يك غايب بزرگ در كلاس تاريخ،علي دهقان،

نگاهي به جايگاه زن در ادبيات ايران (1)

“پس از پروين، در واقع شعراي زني كه به ميدان ادبيات ايران وارد شدند هرچند كه تصوير ديگر و نمايي به دور از زن ابزار – معشوقه ارائه دادند اما الگوي زنانگي در ادبيات ايران هيچ گاه تكميل نشد تا هنگامي كه فروغ فرخزاد با انتشار كتاب “اسير”در گرماي تابستان 1334 روش تازه اي را براي بيان فرديت زن به ادبيات ايران معرفي كرد. روشي كه همواره در طول دوران حيات فروغ صيقل خورد و مسيري تكاملي را طي كرد تا هنگامي كه 7 سال پس از در گذشت او، چاپ مجموعه “ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد” نشان داد كه” مهدي اخوان ثالث” وقتي فروغ فرخزاد را “پريشادخت شعر آدميزادان” نام نهاد، بيراهه نرفته است…”

اين كاري بسيار دشوار است. دوره كردن نقش زنان در شكل گيري ادبيات، فرهنگ و هنر ايراني و يا به ترازو كشيدن حضور آنان در بساط سرزميني كه شايد نام آورترين ادبيات كهنسال را دارد هرچند كه مي تواند بزمي تازه باشد براي اين ادعا چند ساله؛ اما معضلي را به تصوير مي كشد كه به تنهايي توانسته است زخمي بزرگ بر تاريخ و هنر آريايي باشد، تاريخي كه تمام وجودش پرشده است از غايبي بزرگ به نام زن كه هرچه مي كني هنوز هم نمي توان در گوش مردانه ايران نامش را به درستي بر جاي بگذاري. اين خاصيت تاريخ ايران است. مخصوصاً لايه هاي فرهنگي آن كه عكس برگرداني را به رخ مي كشد از رژه مرداني كه چشماني تنگ داشته اند و غيرت هاي سينه سوخته؛ ماهيتي كه حتي آشيانه هاي كوچك خانوادگي را دچار نظام ارباب و رعيتي كرده بود تا چنين رقم خورد تحرك بزرگ اجتماعي كه همواره در آن اربابان بزرگ دست بر سر اربابان كوچك مي كشيدند.به هر حال بايد اين واقعيت را پذيرفت هر چند كه به طور حتم كج نگريستني بر فرهنگ ايران تيغ بر اعصاب بسياري از اهالي معاصر اين دايره مي زند، آنقدر كه حتي شاملوي ادبيات ايران نيز وقتي بر خشونت و مردانه بودن اشعار كلاسيك ايران معترض مي شود عكس او را بر صندلي الحاد مي كشند، تازيانه بر سرش مي چرخانند و حتي گروهي تا جايي پيش مي روند كه در ميز گردهاي كافه نادري و بزم هاي ادبي به راحتي خطي قرمز بر بزرگي نامش در دوران ادبيات معاصر رسم مي كنند.

ولي در وراي چنين بده بستان هاي ادبي نمي توان همچنان چشم بر اين واقعيت فرو كشيد كه ادبيات ايران درعين بزرگي و انسان مداريش در يك سوي ترازو زاده شده و در همان سوي ترازو نيز دهان به دهان چرخيده است تا هنگامي كه سوت مشروطه را در گوشش نجوا مي كنند. درست از همين بزنگاه تاريخي است كه زن بودن تولدي دوباره در جنب و جوش فرهنگ و هنر ايراني مي يابد؛ آنقدر كه مي توان به جرات گفت براي نخستين با در طول تاريخ ادبيات ايران شعر از پستوخانه هاي ادبي خارج مي شود و بر محور لايه هاي جنسيتي و عاطفي زن نيز شكل مي گيرد. دغدغه هاي هويتي و رويارويي با محروميت ها و محدوديت هاي تاريخي تا پيش از مشروطيت بسان بازگشت از مسير و حدانيت وجدان با يگانگي آفريدگار جهان محسوب مي شد هر چند كه حتي در دوران مدرنيسم نيز بسياري بر اين باورند كه زن آفريده شده اي است خدمت گذار و خدمتكار مرد، اما به طور قطع دوران مشروطيت و ظهور شعرايي چون “مهرتاج رخشان”،” رباب اصفهاني”،” شمس كيميايي”،”ژاله قائم مقامي”،”نيمتاج سلماسي” و “فخر خلعتبري” خط نخست زماني را به تصوير مي كشند كه در آن برخي از نيروهاي فراموش شده اجتماع ايراني تن به شعر فارسي زدند و انگشت خود را با عنوان حاضرين اين كلاس بالا گرفتند.

• جهان زن نه همين زلف پر شكن باشد

نه عارض چو گل و غنچه دهن باشد(فخر خلعتبري)

• چي مي شد آخر اي مادر، اگر شوهر نمي كردم

گرفتار بلا خود را چه مي شد گر نمي كردم

• گر از بدبختيم افسانه خواندي داستان گفتي

به بدبختي قسم كان قصه را باور نمي كردم(ژاله قائم مقامي)

چنين اشعاري در واقع مبارزه با نهادي است كه جاي انساني به نام زن را در متون ادبي از آن خود كرده بود. وقتي زني از ازدواج با يك مرد با عنوان بلا ياد مي كند و يا در سروده اي ديگر بسيار نرم از مولفه اي جز زلف پرشكن و يا دهان غنچه با عنوان جمال زن سخن به ميان مي آيد در واقع ايستادن را در قالب قصيده و در چارچوب هاي شعري به تصوير مي كشد كه مي خواهد راه را بر انگيزه هايي چون عشق، شهوت، هوس،مكر، نابكاري و بد عهدي مرور كند. پديده هايي كه تا پيش از دوران مشروطيت انگيزه اصلي براي به عاريت گرفتن زنان در بساط آفريده هاي ادبي بود. البته نبايد فراموش كرد كه به لحاظ تكنيك هاي شعري شايد اين گروه از شاعران با فاصله اي زياد از ديگر شعراي زني قرار داشتند كه با كلام و انديشه مرداني در ميدان ادبيات ايراني حاضر بودند. پروين اعتصامي نمونه بارز اين فعالان ادبي است. شاعري كه نقشي به ياد ماندني در ادبيات ايران بر جاي گذاشته است ولي حالا ديگر تمام منتقدان و تحليل گران ادبي بر اين امر تاكيد دارند كه او تنها به دليل همراهي با سنت تاريخي ادبيات ايراني و همچنين همنشيني با نهاد مردانه ادبيات كلاسيك مورد پذيرش جامعه قرار دارد.

مرحوم” سعيد نفيسي” در جايي مي نويسد كه بزرگترين تلاش پروين در خلق قصايدش تقليد از ناصر خسرو است. شاعري كه گفتار مردانه اش در مقايسه با زبان محاوره اي و تبع لطيف حافظ به خوبي جايگاه او را در ادبيات مردانه ايران مشخص مي كند. همين ارزيابي شعر پروين اعتصامي بهترين مصداق براي تائيد اين جمله استادعبدالحسين زرين كوب است كه پروين زني، مردانه در قلمرو شعر و عرفان است.”

البته اين نكته را نبايد فراموش كرد كه پس از پروين، در واقع شعراي زني كه به ميدان ادبيات ايران وارد شدند هرچند كه تصوير ديگر و نمايي به دور از زن ابزار – معشوقه ارائه دادند اما الگوي زنانگي در ادبيات ايران هيچ گاه تكميل نشد تا هنگامي كه فروغ فرخزاد با انتشار كتاب “اسير”در گرماي تابستان 1334 روش تازه اي را براي بيان فرديت زن به ادبيات ايران معرفي كرد. روشي كه همواره در طول دوران حيات فروغ صيقل خورد و مسيري تكاملي را طي كرد تا هنگامي كه 7 سال پس از در گذشت او، چاپ مجموعه “ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد” نشان داد كه” مهدي اخوان ثالث” وقتي فروغ فرخزاد را “پريشادخت شعر آدميزادان” نام نهاد، بيراهه نرفته است. چه؛ او تنها زني است كه توانست در بساط ادبيات ايراني با خلق زباني جديد همان كاري را كند كه سال ها بعد در 1975″هلن سيسكو” در بيانيه معروف نوشتار زنان از آن با عنوان ايستادگي در مقياس حاكميت مردان ياد كرد. سيسكو در “خنده مدوسا” مي نويسد:”زنان بايد خود را بنويسند و تمناي خود را بازيابند. اين رسالت بر عهده زنان است كه با خلق زباني جديد درون خود را نشان دهند و در مقابل حاكميت مردانه بايستند”.

اين درست همان يادگاري است كه فروغ از خود در ادبيات ايران بر جاي گذاشت. شاعري كه به طور حتم پس از كودتاي سياه 28 مرداد در كنار “احمد شاملو” جريان دو نفره اي را شكل دادند كه به باور بسياري از تحليل گران شعر فارسي اصلي ترين تريبون انتقادي ادبيات ايران در سال هاي ديكتاتوري و حكومت كودتا است. او نهايتي بود از عشق وتنفر نسبت به انسان ديگر به نام مرد كه حضور سنگيني اش در روايت هاي ايراني او را به جايي كشانده كه تنها زن شاعر آريايي باشد كه با زباني جديد و محاوره اي در مقابل اين تك ديالوگ بايستد. صدايي كه عشق را آفريد و در وجود خود آن را بزرگ كرد:

“و زخم هاي من از عشق است

از عشق،عشق،عشق”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.