چالشگري زنان عليه نقش مردان

“چالشگري زنان عليه نقش مردان” اثر ارزنده دكتر مهرداد درويش پور مدرس جامعه شناسي دانشگاه استكهلم است. درويش پور معتقد است كه در ارزيابي موقعيت زنان ايراني تنها به تحت ستم بودن آنان نبايد پرداخت، بلكه شناخت تجربه، قدرت و عمل و چالشگري آنان از اهميت بالاتري برخوردار است، موضوعي كه تم اصلي اين كتاب به شمار مي رود و آن را تا حدودي از تحقيقات مشابه جدا مي سازد.

جامعه شناسي در دهه هاي اخير با بررسي موقعيت زنان در حوزه هاي گوناگون و از جمله در خانواده، نقش ارزنده اي در تعميق تئوري هاي علوم اجتماعي داشته است. در ايران اما بررسي جدي و علمي موقعيت زنان در خانواده، بازار كار و اجتماع هنوز در آغاز راه است. اين در شرايطي است كه امروزه ميل و نياز به آگاهي جنسيتي(Gender conscious) در زنان ايراني عميقاً افزايش يافته است. مجموعه حاضر به تعميق جامعه شناسي جنسيت در ايران به ويژه در عرصه ي خانواده و مهاجرت كمك فراواني مي كند.

برخي از مطالب اين كتاب، فصل هايي از رساله دكتراي درويش پور پيرامون” مسئله زنان، خانواده و مهاجرت” است. اين گفتارها هر چند حوزه هاي متنوعي را در بر مي گيرند، از وجه مشتركي عمومي و ساختاري به هم پيوسته بر خوردارند. اين متون ضمن بررسي عرصه هاي گوناگوني از ستم ديدگي زنان در خانواده و اجتماع در ايران، در غرب و در بين ايرانيان مهاجر، چگونگي وروند به چالش فراخوانده شدن پدرسالاري توسط زنان به مشابه گرايش عمومي و پيامدي از مدرنيته نشان مي دهند.

همچنين، اين گفتارها با تاكيد بر رابطه تنگاتنگ مدرنيته و حقوق زنان نشان مي دهند كه چگونه گفتمان هاي مسلط ديني در ايران، همچون جلوه اي از اقتدار سنت، نقش باز دارنده اي در دستيابي به هر دو عرصه ي فوق ايفا كرده اند. از اين رو در كل كتاب بر تفكر عرفي(سكولاريسم) به مشابه يكي از ملزومات تامين حقوق برابرزنان و مردان و گذار به مدرنيته، تاكيد شده است. و بالاخره، اكثر پژوهش هاي جامعه شناسي با حركت از “تفاوت فرهنگ ها” به بررسي خانواده هاي مهاجر و موقعيت زنان و مردان در جوامعي نظير ايران و مقايسه آن با جوامع پيشرفته غربي مي پردازند. اما در اين كتاب نشان داده شده كه اين موقعيت متفاوت، قبل از هر چيز محصول اختلاف در منابع قدرت زنان و مردان كاهش يابد، اين روابط در حوزه خانواده و اجتماع چهره ي ديگري به خود مي گيرند.

صرف نظر از نخستين گفتار كه به نوعي پيش در آمدي بر كل كتاب است، چهار گفتار بعدي به صورت عمده به بررسي عام وضعيت و حقوق زنان – به ويژه در ايران – ميپردازد. پنج گفتار بعدي اما تمركز ويژه اي بر تحولات خانواده در مهاجرت و در جامعه مدرن دارد.

نخستين گفتار‍” زن ايراني در برزخ سنت و مدرنيته (طرح مقدماتي )” به صورت گذرا به بررسي موقعيت متضاد زن ايراني مي پردازد، كه از يك سو هنوز از سنت رها نشده و از سوي ديگر هم زمان بيش از همه خواهان گذار به مدرنيته است.

گفتار دوم” نسبيت گرايي فرهنگي و جهاني شمولي حقوق زنان و مردان” ضمن بررسي نظريه هاي پست مدرنيستي در نقد فمنيسم و جهان شمولي مدرنيته، از حقوق برابر زنان و مردان به عنوان گفتماني جهان شمول دفاع كرده و از اين زاويه به نقد ” فمنيسم اسلامي” مي پردازد.

گفتار سوم” اسلام، پدرسالاري و فمنيسم” ضمن توضيح مفهوم پدر سالاري، به اختصار به بررسي امكان مطلوبيت (و يا عدم مطلوبيت) سازش بين فمنيسم و اسلام مي پردازد و در پرتو اين نگاه گرايش هاي مختلف فمنيستي در كشورهاي اسلامي چون ايران را بررسي مي كند.

گفتار چهارم ” نگاهي به جمعيت شناسي زنان ايران” پيامد هاي روي كار آمدن حكومت اسلامي را در تغيير موقعيت زنان در حوزه ي تحصيلات،بازار كار،خانواده، باروري و افزايش جمعيت- به ويژه در دهه نخست پس از انقلاب بررسي مي كند. هر چند در اين گفتار به تحولات جمعيت شناسي زنان در ساليان اخير نيز اشاره شده است، اما بررسي دقيق آن و به ويژه پيشروي هاي زنان ايران در چالش شرايط حاكم، نيازمند اطلاعات آماري همه جانبه وقابل اتكايي است كه نويسنده تاكنون به همه آن دسترسي نداشته است.

گفتار پنجم”زناشويي و طلاق در اسلام و در ايران” تصوير روشن تري از قوانين اسلامي حاكم بر ايران و تاثير آن بر ازدواج و طلاق بدست ميدهد. خود ويژگي قوانين اسلامي، موجب شده كه در ايران بر خلاف غرب، باافزايش نفوذ مذهب در قوانين حقوقي، ميزان طلاق ها افزايش بيابند.

گفتار ششم” هويت خانواده ايراني و بررسي علل جدايي ها در خارج از كشور” ساختار متفاوت خانواده در ايران و در غرب و پيامد دگر ديسي در خانواده هاي مهاجر ايراني را مورد بررسي قرار مي دهد. در اين گفتار ساختار خانواده ايراني به ويژه تاثير بحران مهاجرت برآن، به گونه اي گسترده مورد بررسي قرار گرفته است. اين گفتار بر پايه مصاحبه با ايرانيان طلاق گرفته در چندين كشور اروپايي، آمريكا و كانادا استوار است.

گفتار هفتم” چالشگري زنان مهاجر بر عليه نقش مردان” به تاثير مهاجرت در تضعيف پدر سالاري در مناسبات خانوادگي ايرانيان مي پردازد. در اين نوشته تاثير سه عامل جنسيت، فرهنگ و قوميت و موقعيت طبقاتي در نا پايداري زندگي هاي خانوادگي در ميان ايرانيان مهاجر مقيم سوئد بررسي شده است. با اين همه، برنقش تغيير رابطه قدرت بين زنان و مردان، به عنوان اصلي ترين عامل جدايي ها تاكيد شده است.

گفتار هشتم” بررسي خشونت در خانواده هاي مهاجر ايراني” به ريشه هاي خشونت عليه زنان در خانواده مي پردازد. در اين گفتار همچنين با تكيه بر مصاحبه با زنان و مردان مهاجر ايراني در سوئد، تجربه ي آنان از خشونت در خانواده بازگو شده است.

گفتار نهم” خانواده كودك و فرهنگ دموكراتيك” طرحي براي بررسي نظري اهميت خانواده در پرورش روحيه دموكراسي است كه به تفاوت رابطه بين والدين و فرزندان در خانواده هاي استبدادي و دموكراتيك مي پردازد. در اين گفتار، تضاد بين نسل اول و دوم ايرانيان مهاجر در روابط خانوادگي و كشاكش خانواده هاي ايراني مهاجر در بين دو فرهنگ سنتي و مدرن بررسي شده است.

در گفتار دهم “نا پايداري خانواده پدر سالار در جامعه مدرن” نظريات محافظه كارانه ي جامعه شناسي خانواده در آمريكا مورد نقد قرار گرفت” و بر نقش بهبود موقعيت زنان در تضعيف خانواده ي هسته اي بورژوايي و پدر سالار، به عنوان روندي عمومي در دوران پسين مدرنيته، تاكيد شده است.

درويش پور در بررسي خود نشان مي دهد كه با روند جهاني شدن، خانواده نابود نمي شود. اما ديگر آن واحد به هم پيوسته ي پيشين مرتبط با فرهنگ همگون بومي نيز نيست. البته پيامد اين تحول نيز از پيش تعيين شده نيست. درويش پور به روشني نشان مي دهد كه ساختار نوين خانواده، به چگونگي توزيع قدرت در نزد هر يك از اعضاي خانواده وابسته است. او در اين كتاب به شكلي كه در آن توأمان روشنگري تئوريك و جزئيات تجربي به چشم مي خورد، تصوير زنده اي از اين تحول دراماتيك را به ما نشان مي دهد.

كتاب چالشگري زنان عليه نقش مردان” در مه سال 2001 توسط نشر باران در سوئد منتشر شده است.

farideh@irwomen.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.