تغيير الگوي ابتلا به ويروس ايدز به ضرر زنان است

تغيير الگوي ابتلا به ويروس ايدز به ضرر زنان است –

گفتگو ي فريده غائب با چمني زاده مسئول مركز كاهش خسارات اعتياد

زناني را كه انجمن پرسپوليس (مركز خسارات اعتياد) تحت حمايت خدماتي خود قرار داده است‘ زنان ويژه اي هستند. اين ها هم معتادند‘ هم بيشترشان sexworker (روسپي ) هستند. به گفته فرانك چمني زاده‘ مسئول مركز‘ تا زماني كه براي اين زنان امكانات وجايگزين منا سب شغلي فراهم نشود‘ نمي توان آنها را از اين كار منع كرد. در غير اين صورت راه سالم نگه داشتن آنها و كساني كه با آنها رابطه جنسي دارند‘ فقط آموزش و آگاهي دادن است. مصاحبه ما را با فرانك چمني زاده‘ مسئول انجمن پرسپوليس درباره زنان و ايدز مي خوانيد:

• تعداد زناني كه تحت حمايت مركز قرار دارند چقدراست؟

تعداد اين زنان نسبت به تعداد مردان خيلي كم است. حدود 30 زن از اين مركز سرويس مي گيرند. در اينجا كارهاي زنان مددجو بدون نوبت انجام مي شود. يعني خانمي را كه به اينجا مراجعه مي كند بدون وارد شدن به ليست انتظار متادون‘ حتي اگر شرايط متادون را هم نداشته باشند تحت درمان متادون قرار مي گيرند.

• ولي در سالن طبقه پائين همه مددجويان مرد بودند چرا زنان مددجو حضورشان كم رنگ است. آيا فكر نمي كنيد 30 نفر تعداد كمي باشد؟

اينها نگرانند‘ مي آيند سرويس مي گيرند و سريع اينجا را ترك مي كنند فقط چند نفري كه ميانسال هستند اينجا مي نشينند. الان چون فضا بزرگ تر شده گوشه اي از سالن را به زنان اختصاص داده ايم و خانم ها مي آيند و استراحت مي كنند. تخصيص سرويس ويژه به زنان باعث مي شود كه اعتمادشان بيشتر شود و به درمان نيز راغب شوند. اگر به ليست انتظار بروند مطمئناً ديگر آنها را نخواهيم ديد. چرا كه هم معتادند و هم sexworkerاند و مراجعه آنها به مركز به معناي نياز شديدشان است. حالا اگر دست خالي از اينجا برگردند پيدا كردن دوباره آنها بسيار سخت است.

زنان اينجا تززيقي نيستند همه در شرايط مصرف متادون قرار دارند. حتي شوهران معتادشان را نيز بايد در شرايط متادون قرار دهيم. چرا كه معتقديم وجود افراد معتاد براي اين زنان زحمات ما را به هدر مي دهد. كافي است اينها در خانه هايشان يك بار بوي مواد مخدر را استنشاق كنند. تا دوباره به شرايط قبلي اشان برگردند. براي همين به شوهران اينها نيز در صورت وجود اعتياد‘ سرويس متادون مي دهيم.

• آيا فكر مي كنيد دادن صرف متادون به اين زنان مشكلات را حل مي كند؟

ما برايشان كارهاي مددكاري مي كنيم. در برخي پروژه ها از آنها استفاده مي كنيم مثلاً در پروژه سه روزه ايدز علاوه بر مددكاران از بعضي از مددجويان زن نيز استفاده كرديم. كار آنها آموزش به گروههاي در معرض خطر بود.

همچنين دو روز به راننده هاي ماشين هاي سنگين آموزش داده شد. هنوز اين زنان احساس ناراحتي مي كنند و اعتماد كاملي به ما پيدا نكرده اند. براي اعتماد سازي در پي برگزاري كلاس هايي با اين زنان هستيم كه حداقل هفته اي يكبار دور هم جمع شوند. ايجاد فضاي مشترك و گفت وگو درباره تجاربشان حتماً باعث افزايش اعتماد آنها به ما خواهد شد.

• شما به كار اين زنان اشاره كرديد. آيا خود زنان با مراجعه به مركز درباره كارشان صحبت مي كنند؟

مسئله اعتيادشان در حدي نيست كه درباره كارهايشان توضيح دهند. مسئله اعتيادشان را مطرح مي كنند. اما در ضمن حرفهايشان‘ ما متوجه مي شويم مثلاً مي گويند: فلان كس احتياج به كاندوم دارد به من بدهيد تا به او بدهم. بعضي وقتها هم به خاطر ارزيابي وضعيتشان تعقيبشان مي كنيم. يكي از برنامه هاي آتي ما ايجاد زمينه براي ارتباط بيشتر با اين زنان است. اينها به يك فضاي امن نياز دارند تا دور هم جمع شوند و با هم حرف بزنند. در اين صورت غير از خودشان مطمئناً افراد ديگري را نيز معرفي خواهند كرد.

• از اين تعداد چند نفر مبتلا به HIV مثبت هستند؟

ما مجاز به ارائه آمار به ايدز نيستيم ولي اينكه در ميان آنها HIV مثبت وجود دارد شكي نيست همچنين تقريباً كل مددجويان به هپاتيت C مبتلا هستند .

• مددجويان مردي كه مبتلا به ويروس HIV هستند قطعا زن و خانواده هايي دارند. آيا شما براي خانواده هاي آنها چاره اي انديشيده ايد؟

كار ما فقط در حد مشاوره و آموزش است. اما به آنها مي گوئيم كه در خانه بايد چيزهايي را رعايت كنند و با خانواده هايشان نيز تماس مي گيريم و به آنها اطلاع مي دهيم.

• عكس المل خانواده ها با شنيدن اين خبر چگونه بوده است؟

هر چند اول نگراني و ترس بر آنها غلبه مي كند‘ اما به مرور اين موضوع با آموزش صحيح و آگاهي جا مي افتد. وقتي اين اطمينان را مي دهي كه با رعايت نكات ايمني هيچ اتفاقي نمي افتد اين موضوع تا حدي برايشان حل مي شود.

• شما بعنوان كسي كه هر روز با افراد مبتلا به ايدز سر و كار داريد‘ روند ابتلا به اين ويروس را ميان زنان و دختران چگونه مي بينيد؟

اتفاقاً جلسه اي در دفتر unaids در اين مورد داشتيم. اينكه در دهه قبل اعتياد و تزريقي عامل اصلي مبتلايان به ايدز بودطبق آمارهاي اعلام شده 35تا65درصد مبتلايان به ايدز از طريق تزريق مبتلا شدند. اما الان الگو عوض شده است. يعني مردان از طريق ارتباط با شريك هاي جنسي متفاوت با همسرانشان‘ دوست دخترهايشان‘ و… اين الگو را به ضرر زنان عوض كردند. اكنون آمارها حاكي از افزايش مبتلايان به ايدز به ويژه در زنان است. به طوري كه تعداد مبتلايان به اين ويروس در يك سال گذشته به سه ماه تقليل يافته است. يعني افزايش اين بيماري در سه ماهه گذشته معادل آمار افزايش در يكسال بوده است.الگو به سراغ ارتباط جنسي رفته است. در ارتباط جنسي هم زنان بيشتر آسيب مي بينند. شعار امسال هم به دليل آسيب پذيري زنان است. به دليل ارتباطي كه با همسر‘فرزند و اطرافيان خود دارند.

•نگرش قشر جوان و كساني كه در سن رفتارهاي پر خطر قرار دارند نسبت به اين بيماري چيست؟

سطح اطلاعات و آگاهي بالا رفته است. اما نگرش ها هنوز چندان فرقي نكرده است. جالب است كه برخي از افراد كاملاً به اين موضوع اشراف دارند اما باز كار خود را ادامه مي دهند. در كارناوال ايدز با دو سه نفر برخورد كرديم كه ادعا مي كردند همه چيز را مي دانند. اما همان راه و روش قبلي خود را ادامه مي دادند. اكثراً از دانش و آگاهي خود استفاده نمي كنند. اگر حتي شاهد تغييري در نگرش اين افراد هستيم هنوز استفاده صحيح از اين نگرش را ندارند. اين كار مستلزم آموزش مستمر است. به خصوص به قشري كه از لحاظ فرهنگي و مالي در طبقه پايين جامعه قرار دارند.فرض كنيد خانمsexworker اي كه در بالاي شهر براي خود خانه مجردي دارد وقتي وارد خانه اش مي شود و حتي وقتي در يخچالش راباز كني ممكن است چيزهايي ببيني كه من نوعي آنرا ندارم. پس اين آدم مطمئناً به بيماريهايش هم مي رسد. مطمئناَ در روابط جنسي خود از كاندوم استفاده مي كند. و به هر مشتري جواب نمي دهد. ولي sexworkerهاي طبقه پائين چه از لحاظ فرهنگي و چه از لحاظ بهداشتي به اين مسائل توجهي نمي كنند. در يكي از برنامه هاي آموزشي ما سمت خيابان فدائيان اسلام با چند خانم sexworker برخورديم كه يكي اشان از مددجويان مركزمان بود. چهار پسر جوان ورزشكار تصميم به برقراري ارتباط با اين خانم ها داشتند و مددكاران با ديدن اين صحنه‘به سراغ جوانان رفتند و به آنها كاندوم و آموزشهاي لازم را دادند. آن پسران از عمل خود منصرف شدند و آن خانم با داد وبيداد به مركز آمد كه چرا شما بازار كار مرا كساد مي كنيد.

من فكر مي كنم كه ان خانم نگران طرف مقابل نيست. او فقط مي خواهد با اين كار پولي در حد مواد مخدر و غذاي روزانه اش را تامين كند. حتي كساني را سراغ دارم كه از سر نيازمندي لابه لاي بوته ها كار مي كنند و در طول روز چندين بار براي او اهميت ندارد كه كسي در اين رابطه سالم بماند يا نه. ما حتي به برخي از مددجويان كه كاندوم مي دهيم‘ ما را كتك مي زنند كه چرا چنين كاري مي كنيم.

• با توجه به شرايط فعلي به نظر شما در كدام قشر و طبقه اجتماعي ابتلا به اين بيماري شيوع بيشتري پيدا كرده است؟

اصلاًنمي توان گفت. فقط اينكه افراد طبقات بالا توانايي مراقبت از خود را دارد و نگراني سلامتي اش هم هست. من هنوز در مورد sexworkerهاي طبقه بالا كار نكرده ام. نه اينكه بين آنها اچ آي وي و يا هپاتيت وجود ندارد.خيلي از پسرها با ماشين هاي مدل بالا به شوش مي آيند و با دختران و زنان اين محله ارتباط دارند. اين پسر حتماً دوست دختري در شمال شهر دارد و با او رابطه جنسي دارد و با توجه به اينكه آن دختر نيز به اين رابطه قانع نيست‘ همين طور اين ويروس پخش مي شود و اين زنجيره ادامه مي يابد.

• آيا فكر مي كنيد تنها آموزش افراد بدون همكاري مسئولان اجرايي براي شهري مثل تهران كافي است؟

كسي در نقد كار ما نوشته بود كه چرا بر در و ديوار مركز درباره ايدز هيچ اطلاعاتي وجود ندارد. اما به نظر من همه از شعار خسته شده اند بايد عمل كرد. ما به اين نتيجه رسيده ايم كه آموزش زباني و رفتاري و تكرار آن مفيد تر از شعار است به نظر من تنها راهكار پذيرفتن اين زنان است.

• در طول دو سال كار شما در مركز بدترين خاطره اي كه به ذهنتان مي آيد چيست؟

بدترين خاطره زماني است كه يكي از مددجويان ما مي ميرد. لحظه هاي بسيار بدي است خاطره بد ديگر زمستان هاست كه وقتي صبح مي شد مي بينيم مردان و زنان بسياري درسرما و خيس پشت در ايستاده اند و منتظرند تا در را به رويشان باز كني. اين حس بد هرروز صبح زمستان تكرار مي شود. اينها خاطره هايي است كه بايد ببيني و لمس كني. اينكه يك نفر براي سر پناه چقدر به تو نياز دارد.

Fghaeb@yahoo.com

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *