بگوئید لباس ایرانی و نه ملی

گفت و گو با مهلا زماني طراح لباس

کانون زنان ایرانی – فریده غائب : فرهنگ کاشان در رگ های مهلا زمانی جاری است . فرهنگی که به اعتقاد این طراح لباس ، در نگاهش به زیبایی های تاریخی ایران تأثیر داشته است .

خانه مهلا زمانی پر است از پارچه های قدیمی ایرانی که هر کدام می تواند الهام بخش سوژه طراحی لباسهایش باشد .

مهلا زمانی را در دفتر کارش ملاقات کردم . تابلو های آویخته دیوار ، لباس های رنگارنگی را به چشم می زد که از ایرانی بودن این لباس ها تعجب می کردی . او نیز با پوشیدن بلوز و دامنی چین دار و شالی حریر چنان فضا را مطبوع کرده بود که در ذهن می گفتی ای کاش روزی برسد که خیابان های ما از سیاهی لباس ها در آید .

مهلا زمانی اولین ژورنال تخصصی لباس های ملی مدرن اسلامی را با نام ” لوتوس ” منتشر کرده و طرح های زیادی در زمینه لباس ملی و ایرانی برای زنان این کشور دارد .

چرا سراغ طراحی لباس هايي رفته اید که رواج چندانی در جامعه ندارد ؟

همینطور است . از وقتی به دنیا آمدید این نوع لباس را بر تن خود و دیگران دیده اید و چشم ها هنوز به این نوع لباس هایی که من طراحی می کنم ، عادت نکرده اند . بنا بر این باید کاری کرد تا چشم ها به لباس ها و انواع پوشش ها عادت کند .

منظورتان از کاری باید کرد چیست ؟

یعنی فرهنگ سازی شود . وقتی جوانان گذشته خود را بدانند ، یقین دارم که به سمت این لباس ها گرایش پیدا خواهند کرد .

کمی در باره طرح ” لباس ملی ” بگویید . طرحی که شما یکی از طرفداران آن هستید و به خاطرش با نمایندگان مجلس نیز وارد مذاکره شده اید . دلیل پیگیری سرسختانه شما از تصویب این طرح چیست ؟

موضوع این طرح ساماندهی لباس است . لباس های ما در وضعیت نابسامانی به سر می برند .

قصدم این است که با شناساندن لباس اصیل ایرانی ، جوانان در وضعیت انتخاب آزادانه و آگاهانه قرار بگیرند و هر نوع لباسی که بخواهند از میان این همه تنوع انتخاب کنند .

تداعی بسیاری از افراد از لباس ملی ، یک نوع لباس متحدالشکلی است که می خواهند به اجبار تن آنها کنند و توضیح شما از انتخاب آزادانه حكايت دارد.چرا ؟

به خاطر فرهنگ سازی غلط . این کار را باید صدا و سیما انجام می داد و مردم را به ضرورت وجود این طرح آشنا می کرد که متأسفانه اصلاً خوب عمل نکرد .

حال من از شما می خواهم این موضوع را آنطور که حقیقت دارد بیان کنید . لباس ملی لباسی است که افراد هر کشوری برای شرکت در کنفرانس ، سمینار و یا هر برنامه دیگری در خارج از کشور می پوشند تا هویت آن کشور را نشان دهند و نشانه مشخص هر کشور لباس آن است . این لباس می تواند فقط یک نوع باشد مثل دامن برای اسکاتلندی ها و یا چند نوع باشد . ما در ایران حتی تنوع بیش از حد مجاز را داریم و توجه به این انواع گوناگون و هویت ایرانی ما را غنی تر می کند .

هشت سال جنگ در ایران فرصت فکر کردن به نوع پوشش را از ما گرفته بود . اما اکنون فراغت این مشغولیت ها ، ما را متوجه بخش های مهم فرهنگی کشور کرده است . در آذر ماه سال 82 رهبر در رابطه با مد و مد گرایی صحبت کرد و مسئولان کشور نیز ضرورت طراحی مد را حس کردند . اینکه خودمان طراح لباس باشیم و از جایی تقلید نکنیم هدف به جایی بود .

چقدر به اجرای طرح لباس ملی امیدوارید؟

من از شما می خواهم که بگویید لباس ایرانی و نه ملی. در این صورت مردم کمتر جبهه می گیرند. به هیچ عنوان پوشیدن لباس ایرانی اجباری نیست ولی یقین دارم اگر مردم آگاه شوند، حتماً استقبال خواهند کرد. اگر قصد بر رواج لباس ایرانی باشد، مسئولین می توانند به قیمت همین مانتو های خیلی ارزان قیمت تولید کنند. و زنان از شمال شهر تا جنوب شهر، از این شهر تا آن شهر این لباس ها را بپوشند. و این نیازمند توجه مسئولین است.

شما به فراغت پیش آمده توجه مسئولان به طراحی داخلی لباس اشاره کردید اما با این حال چرا هنوز لباس ها یک شکل هستند. سال ها ست پوشش زنان در ایران همین مانتو و شلوار بوده، منتهی با کمی تغییر. درست می گویم؟

چون فرهنگ سازی نشده است. متاسفانه ما گذشته مان را نمی شناسیم و هیچ گونه بازشناسی درباره این موضوع برای ما انجام نشده است. ماهواره ها نیز مشکلاتی در روند بازشناسی ایجاد کرده اند. همچنین روش ارشاد کردن جوانان در ایران اشتباه بوده است. ارشاد در این نیست که عده ای را بگیریم، بزنیم و به زندان بیاندازیم.

راه درست ارشاد را برایمان بگویید.

به جای پخش سریال های بی محتوا و مبتذل تلویزیونی که وقت ما را هم می گیرد، درباه فرهنگ، پوشش و تاریخ لباس ایران برنامه طنز ساخته شود و یا در سریال ها می توان به جای پوشاندن برخی لباس های مضحک، از لباس تاریخی ایران و نیز مدرن استفاده کرد.

منظورتان از لباس مدرن ایرانی چیست؟

(photo1)

یعنی همین لباس هایی که شما در ژورنال های ما می بینید. لباس مدرن ایرانی، لباسی است که مثلاً از مسجد، بنای تاریخی و یا یک کوزه الهام گرفته اما به جای استفاده از ده تا دامن آن را سبک تر کرده تا قابل استفاده شود.

اما لباس هایی که شما طراحی می کنید قابل استفاده در فضای عمومی جامعه نیست. پس چرا در ترویج آن اصرار دارید؟

من اعتقاد دارم لباس باید برازنده افراد باشد و فرد احساس کند با لباسش با شخصیت شده است. همچنین اکثر لباس های طراحی شده را به راحتی می توان در جامعه پوشید منتهی هنوز فرهنگ سازی نشده است.

من زنان و دخترانی را سراغ دارم که به دلیل نگاههای سنگین جامعه از پوشیدن اینگونه لباس ها پرهیز می کنند.

به نظر من باید فرهنگ سازی را با خودمان شروع کنیم. مثلاً شما به عنوان یک دانشجو و روزنامه نگار دختر می توانید بر اطرافتان این اثر را بگذارید و به دیگران بفهمانید پوشیدن این لباس ها به معنای توجه به تاریخ ایران است و ضمناً تناقضی هم با اصول اسلامی ندارد. مطمئن باشید شروع حرکت از خود شما می تواند نگرش ها را کم کم تغییر دهد.

لباس هایی را که شما طراحی و تهیه می کنید، لباس های فاخر و گرانقیمتی هستند که تامین آن برای هر زن و دختر ایرانی امکانپذیر نیست. اینطور نیست؟

من دوست دارم همه زنان ایرانی این لباس ها را بپوشند اما عملی شدن آن در توان من نیست. هر وقت روی این موضوع سرمایه گذاری شد و به مرحله ی تولید انبوه رسید، مطمئناً قیمت این لباس ها بهاندازه مانتو های معمولی خواهد رسید.

در حال حاضر کدام دسته از زنان از لباس های شما استقبال می کنند؟

قشر فرهنگی و ثروتمند.

در ژورنال چندین بار زنان با نقاب دیدم. می خواهم بدانم این نقاب الان چه کارکردی دارد؟

ایران اقلیم های مختلفی دارد. آنها که در اقلیم 50درجه زندگی می کنند، نیازمند نوع خاصی از لباس هستند. شاید شما به عنوان یک دختر جوان و باسواد ایرانی دلیل استفاده از نقاب را ندانید؟ اما به نظر من هر کسی که در تاریخ این کار را کرده قابل احترام است. چرا که نقاب مانع سوختن چشم ها از آفتاب سوزان و تغییر پوست می شود. به همین دلیل معتقدم که می توان از این نقاب ما الان استفاده کرد.

به نظر می رسد تلاش های شما در برابر هجوم عظیم لباس های غیر ایرانی، ثمره ای نداشته است. چرا که این مدها بیشتر توانسته اند جوانان را به خود جذب کنند.

همه اینها تبلیغات غرب است. می گویند اگر 100دلار دارید، 99دلار آن را برای تبلیغات هزینه کنید. الان این تبلیغات غرب است که به ما لباس هایشان را نیز قبولانده است. اگر در اختیار من سرمایه باشد و من هم به اندازه آنها تبلیغ کنم، یقیناً موفق خواهم شد. وگرنه، نه آنها سلیقه جوانان را دانسته اند و نه ما از سلیقه آنان غافلیم.

فعالیت شما برای طراحی لباس های متفاوت از عرف جامعه، کاری نو بوده است . قطعاً انتقاداتی هم به آن شده است. می خواهم بدانم این انتقادات بیشتر از سوی چه کسانی مطرح شد؟

بیشتر آقایان. من بارها از طرف مدعی العموم تهران در دادگاه احضار شدم. اما وقتی نمایشگاه شو لباس را در سال 79به یاد می آورم و زنانی که از شادی، اشک شوق می ریختند و باورشان نمی شد چنین کاری در ایران عملی شود، بر ادامه راهم مصمم تر می شدم. هنوز آن انتقاد را به یاد می آورم که فردی در مطلبش برایم عذاب الیم آرزو کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *