نوشتن براي بسياري از زنان ايراني يعني راه گريز،

گفت و گو‌ي عايشه بوهورلر با منيرو رواني پور

كانون زنان ايراني: « منيرو رواني‌پور» نويسندۀ معروف ايراني است كه ديدگاه‌هاي فمينيستي دارد. با او در تهران و در خانه‌اش گفتگو كرديم. ….رواني‌پور كه از قدرت گرفتن محافظه كاران در ايران ابراز نگراني مي‌كرد، علي‌رغم پيشنهاد‌هايي كه براي اقامت در خارج از كشور به وي ميرسد، ايران را براي ادامۀ زندگي برگزيده است. رواني‌پور با پسر«تختي» كشتي‌گير نامدار ايراني ازدواج كرده است. وي كه از بيان افكار مخالفش پرهيز نمي‌كند، ايجادامكان براي«آزادانه نوشتن» را هدف خود مي‌داند.

آيا مميزي و سخت گيري‌هاي سياسي وزارت ارشاد نويسندگي شما را تحت تأثير قرار نمي‌دهد؟ براي چه مي‌نويسيد؟

من براي زندگي و براي زندگي كردن مي‌نویسم. انسان‌ها براي حفظ بقاي خود دست به نويسندگي مي‌زنند. هر هنرمندي بي‌توجه به عرصۀ هنري‌اش، سعي مي‌كند در برابر مرگ بايستد و مرگ را از خود دور كند. من مي‌توانم در هر كشور اروپايي كه بخواهم زندگي كنم. بعد از انتشار بيانيۀ 134نويسنده توسط كانون نويسندگان ايران، هفت كشور اروپايي امكان اقامت يا پناهندگي را براي ما مهيا كردند. اما من ترجيح مي‌دهم در كشور خودم زندگي كنم. دلم مي‌خواهد اينجا زندگي خوبي داشته باشم. من دوست ندارم رئيس جمهور يا نخست‌وزير بشوم. دنبال رتبه و مقام هم نيستم. مي‌خواهم به عنوان يك انسان و به عنوان يك نويسنده آسوده زندگي كنم. دوست ندارم كسي براي نوشته‌هايم تعيين تكليف بكند. لازمۀ كار هنرمند و نويسنده را هم يك چيز مي‌دانم: آزادي.

علت مميزي‌هاي اعمال شده روي كتاب‌هاي‌تان چيست؟ چرا برخي كتا‌ب‌هاي‌تان منتشر مي‌شوند و برخي ديگر مورد مميزي قرار مي‌گيرند؟

ببينيد، روي كتاب «سنگ‌هاي شيطاني» اعمال مميزي كردند. به من گفتند اين كتاب بايد به طرز ويژه‌اي مورد مميزي قرار بگيرد و پاسخي هم به سوالات من ندادند. تا به امروز هم هيچ جوابي نگرفته‌ام. طرح‌هايي براي نوشتن داشتم كه نوشتن آنها را به آينده موكول كرده بودم. حالا زمان نوشتن‌شان رسيده. كسي نبايد نويسنده را به سمت نوشتن يك موضوع خاص سوق بدهد. اگر به شما گفته شود كه مثلاً نبايد در مورد اين نمكدان چيزي بنويسيد، يك سانسوز جهت‌دار را روي شما اعمال كرده‌اند.

در زمان رياست جمهوري خاتمي فضاي مناسبي براي توليد آثار جديد و انتشار برخي كتاب‌هايم فراهم شد. البته آن موقع هم مشكلاتي داشتيم كه پرداختن به آنها نيازمند يك بحث مجزا است. … عده‌اي مي‌خواهند جلوي سوال پرسيدن را بگيرند. آنها نبايد انتظار داشته باشند چيزهايي كه به من ديكته مي‌كنند را انجام بدهم اگر انجام آنچه ديگران ديكته مي‌كنند كار خوبي بود، خدا ديگر عقل و فكر و دست و پا را در اختيار انسان‌ها قرار نمي‌داد.

علي‌رغم همۀ مميزي‌هاي موجود، ايران زنان نويسندۀ بسياري دارد. تعداد روزنامه نگاران زن ايراني هم بسيار زياد است. چرا زنان ايراني اينقدر مي‌نويسند؟

وجود اين وضعيت دلايل زيادي دارد. در يك محيط بسته نيروهاي كنش‌گر چاره‌اي ندارند جز اينكه انرژي خود را جايي‌ آزاد كنند. اگر مسايل و مشكلات بيش از حد باشند، جايي صدايت را بلند خواهي كرد و فرياد خواهي زد. اين وضعيت را بايد علت روي آوردن بسياري از زنان ايراني به نويسندگي دانست. زنان ايراني دوست دارند زندگي را تجربه كنند. آنها براي زندگي كردن و حتي براي درد دل كردن هم كه شده دست به نوشتن مي‌زنند. بعد هم اينكه مطمئن باشيد اگر در كشور ما زنان مي‌توانستند آزادانه وارد ساير عرصه‌هاي هنري بشوند، بسياري‌شان وارد دنياي نويسندگي نمي‌شدند. در شرايط كنوني بايد بگويم كه همۀ نويسندگان زن ايراني عاشق نويسندگي نيستند و نوشتن براي آنها مفهوم زندگي را دربر ندارند. نوشتن براي بسياري از زنان ما يعني راه گریز.

گفت و گو: عايشه بوهورلر، اصليخان اكر

ترجمه: آيدين فرنگي

منبع:روزنامۀ زمان/ چاپ تركيه/ 15 جولاي 2006

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.