آزار جنسي در محيط‌هاي كاري ، علي قديمي

اگر چه هنوز هم نقش حجاري شده‌ي مرد شكارچي و زن آشپز همچنان بر در و ديوار‌هاي ذهن باقي است،‌ اما چه بخواهيم و چه نخواهيم، زندگي كم و بيش مدرن و پيچيده‌ي اين روزهاست كه مردان و زنان امروز را مجبور مي‌كند چشم‌هايشان را به سوي تنگنا‌هاي اقتصادي و يا ديگر فرزند‌هاي يك جامعه‌ي پيچيده خيره كنند و آن نقش حجاري شده را ناديده بگيرند. اين نقش‌هاي كهنه حتي در ذهن مردمان كشور‌هاي پيشرفته هم هنوز وجود دارد. اگر بپذيريم كه اين شرايط زندگي است كه چنين نقش‌هايي را حجاري مي‌كند، بايد انتظار داشت كه تغيير شرايط هم نقش‌هاي جديد بيافريند.

اشتغال زنان و شاخ و برگ‌هاي روئيده شده از آن،‌ بي‌شك يكي از مهم‌ترين بحث‌هايي است كه در عبور از برزخ ميان جامعه‌ي سنتي و مدرن پيش مي‌آيد. در ايران هم اشتغال زنان كه روزگاري تابو بود و تفاوتي با يك دشنام خرد كننده به مردان نداشت، مي‌خواهد آرام آرام تبديل به واقعيتي گريز ناپذير شود.

زماني كه صحبت از مشكلات زنان در محيط كار مي شود، مسائلي چون حق اجازه‌ي كار و يا تبعيض ، در ذهن تداعي مي‌شود. اما آيا گرفتاري‌هاي زنان در محيط كار تنها محدود به همين موارد است؟ اينطور كه از شواهد برمي‌آيد، زنان در محيط كار، علاوه بر تبعيض و بي‌عدالتي چه در پرداخت دستمزد و چه از لحاظ جايگاه شغلي، از نوعي آزار جنسي هم گله دارند.

آزار جنسي در محيط كار مي‌تواند به عنوان استفاده از اقتدار شغلي يا قدرت، به منظور تحميل خواست‌هاي جنسي تعريف شود(1). از ديد جامعه شناسان، آزار جنسي در محيط كار بسيار معمول است. برپايه‌ي گزارش‌هاي شخصي در انگليس برآورد شده كه از هر ده زن، هفت زن در دوره‌ي زندگي شغلي خود به مدتي طولاني دچار آزار جنسي مي‌شوند[2] . آيا آزار جنسي در محيط‌هاي كاري ايران هم وجود دارد؟ براي پاسخ به اين سؤال به جستجوي اطلاعات آماري پرداختيم اما هيچ آماري در اين زمينه به دست نيامد. تنها در جزوه‌اي كه به كوشش «كميته‌ي جمع آوري اسناد و گزارشات كمپينگ مبارزه با خشونت عليه زنان» به مناسبت 8 مارس در سال 1382 منتشر شده بود، در گزارشي با عنوان «خشونت كاري،‌ اعمال سلطه‌ي كارفرمايان» به رواج گسترده‌ي آزار جنسي زنان در محيط‌هاي كاري ايران اشاره شده بود(3). جستجو براي يافتن زناني كه با چنين مسئله‌اي در محيط كار برخورد كرده بودند آسان بود. تقريباً هيچ كدام از سؤال شوندگان منكر وجود آزار جنسي در محيط‌هاي كاري نشدند، بلكه يا خود گرفتار چنين رفتار‌هايي شده بودند و يا اين مسئله را از نزديك ديده بودند. اما به دليل تابو بودن مسائل جنسي و مخصوصاً اين مورد، يافتن فردي براي مصاحبه بسيار دشوار بود‌ اما سرانجام سه نفر از سؤال شوندگان حاضر به صحبت شدند.
پيش از آنكه وارد گفتگو با شاهدان شويم، بهتر است «آزار جنسي» را قدري بشكافيم. دقيقاً به چه عملي آزار جنسي در محيط كار مي‌گويند؟ دكتر علي اصغر سعيدي، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران، بسياري از رفتار‌هاي به ظاهر بي‌اهميت مردان در محيط كار را به نوعي آزار جنسي تعبير مي‌كند:

در كشور‌هاي اروپايي، بسياري از حركات كم اهميت مردان در محيط كار، آزار جنسي محسوب مي‌شود و برعكس تصور ما با اين مسئله با وسواس بسيار زيادي برخورد مي‌شود. به عنوان مثال مي‌توان به ليست بلند بالايي كه اخيراً در يكي از تحقيقات اجتماعي درباره‌ي آزار جنسي به كار رفته اشاره كرد. در اين ليست، آنچنان با دقت و وسواس به موارد به ظاهر جزئي اشاره شده كه به جرات مي‌توان گفت اكثر حركات عادي مردان در محيط‌هاي كاري ايران را دربرمي‌گيرد. مثلاً حركاتي مثل خاراندن بدن، گرفتن ژست‌هاي سكسي، تعريف لطيفه‌هايي كه به نوعي مربوط به مسائل جنسي باشند و حتي صحبت درباره‌ي قسمت‌هايي از بدن، در محدوده‌ي آزار جنسي قرار مي‌گيرند. اين ريز بيني و اهميت زياد به جزئيات نشان مي دهد حتي در كشور‌هاي پيشرفته كه بسياري از مسائل جنسي حل شده، موضوع آزار جنسي در محيط ‌هاي كاري تا چه حد اهميت دارد.

بنابراين، مسئله بيش از آنكه به نظر مي‌رسد حساس است،‌ تا آنجا كه حتي كوچك‌ترين عملي كه سبب شود يك زن در محيط كار بدون تمايل واقعي به سمت مسائل جنسي متوجه شود، آزار جنسي به حساب مي‌آيد. اين در حالي است كه در تفكر اغلب زنان ايراني، آزار جنسي زماني معني مي‌گيرد كه ارتباط فيزيكي برقرار شود در حالي كه به گفته‌ي دكتر سعيدي، حتي يك نگاه يا يك حركت به ظاهر عادي هم مي‌تواند آزار جنسي به حساب آيد.

اما مسئله‌اي كه پس از اين مرزبندي فكر را به خود مشغول مي‌كند اين است كه آيا تنها مردان عامل بروز آزار جنسي در محيط كار هستند، يا آنكه زنان هم مي‌توانند به نوعي در پيدايش زمينه‌ي آزار جنسي دخيل باشند؟ براي يافتن پاسخ، اين سؤال را از سه خانم شاغل كه همگي وجود آزار جنسي در محيط كار را تاييد يا شخصاً تجربه كرده بودند، پرسيديم. به اعتقاد اين خانم‌ها رفتار يك زن در محيط كار به نوعي تعيين كننده‌ي رفتار كارفرما يا فرد ارشد با اوست. تهمينه مرادي، 27 ساله،‌ مهندس شيمي و متاهل، رفتار زنان در محيط كار را بر چگونگي برخورد مردان موثر مي‌داند و اعتقاد دارد اگر رفتار زنان در محيط كاري مناسب باشد، تعرض كمتري از طرف مردان صورت مي‌گيرد. خانم ليلا س. هم كم و بيش به همين نكته اشاره مي‌كند و با آوردن مثال‌ها يي از مشاهداتش، از زناني مي‌گويد كه با رفتار‌هاي خاصي راه را براي پهن شدن سفره‌ي آزار جنسي هموار مي‌كنند. زهرا س . يکي ديگر از مصاحبه شوندگان پا را از اين هم فراتر مي‌گذارد و اين قشر زنان را عامل اصلي ترويج آزار جنسي در محيط‌هاي كاري مي‌داند. شايد اين تفكر غالب نزد زنان، نشات گرفته از فرهنگي باشد كه زنان را بر حسب ميزان پاكدامنيشان طبقه بندي مي‌كند. زماني كه چنين تفكري در جامعه وجود داشته باشد، پاكدامني و متانت سنتي در چشم زنان هم افق وسيعي پيدا مي‌كند و آن وقت است كه بر روي رفتار‌هاي زناني كه از مرز‌هاي پاكدامني فراتر روند، ‌حتي بيش از مردان حساسيت نشان مي‌دهند. اين واقعيت را مي‌توان به راحتي در اجتماع ديد. در بافت سنتي‌شهر‌ها يا در شهر‌هاي كم جمعيت، زناني كه پا را فراتر از چارچوب‌هاي تعريف شده‌ي رفتاري مي‌گذارند، پيش از مردان، مورد اعتراض زنان قرار مي‌گيرند. شايد درباره‌ي آزار جنسي در محيط كار‌هم چنين نگرشي در جامعه و نزد زنان وجود داشته باشد. اما بهتر است از اين قيد و بند‌ها آزاد شويم و به دنبال واقعيت بگرديم.

دكتر مصطفي اقليما، استاد دانشكده‌ي بهزيستي و توانبخشي هم به نوعي رفتار زنان در محيط كار را در پيدايش بستر مناسب براي آزار جنسي موثر مي‌داند. اگر چه دليل بروز چنين رفتار‌هايي را از سوي زنان، مشكلات عاطفي و خانوادگي مي‌داند. اما دكتر علي اصغر سعيدي با اين تحليل مخالف است و به اين مسئله از زاويه‌ي ديگري نگاه مي‌كند:

ماركس، در آثارش از تناقضي سخن مي‌گويد كه ميان ذهن و عين وجود دارد. ممكن است عين، چيزي نباشد كه ذهن انسان مي‌خواهد. دراينجاست كه انسان اگر ببيند قادر به عوض كردن عين نيست، ذهنش را عوض مي‌كند. ماركس در حقيقت اين مسئله را براي تربيت انقلابيون مطرح مي‌كند و به آنان گوشزد مي‌كند كه اگر عوض كردن عين، يا شرايط فيزيكي به آساني مقدور نباشد، نبايد ذهن، يا همان ايدئولوژي شما دستخوش تغيير شود. اين تعبير ماركس را مي‌توان تعميم داد و رفتار برخي از زنان در محيط كار را هم با همين گفته‌ تحليل كرد. زماني كه زنان در محيط كار با انواع بي‌عدالتي‌ها و تبعيض‌ها مواجه مي‌شوند و مي‌بينند اعتراضشان به جايي نمي‌رسد و در حقيقت نمي‌توانند عين را عوض كنند، ناچار ذهن خود را عوض مي‌كنند و براي دست يافتن به مطالباتي كه از آنان سلب شده، راه‌هاي ديگريرا پيش ميگيرند. به عنوان مثال زني كه در محيط كار با موانعي برخورد مي‌كند كه در خود توان گذر از آن هارا نمي‌بيند، ذهنش را عوض مي‌كند و تلاش مي‌كند از راه‌هايي ديگر به حق و حقوق خود دست يابد.


بنابراين حتي اگر معتقد باشيم كه در مواردي اين زنان هستند كه به نوعي شرايط را براي به وجود آمدن آزار جنسي آماده مي‌كنند، بايد بپذيريم كه در اصل همين زنان قربانيان بي‌عدالتي و تبعيض در محيط‌هاي كاري هستند و اگر چه امكان دارد به برخي مطالبات خود برسند، اما بايد بهاي سنگيني هم بپردازند و اين خود همان بازگشت به مفهوم آزار جنسي است.

آزار جنسي در محيط‌هاي كاري ايران
به ابتداي راه بازمي‌گرديم. اثبات وجود آزار جنسي در محيط‌هاي كاري، نيازمند استناد به آمار رسمي و معتبر در اين باره است. همانطور كه گفته شد، هيچ آماري در اين زمينه به دست نيامد. دكتر مصطفي اقليما اعتقاد دارد آزار جنسي در ايران به شدت رواج دارد اما هيچ آمار دقيق و قابل استنادي در اين باره وجود ندارد، چرا كه چنين مسائلي تابو هستند و نزديك شدن به آن‌ها دشوار است. يافتن يكي از قربانيان آزار جنسي سخت نبود، اما چه كسي حاضر بود در اين باره سخن بگويد؟ سرانجام ليلا س، 22 ساله و مجرد حاضر شد تجربياتش را در اين زمينه بازگو كند:
از 19 سالگي وارد محيط كار شدم، در آن سن و سال آشنايي چنداني با مشكلات زنان در جامعه و مخصوصاً محيط كار نداشتم، فكر مي‌كردم محيط كار بايد محيطي قانونمند و به دور از مسائل حاشيه‌اي باشد،‌ اما در اولين تجربه‌ي كاري به اين مسئله (آزار جنسي) برخورد كردم. كارفرماي من كه مردي پنجاه و چند ساله بود در همان اولين روز‌هاي كاري مرتباً به من گوشزد مي‌كرد كه بايد با رفتار‌هاي كارفرما سازش پذير باشم. اوايل متوجه منظور‌ش نمي‌شدم و تلاش بيشتري در انجام وظايفم مي‌كردم اما با گذشت زمان متوجه شدم كه ايشان قصد ديگري دارند و سرانجام به طور مستقيم به من پيشنهاد سكس دادند. من هم آنجا را ترك كردم و ديگر پي‌گير موضوع نشدم. روز‌هاي آخر متوجه اين موضوع شده بودم كه كارفرما به اكثر خانم‌هاي كارمند چنين پيشنهاداتي داده بود، اگر كسي مي‌پذيرفت به كار ادامه مي‌داد،‌ در غير اين صورت كار را ترك مي‌كرد.
يك سال بعد از آن در محل ديگري مشغول به كار شدم. با توجه به تجربه‌اي كه كسب كرده بودم، خيلي زود متوجه شدم كه كارفرما قصد دارد رابطه را از محدوده‌ي روابط معمول كاري خارج كند و به مسائل خصوصي بكشاند، اول تلاش كردم اجازه‌ي چنين كاري را ندهم، اما با اصرار‌هاي مداوم و درخواست مستقيم و بي‌پرده‌ي كافرما مواجه شدم و در نهايت باز هم مجبور شدم كار را رها كنم، چون وقتي جواب منفي به درخواستش دادم شرايط كار را براي من سخت و در نهايت غيرقابل تحمل كرد.
پس از آن در يك مؤسسه‌ي آموزشي مشغول به كار شدم، مؤسسه توسط دو آقا اداره مي‌شد، يكي مجرد و ديگري متاهل، آقايي كه متاهل بود، كم كم تلاش كرد به من نزديك شود و به هر شكلي كه شده مقصودش را برساند، اين مسئله موجب اختلاف ميان او و شريك ديگرش شد. در نهايت، مستقيماً به من پيشنها د داد و من مجبور شدم يك بار ديگر كارم را ترك كنم.
در دو محل ديگر هم كار كردم كه چنين اتفاقاتي نيفتاد و مشكلي نداشتم، فقط در يكي از موارد كه شركت نسبتاً بزرگي بود،‌ يكي از مديران مياني به من پيشنهاد ارتباط خصوصي‌تر داد كه با اعتراض من مواجه شد و در نهايت ايشان اخراج شدند.

شايد اولين چيزي كه ذهن را به خود مشغول كند، همان تابو بودن بيان چنين تجربياتي از سوي قربانيان باشد. اگر چه تابو بودن مسائلي كه به نوعي به روابط جنسي مربوط مي‌شوند، در تمامي كشور‌هاي جهان، با شدت كم يا زياد به چشم مي‌خورد. كم نيستند كساني كه تابو بودن اين مسائل را ارج مي‌نهند و اعتقاد دارند اين واقعيت‌هاي زشت،‌ همان بهتر كه در پس پرده باقي بمانند، چرا كه بيان كردنشان نه تنها مشكلي را حل نمي‌كند، بلكه خود باعث رواج بيش از پيش اين معضل مي‌شود و شايد در جامعه‌ي ما هم غالب بودن چنين ديدگاهي است كه به مخفي ماندن چنين معضلاتي مي‌انجامد. تمايل به مخفي نگاه داشتن كليه‌ي مسائل و مشكلات فردي يا اجتماعي كه به نوعي مربوط به مسائل جنسي مي‌شوند آنچنان رواج دارد كه حتي در مواردي از سوي افراد يا سازمان‌هاي دولتي انكار مي‌شوند. حتي در مواردي آمار‌ها و تحقيقات علمي اين حوزه دور از دسترس نگاه داشته مي‌شوند.

دكتر مصطفي اقليما هم پنهان ماندن معضلات جنسي در ايران را تاييد مي‌كند، اما اين پنهان كاري را نادرست و قدمي در جهت ترويج هرچه بيشتر اين معضل مي‌داند. به عقيده ي وي ، مسئله‌ي آزار جنسي در همه‌ي كشور‌هاي جهان در ابعاد وسيع وجود دارد اما تابوي پرداختن به مسائل جنسي نزد مردم كشور‌هاي توسعه يافته تا حدودي شكسته شده است.

دكتر علي اصغر سعيدي هم پنهان كاري را علاج كار نمي‌داند، بلكه‌ اولين قدم در برخورد با معضلاتي از اين دست را انتقال از حوزه‌ي خصوصي به حوزه‌ي عمومي مي‌داند. او بحث را با تحليلي زبان شناختي آغاز مي‌كند:

تفاوت آشكاري كه ميان برخورد ما و جامعه‌اي مثل جامعه‌ي امريكا يا انگليس وجود دارد را مي‌توان با دقت در واژگاني يافت كه در برخورد با مسائلي از اين دست به كار گرفته مي‌شوند. به عنوان مثال چندي پيش در دادگاه مايكل جكسون، به واژه‌اي برخورد كردم كه معناي دقيقش را نمي‌دانستم. با مراجعه به ديكشنري، معني اين واژه و چند واژه‌ي مترادف با آن را كه هركدام به نوعي از انواع آزار جنسي كودكان اشاره مي‌كردند، يافتم. اين در حالي است كه ما در فارسي تنها يك كلمه براي بيان آزار جنسي كودكان مي‌شناسيم كه البه كلمه‌اي سبك و دور از ادب است. همين مورد به سادگي نشان مي‌دهد كه كليه‌ي مسائل مربوط به روابط جنسي در گويش ما و در نتيجه در فرهنگ ما تابو هستند، ‌در حالي كه مثلاً در زبان انگليسي اين نوع كلمات هم مترادف‌هاي زيادي دارند و هم به راحتي به كار مي‌روند. خود من هنگام تدريس در دانشگاه يا ترجمه‌ي مقالات علمي، با اين مشكل مواجه مي‌شوم، بسياري از واژگان را نمي‌توانم به كار ببرم، چون براي دانشجويان تمسخر آميز و حتي خجالت آور است، انگار به كار بردن اين واژگان غرور دانشجويان را در فرهنگ ما خرد مي‌كند . به ناچار برخي از جملات را در ترجمه‌ي فارسي حذف مي‌كنم. از اين هم فراتر مي‌رويم، استاداني كه در دانشگاه‌ها تدريس دروسي مانند تنظيم خانواده را به عهده دارند حتي در بيان مطالب كاملاً علمي دچار مشكل مي‌شوند و همين‌جاست كه به لزوم انتقال برخي واقعيت‌ها از حوزه‌ي خصوصي به حوزه‌ي عمومي پي مي بريم. برخي افراد وارد شدن مسائل خصوصي به حوزه‌ي عمومي را سخيف مي‌دانند و وقوع اين مسئله را در غرب تقبيح كرده و به بي‌توجهي به حريم خصوصي افراد تعبير مي‌كنند. در حالي كه وارد شدن اين مسائل به حوزه‌ي عمومي نشاندهنده‌ي آن است كه جامعه به چنين معضلاتي اهميت مي‌دهد.

بنا به نظر دكتر سعيدي، انتقال چنين مسائل و مشكلاتي ، از حوزه‌ي خصوصي به حوزه‌ي عمومي، روندي رو به جلو و اصلاح گرايانه است. زيرا تا دردي عيان نشود چاره‌اي هم برايش پيدا نمي‌شود. با كنار زدن پرده و ورود مسئله‌اي مثل آزار جنسي به حوزه‌ي عمومي است كه توجه عموم به اين مسئله جلب مي‌شود و قوانيني براي برخورد با خاطيان و كمك به آسيب ديدگان شكل مي‌گيرد. اين در حالي است كه باقي ماندن چنين مسائلي در حوزه‌ي خصوصي، در نهايت به دور از دسترس ماندن‌شان مي‌انجامد و دور از ذهن نيست كه همين تابو بودن آزار جنسي در محيط كار، در كشوري مانند ايران، تبديل به نيرويي موافق در جهت رشد و وسيع‌تر شدن دامنه‌ي آن شود . شايد به همين دليل است كه دكتر اقليما، بدون وجود هيچ آمار دقيقي در اين زمينه، شيوع آزار جنسي در محيط‌هاي كاري ايران را چندين برابر كشور‌هاي پيشرفته تخمين مي‌زند. البته ، عوامل ديگر ي را هم در رشد چنين معضلاتي در جامعه‌ي ايران مؤثر مي‌داند:

در جامعه‌ي ما دختران و پسران، از دوران كودكي از هم جدا مي‌شوند، دختران به مدارس دخترانه و پسران هم به مدارس پسرانه مي روند و ايجاد همين فاصله‌ي فيزيكي است كه به مرور زمان، در ذهن مردان و زنان آينده، فواصل عظيمي ايجاد مي‌كند كه به خودي خود ريشه‌ي بسياري از نابساماني‌هاي جنسي و مشكلات رفتاري است.

اما دكتر علي اصغر سعيدي علاوه بر اينكه وجود چنين فواصلي را در بروز نابساماني‌هاي رفتاري بخصوص در حوزه‌ي مسائل جنسي مؤثر مي‌داند، ‌به نوعي بحران رابطه در جامعه‌ي ايران، كه روز به روز هم پيچيده تر مي‌شود، اشاره مي‌كند. به نظر ايشان، بحث برقرار كردن رابطه كه در حوزه‌ي روانشناسي مورد بحث قرار مي‌گيرد، نه تنها در برقراري روابط دوستانه نقشي كليدي دارد، بلكه در محيط كار هم مي‌تواند بر بروز آزار جنسي تاثير گذار باشد:

در جامعه‌اي مانند جامعه‌ي ما كه روز به روز پيچيده‌تر مي‌شود، زناني كه وارد محيط كار مي‌شوند، درست نمي‌دانند كه بايد در محيط كار چه رابطه‌اي برقرار كنند. بسياري از زنان اين تفكر را دارند كه روابط جاري در محيط كار اساساً با برقراري روابط جنسي عجين است و گريزي از آن نيست و همين تفكر باعث مي‌شود كه راحت‌تر ذهنشان را با عينيتي غير واقعي تطبيق دهند وخود را تسليم كنند. همينطور مردان هم از ديدي ديگر وجود رابطه جنسي در محيط كار را عادي و پيش پا افتاده مي‌دانند. البته بحران رابطه مختص جامعه‌ي ما نيست بلكه در تمامي جوامع پويا ديده مي‌شود. در كشورهاي پيشرفته هم بحران رابطه وجود دارد و روانشناسان تلاش مي‌كنند با برگزاري جلسات دسته جمعي، افراد جامعه را تشويق به بيان مشكلاتشان در برقراري رابطه كنند و در همين گقتگو‌ها مسائل را حل و فصل كنند و شيوه‌ي درست برقراري روابط مطلوب را آموزش دهند. وجود بحران رابطه تنها مختص محيط‌هاي كاري نيست بلكه اين بحران در روابط دوستانه‌ي جوانان هم مشاهده مي‌شود، بسياري از دختران و پسران واقعاً نمي‌دانند يك رابطه‌ي

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *