حركت جامعه جهاني به سمت «انفجار خانواده» و «فاجعه طلاق»

تزلزل و سستي بنياد خانواده و كاهش عاطفه و محبت در ميان افراد از جمله پيامدهاي جامعه متمدن و صنعتي امروز است، اما از آنجايي كه خانواده سنگ بناي اجتماع محسوب مي‌شود، به دنبال آن پديده «طلاق» به عنوان مسأله‌اي اجتماعي، مستلزم تبديل شدن از يك «گرفتاري خصوصي» به مسأله «عام ساخت اجتماعي» است و زماني به عنوان يك آسيب اجتماعي مطرح مي‌شود كه از حد معيني خارج شده و فراواني آن غيرمتعارف شود.

به گزارش خبرنگار «زنان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين ميان برخي از كارشناسان سخن از فاجعه طلاق به ميان آورده و معتقدند كه جامعه جهاني به سوي انفجار خانواده پيش مي‌رود. اين در حاليست كه تحقيقات انجام شده نشان مي‌دهد 42 درصد طلاق‌ها در 5 سال اول زندگي مشترك رخ مي‌دهد كه دو سوم آنها در دو سال اول بوده است.

همچنين نتايج اين تحقيق نشان مي‌دهد كه 29 درصد طلاق‌ها پس از گذشت 5 تا 9 سال، 13 درصد پس از 10 تا 14 سال و 15 درصد نيز پس از گذشت 15 تا 19 سال از زندگي مشترك به وقوع مي‌پيوندد.

در اين زمينه دكتر شيوا دولت‌آبادي، روانشناس در گفت‌وگو با ايسنا، «انتخاب اشتباه» كه بر مباني درست و پايداري استوار نيست را يكي از دلايل وقوع طلاق در 5 سال اول زندگي مشترك مي‌داند و مي‌گويد: پيش از فكر كردن به علت وقوع طلاق بايد فهميد كه آيا اين ازدواج بر اساس مباني مادي، سودجويانه و ظاهري بوده است يا خير؟

وي اوج طلاق‌ها را در سه سال اول زندگي و بيشترين آنها را در 5 سال اول مي‌داند و بيان مي‌كند: زماني كه زندگي شكل ظاهري و نمادين خود را كه در قالب مراسم عروسي و نشست و برخاست‌هاي اوليه است، طي كرده و شكل جدي خود را آغاز مي‌كند، اختلاف نظر، سليقه وافق‌ها به مرور زمان خود را نشان داده و مي‌توانند زودتر از سال و حتي در ماههاي اول زندگي منجر به طلاق شوند.

اين روانشناس خاطرنشان مي‌كند: گاهي اوقات زوجين به علت جدي بودن پيوند و هزينه‌هاي عاطفي و مادي شكل‌دهنده به زندگي زناشويي سعي به حفظ اين پيوند مي‌كنند. لذا اين تلاش از سوي زوجين و در كنار آن ترس از رفتن آبرو و انتظاري كه جامعه از آنها دارد، مانع از وقوع طلاق مي‌شود.

به گزارش ايسنا، كارشناسان بر اين باورند كه فرايند طلاق هفت مرحله «اختلافات جزئي»، «تكرار و جدي شدن آنها»، «جدايي يا بي‌ميلي يكي از زوجين»، «قهرهاي طولاني و تكرار آن»، «خستگي زوجين از اين قهرها»، «طلاق عاطفي»، و در نهايت «طلاق قانوني» را طي مي‌كند كه زنگ خطر در مرحله طلاق عاطفي بسيار مشهود است؛ چرا كه زوجين فقط زير يك سقف زندگي مي‌كنند و ارتباطات بين آنها يا كاملا قطع شده و يا بدون ميل و رضايت است كه به آن «طلاق خاموش» و يا «طلاق رواني» نيز گفته مي‌شود.

دكتر دولت‌آبادي در اين زمينه اعتقاد دارد كه وقتي پايه زندگي بر اصول درستي استوار و انتظارات فرد از طرف مقابل مشابه نباشد و تفاهمي وجود نداشته باشد، مرزي از تحمل و عدم تحمل ايجاد مي‌شود كه پيوند زناشويي را به گسست مي‌كشاند.

به گزارش ايسنا، تحقيقات سازمان ملي جوانان نيز حاكيست كه نداشتن توافق اخلاقي و عدم سازش زوجين و تنفر زوجه از زوج مهمترين علل طلاق است كه پس از آنها، ندادن نفقه، اختلافات خانوادگي و عدم تمكين عوامل درجه دو و فساد اخلاقي، اعتياد به مواد مخدر، اذيت و آزار جسمي از سوي زوج به عنوان عوامل درجه سه در وقوع طلاق محسوب مي‌شوند.

دكتر دولت‌آبادي درباره علل وقوع طلاق مي‌گويد: زياده خواهي زوجين، اعتياد، عدم پذيرش مسؤوليت در اشكال مورد انتظار همچون تأمين مالي و عاطفي زندگي، ايمني زندگي از جمله عوامل طلاق است.

از سوي ديگر نتايج تحقيقات نشان مي‌دهد كه طلاق در ميان زوجيني كه تحصيلات ديپلم و كمتر از آن را داشته‌اند، بيش از ساير گروه‌هاي تحصيلي بوده است. همچنين زوجيني كه هيچ فرزندي نداشته و يا تنها يك فرزند دارند بيشتر مبادرت به طلاق مي‌كنند.

فرمانداري مشهد نيز در گزارشي اعلام كرد حاكيست كه در مناطق روستايي چنانچه در 5 سال اول زندگي مشترك طلاق رخ ندهد، نرخ طلاق كاهش يافته و از ميزان جدايي زوجين به طرز چشمگيري كاسته مي‌شود. در حاليكه در مناطق شهري هر لحظه امكان طلاق وجود دارد كه اين مسأله ارتباط چنداني به سال‌هاي زندگي مشترك زوجين ندارد.

به گزارش ايسنا، دكتر دولت‌آبادي سرعت وقوع طلاق را در جوامع سنتي كندتر از جوامع مدرنيته مي‌داند و به ايسنا مي‌گويد: وجود نوعي نگاه حرمت‌آميز به خانواده، حضور بزرگان و ريش‌سفيدان و مفهوم بدي كه طلاق در اين جوامع دارد، باعث مي‌شود كه اين فرايند در جوامع سنتي به سختي اتفاق بيفتد.

اين روانشناس ادامه مي‌دهد: در جوامع سنتي تصميم‌گيري براي ازدواج و حتي طلاق جوانان بيشتر توسط نسل گذشته صورت مي‌گيرد، اما در جوامع شهري زوجين خود به نتيجه مي‌رسند، لذا نيروهاي فعال اطراف ازدواج براي حفظ و يا پايان دادن به ازدواج بسيار مؤثرند.

وي با اشاره به اين كه استان يزد در ميان شهرهاي بزرگ كشور داراي كمترين ميزان طلاق است، تصريح مي‌كند: اين امر نشان مي‌دهد كه اين استان در مقايسه با شهرهاي بزرگ ديگر بيشتر به حفظ سنت‌هاي خود مبادرت كرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.