شهامت تحریم

مرضیه مرتاضی لنگرودی

بالاخره یک فقیه شهامت به خرج داد و در برج و باروی سخت سنت های تبعیض آمیز ازدواج رخنه ای ایجاد کرد.
حضرت آیت الله صانعی فتوی دادند: «ازدواج مجدد مرد بدون اجازۀ همسر اول، خلاف شرع و معصیت است»

من ضمن تحسین شجاعت و غیرت حضرت آیت الله در دفاع و حمایت از رعایت عدالت در حقوق زنان، امیدوارم سایر علما و فقهای حوزه های علمیه با استفاده از مجوزی که در اجتهاد متون اسلامی دارند شجاعانه گامهای بلندتری در جهت تحقق عدالت در جامعه بردارند.

توقع زنان ایرانی اعم از مسلمان و غیر مسلمان نواندیش و سنتی از حضرات فقهای نواندیش و پیشرو این است که برای رهایی از محدودیت ها و شرایطی که در راه تحقق عدالت در خانواده و جامعه و به ویژه حقوق زنان وجود دارد، اجتهاداتی مطابق با مسائل و مشکلات واقعی و این زمانی جامعه داشته باشند.

بی توجهی، انکار، تحقیر زنان و عواطف آنان به قیمت توجه و احترام بیش از اندازه به غرایز جنسی مردانه موجب افزایش خشونت علیه زنان و کودکان می شود و این خشونتها در حد موضوعی فردی و خانوادگی باقی نمی ماند و عوارضی چون فرار دختران و پدیده هایی چون روسپیگری، اعتیاد، قتل و خودکشی و . . . . کاهش سطح هنجارهای اخلاقی و اعتماد عمومی در وجدان جمعی جامعه را به دنبال دارد.

سوال ما از علمای اعلام و فقهای عظام این است که تا چه زمانی قرار است بساط این ظلم آشکار که در آن شهوت رانی و تنوع طلبی مردانه مقدس قلمداد شده و معشوقه گری زنانه تشویق و ترغیب می شود، باید گسترده بماند؟ تا چه میزان باید آمار فساد و فحشاء بالاتر از اینها که وجود دارد برود تا آقایان به خود آیند و دامان مطهر اسلام را از ننگ بی عدالتی و تبعیضات و خشونتهای حاصل از آنها علیه زنان، کودکان و مردان جامعه پاک گردانند؟

توقع ما از مجتهدین پاک اندیش و راست کردار این است که به اصلی ترین تکلیف شان که موظف به اجرای آن اند بیشتر توجه کنند و به اجرای عدالت که از اهم تکالیف و سنت های پیامبر و جزو واجبات و اصول دین است بیشتر تاکید ورزند. قطعاً سنت عدالت ورزی پیامبر بر سنت تعدد زوجات او عقلاً و شرعاً برتری دارد.

چطور می شود بپذیریم که فقیهان و علمای طراز اول اسلام سنت «در زمانی» تعدد زوجات را به اصل « فرا زمانی » عدالت ورزی ترجیح داده اند !؟ آیا باید باور کنیم سکوت آقایان دلیل رضایت آنان از ظلمی است که بر زنان روا داشته می شود؟

به نظر من پایداری و مقاومت بر سنت ازدواج مجدد و موقت برای مردان زن داری که از زندگی خانوادگی معقولی برخوردارند و تمکن مالی هم دارند با توجه به (مادۀ 23 لایحه حمایت از خانواده) از آثار و نتایج نظام برده داری و کنیز پروری است که در باورهای دینی وارد شده و در واقع نه وجاهت دینی دارد نه قابل دفاع عقلی است.

به نماد تاریخ در سنت های عرب قبل از اسلام انواع ازدواج برای زن و مرد وجود داشت، ازدواج و تشکیل خانواده ربط چندانی با عشق و دوستی بین زن و مرد نداشت، بلکه بیشتر معطوف به بقای نسل و نام و حفظ اموال در محدودۀ قرابت خونی و خاکی بود.

البته در انواع ازدواج، یک نوع ازدواج عاشقانه وجود داشت که آن را مُخادنه می گفتند و از خدن به معنای عشق گرفته شده بود. زندگی آزاد و عاشقانه بدون عقد و نفقه و مهریه و تعهد. جامعۀ عرب این نوع زندگی را به رسمیت می شناخت. «این نوع رابطه در جهان توسعه یافتۀ امروز در مغرب رایج شده است.» نوع دیگر ازدواج، ازدواجی بود که به آن زواج البدل می گفتند. در این نوع ازدواج مردان زنانشان را در ازای مدت معین و مهریۀ معلوم با یکدیگر معاوضه می کردند، زن حق سرپیچی از خواست مرد را نداشت.

ازدواج یک زن با ده مرد رهط نام داشت، که زن تعیین می کرد پدر بچه اش کدام یک از مردانی است که با آنها همزمان آمیزش داشت.

زواج الشغار، ازدواجی بود که بر اساس آن مردی در ازای نکاح دختر یا خواهر خود به مرد دیگر، به جای مهریه خواهر یا دختر، او را به زنی می گرفت، زنان حق اعتراض نداشتند.

زواج الاستبضاع، قراردادی بود که مردان نابارور یا ضعیف و نازیبا زنشان را برای حامله شدن از مردی که قوی بود و قیافۀ زیبایی داشت برای مدت معین در اختیار او می گذاشتند و فرزند حاصله از آنٍ شوهر زن می شد. ازدواج دیگری بود که با زن پدر یا زنان بجای مانده از پدر متوفی یا برادر متوفی صورت می گرفت. ازدواج با کنیزان نیز رایج بود. در این صورت فرزند حاصل از ازدواج با کنیز، برده محسوب می شد.

ازدواج با غلام هم هرچند نادر بود، اما وجود داشت. فرزند حاصل از این نوع ازدواج به دلیل اینکه مادر زنی آزاد بود، آزاد محسوب می شد.

ازدواجهایی که صرفاً تمتع جنسی در آن مدنظر بود و فرزندان حاصل از این ازدواج از پدر و مادر ارث می بردند، هم وجود داشت که به آن «زواج المتعه» می گفتند. ازدواج با دختران یتیم به جای مانده از مردان ثروتمند هم رایج بود.

به دلیل درگیری های دائمی قبایل و جنگهای بی وقفه بین قبایل، همیشه در قبایل تعداد زیادی زن بی سرپرست و دختر بچۀ یتیم وجود داشت که مردان اغلب متمکن قبیله به طمع تصرف ارثیه و اموال آنها گاه ده تا بیشتر از این دختران و زنان را به نکاح خود در می آوردند و مالشان را تصاحب می کردند. بسیاری از این انواع ازدواج با ظهور اسلام در عربستان منسوخ شد. ظهور اسلام همراه با تشوبق رشد عقلانیت و مدنیت و عدالت ورزی به حذف کامل بسیاری از انواع ازدواج هائی که نام بردیم کمک کرد.

خرد جمعی مردانه در عربستان پس از ظهور اسلام در برابر ارادۀ عدالتجوی اسلام در روابط زناشویی مقاومت کرد. مرد عرب هرگز نخواست خود را به یک زن محدود کند و کامجویی جنسی از زنان متعدد را بر داشتن رابطۀ عاشقانه و عادلانه و وفادارانه با یک زن ترجیح داد.

در حالی که از نشانه های توسعه یافتگی و مدنیت، رسیدن به کیفیت زندگی مطلوب است. در ایران پیش از اسلام هم انواع ازدواج و زنان زیادی در حرمسراهای اشراف جان کندنی تاریخی به نام زندگی را تجربه و تحمل می کردند.

در حالی که توده های مردان کشاورز و سرباز بدون زن و عشق، عمر را به رعیتی و مزدوری و جنگجویی برای اربابان و اشراف و شاهان به پایان می رساندند و ناکام می مردند. قیامهای ملی، میهنی مزدکیان و امثالهم در ایران در اعتراض به این نوع تقسیم بندی های ظالمانه اجتماعی صورت گرفت.
همچنین مادری و بخصوص پسردار شدن برای میراث خواری و حفظ اموال درون قوم و فامیل وظیفه و هنر زنان محسوب می شد، از این رو زنان نازا و بی پسر محکوم به تحمل «هوو» بودند.

ورود اسلام به ایران و روحیۀ عدالت جوی حاکم برآن مرهمی بر خرد و وجدان مجروح از بی عدالتی نظام طبقاتی شهریاری بود. به مفهوم عدالت در ایران بیش از شکل آن توجه شد. انتخاب مولا علی (ع) نشانۀ درک بهتر ایرانیان از مفهوم عدالتی بود که اسلام تبلیغ و تائیدش می کرد. مردان ایرانی در جامعۀ پدر سالار ایران پس از اسلام، تبعیت از مفهوم عدالت را به گرته برداری از شکل آن ترجیح دادند و در حوزۀ خانوادگی در عمل از چندهمسری فاصله گرفتند. هرگز چند زنی در ایران، عملی پسندیده تلقی نمی شد. توده های مردم حتی مردان از مرد چند زنه بدشان می آمد، زیرا او را نشانه و نمود زنده و عینی بی عدالتی و شهوت رانی می دیدند.

از این رو تک همسری در ایران رواج سریعتر و بیشتری از عربستان پیدا می کند، زیرا هر ایده ای که به سرزمینی داده می شود رنگ و بو و تمدن آن سرزمین را به خود می گیرد و در خود وارد می کند و می پروراند. مفهوم عدالت و مدنیت در جامعۀ ایران به مراتب توسعه یافته تر و عمیق تر از آن اجتماع بیابان نشین عرب درک شد و مورد استقبال قرار گرفت و تک همسری به اتکاء روابط عادلانه در خانواده به عنوان شیوۀ مطلوب و عقلانی ترین شکل ایجاد خانواده در جامعه رواج پیدا کرد.

برمی گردیم به عربستان پیامبر اسلام ازدواجهای گوناگون را صراحتاً نهی و نفی می کند. ازدواج با زن یا زنان پدر، ازدواج یک زن با ده مرد، ازدواج رهط و بدل و شغار و استبضاع را به کلی منسوخ گرداند.

ازدواج با دختران یتیم را هم محدود می کند. آیات 3 و 4 سورۀ نساء صراحتاً این نوع ازدواج و عملکرد مردان عرب را نقد می کند و می گوید: «در عقد دختران یتیم بترسید از این که در حق آنها به عدالت رفتار نکنید و به طمع تصرف در اموال آنها مهریه شان را بالا بکشید، اگر می توانید به شرط رعایت عدالت دو یا سه یا چهار تا از آنها را بگیرید و اگر نمی توانید عدالت کنید که قطعاً نمی توانید زیرا حٌب قلبی، خارج از ارادۀ انسان است و موجب نزدیکی به یکی و محرومیت دیگری می شود، لذا گرفتن بیش از یک زن جایز نیست.

و در واقع با قرار دادن اصل عدالت در عمل و احساسات فردی و روابط اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی، چند زنی را عملاً امری موکول به محال کرده و غیر قابل اجرا دانسته و رد می کند.

پیامبر اسلام بحث عدالت در روابط عاطفی عاشقانۀ بین زن و مرد را زمانی مطرح می کند که وجدان جمعی جامعۀ عربستان، چند همسری و برده داری را رد نکرده بود و انواع احکام دربارۀ آنها داشت که مورد احترام و پذیرش افراد قبایل عرب بود و پیامبر ناگزیر بود که برای جلوگیری از ایجاد ناهنجاری های اخلاقی برخی از آنان را با جرح و تعدیل هایی بپذیرد که به آنها احکام امضایی می گویند، «یعنی احکامی که به صورت عرف پرقدرت تر از آن بودند که بشود ناگهان منسوخ و نفی شان کرد» و بسیاری دیگر از احکامی که پیامبر صراحتاً دستور به اجرای آنها داده اند را احکام تاسیسی می گویند. شما هیچ حکم تاسیسی از پیامبر پیدا نمی کنید که در آن به بی عدالتی و ظلم و نادیده گرفتن و تعطیل عقلانیت فرمان داده باشد. صریح ترین احکام تاسیسی در قرآن در تحریماتی که پیامبر (ص) در باب بزور ارث نرفتن زنان، بزور شوهر ندادن دختران، استقلال مالی زنان و زمده بگور مکردن دختران داده اند نمابان است.

بیشترین تاکیدات در احادیث و روایات به جا مانده از پیامبر (ص) در باب ازدواج، آنهایی هستند که تک همسری و وفاداری و محبت به همسر و نیکویی با فرزندان بخصوص دختران را تبلیغ و تاکید می کنند. پیامبر هنگام مرگ به مسلمانان دو سفارش می کند. این دو سفارش درباره زنان و یتیمان است. او از مسلمامان می خواهد با زنان و یتیمان به عدالت و نیکوئی رفتار کنند.

آیات قرآن پر از دلایل و برهان هایی است که توجه انسان را به حقیقت و معنای وجودی خداوند از طریق مشاهدۀ عینی نمادها و نشانه های او در زمین جلب می کند و جالب اینجاست که یکی از این نمادها بر دوستی زن و مرد و ازدواج بر پایۀ دوستی این دو متمرکز شده است. آیات 1 الی 60 سورۀ روم وجوه گوناگون مشاهدۀ عینی خداوند را برمی شمارد و آیۀ 21 سورۀ روم از دلایل قدرت کامله و از نشانه های قابل مشاهده خدا بر انسانها را یکی این می داند که خدا برای انسان از جنس خودش جفت خلق نمود تا در کنار یکدیگر آرامش گیرند.

کلمۀ از جنس خودتان «من انفسکم» در این آیه هم بیانگر تساوی و هم بیانگر تعلق خاطر بین زن و مرد است. تاکید بر این کلمه برای بیان این حقیقت است که زنان از جنس مردان و هر دو از جنس انسان اند و هر یک با آن دیگری که از جنس خود اوست و چون جان دوستش دارد ازدواج می کند و بر اساس دوستی و مهربانی خانواده ای می سازند تا نسل آینده در فضای پر از محبت و دوستی متولد شده ببالد و رشد کند و با آموزش عشق در خانواده وجدان اخلاقی و اجتماعی کودک بر پایۀ صلح و دوستی و عشق شکل بگیرد و در جامعه ای که روابط برادرانه در آن حاکم است تثبیت شود. «پیامبر به مردان عرب از مهاجرین و انصار پیشنهاد برقراری روابط برادرانه و بستن عقد اخوت می دهد».

به این ترتیب، برادری و برابری و خداپرستی سه پایه می شوند که جامعۀ اسلامی بر آن بنا می شود و جایگزین خشونت و جنگ و قتل و غارت رایج بین جامعۀ قبایلی آن روز عربستان می شوند.

پس اساسی ترین سنت های پیامبر که شرع از آن انرژی و نیرو و مقبولیت می گیرد، برادری، دوستی و برابری خواهی پیامبر است. منابع دیگری که شرع از آنها تغذیه می شود، قرآن و عترت است و چون می پذیریم که پیامبر و عترت اش هرگز قدمی در ضدیت و مخالفت با قرآن برنداشته اند، می توانیم نتیجه گیری کنیم که اساس تحریمات و تائیدات مجتهدین در باب حقوق و تکالیف مسلمانان و مردمی که از آنها پیروی می کنند، باید همان هایی باشد که پیامبر از قرآن استخراج کرده و در رفتار و گفتارش آنها را منعکس نموده و به ارث گذاشته است.

اصلاح دینی هم سنت پیامبر اسلام و سایر پیامبران است، این ویژگی که برای فقیهان و مجتهدین از پیامبر به ارث و یادگار گذاشته شده است، مهمترین میراث پیامبر است. اگر در اسلام معیار حقوق و تکالیف و روابط فیمابین انسانها در خانواده و اجتماع شرع است. بلافاصله در کنار شرع اجتهادپذیری از متون دینی حتی قرآن کریم هم به تبعیت از سنت پیامبر مطرح شده است. البته برای اجتهاد در متون دینی ویژگی هایی لازم است که شامل عالم بودن و عادل بودن در گسترده ترین معانی اش می شود.

یعنی عالمِ مجرد به مدد علم، ولو اعلم بر دیگران باشد قادر به حل مشکلات در روابط انسانها نیست. باید در کنار علم اش، عدالت را هم دربر بگیرد و بنشاند. باز هم برای فتوا دادن کفایت نمی کند، زیرا اگر دانایی و عدالت کنار یکدیگر قرار گیرند اما طرحی برای حال و چشم اندازی برای آینده نداشته باشند، عالمان بی عملی ساخته می شوند که بود و نبودشان تاثیری بر زندگی انسانهای پیرامونشان نخواهد داشت و اجتهاداتشان تغییری در جهت برانگیختگی و باور انسان نسبت به شرایط محیطی و روابط فردی و اجتماعی اش ایجاد نخواهد کرد. برای همین است که مجتهد علاوه بر عادل و عالم بودن باید اصلح هم باشد، یعنی، شجاعت اصلاح امور از طریق اجتهاد و ژرفانگری را داشته باشد تا بتواند قابلیت انکارناپذیر سازگاری احکام اسلامی با جهان دائم «نو» شونده را متحقق سازد.

از آنجا که انسان دیندار از طریق مفاهیم کهن خود را شناسایی می کند و در عین حال قابلیتی دائم التغییر و «نو» شونده دارد و قادر است همراه دگرگونی های جهان «نو» شود، از این رو ناگزیر است بین مفاهیم کهن که او را با هویت و موجودیتش آشنا می سازند و تحولات دائمی جهان «نو» شونده رابطه ای برقرار کند، نیاز به راهنما یا راهنمایانی شجاع دارد تا بتواند به روز زندگی کند و از کهنه شدگی و درجا زدن بپرهیزد.

پروسۀ یافتن شناخت و «نو» شوندگی پروسه ای خاص انسان است و زن و مرد هر دو آن را طی می کنند. نمی شود برای مردان، طی این پروسه را محترم و ضروری دانست و برای آن بستر سازی کرد اما زنان را نادیده گرفت و انکار کرد. احکام دینی که توسط مجتهدان عادل و عالم و صالح از متون دینی استخراج می شوند، همواره متفاوت و مناقشه برانگیزند زیرا برای انسان و جهان دائم «نو» شونده فتوا می دهند.

به نظر می رسد اصلی ترین معیار اصلح بودن، همان شجاعت باشد. شجاعت اصلاح امور دینداران از طریق تحریم آنچه روزی شرعی و عرف محسوب می شد. شجاعت اصلاح آن بخش هایی از تفاسیر متون دینی که کارآمدی شان در عصر حاضر را از دست داده اند و نه تنها دردی از دردهای دینداران را درمان نمی کند که تبعیضات و بی عدالتی را در جامعه دامن می زنند و چهرۀ معنوی دین را می آلایند. شجاعت تبعیت از روش پیامبر در زدودن و نفی جهل و ظلم و خرافه و بی عدالتی از چهرۀ جامعه، شجاعت پیروی از پیامبر در برخورد عقلانی اش با سنت هایی که کارآمدی شان در تامین خیر عموم را از دست داده اند بدون این که جنگ و خونریزی و هزینه های اضافی را بر گردۀ امت اسلامی تحمیل کند.

اگر از فقیهان انتظار ابراز شجاعت تحریم قوانین و سنت های شرعی ناکارآمد را داریم از این روست که حقوقی که پایمال می شود را به قانون نسبت می دهند و قوانین مدنی و جزایی مربوط به حقوق زنان و سایر حقوق را برگرفته از شرع اسلام می دانند. برای همین هم شجاعت دفاع از اسلام در زمانه ای که از چپ و راست مورد حمله قرار گرفته است را بیش از هرکس دیگر به عهدۀ فقیهان و دینداران می دانیم، که احترام امامزاده قبل از هر کس بر متولی اش واجب است، «وگرنه زن و مرد ایرانی (لایحه حمایت از خانواده و موادی چون ماده 23 آن) چه تحریم بشود و یا تصویب، از آن عبور کرده اند.»

به تازگی برخی از فقها به تفکیک فقه از فرهنگ برخاسته اند و گفته اند مشکل فرهنگی از مسئلۀ فقهی جداست. آیت الله مکارم شیرازی در رابطه با تبعیضات حقوق زنان در بخش تعدد زوجات فرموده اند: «در مورد فرزندان ازدواج موقت و موارد دیگر آن اینها دارای مشکل فرهنگی است نه فقهی زیرا در این موارد طرفین اسناد مشخص تهیه نمی کنند ازدواج موقت و تبعات آن دارای مشکل فرهنگی است نه فقهی.»

آقایان فقها این پرسش را باید پاسخ دهند که از چه زمانی فقه از فرهنگ جدا شده است؟ که اگر چنین باشد آیا هرکس که به اصول و علوم فقهی آشنا باشد بدون اینکه فرهنگ دینی و مذهبی داشته باشد را می توان فقیه دانست و آیا او قادر به اجتهاد است و می شود از او پیروی کرد؟

شجاعت برخورد مستقیم با مسائل، اعم از فرهنگی و فقهی و . . . بهتر از دور زدن مسائل است، همان شجاعت انسانی که بر اثر سرکوب مدام زر و زور و تزویر فراموش شده بود و پیامبر اسلام محمد رسول الله (ص) به تبعیت از سایر پیامبران الهی آن را به یاد انسان ها آورد و آنها را به مقابله با تحجر و ایستایی و رکود برانگیخت. همان شجاعتی که پیامبر (ص) در مواجهه با شرایط و موقعیت و امکانات «نو» از خود نشان داد و از حوزۀ عدالت خارج نشد و صراحتاً فرمود هر حکم و حدیثی از من مشاهده کردید که با عقل هم خوانی نداشت به دیوارش بزنید.

آقایان فقها امروز هنگام آن رسیده است که با تحریم شجاعانۀ سنت های ناکارآمدی چون تعدد زوجات و نابرابری ارث و دیه، از یکدیگر پیشی گیرید و فتوایی بدهید که ابتذال نگرش جنسیتی و نابرابری های ظالمانه برخواسته از دل این نگرش در روابط زن و مرد مسلمان را از میان بردارید.

آری موقعیت و امکانات و شرایط نو سریعتر از آنچه فکر می کنیم کهنه می شوند و نوتر به بازار می آید. تنها کسانی که شجاعت درک «روز» و تفکیک آن از «روزگار» را داشته اند شجاعت و توانائی زندگی در جهان و شرایط تازه تر را دارا هستند.

منابع:• قرآن کریم

• تاریخ عرب قبل از اسلام ترجمه باقر صدری نیا

• زن در اسلام نوشته رضا علی جانی

• نهج الفصاحه از سخنان پیامبر (ص)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *