عليرضا علوي‌تبار:قانونگذاران زن را محدود به خانواده مي‌بينند

سرمايه :پيوند زدن مسايل زنان با مسايل خانواده پيش فرض نادرستي است كه قانونگذاران هنگام تصميم‌گيري‌‌هايشان آن را لحاظ مي‌كنند.»

عليرضا علوي‌تبار از روشنفكران ديني با بيان اين مطلب از لايحهء‌جديد حمايت از خانواده كه قرار است به زودي در صحن علني مجلس مطرح شود، انتقاد مي‌كند.

در دومين نشستي كه كميسيون زنان جبههء مشاركت براي نقد لايحهء حمايت از خانواده عصر ديروز برگزار كردند، اين بار علوي‌تبار به بررسي جامعه‌شناختي اين لايحه و نگاه دولت و قانون‌گذاران به اصلاح خانواده، پرداخت.

او معتقد است هم قانون‌گذاري و هم خط مشي گذاري در مورد خانواده‌هاي ايراني در سايهء چند پيش‌فرض نسجيده قرار دارد و تا زماني كه اين پيش فرض‌ها باشند، با تكرار همين مشكلات مواجه خواهيم بود.

اولين پيش‌فرضي كه علوي‌تبار آن را نادرست مي‌پندارد پيوندزدن مسايل زنان با مسايل خانواده است و اين تفكر همچنان در اذهان قانون‌گذاران ما وجود دارد. او مي‌گويد: «من منكر نقش زنان در خانواده نيستم و بخشي از هويت زنان ناشي از خانواده است اما اگر كسي فكر مي‌كند كه زن يعني خانواده، نادرست است و اين تقليل دادن موقعيت زنان است.»

به اعتقاد او خانواده محل مشترك زنان و مردان است بنابراين براي بازخواست نهاد خانواده نبايد تنها زنان مورد توجه قرار بگيرند. اين پيش فرض غلط كه زن را مساوي خانواده تلقي مي‌كنند، موجب مي‌شود قوانين اصلاح خانواده در درجهء اول قوانين مربوط به زنان را نشانه بگيرد.

دومين پيش‌فرض نادرست تلاش براي زنده‌كردن خانوادهء سنتي در چارچوب جامعهء جديد است. علوي‌تبار با اشاره به اين نكته معتقد است: «اين كار شدني نيست چرا كه خانوادهء سنتي بر اصل نابرابري همه جانبه زن و مرد بنيان نهاده شده است. در خانوادهء سنتي زن و مرد به لحاظ فرصت دسترسي و برخورداري از منابع در وضعيت نابرابري قرار دارند. همچنين در خانواده‌هاي سنتي مردان از آزادي جنسي زيادي برخوردار هستند.»

به گفتهء علوي‌تبار يكي ديگر از ويژگي‌هاي خانواده سنتي اقتصاد است. خانواده به مثابه يك واحد اقتصادي خويشاوندي است كه در آن تفكيك مدرن اتفاق نمي‌افتد. مديريت سلسله مراتبي است و تامين‌كننده اين بنگاه هم خانواده است. همچنين در خانواده سنتي هدف نهايي ازدواج و تولد كودك است بنابراين وقتي خانواده قادر به توليد فرزندي نباشد خيلي زود در معرض فروپاشي قرار مي‌گيرد.

علوي‌تبار با بيان اين نكات متذكر مي‌شود كه بسياري از ويژگي‌هاي خانواده سنتي در جامعهء ما زيرسوال رفته است: «ورود گسترده زنان به بازار كار و تغيير موقعيت زنان در بازار كار برخي از ركن‌هاي اصلي خانواده سنتي را متزلزل كرده است. همچنين ادارهء‌خويشاوندي يك واحد اقتصادي خانواده موقعيت خود را از دست داده و در حال حاضر زنان در بنگاه‌هاي جديد جايگاه بالاتري از بنگاه اقتصادي خانواده دارند.»

او همچنين به تغيير انتظارات در روابط جنسي در خانوادهء جديد اشاره مي‌كند: «در روابط جنسي سنتي زن نقش منفعلانه دارد اما در جامعهء كنوني اين نقش تغيير يافته است. هرچند در خانوادهء سنتي موقعيت انحصاري اين نقش جنسي به زن قدرت مي‌داد و به دليل همين انحصارگري از امكان چانه‌زني برخوردار بود، اما از طرف ديگر همين نقش منفعلانه جنسي‌اش نيز او را در مقام پايين‌تري قرار مي‌داد.»

به گفتهء او در حال حاضر توقع انفعال و يك طرفه بودن رابطه جنسي از بين رفته در عين حال اين انحصار هم از بين رفته است. او از اين گفته‌ها نتيجه مي‌گيرد كه اتفاقات جديد موجب شده كه حفظ خانواده سنتي غيرممكن باشد.

علوي‌تبار در ادامه از پيش‌فرض نادرست سوم ياد كرد. پيش‌فرضي كه قانون‌گذاران آن را در ذهن دارند:«تصور مي‌شود خانوادهء سنتي ديني‌ترين و اخلاقي‌ترين صورت ممكن يك خانواده است درحالي كه خانواده سنتي به هيچ وجه ديني‌تر و اخلاقي‌تر از خانوادهء امروزي نيست.»

او براي اين سخن‌اش مصداق مي‌آورد:«ميزان خشونت عليه زنان و كودكان در خانوادهء سنتي فاجعه‌انگيز است. سوءاستفاده جنسي از زنان كم‌سن و سال دايما تكرار مي‌شود. سوءاستفاده جنسي از كودكان واقعيت خانواده سنتي ما است منتهي چون تابوي خانواده سنتي در جامعه شكسته نشده است كسي جرات نكرده درباره‌اش تحقيق كند.»

او مي‌افزايد:«در خانواده سنتي روابط ناهنجار عاطفي ميان زوجين وجود دارد در حالي كه طلاق گرفتن صدها بار اخلاقي‌تر از زندگي با نفرت است. همچنين نظام تصميم‌گيري در مورد فرزندان و خانواده در خانواده سنتي اصلا اخلاقي نيست.»حل كردن بحران‌هاي اخلاقي از طريق قانون، چهارمين پيش‌فرض نادرست قانون‌گذاران است. علوي به اين نكته اشاره مي‌كند و مي‌افزايد:«شك نيست كه خانواده در حال‌حاضر بي‌اخلاق است كه البته اين بي‌اخلاقي به خانواده منحصر نمي‌شود و در بيش‌تر نهادها وجود دارد اما واقعيت اين است كه اين بي‌اخلاقي حاصل عوامل متعددي است كه با تغيير قانون حل شدني نيست.»به گفتهء علوي‌تبار تا وقتي اين پيش‌فرض‌هاي نادرست دربارهء زنان و موضوع خانواده وجود داشته باشد، اصلاحاتي كه در اين مسير هم صورت مي‌گيرد، صحيح نخواهد بود.او در ادامه الگوي خانواده‌اي ايده‌آل را ارايه مي‌دهد:«اگر قرار باشد روزي خانواده‌اي سالم و ماندگار باشد بايد سه ويژگي برابري حقوقي، پايبندي اخلاقي و دلبستگي عاطفي در آن وجود داشته باشد.»

به عقيدهء او خانواده اخلاقي خانوادهء آزادي است كه افراد خود‌مختارانه تصميم‌مي‌گيرند و مسووليت آن تصميم‌گيري را برعهده مي‌گيرند.او مي‌گويد:«اين سه ويژگي مرز ميان تعريف خانواده از نگاه بنيادگراها و نيز خانوادهء از هم گسيختهء متجدد نما را مشخص مي‌كند بنابراين دولت بايد از اين سه ويژگي، آسيب‌شناسي‌اش را آغاز كند.»در ادامهء اين جلسه معصومه ابتكار، عضو شوراي شهر تهران هم حضور داشت و دردو جمله از وضعيت كنوني لايحهء جديد خانواده سخن گفت; اين كه بعيد است چنين لايحه‌اي به تصويب برسد و از نمايندگان مجلس هم انتقادهايي براي اين لايحه شنيده‌ام.در نشستي كه براي نقد لايحهء خانواده در جبهه مشاركت برگزار شده بود، الهه كولايي، اكرم مصوري‌منش و شهربانو اماني از نمايندگان مجلس ششم بودند كه علاوه بر نقد اين لايحه از تلاش‌هايي گفتند كه براي برابري حقوق زنان صورت گرفته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *