زنان خياباني ؛ معلول هايی که رو به افزايش اند !

آمارها از افزايش 10 تا 15 درصدی زنان خيابانی ياد می کند

اعطای وام به زنان خيابانی طرحی است که هيچ پشتوانه مالی ندارد، ضمن اين که چنين وعده و وعيد هايی نمي تواند در حل معضل زنان خيابانی به جامعه ما کمکی بکند.

نگاهش پر از نفرت و انزجار است، انگار مي خواهد خشم تمام سال هاي بدبختي را يک باره بيرون بريزد، اما دستانش توان بالا آمدن ندارد، تمام بدنش مي لرزد و اشک آرام آرام روي گونه اش سرازير مي شود، از اين که ديگران درباره اش حرف مي زنند، از اين که هر روز يک طرح و قانون تازه تصويب مي شود و او همچنان در منجلاب بدبختي غوطه مي خورد ، متنفر است. چگونه مي تواند خود را از اين باتلاق بيرون کشد ؟

انگار همين ديروزبود که با هزار اميد و آرزو لباس سپيد عروسي را پوشيد و تاج گلي بر سرگذاشت وخود را سپرد به دستان ماهر عذري خانم آرايشگر تا به صورتش ، رنگ و لعابي دهد و با هلهله دوستان و آشنايان و غرق در روياهاي دور و درازش راهي خانه بخت شود، اما …

حالا او ديگر آن دختر معصوم 13 ساله نيست که دلهره شب عروسي رهايش نمي کرد، 15 سال از آن روزها گذشته و او نام زن خياباني را با خود يدک مي کشد، وقتي با شوهرش به تهران آمد تا به قول او در ناز و نعمت زندگي کند هيچ فکر نمي کرد اين مار خوش خط و خال زندگي او را به کام نيستي بکشاند، خيلي زود فهميد اعتياد يعني چه، شوهر معتاد چگونه شوهري است ، زندگي در فقر، نداري و شب ها با شکم گرسنه خوابيدن چه حال و هوايي دارد.

اولين باري که يک ماشين آخرين مدل جلوي پايش ترمز کرد، نمي دانست بايد چکار کند، اما حالا خوب مي داند، او حالا دوست ندارد در مورد وام اشتغال زنان خياباني و گذراندن دوران بازپروري حرف بزند، براي او که سال ها است اين نام را يدک مي کشد بازپروري و برگشتن به آغوش گرم خانواده معنايي ندارد، اصلا کدام خانواده ، او که جز يک شوهر معتاد خانواده ديگري ندارد.

وام خود اشتغالي زنان خياباني

ارديبهشت ماه سال 1383 بود که مدير کل دفتر آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي اعلام کرد، زنان خياباني که دوران بازپروري را بگذرانند وام اشتغال مي گيرند. البته اين طرح از 2 سال قبل به طور آزمايشي شروع شده بود و زنان خياباني که در اين مدت به حرفه آموزي در مراکز بهزيستي پرداخته اند وام خود اشتغالي دريافت کردند.

مبلغ اين وام بين يک تا 3 ميليون تومان اعلام شده است، اما سوال اينجاست که سازمان بهزيستي چقدر نيرو دارد که بتواند اين زنان را زير نظر گرفته و از بازگشت آنها به زندگي عادي مطمئن شود و بعد چنين وامي را در اختيار آنها قرار دهد، حتي 200 زن خياباني که تحت بازپروي بهزيستي قرار گرفته اند و وام خود اشتغالي را دريافت کرده اند نيز معلوم نيست که براي باز پرداخت وام مجبور به بازگشت نشده باشند.

اين در حالي است که آمارها از افزايش 10 تا 15 درصدي زنان خياباني ياد مي کند، البته آمار رسمي تعداد زنان خياباني را 4 هزار نفر اعلام کرده که اين آمار مربوط به سال 83 است و سازمان بهزيستي هنوز آمار جديدي از اين زنان اعلام نکرده است.

سازمان بهزيستي اعلام کرده است که براي نگهداري زنان خياباني 17 مرکز در استان هاي مختلف کشور راه اندازي شده است و البته در برخي از استان ها نيز به دليل اين که ساماندهي زنان خياباني را غير اخلاقي مي دانند با مخالفت هاي شديد مانع از راه اندازي اين مراکز شده اند.

براي اطمينان خاطر وام خود اشتغالي به کارفرمايان داده مي شود

اما معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي در گفتگو با خبرنگار اجتماعي خبرگزاري مهر در باره طرح ساماندهي زنان خياباني و اعطاي وام به اين افراد مي گويد: طي آخرين تصميم سازمان بهزيستي و براي اطمينان خاطر وام خود اشتغالي به کارفرمايان تعلق مي گيرد و در شرايط ويژه اي وام مستقيما به زنان خياباني داده خواهد شد.

دکتر سيد حسن علم الهدايي مي افزايد: زناني که در مراکز بازپروي بهزيستي دوران بازپروري خود را که از 6 ماه تا 2 سال در نظر گرفته شده بگذرانند و کاملا ثابت شود که اين افراد از اعمال گذشته خود دست کشيده و به زندگي عادي روي آورده اند به کارگاه ها و کارخانه هاي مختلف براي کار معرفي مي شوند که وام در نظر گرفته شده به کارفرما داده مي شود تا اين افراد را به کار گيرد.

وي خاطر نشان مي کند: دوران بازپروري اين زنان نيز دوراني است که بايد به آن توجه شود چرا که اغلب اين زنان در دوران بازپروري با مشکلات ويژه روحي و رواني مواجه مي شوند ، آنها احساس مي کنند که تحقير شده اند و لذا فشارهاي روحي و رواني زيادي را متحمل مي شوند، به همين دليل و فقط براي اين منظور که ما مطمئن شويم بعد از اين دوران افراد دوباره به شرايط قبلي خود بازنمي گردند به جاي پرداخت وام به زنان اين وام را به کارفرما مي دهيم.

معاون امور اجتماعي سازمان بهزيستي ضمن اشاره به پيگيري وضعيت زنان خياباني توسط بهزيستي مي گويد: اين زنان بعد از گذراندن دوران بازپروري و مشغول به کار شدن رها نمي شوند و توسط مددکاران بهزيستي وضعيت آنها همواره کنترل مي شود، حتي ما تلاش مي کنيم آنها را به خانواده هايشان بازگردانده و در صورت فراهم بودن شرايط آنها را به تشکيل زندگي مجدد ترغيب مي کنيم.

وي در خصوص طرح اوليه بهزيستي و اعطاي وام به زنان خياباني تصريح مي کند: متاسفانه اين طرح به صورت نادرستي مطرح شد، تا حدي که سازمان بهزيستي را به ترويج فساد محکوم کردند ، در حالي که از همان ابتدا هم ما عنوان کرده بوديم به زنان اين وام تعلق مي گيرد که دوران بازپروري را بگذرانند، البته بعد از بررسي هاي لازم تصميم بر اين شد که وام به کارفرما داده شود تا اشتغالزايي صورت گيرد.

دکتر علم الهدايي در خصوص تعداد زناني که تحت پوشش اين برنامه قرار گرفته اند اظهار بي اطلاعي مي کند و مي افزايد: آمار دقيقي ازتعداد اين زنان در دست ندارم، شايد در حدود 200 نفر تحت پوشش اين طرح در 30 مرکز کشور قرار گرفته اند.

هميشه علت ها ناديده گرفته مي شوند

اين در حالي است که رئيس انجمن مددکاري ايران در اين باره مي گويد: اعطاي وام به زنان خياباني طرحي است که هيچ پشتوانه مالي ندارد، ضمن اين که چنين وعده و وعيد هايي نمي تواند در حل معضل زنان خياباني به جامعه ما کمکي بکند.

دکتر مصطفي اقليما مي افزايد: دادن وام به زن خياباني که هيچ شغلي ندارد چطور صورت خواهد گرفت، در بسياري از موارد سازمان بهزيستي به دختران خياباني که بعد از مدتي از مرکز نگهداري بهزيستي مرخص مي شوند 500 هزار تومان وام براي اجاره مسکن مي دهد که اين مبلغ هيچ دردي از آنها دوا نمي کند.

وي تصريح مي کند: متاسفانه سازمان بهزيستي هيچ گاه به علت ها فکر نمي کند، زن خياباني يک معلول است، ما بايد به علت هاي به وجود آورنده او توجه کنيم ، زني که شوهرش فوت کرده و حالا براي پرداخت هزينه هاي زندگي با مشکل مواجه است، چطور مي تواند به زندگي عادي بازگردد، يک ميليون و 3 ميليون چه دردي از او که بايد هزينه زندگي را بپردازد و کرايه خانه بدهد دوا خواهد کرد، آن هم با شرايطي که خانواده هاي داراي سرپرست در زير خط فقر زندگي مي کنند، جايگاه زن خياباني کجاست.

دکتر اقليما خاطر نشان مي کند: سازمان بهزيستي چقدر بودجه دارد که بتواند تمام زنان خياباني را تحت پوشش اين طرح قرار دهد، چقدر خوب بود که چنين بودجه هايي صرف کارهاي بنيادين تري مي شد تا علت هايي چون عدم اشتغال ، نداشتن مسکن و فقر از بين برود تا معلول هايي چون زنان خياباني و دختران فراري به وجود نيايد.

وي مي افزايد: متاسفانه پرداختن به حواشي است که هميشه ما را از اصل مطلب دور مي کند، معضل زنان خياباني هم مثل معضل اعتياد است، در بر اندازي معضل اعتياد چقدر موفق بوده ايم که حالا بخواهيم در جمع آوري زنان خياباني و جلوگيري از رشد روز افزون آنها موفق باشيم، شايد سازمان بهزيستي بتواند 20 نفر از اين زنان را تحت پوشش قرار دهد و يا حتي 200 نفر را اما شرايط کنوني جامعه خود عامل موثري در افزايش تعداد اين افراد است ، با شرايط بايد چه کنيم؟!

رييس انجمن مددکاري ايران همچنين با تاکيد بر شناسايي علتها در حل آسيبهاي اجتماعي مي گويد : زنان خياباني دو دسته اند ، گروهي که به دليل مشکلاتي مانند اعتياد همسر ، فقر اقتصادي و ناداري به اين منجلاب کشيده شده اند و دسته اي ديگر زناني که در باندهاي مافيايي کار مي کنند و به شکار دختران و زنان جوان مي پردازند ، قطعا برخورد با اين دو دسته بايد متفاوت باشد .

آنچه سازمانهاي حمايتي مانند بهزيستي بايد به آن اهتمام کنند ارائه طرح هاي کارشناسانه با رويکرد حذف علتهاست ، چيزي که خلا آن در اين سازمان بخوبي احساس مي شود و به جاي مبارزه با علت هاي پديد آورنده آسيب ها ، با هدر دادن بودجه فقط به معلول توجه مي کنند .

به نقل از خبرگزاري مهر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *