گفت‌وگو با روحانيت،برگ برنده كمپيني‌ها

آمنه شيرافكن

بايد به هرترتيب وارد حوزه هاي فقه شد. اين موضوع براي جنبش زنان ايران اين روزها به يك ضرورت انكار نشدني تبدل شده است.

هر چه بخواهيم تز روشنفكري بدهيم، باز نمي توان منكر اين قضيه شد كه جنبش زنان براي پيگيري مطالبات خود و ورود به عرصه هاي از دست داده عمومي لازم دارد تا اين بار وارد گفتماني با طبقه روحانيت شود.

روحانيت ايران سال هاست كه نه در موضوع زنان كه در تمامي مسايل مربوط به حوزه هاي اجتماعي _ فرهنگي سكوت اختيار كرده است.

تجربه فعالان حوزه زنان نشان داده است ، دست كم روحانيت دگر انديش در حوزه فقه در صورتي كه مورد پرسش قرار گيرد، مي‌تواند پاسخ هاي ديگري نيز داشته باشد.

بدنه اجتماع ايران به شدت ديني است. پا را كه دو قدم فراتر بگذاري از پايتخت موضوع بهتر آشكار مي شود. اگرچه در همين كلان شهرنيز و در طبقه‌هاي اجتماعي مختلف، پيوند عميق با مذهب به چشم مي‌خورد. اما در شهرستان ها اين موضوع بيشتر ديده مي‌شود.

نگاه به دين مي تواند از منظر شرع و الهیات باشد يا اينكه به اين پديده به عنوان پديده‌اي كاملا اجتماعي نگريست. در اهميت درگير شدن با مذهب و آنچه پيرامون آن نقش مي بندد ،همين بس كه به بررسي ديدگاه عالمان علوم اجتماعي بپردازي.

نظريه‌هاي دين همچنان تحت تاثير ديدگاه هاي ماركس ، وبر و دوركهايم است.

اين سه جامعه شناس اگرچه خود چندان علقه هاي ديني نداشتند اما همگي بر اين نكته اتفاق نظر داشتند كه دين به عنوان يك پديدار اجتماعي در شكل گيري سرنوشت جامعه تاثير فراواني دارد.

از اين منظر كه بنگري چه سكولار باشي و چه لاييك و يا حتي اگر دغدغه دين داشته باشي مي تواني به پيگيري مذهب و آنچه در بطن آن مي گذرد علاقه مند شوي. آنچه مي توان از‌ آن به عنوان توجه به دين به مثابه ايك مر اجتماعي تعبير كرد.

فمنيست ايراني اين روزها بايد صورت مسئله‌هاي بومي زنان ايران را تخشيص داده و در جهت واكاوي آن در بستر اجتماع بكوشد.
پيگيري و به نتيجه رسيدن اين كاوش نه صرفا با اجتماع زنان در جمع‌هاي نخبه گرا، كه با طرح مسايل روزانه زنان امكان پذير خواهد شد.
مشكل اليت‌گراي طبقه روشنفكر ايراني براي زناني كه داعيه دگر انديشي دارند نه نگران كننده و آسيب زا كه به نوعي فاجعه آميز است. فمنيسم ايراني اگر ادبيات مبارزه را از دورن آسيب هاي جامعه و با ايجاد پيوند با گروه هاي مختلف زنان به دست نياورد محكوم به شكست است.
مشكل زن ايراني را از هر سو كه بنگري يكسرش با قوانين تبعيض آميز پيوند خورده است. قوانين را كه بيشتر مطالعه كني در انتهاي هر بند تبعيض، واژه شرع و دين قابل رويت است. همين موضوع هم ضرورت ارتباط گرفتن با روحانيت را بيش از هر دوره تاريخي ديگر مورد تاكيد قرار مي‌دهد.

اما در حوزه ارتباط با روحانيت به عنوان نمايندگان ديني در اجتماع ايران اين روزها سير مثبتي اتفاق افتاده است. به سايت روحانيون تا حدودي دگر انديش كه وارد شوي صحبت‌هاي روز پيوند قوي با مسايل زنان دارد. فتواي به موقع آيت الله صانعي در غير شرعي خواندن ازدواج مجدد مردان بدون اذن همسر اول آخرين حكمي بود كه در دفاع شرعي و ديني از حقوق زنان كارساز افتاد.

سيستم قدرت در جامعه ما در حال حاضر به رقم تاكيد بر دين مداري نشانه هايي از دين گريزي را نيز به همراه دارد. اين دين گريزي به ريشه هاي تعبير سران قدرت از دين باز مي گردد. موضوعي كه اين روزها به عنوان يك آسيب جدي مطرح است. فعالان جنبش زنان به راحتي مي توانند از اين خلا استفاده كنند. اما اين خلا ديني صرفا با ابزار ديني قابل ترميم است. حتي اگر به تعداد انگشت شمار روحانيت متجدد در ايران حضور داشته باشند،بايد در جهت ايجاد يك گفتمان ديني متجددانه اقدام كرد.

سيسيتم قدرت با نگاه دگماتيسمي كه به دين دارد از ابتداي آغاز به كار دولت نهم تا كنون بخش عمده اي از مخاطبان ديني خود را از دست داده است. بر همين اساس لزوم استفاده استراتژيك از اين فرصت پيش آمده براي فعالان حوزه زنان پيشنهاد مي‌شود. طبقه روحانيت متجدد بايد به گفتمان ديني تازه اي دست يايد. گفتماني كه مشروعيت خود را اين بار نه از قدرت و حكومت كه از توده بگيرد. آمچه همواره در تاريخ ايران و تا پيش از ورود روحانيت درعرصه سياسي سرلوحه كار اين طبقه بود.

اجراي طرح امنيت اجتماعي ، لوايحي كه يكي پس ازديگري در قواي سه گانه عليه حقوق زنان طرح مي شود ، همه فرصت هاي خوبي است تا تاريخ پيش روي را تاريخي عقل محورانه ترسيم كنيم.
فعالان زن اين روزها بايد به ايجاد ارتباطي تنگاتنگ و طرح مسايل تازه در حوزه زنان بپردازند و پاسخش را از مراجع بخواهند.

شايد اين پاسخ ها نخست چندان اميدوار كننده نباشد اما تداوم آن بدون شك موجي از پرسش‌ها و صورت مسئله‌ها را در جامعه روحانيت به وجود خواهدآورد.

سخنراني رهبر ايران به مناسبت روز زن نويد اين پيروزي بود . براي نخستين بار مسئله حقوق زنان حالا به هر شكل از تريبون هاي رسمي نظام مورد بررسي قرار گرفت و در گام نخست ارث مسئله اي قابل بررسي تشخيص داده شد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *