چه خبر بدی

فرناز سیفی

چه خبر بدی! تونی موریسون، نویسنده‌ی فمینیست و اولین برنده‌ی زن سیاه‌پوست جایزه نوبل ادبیات درگذشت. او یکی از موثرترین نویسنده‌های تاریخ است که از نژاد و نژادپرستی می‌نوشت. برای من اما سویه‌ی فمینیستی این زن هم به‌غایت ستایش‌برانگیز بود. کتاب «آبی‌ترین چشم» را اصلا برای این نوشت که یک آرزوی «ساده‌ی» دوست کودکی‌اش سالیان سال مثل خوره اعصاب و روان او را می‌جوید؛ دوستی که مثل خودش سیاه‌پوست بود و آرزو می‌کرد چشم‌های آبی داشته باشد. موریسون بعدها گفت سال‌ها به این فکر می‌کرد که چه می‌شود که دوست او و دیگران این چنین به خودزنی و تحقیر نژاد خود می‌افتند؟ چه کسی به او گفته بود «زیبا» یعنی زن بلوند و چشم آبی؟ از طریق چه ساز و کارها و با چه فرآیندی در مغز زن و مرد القاء می‌کنند که ظاهرشان «ناکافی» است؟ چطور می‌شود که فراموش می‌کنیم و اصلا حواس‌مان نیست که معیارهای «زیبایی» با نژادپرستی گره خورده و اصلا محصول نژادپرستی است؟ موریسون به «ادبیات متعهد» باور داشت و متنفر بود کسی آثار او را «شاعرانه» خطاب کند. به‌نظرش ادبیات عاری از هدف و جهان‌بینی مشخص، به درد جرز دیوار هم نمی‌خورد. حدود چهار سال پیش داستان کوتاه و تلخی از او در مجله‌ی نیویورکرمنتشر شد: داستان از زبان مادری است که سیاهی پوست خود و همسرش اندک و «کم‌رنگ» بود و بچه‌ای به دنیا آورد که پوست‌اش به سیاهی طولانی‌ترین شب بود. سیاهی غلیظی که همه‌چیز را تغییر داد، همه‌چیز را غمگین و سخت و همیشگی و تلخ‌مزه تغییر داد… . یاد آن جمله‌ی معروف جی‌.سی.واتس می‌افتم که کاش جامعه به اندازه‌ای از بلوغ و شعور می‌رسید که «کوررنگی» می‌گرفت.

برگرفته از کانال تلگرامی فرناز سیفی(خواهر شکسپیر)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.