختن کامل آسیب پذیری ها و نیز نیازهایی که هر جنس به محافظت شدن دارد، به معنی توجه به پسر و دختر ورای شباهت های سطحی پس از دوران بچگی آن ها است؛ دورانی که هر کدام بسیاری از مشکلات جنسی خود را به کناری نهاده اند و به نظر می رسد که مشتاق یادگیری هستند و توانایی یکسانی برای یادگیری چیزهای یکسان دارند.

🔻اما هر نوع سازگاری که تفاوتی مثل قابلیت آسیب پذیری یک جنس یا توانایی استقامت جنس دیگر را دست کم بگیرد امکان مکمل بودن دو جنس را از بین می برد و انگار که به شکل نمادین، پذیرندگی سازنده ی مونث و فعالیت نیرومند و برون گرا و سازنده ی مذکر را مهر و موم می کند و هر دو را در یک زندگی خسته کننده خاموش خواهد کرد، جایی که هر دو جنس از نعمت رضایت انسانی که می توانستند از آن برخوردار باشند، محروم هستند.

🔻هیچ موهبت انسانی آن قدر پرقدرت نیست که در شخصی کاکلا شکوفا گردد. مهم نیست که ما با چه اراده ی نیکی آغاز گر برنامه ای باشیم که در آن مردان و زنان را برای مشارکت ویژه و تمام و کمال در همه ی روندهای پیچیده ی تمدن نظیر پزشکی و حقوق، آموزش و دین، یا هنر و علم، پرورش می دهند. هر چه قدر هم که نیت ما نیکو باشد، این کار بسیار دشوار است

🔻اگر وارد کردن زنان به حوزه هایی که برای جنس مذکر تعریف شده است مردان را بترساند، زنان را بی جنس کند، و خروجی زنان را در حوزه های دیگر کم اثر کرده، از شکل بیندازد، آن گاه دیگر فهرست کردن موهبت هایی که زنان در صورت حضور در حوزه های مردانه می توانند داشته باشند، ارزش چندانی نخواهد داشت. چرا که حضور آن ها باعث کنار گذاشتن مردان از آن شغل می شود یا کیفیت مردانی را که وارد آن حوزه می شوند تغییر می دهد.

🔻بی توجهی به نشانه های هشدار دهنده احمقانه خواهد بود؛ نشانه هایی که به ما در مورد شرایط فعلی هشدار می دهند، که در آن زنان با کنجکاوی ها و سائق های خود فریفته می شوند، با میل هایی که تحت یک نظام آموزشی یکسان با مردان شکوفا شده و به طور یکسان برای مردان و زنان بد است.

منبع: بتی فریدان، ۱۳۹۲، رازورزی زنانه، نگاه معاصر، ترجمه فاطمه صادقی و دیگران/دیده بان زنان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *