گل صحرا

“عمل ختنه روي صد و سي ميليون زن و دختر در جهان انجام شده است و دست كم هر ساله دو ميليون دختر در معرض خطر قرباني شدن قرار دارند يعني روزي شش هزار دختر.اين كار معمولاً درشرايط كاملاً ابتدايي به وسيله قابله يا زني دهاتي انجام مي شود. از هيچ داروي بيهوشي استفاده نمي شود و دختران با هر ابزاري كه در دسترس باشد مانند تيغ ريش تراشي، چاقو، قيچي، شيشه شكسته، سنگ نوك تيز و در بعضي مناطق با دندان بريده مي شوند….”

ترانه بني يعقوب

Baniyaghub@yahoo.com

گل صحرا داستان زندگي واريس دبري است، زني كه يك مدل بين المللي معروف و در عين حال سخنگوي حقوق زنان در آفريقاست.

واريس وقتي دوازده سال بيش تر نداشت، از زندگي كوچ نشيني صحرايي فرار كرد. چون پدرش در مقابل پنج شتر، ترتيب ازدواجش با مرد شصت ساله اي را داده بود او از صحراي سخت سومالي مي گذرد و به لندن جايي كه به وسيله عكاسي انگليسي كشف مي شود، سفر مي كند. اما با خود خاطرات ناگوار و درد و رنج واقعي سنتي كهن را به همراه مي برد: ” ختنه، وقتي كه او فقط پنج سال داشت، ختنه شده است.” بخش هاي اول اين كتاب به داستان فرار او از صحراي سومالي و دوران كودكي و زندگي كوچ نشيني اش به ويژه در نگهداري از حيوانات مي گذرد.

اما بخش بعدي اين كتاب كه عنوان “آغاز زنانگي” را دارد از تكان دهنده ترين بخش هاي اين كتاب است. و به موضوع ختنه شدن زنان در سومالي اختصاص دارد.

اعتقاد عمومي در سومالي اين است كه چيز هاي بدي ميان ران هاي دختران وجود دارد كه ناپاك و نجس است و بايد از ميان برداشته شود و جاي آنها دوخته شود و فقط اثر زخمي در محلي كه اندام هاي جنسي بوده اند باقي گذاشته شود اما جزئيات واقعي اين آئين همواره براي زنان به صورت معما باقي مي ماند وبراي دختران شرح داده نمي شود. در اين بخش از كتاب واريس از تجربه وحشتناك ختنه شدن خود مي گويد:” ديدم كه زن كولي، زني كه دهاتي بود براي اين كار آماده مي شود او با روسري رنگارنگي كه دورسرش بسته بود و لباس روشن كتاني، شبيه ديگر زنان پير سوماليايي بود به استثناي اين كه لبخندي بر لبش نبود و با خشكي و خشونت به من نگاه مي كرد او نگاهي مرده در چشمهايش بود. بعد كيفي قديمي را كه مثل فرش بافته شده بود زير و رو كرد. چشم هايم رويش خيره شده بود، چون مي خواستم بدانم با چه وسيله اي مرا خواهد بريد.

انتظار كاردي بزرگ داشتم اما به جاي آن كسي كه كتاني كوچكي از درون كيفش درآورد با انگشتان درازش ته كيسه را جستجو كرد و تيغي شكسته از آن بيرون آورد و زير و روي آن را آزمايش كرد.

حالا خورشيد اندكي بالا آمده بود. نور به قدر كافي وجود داشت و مي شد رنگ ها و نه جزئيات را تشخيص داد. با اين حال خون خشك شده را روي لبه دندانه دار تيغ مي ديدم. زن به آن تف كرد و بعد با لباسش پاكش كرد. وقتي او تيغ را تميز مي كرد. دنيا در برابرم تاريك شد، زيرا مادرم شالي را به عنوان چشم بند روي چشم هايم بست.

چيزي كه بعداً حس كردم اين بود كه گوشت اندام هاي جنسي ام بريده مي شدند.

در اينجا واريس مي گويد: وقتي كه گذشته را به ياد مي آورم واقعاً نمي توانم باور كنم چنين اتفاقي برايم افتاده باشد. مثل اين است كه درباره آدم ديگري حرف مي زنم به هيچ وجه نمي توانم تشريح كنم كه چه بر من گذشته است.

او در اين باره مي گويد: مانند اين است كه كسي گوشت ران تان را ورقه ورقه كند يا بازويتان را ببرد. فقط فرقش آن است كه اين قسمت حساس ترين بخش بدن شماست.

فصل هاي بعدي اين كتاب به سفر واريس به لندن و چگونگي كار و فعاليت او به ويژه زندگي حرفه اي اش به عنوان يك مانكن مي پردازد اما هميشه موضوع ختنه شدن همچون داغي بر پيشاني اش باقي ماند و در طول زندگي آزارش مي دهد و تبعات ناشي از آن همچون پريودهاي دردناك و سختي در ادرار كردن همواره آزارش مي دهد.

او وقتي خود را متفاوت با زنان غربي مي بيند بيشتر از مثله شدنش غمگين مي شود.

اما وي هر چه بيش تر پا به سن مي گذارد و با تجربه تر مي شود بيش تر مي فهمد كه تنها نيست و مشكلات جسماني يي كه از زمان ختنه شدنش گريبان گيرش شده است ميليون ها زن و دختر را در سراسر دنيا دچار خود كرده است آنهم به خاطر سنتي كه مبتني بر ناآگاهي است بيش تر زنان قاره آفريقا زندگي شان را با درد و رنج مي گذرانند. چه كسي به زناني كه نه پول دارند و نه قدرت كمك خواهد كرد. در اينجاست كه واريس تصميم مي گيرد به جاي دختراني كه صدايي ندارند حرف بزند.

از اين پس واريس درباره ختنه شدنش صحبت مي كند ابتدا به اين دليل كه اين موضوع او را عميقاً آزار داده است و علاوه برمشكلات جسمي هيچگاه نتوانسته است به لذت رابطه جنسي پي ببرد. و دليل ديگراينكه حالا به عنوان زني بالغ از كشورش مي تواند كاري بكند به جاي تمامي زنان كشورش كه سكوت كرده اند.

امروز واريس به عنوان سفير سازمان ملل در راه توقف ختنه زنان جهان فعاليت مي كند.

طبق برآورد سازمان ملل عمل ختنه روي صد و سي ميليون زن و دختر در جهان انجام شده است و دست كم هر ساله دو ميليون دختر در معرض خطر قرباني شدن قرار دارند يعني روزي شش هزار دختر.

اين كار معمولاً درشرايط كاملاً ابتدايي به وسيله قابله يا زني دهاتي انجام مي شود. از هيچ داروي بيهوشي استفاده نمي شود و دختران با هر ابزاري كه در دسترس باشد مانند تيغ ريش تراشي، چاقو، قيچي، شيشه شكسته، سنگ نوك تيز و در بعضي مناطق با دندان بريده مي شوند. مراحل عمل از نظر خشونت بر حسب موقعيت جغرافيايي و روال فرهنگ نوسان پيدا مي كند كم ترين صدمه اين است كه لبه كليتورس بريده مي شود تا براي تمام عمر مانع لذت جنسي زنان شوند.

واريس ديري اكنون با دكتر “نفيس صديق” مدير اجرايي صندوق جمعيت سازمان ملل كه از اولين زناني است كه مبارزه عليه ختنه را پيش گرفته همكاري دارد و به زودي به آفريقا بر مي گردد تا داستان زندگي خود را بازگو كند و با اين سنت دست و پا گير و بي معناي چهار هزار ساله فرهنگ آفريقايي مبارزه كند.

گل صحرا نوشته واريس ديري و كاتلن ميلر توسط شهلا فيلسوفي و خورشيد نجفي ترجمه و در سال 1383توسط نشر چشمه به چاپ رسيده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.