پروین بختیارنژاد و آزادی و رهایی درونش

به یاد پروین بختیار نژاد

به یاد پروین بختیار نژاد

دکتر حبیب الله پیمان

همه کسانی که درموقعیتهای پرمخاطره و دشوار، وطن خویش راترک می کنند، انگیزه واحدی ندارند، گروهی نگران جان یا معیشت خودوخانواده خویش اند، واغلب آن را ازکسی پنهان نمی کنند.، گروهی می روند تا مجبور به زیرپاگذاشتن ارزشهایی که به زندگی شان معنامی دهد نشوند چراکه حس می کنند در تحت آن شریط، قادر به حفظ چیزهایی که زیستن راارزشمند می سازد، نیستند. گروه سومی می روند تا شرایطی را که در وطن قادر به تغییرش نیستند، با کمک گرفتن از خودی یابیگانه، دوست یا دشمن ازبیرون دگرگون کنند. و تعدادی هم هجرت می کنند نه به این دلیل که نگران سرنوشت میهن یا هموطنان خویش اند، بلکه از محدودیت هایی فرار می کنند که نمی گذارند آزادانه به شیوه های دلخواه خویش زندگی کنند، برای آنها وطن آنجاست که «مزاحمی» نباشد، کسی را باکسی کاری نباشد. وبسیاری زیر تأثیر بیش از یکی ازاین انگیزه ها ترک وطن می کنند. اما ازاین افراد به ندرت کسی بعداز مدتی زندگی وتجربه در غربت وشرایطی بکلی متفاوت، برهمان انگیزه وهدف وشخصیت وذهنیت و رفتار باقی می ماند که پیش از عزیمت باخود داشت و یا با آنها می زیست، سمت وسوی تکاملی و یاانحطاطی تغییرات فکری ور فتاری شخصی واجتماعی افراد در دوران هجرت یکسان نیست. اینها همه براساس حدس وتحلیل وتفسیر نشانه هاست ونمی توان وشایسته نیست درنیت خوانی وصدور حکم درباره انگیزه های درونی اشخاص حقیقی بکاربرد. شایسته ترآن است که افراد را ازروی رفتار وعملکرد اجتماعی وبیرونی شان شناخت و نقد وداوری نمود.

مشی زندگی، فعالیتهای اجتماعی سیاسی و نوشته های پروین بختیار نژاد، تصویر انسانی آزادیخواه و برابری طلب و عدالتخواه را به نمایش می گذاشت. درسالهای سخت وپردرد ورنجی هم که دورازوطن بسر برد، خللی در وفاداری اش به اصول و ارزشهای کلی که به زندگی اش معنامی بخشیدند مشاهده نشد. شاید اوهم مانندبسیاری دیگر انتظارات اولیه اش از اقدام به هجرت ازمیهن برآورده نگشت و به آنچه درآغاز امیدوار بود دست نیافت، اینها دربرابر دستآوردها یی که از پیش شناخته نیستند وآگاهانه هدف گذاری نشده اند، بلکه محصول تجربه زیسته در دوران هجرت وکنش های مورد به مورد به حوادث اند، فاقد اهمیت می باشند. همآنها که پروین را در راستای ارزشهایش متحول ساختند. از تصمیم آگاهانه وشجاعانه وی برای بازگشت به ایران و چشم انداز وبرنامه وطرز رفتار وزیستن متفاوتی را که آغاز کرد و مصمم به پی گیری آنها بود، می شد به تغییر بنیادینی پی برد که دراثرآن ارزشهای اساسی، ازحالت «داشته» ودارایی و یاابزاری درتملک شخص، به نحوه « بودنی» درون ماندگار، تغییر ماهیت می دهند و انضمامی شخصیت اخلاقی واجتماعی انسان می شوند.

این شخصیت و روحیه تازه وشور واشتیاق برای آغاز یک زندگی تازه و آرامش و مهربانی که ازتحول درونی و رضایت خاطر و شادی درون حکایت می کرد، از چشمان دوستانش پنهان نماند. ولی چه دردناک که بیماری مزمن وناتوانی ناشی از سالها فرسایش جسمی وروحی، فرصت رستن و بالیدن درظهور تازه را از وی دریغ داشتند. وافسوس که آرزوی مشاهده ثمرات ونشانه های بیرونی «رخداد» باجسم نحیف اش به خاک سپرده شد ولی این خوشبختی را داشت که رهایی وآزادی درونی و شکفتگی وجودی رااحساس وتجربه کرد وباوفادار ماندن به فرایند حقیقت، از اعتماد به نفس وطمأنینه ناشی از یگانه شدن با رب نامیرای درون خویش سرشار شود.
خود را در غم بستگان و دوستان خانم پروین بختیار نژاد شریک میدانم . روحش شاد.

برگرفته از:https://t.me/drhabibollahpeyman

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *