اعتراض زن سنتی به سنت ها ی غلط ،فرانک آرتا

یادداشتی درباره فیلم

“کافه ترانزیت ” معضلات موجود دردل خرده فرهنگ ها را مطرح می کند . جایی که زن حتی درآشپزخانه یک رستوران هم اجازه زندگی اجتماعی راندارد. او حق انتخاب شغل ندارد. شاید مشکلات مطرح شده دراین فیلم برای مخاطبان شهری خیلی دغدغه ایجاد نکند ولی قطعاً در جاهایی که با این مشکلات دست به گریبان هستند ، کارآمد خواهدبود. البته سازندگان و تهیه کنندگان فیلم با توجه به نحوه ی اکران فیلم نشان دادند که به جلب مخاطب درسطح وسیع علاقمند هستند. ولی مگر نمی شود به یک فیلم اززوایای مختلف نگاه کرد؟!

فرانک آرتا

faranakarta@yahoo.com

فیلم “کافه ترانزیت ” به کارگردانی” کامبوزیا پرتوی” این روزها برپرده سینماست. آن چه نگارنده راترغیب کرد تا درباره این فیلم مطلبی بنویسد ، مضمون آن است که به مسائل ومشکلات پیرامون زندگی یک زن پرداخته است .

درناحیه مرزی ،شمال غربی کشور زنی ،شوهرش راکه صاحب قهوه خانه ای درمسیر جاده بود ، ازدست

می دهد . طبق رسوم آن منطقه ، برادرشوهر علی رغم داشتن زن وفرزند باید بیوه برادرش را به عقدخود درآورد .

گره فیلم ازآن جا آغاز می شود که زن حاضر نیست پس ازمرگ شوهر ، به ازدواج با برادرش تن دهد .

“نه ” ی ریحان ( فرشته صدرعرفایی) سرآغاز مشکلات ومبارزه او برای بقا وتداوم زندگی ست .یعنی عامدانه خلاف سنت های رایج عمل می کند .

پس سعی می کند همه چیز راازنو آغاز کند ودرگام نخست دیوارهای گلی وخراب خانه را بادست های خود ترمیم می کند . بعد قهوه خانه شوهرش رابا همراهی شاگرد او ، اوجان ، (اسماعیل سلطانیان ) دوباره راه می اندازد. درابتدا همه مسائل خوب پیش می رود . ریحان درآشپزخانه – پشت پرده و دوراز چشم نامحرمان – برای مشتریان غذا می پز د و اوجان – مقابل چشم مشتریان مرد – ازمراجعه کنندگان پذیرایی می کند .

کم کم بیشتر رانندگان کامیون ایرانی وخارجی که درمسیر ترانزیت کالا دررفت وآمد هستند، این قهوه خانه را ترجیح می دهند. ازقضا برادرشوهر ، ناصر ، (پرویزپرستویی) که رستوران دار بین راهی ست ، نمی تواند موفقیت ریحان را تاب بیاورد . وکشمکش میان این دو شدت می گیرد.

نکته ی جالب درخصوص شخصیت پردازی زن این است که ریحان خصوصیات یک زن سنتی رادارد.خود را از دیدگان مردنامحرم می پوشاند . باصدای بلند سخن نمی گوید . درخانه داری وبچه داری دقت دارد. آشپز خوبی است و اتفاقاً همیشه احترام خانواده شوهرخود را نیز حفظ می کند . با این حال رفتار وکردار او ازنظر ناصر خیلی آبرومندانه نیست! ودربعضی موارد گستاخانه هم هست .

وقتی به این نوع نگاه مرد نست به زن بیشتر دقت می کنیم ، دروهله نخست به نظر برسد که فیلم بر مساله خیلی مهمی هم انگشت نگذاشته است و حتی اگرازفیلمساز ش هم پرسیده شود که چه قدر مساله ” زن ” برایش اهمیت داشته ، شاید دراین جا پاسخ صریحی ندهد و دغدغه خودرا به طرح مسائل انسانی فارغ از جنسیت تعمیم دهد . هرچند که فیلمنامه های فیلم هایی نظیر: “دایره” ، “من ترانه 15سال دارم”و” قطعه ناتمام” را نوشته باشد که زنان محور آن هستند.

ولی اگر با دقت بیشتر نگاه شود ،می توان گفت پیش از هرچیز باید جغرافیای داستان فیلم را درنظر گرفت و پس ازآن میزان توقعات ازآن فیلم سنجیده شود. باید دید که مخاطب فیلم چه کسانی هستندو قرار است با چه کسانی ارتباط برقرار کند .

“کافه ترانزیت ” معضلات موجود دردل خرده فرهنگ ها را مطرح می کند . جایی که زن حتی درآشپزخانه یک رستوران هم توان زندگی اجتماعی راندارد. حق انتخاب شغل ندارد. شاید مشکلات مطرح شده دراین فیلم برای مخاطبان شهری خیلی دغدغه ایجاد نکند ولی قطعاً در جاهایی که با این مشکلات دست به گریبان هستند ، کارآمد خواهدبود. البته سازندگان و تهیه کنندگان فیلم با توجه به نحوه ی اکران فیلم نشان دادند که به جلب مخاطب درسطح وسیع علاقمند هستند. ولی مگر نمی شود به یک فیلم اززوایای مختلف نگاه کرد؟!

پس ممکن است فیلم هایی ازاین دست دربرخور د اول دچار مقاومت هایی ناخوآگاهانه شوند ، ولی در گذرزمان” حتماً ” سنت های غلط وناکارآمد جای خودرا به سنت های پویا خواهد داد. قید ” حتماً” متوجه آن دست از معظلات است که مطرح می شوند . طرح یک معضل درقالب هنری وکارخلاقه درترمیم و تعدیل آن کمک خواهد کرد.

مثال جالب این نکته این است ، وقتی که فیلم “عروس آتش ” درسینماهای اهواز اکران شد ، افراد معترض به مضمون فیلم یک سالن سینما را به آتش کشیدند .چرا؟ به خاطر این که آینه حقیقت فیلم ، چشم ها را آزار داد وتاثیراتش به گونه ای بود که نتوانستند واقعیت انعکاس یافته را تاب بیاورند . ولی قطعاً دردراز مدت دیگرواکنش “آتش سوزی ” نیست ، بلکه پذیرش ضعف هاست و تشخیص آن .

همان گونه که سکانس پایانی ” کافه ترانزیت ” پاسخ امیدوار کننده ای به مخاطب خود می دهد . ناصر پس ازتمام تلاش گسترده خود علیه ریحان وتعطیل کردن کافه ، درمقابل تصمیم ریحان برای شروع کار جدیدش سکوت می کند .

جدای از مضمون زن محورفیلم که البته درجاهایی موضعی کاملاً جانبدارانه دارد و شخصیت مرد فیلم را یکدست وازپیش تعیین شده می نمایاند ، ” کافه ترانزیت ” درکلیت سینمای ایران به لحاظ” پرداخت ” چندان تازه نیست . یعنی اگر ازاین زاویه به فیلم نگاه شود ، با فیلمی نوجو طرف نیستیم . لحن فیلم درجاهایی به کار لطمه زده است . هرچند که کاملاً مشخص است که کارگردان فیلم تلاش کرده با نوع روایت خود ، از ارائه پیام مستقیم خودداری کند .ولی تلاش او درجاهایی به بار ننشسته است . نقطه ی قوت فیلم های اجتماعی درنوع پرداخت ظریف ولایه لایه آن است .ولی متاسفانه برخی صحنه ها به درستی درنیامده وبه عبارت بهتر باورپذیر نشده است ، نظیر صحنه رقص راننده یونانی ویا غیرت بازی های برادرشوهر کوچکتر . البته ازنقاط قوت فیلم می توان به بازی خوب “فرشته صدرعرفایی” اشاره کرد که در رادرجشنواره فیلم فجر موفق به دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

به هرحال ” کافه ترانزیت ” کوششی است درجهت طرح یک مساله مهم .تداوم این نگاه به شکلی

پخته تردرچارچوب هنرسینما نقطه ی قوت یک فیلمساز است وبه نظر می رسد “کامبوزیا پرتوی ” قصد دارد این مسیر راادامه بدهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *