پرناز حسني ،همسر يك زنداني سياسي :حکومت تحمل شنيدن انتقاد را ندارد

روز آنلاين

سامان رسول پور

s.rasoulpour@gmail.com

محمد صديق کبودوند، مدير مسئول هفته نامه ي توقيف شده ي “پيام مردم” و موسس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان بيش از 50 روز است که در بند 209 زندان اوين زنداني است.وي چهل روز را در سلول انفرادي زنداني بوده و از ده روز پيش هم مسئولان زندان دو متهم به شرارت را که به اعدام محکوم شده اند به سلول وي انتقال داده اند. پرناز حسني همسر اين فعال حقوق بشر در گفتگو با روز مي گويد: “حدود2 ماه است که وزارت اطلاعات حقوق همسرم را قطع کرده و دختر و پسرم به ناچار مشغول به کار شده اند”.

گفتگوي”پرناز حسني” با روز در پي مي آيد.

خانم حسني، آخرين خبر از وضعيت آقاي کبودوند چيست؟

بازجويي ها تقريبا تمام شده و در حال حاضر در بلاتکليفي به سر مي برد و هنوز پرونده به دادگاه ارجاع داده نشده است.

چرا هنوز پرونده ايشان به دادگاه ارجاع داده نشده؟

يکي از دلايلش اين است که با طولاني شدن مدت بازداشت، بيشتر وي را تحت فشار قرار دهند تا اتهامات وارده را در زير فشار قبول نمايد، خود آقاي کبودوند چنين نظري دارد.

آخرين باري که همسرتان را ملاقات کرديد وضعيتشان چطور بود؟

دوشنبه¬ي هفته¬ي گذشته که براي آخرين بار با همسرم ملاقات داشتم، از لحاظ جسمي که خيلي ضعيف شده بود و از لحاظ روحي هم وضعيتش بدتر شده که بهتر نشده است. تا حالا در سلول انفرادي بوده و حالا هم دو زنداني خطرناک را به سلول او منتقل کرده اند.

اين دو نفر چه جرمي مرتکب شده اند و چرا آنها را برده اند کنار آقاي کبودوند؟

فکر نکنم انتقال اين دو نفر که به شرارت متهم شده اند تصادفي باشد.يکي از آنها محکوم به اعدام شده است. حتي اين دو نفر خودشان هم تعجب کرده اند که چرا با آقاي کبودوند در يک سلول به سر مي¬برند.

در روزهاي گذشته اخباري منتشر شد پيرامون فشاربر آقاي کبودوند در زندان براي انحلال “سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان”. اين سازمان که همسرتان موسس آن است، چه نوع فعاليتهايي دارد که الان براي توقف کارهايش وي را تحت فشار گذاشته اند؟

کارنامه¬ي آقاي کبودوند و فعاليتهاي سازمان کاملا روشن است. گزارش هايي در مورد نقض حقوق بشر، حقوق زنان، کودکان، کمپين براي جلوگيري از حکم اعدام، سنگسار و دادگاههاي بدون هيئت منصفه فعاليتهاي همسرم به عنوان رييس اين سازمان، در همين چهارچوب خلاصه شده است.

وضع بيماري ريوي همسرتان چطور است؟

او قبل از زنداني شدن هم بيماري ريوي داشت که البته بعد از 8 روز اعتصاب غذا وخيم تر شد. آخرين باري که وي را ديدم بسيار لاغر و رنگ پريده ترشده بود.

دوستان آقاي کبودوند مي گويند وي مرد صبور و خونسردي است.

صد در صد همينطور است که گفته اند. اما به نظر من برجسته ترين خصوصيت وي راستگويي اوست. در واقع من در طول زندگي حرف نادرست يا کذبي از وي نشنيده ام. به اعتقاد من کسي مي تواند در مورد حقوق بشر حرف بزند که خودش حقوق بقيه را رعايت کند و به باور من همسرم شايسته¬ي اين کار بوده است.

چنين آدمي چرا بايد به زندان بيافتد؟

در اين فضايي که الان در کشورحاکم است، تحمل شنيدن واقعيات کم شده است. براي همين وقتي کسي بخواهد حقيقت را بگويد، يا از دردها و کمبودها حرفي بزند، انواع وصله ها را به او مي چسبانند. يا مي گويند با کشورهاي بيگانه ها در ارتباط است و يا با گروههاي اپوزيسيون رابطه دارد.متاسفانه حکومت ما تحمل شنيدن انتقادات را ندارد.

از وقتي که آقاي کبودوند سازمان دفاع از حقوق بشر در کردستان را تاسيس کرد، زندگي شما چه تغييري کرده است؟

او بيشتر وقتش را براي تهيه¬ي گزارش ها و مصاحبه ها پشت کامپيوتر مي گذراند؛ و چون عمده¬ي کارهاي سازمان را انجام مي داد، رسيدگي به کارهاي شخصي خودش خيلي محدود شده بود.

فکر مي کرديد آقاي کبودوند بازداشت بشود؟

بعد از توقيف روزنامه “پيام مردم” اين حس وجود داشت، اما او در مورد فعاليتهاي سازمان هميشه مي گفت من هيچ کار خلاف قانوني انجام نداده ام و کليه کارهاي سازمان، مدني است و برضد نظام نيست و تنها فعاليتهايي براي احياي حقوق مردم است و راهي براي بيان حق پايمال شده ي مردم ايران و بخصوص کردستان.

از زندگيتان بگوييد و اينکه در غياب همسر، زندگي چه مشکلاتي دارد؟

قبل از بازداشت همسرم، او کار مي کرد و حتي هزينه ي تمامي کارهاي مربوط به سازمان را شخصا پرداخت مي کرد. او به هيچ حزب و گروهي وابستگي نداشت و تمام گزارشات و مصاحبه ها را خودش با کمک ساير دوستان، از مردم عادي و تا کساني که در زندانها بودند تهيه مي کرد. اما حالا که در زندان به سر مي برد حدود 2 ماه است که به دستور وزارت اطلاعات، حقوق همسرم را قطع کرده اند و لذا دختر و پسرم مشغول به کار شده اند. درواقع در غياب همسرم فعلا آنها مسوليت هاي مالي خانواده را به عهده گرفته اند.

مسئول اين مشکلات کيست؟

واقعا اگر گفتن حق جرم است، فکر کنم مقصر ماييم و مجرم اصلي هم دقيقا خود ما هستيم.

در يک جمله بگوييد از اينکه همسر محمد صديق کبودوند هستيد چه احساسي داريد؟

مايه افتخار و سربلندي است. او واقعا همسر و پدر خوبي است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.