زنان ایران در دوران ایران باستان

دکتر درخشنده صادقی

در دوران باستان ایرانیها،راستگویی و دلاوری را ارج بسیار می دادند و این ویژگی برای زن و مرد یکسان بود. زنان، همتای مردان دلیرانه در جنگ ها شرکت می کردند و دختران همیشه از خداوند شوهری نیرومند و فرزندانی دلاور در خواست داشتند. در تاریخ باستانی ایران نام زنان قهرمان و فداکار بچشم می خورد که جا دارد از چند تن آنها نام برده شود. باشد که پس از گذشت زمان، یادشان را گرامی و نمونه ای برای زندگی ما زنان باشند.

گرد آفرید: زنی شجاع بود که در رزم با سهراب دلاوریها نشان داده، در یورش سهراب به ایران، گرد آفرید خود را به لباس رزم آراست و موی رادر زیر خُود پنهان کرده وهمچون مرد رزمجویی بر زمگاه رفت.پس از رو در رو یی و گفتمان با سهراب، رزم و ستیز بین آنها در گرفت. به ناگاه سهراب شگفت زده او را شناخت و دریافت که دختری است. سهراب شرمسار رزمگاه رارها کرد و به توران بازگشت. فردوسی ا زاین شگفتی چنین یاد می کند:

هماورد را دید گرد آفرید
که برسان آتش همی بردمید
سر نیزه را سوی سهراب کرد
عنان و سنان را پر از تاب کرد
رها شد ز بند زره موی او
دُر افشان چو خورشید شد روی او
شگفت آمدش گفت از ایران سپاه
چنین دختر آید به آوردگاه؟
زنانشان چنینند ز ایرانیان
چگونند گُردان جنگ آوران؟
چو بشنید سهراب، ننگ آمدش
که آسان همی دژ بچنگ آمدش
به تاراج داد آنهمه بوم و رست
به یکبارگی دست بد را بشست
چو گفت این عنان را بتابید و رفت
سوی جای خود راه را برگرفت(1)
و بدینگونه دلاور توران و چین را زنی دلیراز رزمگاه بیرون راند و کشور را ا ز تاراج دشمن رهانید.

پس از گرد آفرید، قهرمان دیگر زنان شاهنامه فرنگیس است. او در جنگ ایران و توران با زیرکی و هوشیاری بکمک مردان شتافت و با گیو و کیخسرو به رزمگاه رفت و دلیرانه در کنار آنها جنگید.
آنگاه که گیو و کیخسرو خسته شده و به خوابگاه رفتند، فرنگیس در کمین دشمن بیدارنشست و به هنگام نزدیک شدن تورانیان مردان را ندا داد، بیدار کرد و توانست نقشه شبیخون دشمن را در هم دریده و کشور را از یورش آنان برهاند.

فدا کاری و پاک دامنی «پانته آ » زنی دیگر از دوران باستان،بسیار ارزشمند و شنیدنی است. دختری از تبار شوش، بسیاز زیبا و همسر «آبرا داتاس » بود.

هنگامی که شوهرش از سوی پادشاه آشور به سفارت به باختر رفته بود، مادیها چادری را آراسته و پانته آ را به ارمغان به سراپرده کوروش بردند. کوروش با جوانمردی بسیار از زن زیبا گذشت و او را به نزدیکترین دوست خود «آرارسپ » سپرد که تا آمدن شوهرش پاسداراو باشد. آراسپ در برابر زیبایی و طنازی پانته آ تاب و توان نیاورد و سخت به او دل بست. پانته آ پس از پایداری در برابر درخواست های نابجا و ناپاک آراسپ به تتگ آمد و سر انجام به کوروش شکایت برد . کوروش آراسپ را بسیار سرزنش کرد و او را ازنگاهداری پانته آ باز داشت. زن جوان در برابر این جوانمردی کوروش پس از بازگشت شوهرش او را برای خدمت به کوروش برانگیخت. کوروش به «آبراداتاس» دست دوستی داد و او رابه سرداری لشکر در یورش ایران به مصر برگماشت . آبراداتاس بسیار مردانه با دشمن به سود کوروش جنگید و سرانجام با واژگون شدن ارابه اش در زیر پای اسبان پایمال و جان سپرد. پانته آ که خود و کوروش را در این مرگ نابهنگام گنهکار می دانست، تاب زیستن پس از عشق از دست رفته نیاورد. بدین روی کوروش با او بسیار همدردی کرد،
به سوک او نشست و پیمان بست که او را بهر کجا که بخواهد بفرستد و همه گونه آسایش زندگی را برایش فراهم سازد. پانته آ هیچ یک از پیشنهادهای کوروش را نپذیرفت، زیرا زندگی رابدون شوهرش نخواسته و سرانجام با خنجری که همراه داشت دست به خودکشی زد. کوروش از این پیش آمد بسیار افسرده شد. برای این دو عاشق آرامگا هی باشکوه ساخت و کالبد هر دو را با تشریفات شاها نه در آنجا بخاک سپرد. (2)

پادشاهی همای: در بُندهش آمده که چون پادشاهی به «وهومن سپنداتان » (یهمن پسر اسفندیار) رسید، ایران ویران بود و ایرانیان با یکدیگر بجنگ داخلی و کشتار بر خاسته بودند و از دودمان پادشاهی پسری باقی نمانده بود. بدین روی همای دختر بهمن به شاهی رسید. این بانو سی سال پادشاهی کرد. فردوسی در شاهنامه از او بنام زنی دانا و سیاستمدار و خردمند یاد کرده است. در دوران پادشاهی او، مردم آسوده خا طر بودند و از پرداخت مالیات رها. او لشکری گران به روم فرستاد و رومیان را شکست داد و توانست دیگر فرمانروایان همسایه های کشور را بفرمان خود بگیرد.(3)

پادشاهی دینگ: یزدگرد دوم در واپسین سالهای پادشاهی بیمار شد و در سال 447 پس از زایش مسیح درگذشت. پس از او بزرگ فرزندش هرمزد سوم بجای او نشست. برادر کوچک هرمزد بنام پرویز، برای رسیدن به شاهی با او به جنگ در آمد و در این دوران کشور بدون رهبر و در شورش داخلی و آشوب بود. دینگ مادر آنها با لقب ملکه ملکه ها (بان بیش تان بان بیشن ) کشوررا اداره می کرد. در کتاب «زن در ایران باستان» درباره او چنین می خوانیم:«از او مهری موجود است که صورت این ملکه با اسم و لقبش ( Ban Bishnan Banbishn) ملکه ملکه ها به حروف پهلوی در آن کنده شده است…»(4)

پادشاهی پوراندخت: از میان سی و پنج پادشاه ساسانی، برخی زمانی کوتاه و بعضی دورانی دراز پادشاهی کردند. در شمار این
سی و پنج شاه،نام دو زن بنام پوراندخت و آزرمیدخت دختران خسرو پرویز در تاریخ بجای مانده است. در دوران پادشاهی این دو زن ایران به سراشیبی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی افتاد و بدترین زمان را میگذراند. افزون بر این، آفات زمینی و آسمانی مانند سیل دجله و فرات، زلزله و فروپاشی سد ها در پایتخت (تیسفون) سلطنت را برای آنها بسیار دشوار تر کرده بود. با اینهمه پوراندخت با سزار روم پیوند دوستی بست و صلیب حضرت عیسی را به اورشلیم برگرداند که خود کاری چشم گیری در تاریخ است .
پادشاهی پوراندخت یکسال و چهار ماه بود و سکه هایی از او بجا مانده که نشانگر زمان سلطنت اوست. او پادشاهی دادگستر و نیکو سیرت بود و خراج یکسال را به شهروندان بخشید.

پادشاهی آزرمید خت: آزرمیدخت دختر دیگر خسرو پروز بود که در تیسفون تاج بر سر نهاد و چهار ماه پادشاهی کرد .«آرتور کریستن سن» از قول طبری می نویسد «یکی از سپهدان موسوم به فرخ هرمزد مدعی سلطنت شد و ملکه را به زنی خواست. چون آزرمیدخت نمی توانست علنا مخالفت کند، در نهان وسايل قتل او را فراهم آورد. آنگاه پسر فرخ هرمزد که رستهم نام داشت، با سپاه خود پیش راند و پایتخت را گرفته آزرمیدخت را خلع و کور کرد و کسی از کیفیت وفات او آگاه نیست (6). فردوسی در شاهنامه ازاو بسیار به نیکی یاد می کند. ادامه دارد

1- حکیم ابوالقاسم فردوسی -شاهنامه ، برگ 107
2- حسن پیرنیا (مشیرالدوله) ، تاریخ ایران باستان، جلد 1، برگ 327
3- ابن بلخی، فارسنامه ، برگ 64
4-هدایت الله علوی، زن در ایران باستان ،انتشارات هیرمند، 1377، برگ 26
5- همان کتاب
6- آرتور کریستن تن ، ایران در زمان ساسانیان،
منبع :نشريه پيام آشنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.