شكست گفتمان‌هاي منتقد درون حكومت براي نظام هزينه دارد

كانون زنان ايراني ، آمنه شيرافكن: تمام نظام‌هاي سياسي و حكومتي كه به شيوه‌هاي مختلف حكومت مي‌كنند با يك واقعيت انكار نشدني روبرو هستند، اينكه نمي‌توانند به جريان‌هاي ناقد درون حكومت بي‌توجه باشند. حركت‌هاي اجتماعي با هر ادبيات و توليد هر سرانه اي از گفتمان اصلاحي و رفرمي در هر صورت مي‌خواهند كه در چارچوب پذيرفته شده در قانون اساسي فعاليت كنند. هر فردي كه تا حدودي به مسايل سياسي و جنبش هاي اجتماعي واقف باشد مي‌داند كه تلاش براي راه اندازي هزار جنبش اجتماعي به است از لحظه اي تسليم شدن در مقابل حتي توهم تهديد و اتفاقي به نام جنگ.

جنبش زنان ايران بر همين مبنا چندي است كه تلاش منسجمي را براي نقد از درون آغاز كرده است. فعالان جنبش زنان در ايران به سرعت از مرزها خارج نشدند تا در آن سوي مرزها به تدبير مشكلات موجود زنان بينديشند، مگر تعدادي كه با ارعاب و تهديد و بي‌مهري مسولان جلاي وطن را به ادامه حضور برگزيدند و از كشور خارج شدند، مانند آنچه بر سر “مهرانگير كار” آمد ، كه از نخستين و تاثيرگزارترين فعالان زنان به شمار مي آيد.

زنان ايران در چارچوب دولت اصولگراي احمدي نژاد هم يك بار ديگر ماندن در چارچوب نظام و تلاش براي تغيير قوانين موجود در حوزه زنان را برگزيده اند.

به راه انداختن حركت هايي مانند جنبش يك ميليون امضا و تلاش مستمر براي به چالش كشيدن وضعيت حقوق زنان با تاكيد بر آگاه سازي عرصه عمومي راه حلي وفادار به چارچوب و قانون اساسي است.

فعالان زنان در ايران اين روزها كه هر دم خبر ناخوش دستگيري يكي از زنان و مردان فعال در عرصه اين جنبش به گوش مي‌رسد، همچنان بر سر مواضع خود در ايجاد گفتماني نقادانه در درون حكومت تاكيد مي‌كنند.
با اين همه مسير موضعگيري مسولان حكومتي دارد به سمت وسويي مي رود كه شاهد جريان ديگري در داخل نظام هستيم.

گويا اين بار مسولان نظام اند كه به اندك گفتمان نقادانه بي توجه‌اند .به رغم آنكه رييس جمهوري در جمع دانشجويي ، دولت نهم را دولتي پذيراي نقد مي‌داند اما عملكرد دولت نهم گوياي واقعيت ديگري است.
اگر وقايع همين چند ماه اخير را مرور كني و آنچه بر سر فعالان زن آمده است به راحتي پذيراي نقد بودن دولت نهم محرز خواهد شد.

تصویر

دستگيري پي در پي فعالان زن، حكم هاي عجيب وغريبي كه گويا بيش از همه نشان از عناد دولتمردان با پيشرفت برنامه هاي منتقد دولت دارد ، همه و همه دورنمايي از سياست‌هاي دولت نهم را به تصوير مي كشد كه در آينده مراتب پرهزينه بودن آن براي نظام مشخص خواهد شد.

نه اينكه زنان بخواهند وارد حاشيه سازي شده و بر طبل ستيزخواهي بكوبند، بلكه جريان به اصطلاح حامي حقوق بشر در جهان مصاديق آنچه در ايران اتفاق مي افتد را دستاويزي براي تبليغات سوخود قرار خواهد داد، آنچه در حقيقت حاكميت ايران با اندك تدبيري مي تواند از آن به نفع خود بهره برداري كند.

آگاهي زنان از حقوق خود و به ويژه ضعف هاي موجود مندرج در‌آن نه تنها آسيبي براي نظام محسوب نمي‌شود كه نوعي جستجو و طرح مسئله بدون پرداخت هرگونه هزينه از سوي نظام ايران توسط اين فعالان حوزه زنان به شمارمي‌آيد.

فعالان زن در جمع‌هاي خود آسيب هاي موجود پيش روي زنان ايران را پيش بيني كرده و در جهت اولويت بندي مشكلات و آسيب هاي پيش رو بر آمده اند. تمام اين تقسيم بندي‌ها هم كه مورد قبول مسولان نباشد نمي‌توان منكر اهميت پرداختن به برطرف كردن تبعيض هاي حقوقي در عرصه زنان بود.

فعالان زن اين آسيب شناسي را نه در قالب طرحی آكادميك و برمبناي پژوهش دانشگاهي كه با كوشش و آزمون و خطايي ناب تجربه مي‌كنند. آنچه در فرداي روز امكان بروز آسيب هاي اجتماعي و سياسي را در ايران تقويت خواهد كرد غالبا از سوي اين گروه از زنان قابل پیشگیری است و مشاوران وزير و سفير و مسئول در اين حوزه تنها لازم است كه دفتر و دستكي بردارند و موارد را يادداشت كرده ، در پي حل آن بر آيند.كدام عقل سليمي در تئوري‌هاي حاكميتي، دولت را از بهره مند شدن از اين توان بالقوه باز مي دارد.

جنبش زنان ايران چه در پستوي خانه هاي شخصي فعالان آن و چه در عرصه هاي عمومي نيمه بسته متروها و پارك هاي ايران به حركت در آمده است. جنبش را نه گريزي است و نه جلوگيرنده اي . دراين ميان ادامه روند برخورد با فعالان حقوق زنان، تنها موقعيت نظام ايران را به ويژه در شرايط دشوار كنوني در عرصه هاي بين‌المللي دشوار مي‌سازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.