نقد يك مرد تركمن بر گزارش ما در باره زنان تركمن صحرا‌

مسعود تركمن :آيا تا به حال از تعدد خشونت و تجاوز به زنان در جوامع شهرهاي بزرگ مانند تهران چيزي شنيده‌ايد؟و آيا علل و عوامل به وجود آورنده آن را بررسي كرده‌ايد؟ آيا طرفداران حقوق زنان و افرادي كه به اسم محقق به بررسي اين پديده مي‌پردازند تا كنون اين خشونت‌ها را به قوميت خاصي نسبت داده‌اند؟نمي‌دانم اين “كانون زنان ايراني”آيا تشكلي رسمي و دولتي است يا خير!ولي گويا فعالان اين نشريه اينترنتي كه احتمالا يك عده از زناني باشند كه خود را از عهد آفرينش آدم و حوا تحت ستم مي‌بينند و مرد را يك موجود اثيري، رواني و ديوانه مي‌بينند و براي خود رسالت بزرگي متصورند:رهايي زن، اين موجود هميشه تحت ستم از چنگال غول آساي مرد!!

اين وب‌سايت علاوه بر اينكه غير مستقيم مخالف ومنتقد مردان است، مستقيما عليه قوميت‌ها سلاح برداشته و تحت لواي ستم به زنان به چالش و مبارزه با قوميت‌ها مي‌پردازد.تا قبل از اين هميشه سئوال دائمي غير تركمنها(مردانشان) اين بوده است كه چرا تركمنها به فارس‌ها زن نمي‌دهند و اكنون گويا آنها زنان خود را نيز مأمور كرده‌اند تا در به شيوه ترحم و دلسوزي؛ آنها را به مبارزه با سنن قومي و ملي خود دعوت كنند!آيا آماري از دختران طلاق، شيوع فساد، فرار دختران، خشونت، سكس، تجاوز و خيانت در بين جامعه آماري تهران، اصفهان، شيراز، مشهد و … داريد؟اگر نداريد احتياجي به استخراج آمار نيست: تنها مي‌توانيد چند روزنامه تهيه كنيد و به مطالعه صفحه حوادث آنها بپردازيد تا همه چيز عيان شود.حال سئوال اينجاست: پس چرا اين خيانتها و جنايتها به پاي يك قوميت خاص و … نوشته نمي‌شود!!

كانون زنان ايراني گويا مأموريت دارد تمام سنت‌هاي تركمن را محكوم كند!همان سنت‌هايي كه من و شما زيبايي قوم تركمن را در آن مي‌دانيم!چرا بايد از اينكه زنان تركمن مانتو نمي‌پوشند ابراز خشم بكنيم؟آيا اينكه زنان تركمن اين نوع پوشش را (لباسهاي رنگارنگ، روسريها و چارقدهاي الوان) انتخاب كرده‌اند بايد به باد تمسخر بگيريم!؟براستي اگر يك خانم غربي به ايران بيايد كدام پوشش را متناسب‌تر و زيباتر خواهد ديد؟مانتوي سياه و دلمرده ايراني يا لباس رنگارنگ تركمني!؟و چرا بايد برخي پيدا شوند و اين‌چنين به مبارزه با فرهنگ يك ملت كمر همت ببندند؟

“مهم ترين خصوصيت زنان تركمن صبر و شكيبايي آنان است . آنچنان كه همه زنان تركمن آن را مهم ترين ويژگي خود عنوان مي كنند. تا آنجا كه جيلان پس از جدايي از همسرش پنج سال در انتظار بازگشتش چشم به راه بوده و فقط پس از ازدواج دوم همسرش، اميدش را از دست داده است.

او انگشتان ورم كرده و كبودش را به ما نشان مي دهد و مي گويد:” زندگي خودم و دختر كوچكم را از راه قالي بافي مي گذرانم.” تنها آرزوي او داشتن يك اتاق مستقل است. اتاقي كه دمي در آن به دور از نگاه هاي سنگين و پرجمعيت خانواده پدري اش بياسايد…”

اين نوشته‌هاي دو تن از زنان عضو كانون زنان ايران است!زناني كه در يك سفر دو سه روزه به منطقه مي‌آيند و با ديدن ظواهر و با خود بزرگ‌بيني خاصشان فكر مي‌كنند كه تمام زواياي فرهنگي ما را شناخته‌اند!آيا اينكه وضعيت اقتصادي جيلان بسيار وخيم است ارتباطي به فرهنگ تركمن دارد!!؟و آيا اين را نبايد به ظلم حاكميت متعلق دانست كه جيلان را، شوهرش را و فرزندش را و فرزندانش را شهروند درجه دو و غير خودي مي‌شمارد و آنها را در فقر و بدبختي و گرسنگي نگه مي‌دارد؟از اين قضيه بالا در ساير جوامع كم ديده‌ايم؟چند وقت پيش بود كه روزنامه جام جم خبري نوشت مبني بر اينكه يك راننده كاميون اصالتا كرماني در طول بيست سال در هر شهري از ايران يك ازدواج انجام داده است بدون آنكه همسران قبلي‌شان بفهمند!آيا كانون زنان ايران اين موضوع را هم به قوميت ربط مي‌دهد؟!

جيلان زن 27 ساله اي كه پشت دار قالي نشسته و با گره هاي هنرمندانه اش تارو پود قالي را جان مي بخشد، با چشمان خسته و غمگين توي صورتمان نگاه مي كند و مي گويد:” نمي دانيد زندگي كردن در اين كلاه، آن هم در خانه ي پدري سخت است.”

همه زنان ازدواج كرده تركمن طبق سنت زير چارقد هاي رنگانگشان كلاهي روي سرشان مي گذارند. اين رسم نيز در مورد زنان مطلقه صدق مي كند و جيلان مطلقه نيز از اين رسم مستثني نيست.

روبرويمان نشسته، زل مي زند به چشمهايمان و بعد از چند لحظه مكث از زندگي اش، آرزوهاي برباد رفته اش و ناكامي هايش مي گويد. او از اينكه يك زن مطلقه تركمن است اما همچنان در خانه پدري مجبور است كلاه زنان ازدواج كرده را به سر بگذارد غمگين است و غمگين از ننگ جدايي در ميان تركمن ها.

جيلان فقط چهار ماه با شوهرش زندگي كرد . اما اكنون مجبور است كودك هشت ساله و نگاه سنگين مردم و خانواده اش را به دوش بكشد.

او با چشمان مرطوب نگاهمان مي كند و مي گويد:” زنان تركمن بعد از ازدواج مجبورند در خانه پدر شوهر زندگي كنند و فرمانبر مادر شوهر و اقوام شوهر باشند. زناني كه از اين سنت سرپيچي كنند از فاميل و خانواده طرد شوند.”

جيلان نيز مانند ساير زنان تركمن بر اين رسم گردن مي نهد و به خانه پدر شوهر مي رود . اما در آنجا مورد شكنجه اقوام شوهر قرار مي گيرد و با كوچك ترين اعتراض به خانه پدري فرستاده مي شود.

مي پرسيم:” مگر تو چه تقاضايي از شوهرت داشتي كه با اين سرعت از سوي او طرد شدي؟” چارقدش راروي سرش جابه جا مي كند و سرش را پائين مي اندازد: ” من فقط يك خانه كوچك مستقل از او مي خواستم. آن هم به خاطر عذاب هايي كه در آنجا مي كشيدم وگرنه هرگز اعتراض نمي كردم.”

اين بخش ديگري از نوشته‌هاي دايه‌هاي مهربانتر از مادر است! دايه‌هايي كه در پس كلمات زيبا و در قالب ترحم آنچنان زيبا عمل مي‌كنند كه آدمي مي‌ماند اگر اينها بلد بودند كاري بكنند چرا براي زنان تحت ستم فارس‌ها و زنان تحت ستم اصفهاني‌ها و زنان تحت ستم كرماني و مشهدي كاري انجام نمي‌دهند!!ولي در آخر مشخص خواهد شد كه چه چيزي باعث رنج و عذاب اين دايه‌هاي مهربانتر از مادر شده است كه اينچنين آه و ناله سر مي‌دهند و شما به نيت اين افراد از طرح اين مباحث پي خواهيد برد!

از شما تركمنها مي‌پرسم؛ شمايي كه تازه اردواج كرده‌ايد، چند نفر از شما هم‌اكنون خارج از حيطه تسلط پدر و مادرتان زندگي مي‌كنيد؟من نمي‌دانم آيا اينها به تركمن‌صحرا سفر كرده‌اند!!؟واقع امر كه چنين مي‌گويد ولي وقتي گزارش اينها را مي‌خواني شك مي‌كني!!و جالب اينجاست كه اينها هر صفت سيئه‌اي را هم به سنت تركمن ربط مي‌دهند و هر چه را كه از آن بدشان مي‌آيد يك عبارت«سنت قومي»هم به دم آن مي‌بندند!!

اگر طالب شنيدن طنز هستيد اين مطلب زير را هم كه دستپخت خانمها« ترانه بني يعقوب» و « فريده غائبي»است بخوانيد:

«برخي اززنان تحصيلكرده تركمن به خاطر ماهيت كارشان مجبور به مسافرت به بيرون از استان شان هستند، اما آنها بدون همراهي شوهر هرگز اجازه خروج ندارد و اگر در سفري شوهر قادر به همراهي شان نباشد، آن سفر قطعاً لغو خواهد شد. اگر زني شوهر دار در اين ميان سنت شكني كند و به تنهايي به سفر برود …»

آنهايي كه مانند من (روزگاري در مركز ايران دانشجو بودم) به مسافرت به شهرهايي همچون تهران، اصفهان و… رفته‌اندمي‌توانند به اين نوشته‌ها با صداي بلند بخندند!جالب اينجاست كه در آخر همين جمله هم عبارت سنت شكني آورده شده است!!زني را مي‌شناسم كه شوهرش قادر به كار نيست و اين زن هر ماه يكي دوبار به تنهايي به زاهدان و زابل مي‌رود و از آنجا چيني و كريستال مي‌آورد و در بازارهاي هفتگي استان مي‌فروشد!احتمالا بنا به نوشته‌هاي خبرنگاران اعزامي كانون زنان، اين زن تا بحال به جرم سنت‌شكني به اعدام محكوم شده است!!

اين مبارزه با سنن تركمني گاه تا بدانجا پيش مي‌رود كه فرهنگ و عادت و آداب و رسوم يك ملت نيز به تمسخر گرفته مي‌شود و سنت روگيري كه در بين تركمنها باب است و الان تا حد زيادي كمرنگ شده است، اسباب ملعبه و مسخره آنها مي‌شود:

زليخا زن 33 ساله و فعال امور زنان كه به دعوت او به اين شهر رفته بوديم مي گويد:برخي از اين سنت ها هرچند داراي كاركردهاي اجتماعي مفيد براي اقوام تركمن هستند، اما براي زنان محدود كننده اند.”

يك روز كه با زليخا در يكي از خيابان هاي اصلي بندر تركمن قدم مي زديم برخورد ناگهاني او با مردي، حيرت زده مان كرد او ناگهان چارقد بلندش را روي صورتش انداخت و با صدايي آرام احوالپرسي كرد و ما را به آن مرد معرفي كرد. وقتي با تعجب دليل اين رفتار او را جويا شديم باخنده روبه ما گفت:” اين آقا برادر شوهر بزرگ من است و اين رسم ماست كه در برابر اقوام بزرگ شوهر به خاطر احترام به آنها سكوت كنيم و رويمان را بپوشانيم.” زليخا برايمان از زماني گفت كه براي كاري به خارج از شهررفته بود و چون منزل خودشان تلفن نداشت مجبور به تماس تلفني با برادر شوهرش مي شود تا پيغام مهمي را به شوهرش برساند. او با خنده مي گويد:” سه ساعت تمام زنگ مي زدم و چون برادر شوهرم گوشي را بر مي داشت مجبور به قطع تلفن مي شدم. اما در نهايت سنت شكني كردم و خيلي سريع پيغامم را آن هم به اشتباه به برادر شوهرم رساندم و بلافاصله تلفن را قطع كردم.”

زليخا گلايه مندانه ادامه داد: “از آن به بعد به عروسي سنت شكن و پررو مشهور شدم كه روي خود را مي گيرد، اما حرفش را مي زند.”

آيا عبارت ابتدايي را توانستيد معني بكنيد:« برخي از اين سنت ها هرچند داراي كاركردهاي اجتماعي مفيد براي اقوام تركمن هستند، اما براي زنان محدود كننده اند.» آيا اين عبارت كه از نوشته‌هاي مشعشعانه كانون زنان ايران است قابل معنا مي‌باشد!!؟چگونه سنتي كه كاركرد اجتماعي آن مفيد است مي‌تواند محدود كننده باشد.متأسفانه اين خانمها كه خود را پژوهشگر مي‌دانند فرق بين سنت و رسم را نمي‌دانند.سنت‌ها حفظ مي‌گردند ولي رسوم بعد از مدتي كمرنگ مي‌شود.يك چيزي شبيه به عرف و قانون.هيچ قانوني نمي‌گويد كه شما رنگ چادر و مانتويتان سياه باشد ولي شما خانم غائبي و بني‌يعقوب، در جامعه‌تان 90 درصد خانم‌هايتان سياه مي‌پوشند!چرا؟

سنت روگيري هم از شرم و حياي نوعروسان تركمن ناشي مي‌شده است.بدين معنا كه در قديم دختران تركمن در كودكي به خانه بخت مي‌رفته‌اند و بخاطر همين يك خجلت و شرم ذاتي در خود نسبت به پدر و برادران داماد احساس مي‌كرده‌اند(و اين احساس شرم يا خجالت را اگر خانم بني‌يعقوب و غائبي ازدواج كرده باشند بايد تا حدودي به آن آشنا باشند!).به خاطر همين گوشه چارقد خود را روي لبان خود مي‌كشيدند كه اين علامت شرم تؤام با احترام در فرهنگ زنان تركمن است.حال اين رسم(نه سنت) بسيار كمرنگ شده است و مي‌بينيم كه عروس با برادر داماد سلام و عليك مي‌كند و در مجالس عروسي برادر داماد روي عروس اباش مي‌ريزد و با او رقص و شادماني مي‌كند!خانمها غائبي و بني‌يعقوب كجا بودند!!؟آيا اينها را نشنيده‌اند؟جالب اينجاست براي آنكه ادعا شود فرهنگ تركمن زن ستيز است فرق بين رسم و سنت ناديده گرفته مي‌شود و در جاي ديگر هم از قول آن زن تركمن ادعا مي‌شود كه وي را بخاطر آنكه از پشت تلفن با برادر شوهرش صحبت كرده است زنيسنت شكن مي‌خوانند!!ادعايي كه تمام زنان تركمن مي‌توانند آنرا تكذيب كنند!حداقل آنهايي كه اين مطلب را مي‌خوانند.

يكي ديگر از مسائلي كه باعث تكدر خاطر اين عزيزان و مهمانان شده است مسأله پوشش زنان تركمن است.گويا بايد براي اثبات اين نكته كه ايراني هستيد بايد چادر و مانتو به تن كنيد!

در ابتداي ورودمان به بندر تركمن لباس هاي زيبا و رنگانگ زنان تركمن توجه امان را جلب كرد. پيراهن هاي بلند كه گويي براي هواي گرم و شرجي بندر تركمن طراحي شده اند. اما زنان تركمن به ويژه دختران جوان اين گونه فكر نمي كنند و با اين نظر كاملاً مخالف اند. آنها نوع پوششان را يكي از مشكلات اصلي خود عنوان مي كنند. حفظ پوشش تركمن و اصالت آن در ميان تركمن ها بسيار حائز اهميت است و استفاده از پوشش هايي مثل مانتو و شلوار غير قابل پذيرش است. زني كه در شهر پوششي غير از تركمن دارد با تمسخر ديگران روبرو مي شود . چرا كه در ميان تركمن ها پوشش غير سنتي، پوشش اقوام فارس تلقي مي شود. بسياري از زنان تركمن دليل مخالفت خود براي استفاده از لباس سنتي شان را قابل پذيرش نبودن آن در ميان غير تركمن ها عنوان مي كنند. برخي از اين زنان از تجارب خود در ساير شهرها و نگاه اطرافيان درباره پوششان مي گويند. بيش از از نيمي از زنان تركمن كه فعاليت اجتماعي دارند اين نوع پوشش را بازدارنده تلقي مي كنند و ترجيح مي دهند از لباس معمول – مانتو و شلوار- استفاده كنند.

قبل از اينكه به اين مسأله پرداخته شود بايد يك موضوع هم از سوي اين خانمهاي خبرنگار به همه‌پرسي گذاشته شود و با توجه به آنكه اينها از تمام زنان شهر بندرتركمن رأي گيري كرده‌اند يك نظر سنجي نيز از زنان و دختران در تهران انجام شود تا ببينند كه چند درصد از زنان تهراني مانتو و شلوار را دست و پا گير و بازدارنده از فعاليت اجتماعي مي‌دانند و چند درصد هم با پوشيدن مانتو موافقند!

اين روزنامه‌نگاران خيلي ماهرانه عمل كرده‌اند و از اين حيث بايد به آنها آفرين گفت.به اين صورت كه ابتدا طرح مسأله مي‌كنند و بلافاصله بعد از آن مي‌نويسند«تركمنها به اصالت و سنت بسيار معتقدند…»

يعني اينكه اين رسم ريشه در اعتقادات و سنتهاي تركمنها دارد و چون تركمنها به حفظ اصالت بسيار معتقدندپس مخالف هرگونه تغيير هستند و مخالف آزادي انتخاب زنان هستند.ومي‌كوشند به هر نحو ممكن زنان تركمن را به تقابل با سنت وادارند و آنها را به تمرد از فرهنگشان بخوانند!از بركات جمهوري اسلامي ايران اينست كه پوشيدن لباس سنتي تركمني در مدارس، ادارات، كارخانه‌ها، دانشگاهها و مكانهاي دولتي ممنوع مي‌باشد.حداقل به زنان ما اين آزادي را بدهيد كه در مكانهايي كه اين پوشش تركمني ممنوع نيست آنرا حفظ كنيم!شما پوشش تركمني را در دانشگاهها آزاد كنيد تا ببينيد چند درصد از دختران تركمن در دانشگاه‌هاي آزاد علي‌آباد،آزادشهر، گرگان و … لباس رنگارنگ تركمني مي‌پوشند و چند درصد از دختران فارس هم جذب اين لباسها مي‌شوند!راستي خانم بني‌يعقوب: آيا مد تابستان امسال دختران و زنان تهراني را ديده‌ايد؟روسري و چارقد رنگارنگ تركمني را عرض مي‌كنم كه زينت‌بخش زنان و دختران همزبانتان بود!چرا براي زنان ما اين پوشش دست و پا گير است و براي شما…!؟

هر مقدمه‌اي يك نتيجه‌گيري و جمع‌بنديي دارد.گفتيم كه كانون زنان ايراني حتما به دنبال يك‌سري اهداف بوده است كه چنين گزارشي نوشته است.حال ببينيم كه دغدغه عمده و مهمترين هدف اين كانون از حضور در بين زنان تركمن چيست!؟:

…در بين تركمن ها ازدواج زن تركمن با يك غير تركمن كه خود آن را فارس مي خوانند، تقريباً محال است. تركمن ها از اختلاط رسم و رسوم خود با غير خودي ها پرهيز مي كنند چرا كه خواهان حفظ سنت هاي ناب تركمن هستند و درباره ازدواج با ساير اقوام نيز اينچنين مي انديشند و آن را موجب اضمحلال فرهنگ خود تلقي مي كنند. وقتي از پدر و مادر هاي تركمن درباره اين رسم و رسوم به ويژه ازدواج هايشان مي پرسيم حتي يك لحظه هم فكر نمي كنند و مصرانه مي گويند: “اين رسم ماست.”

حتي عزيز مرد 33 ساله تركمن حاضر نيست به ازدواج دختر كوچكش با يك مرد غير تركمن بيانديشد. اين افكار نه فقط در نسل قديم بلكه در ميان جوانان كاملاً پذيرفته شده است…

اين هم اصلي‌ترين حرف كانون زنان ايراني كه در آخر و بالأخره زده مي‌شود.خنده‌دار نيست كه يك كانون كه ادعاي بي‌طرفي دارد سعي مي‌كند به ضرب و زور هم كه شده زنان تركمن را به ازدواج با غيرتركمنها وا دارد!آيا تعاريف ما از حقوق زنان عوض شده است!!؟ببينيد در اين مورد با چه ترفند و زيركيي مسأله را مطرح كرده‌اند:

به جميله جوان بيست و ساله كه سال گذشته در جشنواره خوارزمي رتبه سوم طراحي يك نرم افزار كامپيوتري را به خود اختصاص داده، مي گوييم:” تو كه يك دختر تحصيلكرده هستي قطعاً به ازدواج با يك غير تركمن فكر كرده اي ؟ در پاسخ مي گويد:” تو را به خدا اين حرف را نزنيد. دلم نمي خواهد پدر و مادرم را كه اين همه سال زحمتم را كشيده اند براي هميشه از خود برنجانم. فكر مي كنم مي توانم بر قلب و احساسم پا بگذاريم اما بر سنت هايم نه”.

با تعجب مي پرسيم:” يعني مي خواهي بگويي حاضري به يك ازدواج بدون علاقه بر سر اجبار به خاطر سنت هايت تن دهي؟” خيلي جدي مي گويد:” اگر در ميان تركمن ها مرد مناسبم را بيابم، ازدواج مي كنم و گرنه براي هميشه از ازدواج چشم پوشي خواهم كرد.”

اينجا باز هم بحث سنت پيش كشيده شده است!سئوال كندگان از جميله ببينيد چه سئوالي مي‌كنند.آنها نمي‌گويند معيارهايش براي ازدواج چيست!به او نمي‌گويند چه مسأله‌اي در زندگي آتي‌اش اهميت دارد!به او نمي‌گويند معيارت تفاهم است؟عشق است؟محبت است؟مسأله اقتصادي است؟بلكه معيار اين به اصطلاح گزارشگران از ازدواج، ازدواج با غير تركمن است!!! و پاسخ جميله هم خواندني است.اينكه نمي‌خواهد پدر و مادرش را از خود برنجاند موضوع مهمي است ولي از آن مهمتر اينست كه امثال جميله ديده‌اند ثمره ازدواج دختر تركمن را با مرد غير تركمن!ديده است كه مجبور به نوع ديگري از پوشش شده است!مجبور شده است براي هميشه به زبان فارسي صحبت كند!آيا از خود پرسيده‌ايم در فرهنگ غالب فارسي جامعه ايران چرا هيچگاه يك پسر فارس براي ابراز علاقه خود به دختر تركمن زبان تركمني ياد نمي‌گيرد و به زبان تركمني تكلم نمي‌كند و چرا بايد دختر تركمن به فارسي با او صحبت كند!آيا اين نقض تعالي و حقوق زن نيست!!؟؟كما اين‌كه جرن، دختر ديگر تركمن جواب جالبي براي اين سئوال دايه‌هاي دلسوز فارس پيدا كرده است:

جرن دختر پرشور و پر هياهوي بندر تركمن است. او كه 23سال دارد در اين باره مي گويد: هرچند من در شهر ديگري درس مي خواندم و خواستگاران زيادي از غير تركمن ها داشتم اما به دليل مخالفت اقوام با وجود دلبستگي هاي عاطفي از اين كار منع شدم. چرا كه در ازدواج فقط دختر و پسر مطرح نيستند بلكه هركدام فرهنگي خاص را به دنبال دارند و هيچ فرهنگي با فرهنگ تركمن همخواني ندارد.”مي پرسيم اما ما همه ايراني هستيم و شباهت هاي فرهنگي بي شماري داريم. بي صبرانه به ميان حرفمان مي پرد و مي گويد: “من يك دختر دو ساله دارم، اگر با يك غير تركمن زندگي مي كردم تكليف زبان مادري ام چه مي شد؟”

بله!زن تركمن مي‌داند در صورت ازدواج با فارس بايد لباس آنها را بپوشد!با رسوم خود براي هميشه خداحافظي كند! به زبان فارسي تكلم كند!احساسش را به فارسي بيان كند!به فارسي بخندد و فرهنگي را بپذيرد كه با آن بيگانه است!به كودكانش زبان تركمني را نمي‌تواند بياموزد و از آن مهمتر اينكه بايد از مذهبش دست بكشد!آيا ظلمي بالاتر از اين هم به حرمت و انسانيت زنان سراغ داريد!؟با شما هستم خانم بني يعقب؛ با شما هستم خانم غائب!شمايي كه ادعاي دفاع از حقوق زنان مي‌كنيد.شمايي كه فكر مي‌كنيد با اختلاط نژادها، اين نژاد اصيل از هم مي‌پاشد!اشتباه نكنيد!تا وقتي كه جرن و جرنها و شيرزنان تركمن هستند و تا وقتي كه آنها ثمره ازدواج همسالانشان را با غير تركمنها كه باوعده‌هاي امثال شماها ـ گول مي‌خورندـ مي‌بينند هرگز حاضر به پذيرش آن نخواهند شد.حال چه‌گونه است كه وقتي صحبت از حقوق زن در ازدواج مي‌شود شما و امثال شماها صحبت از تفاهم و عشق مي‌كنيد و وقتي بحث به تركمنها مي‌رسد صحبت از ازدواج دختر تركمن با غير تركمن مي‌كنيد.

من اين مقاله را به خواهرم كه سواد اندكي دارد(و گو اينكه او بخاطر فقر خانواده و كوچك بودن برادرانش مجبور شد از تحصيل دست بكشد و به قاليبافي روي آورد و در اين مورد من نمي‌توانم گناه حاكميت را ناديده بگيرم كه فقر را به مردمش ارمغان داده است و غنا را براي حاكمانش هديه آورده است) بگذريم ـ وقتي كه گزارش شما را خواند؛ اولين چيزي كه گفت مي‌دانيد چه بود؟گفت «اين خانمها طرفدار زنان هستند يا طرفدار اينكه دختر تركمن را به غير تركمن شوهر بدهند!» و برايم چندين مثال آورد كه دختر ساده و زودباور تركمن كه سادگي جزو خصائص ذاتي‌اش است كه شما آنرا نياورده‌ايد؛ با غير تركمن ازدواج كرده است و كارشان بعد از مدتي به طلاق كشيده است و در نهايت جز خسران و روحيه داغان و يأس حاصل از شكست در زندگي بوده است كه آنها را تا آستانه شديدترين مجادلات دروني روحي پيش برده است.راستي آيا خبر داريد كه در شهرهاي آق‌قلا، گنبد و حتي همين بندرتركمني كه از آن نام برده‌ايد عده‌اي از همزبانان شما مي‌آيند و مي‌گردند و آنهايي را كه تمكن مالي ندارند به گرگان مي‌كشانند تا از آنها بهره‌كشي جنسي كنند و با افتخار اعلام كنند كه يك زن تركمن را به منجلاب كشانده‌اند…

آري، شما كه خود را داعيه دار حفظ حقوق زنان مي‌دانيد چرا در گزارش‌هايتان از تعلق قومي افراد ديگر مانند فارس‌زبانها نام نمي‌بريد و اصلا چرا وقتي كه بعنوان مثال تحقيقي روي فارسهاي گرگان انجام مي‌شود نمي‌گوييد فارسها؛ ولي وقتي يك تحقيقي در شهر آق‌قلا يا گنبد انجام مي‌دهيد مي‌گوييد نتايح تحقيقات در بين تركمنها چنين است!(و جالب اينكه در تمام گزارشهاي مغرضانه از تركمنها اسم برده مي‌شود ولي آن فارس‌زبان مشهدي يا اصفهاني، انگار به زبان فارسي تعلق ندارد كه از وي تنها به عنوان مشهدي يا اصفهاني در گزارش‌هايتان نام مي‌بريد!؟)بايد در پاسخ به آنهايي كه سعي دارند اصالت قومي، زباني، مذهبي تركمنها را از بين ببرند بايد بگويم كه دختر تركمن امروزه ديگر با تحصيل علم در دانشگاه؛ فرق بين غوره و ميز را مي‌داند.فرق بين دوغ و دوشاب را مي‌داند.فرق بين مادر و دايه را مي‌داند و مي‌داند معناي كاتوليك‌تر از پاپ بودن يعني چه!اميدوارم اندكي در تعاريفتان تجديد نظر كنيد.

پاسخ گزارشگران ما به نقد اين مرد تركمن را هم بخوانيد:

ترانه بني يعقوب و فريده غائب: دوست عزيز! آقاي مسعود تركمن از نگاه نقادانه و توجه شما به گزارشمان تشكر مي كنيم. شما نوشته خود را با نقد سايت كانون زنان ايراني آغاز كرده ايد. و از توجه اين سايت به مسائل زنان و قوميت ها انتقاد كرده ايد و آن را سلاحي در جهت تخريب قوميتها دانسته ايد.

بايد بگوييم:يكي از اهداف سايت كانون زنان ايراني توجه به زنان در حاشيه و شهرستانها است. زناني كه به دلايل مختلف مسائل و مشكلاتشان كمتر مورد توجه قرار مي گيرد.

در نوشته ات گفته بودي آيا تا به حال از تعدد خشونت و تجاوز به زنان در جوامع و شهرهاي بزرگ چيزي شنيده ايد؟ آيا علل بوجود آورنده آنرا تاكنون بررسي كرده ايد؟

اتفاقاً ما بارها درباره مسائل زنان تهراني مطالبي منتشر كرده ايم. حتي نگاهي سطحي به پژوهش هاي انجام شده در دانشگاه هاي كشور و مطبوعات نيز نشان مي دهد كه مسائل زنان در شهرهاي بزرگ و مركز بارها توجه قرار گرفته است. بيان مسائل زنان تركمن، اصلاً به معني نبود مشكلات براي زنان در ساير مناطق نيست.

اگر شما گزارش هاي اينسايت را پيگيري كرده باشيد، درباره زنان ساير مناطق كشور از شمال تا جنوب همچون فارس ها، تركها، كردها، و زنان جنوبي بارها گزارش هايي ارائه شده كه اين نكته فقط حاكي از توجه ما به مسائل زنان خارج از مركز و انعكاس آن است.

دوست عزيز! نوشته اي كانون زنان ايران گويا ماموريت دارد تمام سنتهاي تركمنها را محكوم كند. اما قصد ما محكوم كردن سنتهاي شماو ارزشگذاري بر آنها نيست. گزارش ما صرفاً بيان ديده ها و شنيده هايي است كه طي چهار روز سفر به آن منطقه به دست آورده ايم و بدون هيچ پيشداوري انها را منعكس كرده ايم.

هر چند سنت ها هميشه قابل نقدند و هر روزه نيز از جانب رسانه هاو افراد صاحبنظر نقد مي شوند.

در بخش ديگري از نوشته ات آورده اي” آيا وضعيت بد اقتصادي جيلان (يكي از زنان تركمن گزارشمان) ربطي به فرهنگ تركمن دارد؟” ما فقط خواسته ايم گوشه اي از رنج هاي زنان كشورمان را بازگو كنيم. همان كاري كه در ساير مناطق نيز انجام داده ايم. بازگويي رنج هاي يك زن قاليباف ربطي به قوميت او ندارد و هدف ما از ان تنها به تصوير كشيدن رنج اين زنان، و بازگويي شرايط اجتماعي است كه زنان اين كشور در آن زندگي مي كنند فارغ از قوميت و نوع گويش وز بان.

در جايي از گزارش ما آمده است: برخي از سنت ها هر چند داراي كاركردهاي اجتماعي براي اقوام تركمن اند اما براي زنان محدود كننده اند. تو پرسيده اي سنتي كه كاركرد اجتماعي دارد آيا مي تواند محدود كننده باشد؟

در پاسخ بايد بگوييم اين مسائل براي چه گروهي داراي كار كرد و براي چه گروهي بازدارنده اند؟

در اين سفر بارها از زبان خود زنان تركمن شنيديم كه اين رسم ها براي‌شان محدود كننده است.

گفته اي معناي رسم و سنت را نمي دانيم. چرا دوست عزيز! تا حدودي مي‌دانيم رسم و سنت هر دو جزء فرهنگ اند و تفاوت چنداني با هم ندارند رسوم بيشتر جنبه رفتاري دارند. اما سنت ها عام تر از رسوم اند. لباس پوشيدن يك رسم است، اما شيوه انديشيدن يك سنت است.

در اين گزارش رسوم شما كه حالت رفتاري دارند، بارها نقل شده اند. رسومي مثل لباس پوشيدن.هر چند بحث و گزارش ما بر سر واژه ها و معناي دقيق جامعه شناختي انها نيست.

زنان تركمن سرزمين ما بارها در صحبت هايشان به شيوه ازدواجشان معترض بودند و اين حرف آنهاست و نه قضاوت ما.

و تو دوست عزيز چرا فكر مي كني چنين رسمي خدشه ناپذير و غير قابل تغيير است؟ اين نقدها حتي از موضع قانون، حقوق بشر و مباني ديني نيز قابل پذيرش است. در كجاي دين ما آمده كه مثلاً زن عرب حق ندارد با غير عرب ازدواج كند. يا نوع پوشش غير قابل تغيير و خلل ناپذير است .هرچند ما شك نداريم كه پوشش زنان تركمن يكي از زيباترين پوششهاي ايراني است. البته تو و دوستانت و بسياري ديگر از مردان تركمن اگر اين نقدها و بازنگريها را از درون خودتان انجام دهيد قطعاً نتايج بهتري هم خواهيد گرفت.

در بخشي از نوشته هايت درباره رسم روگيري زنان تركمن ما را به تمسخركردن اين رسم متهم كرده اي. اما بايد بداني اين مطالب عين گفته هاي يك زن تركمن است و در هيچ جاي آن نيز، حداقل از ديد بسياري از مخاطبان اين مطلب توهين و يا تمسخري در كار نيست.

دوست گرامي ما قصد پاسخگويي به تمام انتقاداتت را نداريم چون فكر مي كنيم در همان ابتداي نوشته مان گفتيم و بار ديگر هم تاكيد مي كنيم كه اين گزارش با ديدي مردم نگارانه، تنها قصد بازگويي ديده ها و شنيده هاي ما را دارد. قضاوت و ارزش گذاري درباره ان نيز بر عهده مخاطبان است.

متن كامل گزارش را اينجا بخوانيد

یک دیدگاه برای “نقد يك مرد تركمن بر گزارش ما در باره زنان تركمن صحرا‌

  • ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ at ۱:۲۲ ق.ظ
    Permalink

    سلام شما نیز مانند رسانه های غربی که مسائل و مشکلات رو پررنگ ودر بعضی جهات کمرنگ یا حتی محو میکنید هستین این تعاریف که در مطالبی به اکثریت جعلی گفته شد حتی نمونه جوامع زنانه ترکمن در ۱۰۰ سال پیش نیز نیست این نشان میده که شما کاملا به دروغ مطالب نگاشتین .قلم کاملا مقدسه گاهی باعث افتخار و گاهی رسوایی میشه
    اما پیشنهاد من به این کانون به اصطلاح زنان به جای اینکه به زنان خط فکری بدین که ازاد باشن و…اول یاد بدین به خودشون احترام بزارن ۱باحفظ سنت های قومی که از سالیان دراز دست ما رسیده ۲با پایبندی به اصول دین
    البته میدونم جواب بنده رو نمیدین چون کانونتون برای اهداف غرب و کاملا مقدانه به سبک غرب بنا شده

    Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.