گیس بریده/روایتی از خشونت علیه زنان

دلبر توکلی

داستان گیس بریده بخشی از  تلخ ترین قسمت زندگی من است که هنوز باورش سخت است. چند ماهی بعد از طلاقم، یک روز محمود صباحی، شوهر سابقم، با من تماس گرفت و گفت که می خواهد مرا ببیند. پذیرفتن این دیدار برایم بسیار سخت بود اما به توصیه مشاورم رفتم تا ناگفته اش را بشنوم. با این که نزدیک به ۱۸ سال از ان روز گذشته به خوبی بیاد دارم که وقتی از کافه زدم بیرون برای اولین بار بود که من دور میدان ولیعصر نمی چرخیدم، این میدان ولیعصر بود که دور سرم چرخ میزد. قلبم تند می زد، مثل همین الان که دارم دوباره این حکایت را می نویسم.

آن روز فهمیدم که چرا یک روز از خانه رفت و هرگز برنگشت. محمود همیشه حافظه خیلی خوبی داشت، تمام کتاب هایی که می خواند را به خوبی در سخنوری استفاده می کرد، در ۲۴ سالگی در دانشکده هنر و معماری دانشگاه ازاد در تهران فوق لیسانس قبول شد، خیلی  زود هم آنجا تدریس را شروع کرد. اما حکایت
گیس بریده از زبان خودش: عاشق یکی از دختران کلاسم شدم، اسمش مریم بود. مریم ۲۰-۲۱ سال داشت و نوعروس بود، شوهرش پزشک بود. ما که رابطه مان شکل گرفت مریم از تازه داماد طلاق گرفت. مادر مریم روانشناس بود و از رابطه ما خبر داشت. قبل از طلاق ما، من مریم را صیغه کردم. در واقع ان روز که از خانه رفتم و هرگز برنگشتم، رفتم خانه مریم، اما پیش از طلاق ما یک روز سر زده رفتم خانه و مریم را با یکی از پسران کلاسم در رختخواب دیدم. با انها درگیر شدم و به رسم لرها، با چاقو گیس های مریم رابریدم. همسایه ها به پلیس زنگ زدند. من گیس های بریده را در یک قوطی ریختم و فردای آن روز با خودم بردم دانشگاه سر کلاس درس. حالا امدم تا تو مراببخشی چون فکر میکنم این نفرین تو بود که این اتفاق برای من افتاد!

محمود صباحی کتابی در همان ایام منتشر کرده که پشت کتاب از گیس بریده نوشته است. وقتی ماجرای کشته شدن رومینا را می خواندم این داستان دوباره زنده شد. قسمت اسفناک این ماجرا این است که رسانه های مختلف فارسی، مردی را که دست به چاقو برد و گیس های یک دختر جوان را برید و به زن خودش هم خیانت کرد، را به عنوان یک محقق و جامعه شناس و روشنفکر به مخاطب معرفی می کند. -متاسفانه نه تنها قانون از چنین خشونت هایی در ایران دفاع می کند، حتا در خارج از کشور هم می بینیم که برخی از برنامه سازان و مدعیان مبارزه با خشونت، دست شان را پشت چنین مردانی می گذارند. چند سال قبل هم خانم … خبرنگار، مصاحبه ای در این مورد با محمود صباحی داشت، اما به رغم آنکه شوهر سابقم آنچه را که من از زبان خودش گفته بودم را تکذیب نکرد، این گزارش هرگز منتشر نشد.

منبع :توییتر نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.