امنیت اجتماعی یا توهین به شعور شهروندان ،آزاد روشنی

چیزی که در برخوردهای اخیر خیابانی با مردم و اکثرا زنان این مرز و بوم بیش از خود مساله آزار دهنده است، عنوانی است که بر آن نهاده اند: طرح امنیت اجتماعی. در این نوشته سعی بر این دارم که موضوعیت این عنوان رادر مورد برخوردهای فعلی با نوع پوشش شهروندانْ بطور مختصر نقد کنم.

استدلالی که برادران متفکر ما در نیروی انتظامی و دیگر ارگانهای حامی در بکار بردن این اصطلاح از آن استفاده می کنند را می شود بطور خلاصه اینگونه خلاصه کرد :”بد پوششی زنان(چیزی که با تعبیر آنها عدم پوشیدگی کامل قسمتهای تحریک کننده است) باعث می شود مردان سر به راه از راه بدر شده و دست به اعمال غیر معقولی مثل تجاوز بزنند که باعث نا امنی برای زنان می شود و در واقع زن بدپوشش خود شریک فرد متجاوز در جرم تجاوز(یکی از مصداقهای بارز نا امنی) است و مستوجب برخورد انتظامی قضایی”.

نکته اولی که به نظر من حائز توجه است بی توجهی برادران به استدلالی مشابه در مورد دیگر موارد جرم و جنحه است. مثلا دزدی: با استدلال مشابه برادران نیروی انتظامی وظیفه دارد تمامی اتومبیل های مدل بالا و گران قیمت را از زیر پای صاحبانش بیرون کشیده و ضبط کند و با صاحبان آن خودروها برخوردی قضایی در حد خود دزدان داشته باشند؛ چرا که آنها باعث می شوند افراد معمولی و پاک به دزدی تحریک شوند. یا حتی همه مردم ساکن خانه های ویلایی شمال شهر را باید مجبور کنند با هر وضع مالی ای که دارند به آپارتمان های قوطی کبریتی هم شکل نقل مکان کنند و در صورت اسرار بر محل سکونت فعلیْ دست صاحبان خانه های آنچنانی را به جرم شراکت در دزدی(به دلیل تحریک جناب دزد به دزدی) تا حتی مچ ببرند. دیگر کسی حق ندارد در خیابان لپ تاپ به دوش بیاندازد یا عینک آفتابی بزند. حتی کیف پول شما هم اگر قلمبه بود، نیروی انتظامی باید وارد عمل شده و با شما چونان یک مجرم رفتار کرده و شما را با خشونت بازداشت نماید. یا حتی قتل: شما حق ندارید اگر همسر جذابی دارید با او در خیابان قدم بزنید؛ چراکه ممکن است فردی به شما حسادت کند و شما را با چاقو مورد تعرض قرار دهد؛ حتی قدم زدن تنها در یک کوچه خلوت هم مانند خود قتل نیاز به برخورد انتظامی دارد. در مواردی اینچنین می توان شما را به دلیل شراکت در قتل خودتان(به دلیل حضور در شرایطی که اشرار را تحریک می کند) به قصاص هم محکوم کرد. و زمانی که همه این شرایط برقرار شد (که به نظر من تنها با پایین کشیدن کرکره حوزه عمومی زندگی مردم امکان پذیر است)، نیروی انتظامی به نظر دیگر وظیفه ای جز استراحت و پا روی پا انداختن نخواهد داشت. لازم به ذکر است تفاوت است بین توصیه های امنیتی درباره رعایت یک مساله و مجرم شناختن کسی که آنرا رعایت نکرده. مثلا نیروی انتظامی در همه دنیا توصیه می کند تنها به محله های خلاف مخصوصا تنها رفت و آمد نکنید اما هیچگاه فردی را به دلیل تنها بودن در چنین مکان هایی به عنوان مجرم دستگیر نمی کند. در نهایت این که برادران در بدعت شگفت انگیز خود (مجرم شناختن قربانی) و در بین این همه موارد جرم و جنحه و تنها روی این یک مورد(تجاوز به عنف) تاکید دارند، به نظر دم خروسی می آید که به هیچ روی پنهان کردنی نیست.

اما نکته دیگری هم که دوستان یا واقعا نمی دانند یا به عمد چشم هایشان را بر روی واقعیت بسته اند، امنیت بیشتر (لااقل از نظر تجاوز و خشونت های آشکار و پنهان نسبت به زنان) در کشورهای غربی است. بر اساس همه آمارها کشوری چون سوییس(که اصولا به امنیت شهره است) یا کشورهای اسکاندیناوی و کانادا (که در هیچکدام مساله حجاب اجباری وجود ندارد) از نظر امنیت در مرتبه بسیار بسیار بالاتری از ما در رده بندی های رسمی جهانی قرار دارند. حتی برای احساس این مساله نیازی به آمار و ارقام هم نیست؛ کافی است یک سفر کوتاه به همین کشورهای توریستی همسایه (مثلا استانبول ترکیه)کرده باشی تا ببینی در چه امنیت بیشتر و گسترده تری می توانی به عنوان یک زن(حتی بدون حجاب یا در تاریکی شب) در اجتماع حضور داشته و حتی با نگاه های آزاردهنده (که یکی از رایج ترین نوع خشونت پنهان اعمالی بر زنان است)، تقریبا برخورد نکنی؛ چه برسد به مراتب بالاتر خشونت.

نکته آخری که درباره این تعبیر به نظر من می رسد نگاه بسیار تحقیرآمیز به مرد است: این نوع استدلال این پیش فرض را درخود نهفته دارد که مردان مانند حیواناتی شهوتران اند که توانایی کنترل بر غریزه خود را ندارند و جالب است که حتی به مخیله برادران خطور نمی کند که چرا احتمال اش را نمی دهند که بر عکس این مساله هم بر قرار باشد؟

لازم است تذکر بدهم که ما داریم بر اساس گفتمان برادران که می خواهند حرکت خود را علمی بنمایانند بحث می کنیم و قرار نیست به تعبد دینی بپردازیم و بر آن اساس به تفاوت عمیق فطری زن و مرد برسیم. به علاوه به چه عنوان غریزه حیوانی(بر فرض درست و به این شدت یک طرفه بودن این مساله) اینجا از نظر نهادی چون نیروی انتظامی اصالت پیدا می کند؟ بر این اساس طبعا باید با اشکال دیگر این نوع غرایض چون شهوت قدرت و برتری جویی هم برخورد مشابهی داشت: کسی که به دلیل حسادت دیگری را می کشد چون بر اساس غریزه بوده تقریبا تبرئه است و طرفی که دارای برتری بوده مجرم اصلی است. در اینصورت انگیزه ای برای پیشرفت انسان و ساختن جامعه ای فرا حیوانی باقی می ماند؟ یا مثلا آیا باید همه مردان ضعیف الجسه را از سطح جامعه جمع کرده و به کانون های ورزشی پادگانی فرستاد با این تحلیل که آنها خودشان عامل کتک خوردن خود از فرد زورمند ترند؟ شاید بشود توصیه کرد؛ ولی جرم دانستن و برخورد پلیسی با لاغری توجیهی دارد؟ پس اصولا حکومت برای چه تشکیل شده؟ آیا وظیفه یک حکومت با بازوانی به نام نیروی انتظامی و هدف صرف این همه بودجه(که از جیب ملت می رود) بر قراری شرایط انسانی و نفی اصالت حیوانیت نیست؟ آیا این نوع ادبیات برادران باز تولید تفکر اصالت توحش نیست؟

((photo1))

در پایان باز هم روی این مساله تاکید می کنم که در این مطلب بیشتر هدف عنوان “امنیت اجتماعی” است و اصولا استناد به استحکام نهاد خانواده یا نوع روابط جنسی و دیگر موارد برای نقد این نوشته موضوعیت ندارد؛ در آن صورت باید با عنوان بر فرض مثال “طرح استحکام خانواده و مبارزه با بی بند و باری” وارد گود می شدند که البته برای این دسته عناوین هم جای نقدهایی جداگانه باز است که در این مطلب نگنجیده و اصولا با هدف آن یعنی نقد مطرح شدن حجاب تحت عنوان “طرح امنیت اجتماعی” تطابق ندارد. و اگر برادرانن می خواهند نهایتا به استدلالاتی خاص بر اساس پیش فرضهای عرفی(برای جامعه ما طبعا سنتی فرض اش می کنند که البته باز هم جای بحثی جداگانه دارد) یا دین تعبدی باز گردند، باید برای اینگونه طرحهای سازمان یافته خود عنوان دیگری را انتخاب کرده و بدین شکلْ بی منطقْ سعی در مربوط کردن مسائل نامربوط نداشته نباشند: بزنند؛ ببندند؛ اراده خود را بر اساس خواست اقلیت با اکثریت (فرقی نمی کند) اعمال کنند؛ اما لااقل در پی توجیه کاری که هیچ مدرنیستی بر اساس هیچ تعریفی از مدرنیته پذیرفته نمی داند، با استفاده از مفاهیم مدرنی چون “امنیت” یا “اجتماعی”، نباشند؛ و به این مساله را مد نظر داشته باشند که این برخوردْ توهین به شعور و زیر سوال بردن انسانیت شهروندان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.