چرا مریم گزارش نکند

طلعت تقی نیا

در زمانه اي که سخن گفتن از تبعيض و خشونت عليه زنان و ديگر شهروندان جرم محسوب مي شود . در زمانه اي که فعال امور زنان وخبرنگارش با تهديدهاي مستقيم و غير مستقيم ، مراقبت هاي آشکار و پنهان روزگار را در تشويش و نگراني ،گرفتار خشونت رواني که سزاورش نيست روزگارسر مي کند، رنج و عذاب بازجويي هاي مکرر و شماتت و در نهايت راهي جز زندان ندارد ! کجا ايستاده ايم ؟ چه بايد کرد ؟ چه بايد گفت ؟ بايد گريست يا شيون زد : فعالان زن، روزنامه نگاران متعهد وظيفه دارند توجه و آگاهي همه را نسبت به خشونتي که اتفاق مي افتد جلب کنند. آيا اين رسالت به عهده فعالان نيست؟

اگرننويسند، گزارش ندهند، اعتراض نکنند، چه گونه مشکلاتشان را بگوش مسئولان برسانند ؟ آيا مسئولان نمي خواهند براي جريانات و حرکات خشونت باري که اتفاق مي افتاد جايي براي بررسي و بازنگري بگذارند! نگاه هاي ديگري را هم ببينند حرف هاي ديگري را هم بشنوند. مگر مي شود خواسته هاي جمعيت زنان و بخصوص اين چنين زنان و دختران دلسوز و پرشور را ناديده گرفت و آنها را نديد .

در اين زمانه اي که روزنامه نگارِي بيشتر نقل قول از منابع موثق دولتي است تا تحليل نظر و نقد وپرسش . خود سانسوري جاي خود را آن چنان محکم کرده که بيشتر مواقع حتي گزارش خبر نا مفهوم است .

برخی مسئولان که قدرت دارند و فکر می کنند روزنامه نگارانی همچون مریم حسین خواه نباید قلم بزنند و از دردها و رنج های زنان بگویند، مي توانند قانون مطبوعات را تغییر دهند و اساس مطبوعات را زیر سئوال ببرند و یک روزنامه و یک سایت و یک نشریه مشخص و خودنوشته را منتشر کنند و همه جا از آن کپي بگيرند و پخش کنند تا ديگر نيازي به خبرنگار و روزنامه های دیگر نباشد. اگرچه مطبوعات تقربيا تک صدايي است و به همين جهت روزنامه نگاران با هر خبري که موافق سليقه دولت مداران نباشد به جرم هاي مختلف تشويش اذهان عمومي، عليه امنيت ملي و نشر اکاذيب متهم و دستگيرمي شوند. زورمداران مي خواهند که مطبوعات و هر گونه گزارشي زيرنظردولت باشند از اين رو توقيف روزنامه ها و سایت ها و بازداشت خبرنگاران شدت مي يابد درحالي که عصر، عصر ارتباطات جمعي است آگاهي از اخبار نياز شهروندان است و مردم نمي توانند در بي خبري قرار بگيرند و يا فقط اخبار تک صدايي را گوش کنندو بخوانند، از همين روست که مي بينيم سايت هاي خبري و وبلاگ ها و مجلات دنياي مجازي اينترنت جايگزين اخبار مکتوب شده است و جايگاه معتبري درميان خوانندگان يافته است و مجالي براي نوشتن پيدا مي شود.

“سايت زنستان ” ارگان رسمي مرکز فرهنگي زنان نيز يکي از بيشمار سايت هایی است که در دنياي مجازي منتشر مي شود وکاردر حوزه زنان را با چاپ مطالب زنان وانتشار فعاليت ها در حوزه کاهش خشونت عليه زنان، بهداشت زنان، آگاهي رساني به زنان نسبت به قوانين تبعيض آميز با برگزاري کارگاه ها و سمينارها، ارائه خدمات آموزشي و حقوقي به زنان آسيب ديده دنبال مي کند .

در اين راستا مرکز فرهنگي زنان درسال 1381 در مورد خشونت خانگي و مسئوليت فردي، کارگاه مشورتي برگزار مي کند که مريم حسين خواه جوان و شيفته دانستن يکي از 80 نفري بود که دراين کارگاه شرکت کردوپس از پايان کارگاه به کار در مرکز فرهنگي پرداخت. او در پايان سال 81 توانست اسناد وگزارشاتي از انواع خشونت عليه زنان ” خشونت عليه زنان را متوقف کنيم ” جمع آوري کند تا بتواند با انتشار آن رفتارهاي خشونت آميز و تبعات ناشي از خشونت ، توجه دست اندرکاران حوزه زنان و تشکل هاي زنانه را به گستردگي مسئله خشونت و لزوم برنامه ريزي براي کاهش آن جلب کند .

مريم اعتقاد دارد : پنهان کردن خشونت هاي اعمال شده عليه زنان و عدم گزارش آن به پليس و دستگاه هاي قضايي موجت آشکار نشدن وسعت گستردگي خشونت است و عدم درک اين مسئله به عنوان يک معضل اجتماعي است و به درستي مي بيند که شکستن سکوت و اعتراض در برابر رفتارهاي خشني که زنان را آزار مي دهد مي تواند اولين گام مبارزه با خشونت عليه زنان باشد با انتشار و تبين انواع خشونت مي توان توجه سياست گزاران و مقامات اجرايي و رسانه هاي جمعي را به خشونت جلب کرد . تجارب ساير کشورها نشان مي دهد که تشکل هاي زنان آغاز کننده مبارزه با خشونت عليه زنان بوده اند . مريم حسين خواه، بيست و هفت ساله، روزنامه نگار و فعال زنان هنوز هم مي نويسد و هنوز هم در راستاي همين تفکر در سايت هاي زنستان و تغيير براي برابري داوطلبانه قلم مي زند . وي يکي از فعالين کمپين يک ميليون امضا و عضو مرکزي فرهنگي زنان است. مريم حسين خوا ه و تمام فعالان و خبرنگاران متعهد و برابري خواه مي نويسند چون اعتقاد دارند: گزارش گر و فعال زنان وظيقه دارد از درد رنج زنان کشورمان بگويند ، از قوانين تبعيض آميزکه موجت خشونت است بنويسد واز اين راه توجه همگان را به نارسايي ها جلب کنند تا بحث هاي خشونت عمومي شود .

روزنامه نگاران زن در حوزه زنان مي خواهند واقعيت هاي جامعه را به دور از هرگونه نظر سياسي باز گو کنند تا تصوير درست به مسئولان و مخاطبان بدهند . و گناه مريم حسين خواه با وجود جواني اين است : ” در برابر خشونت سکوت نکرد و مزاحمت هاي جنسيتي زنان را در چرخه خشونت ديد. مسئولان به جاي چاره جويي و يافتن راه حل، براي خشونت هايي که هر روز از روز پيش بيشتر مي شود به سراع فعالان مدني مي روند به سراع زناني که دغدغه شان قوانيني که موجب خشونت است ودر اين شرايط با همين قوانين نابرابرفعاليت مي کنندو جرمي مرتکب نگشته اند. تلاش آنها براي کسب برابري و رفع تبعيض است، خواهان تغيير خواسته هاي خيلي کوچک و بديهي هستند که حتي برخي از مسئولان قضايي هم قبول دارندو مي گويند دنبال همين قوانين هستيم . ومي کوشند صداي زناني باشند که صدايشان بگوش کسي نمي رسد . زناني که درد و رنج هاي زنان ديگر را بر کاغذ مي آورند . بخوانيد «اينجا زندان است و من زني در ميان زناني که دردهايشان مثال روشن نابرابري است» تغيير براي برابري

صد سال است که اين نگاه ، روزنامه ، کتاب و خبرنگار! موجب تشويش اذهان عمومي وعامل براندازي است حاکم است . در صورتي که حرفه خبرنگارايجاب مي کند که وقايع را درست منعکس کند حتي اگر به قدرت مدارها مربوط شود روزنامه نگار ميدان مي خواهد تا آگاهي و اطلاع رساني را بالا ببرد .
در جامعه ما نوشتار انتقادي بحث بر انگيز و جرم آفرين است . روزنامه نگاراني همچون مریم حسین خواه که معايب و کمبودها و ضرورت ها را ياد آوري کردند، دقيق ومنصفانه طرح سئوال کردند، تحليل دادند ، اقبال زيادي نداشتند و دچار خشونت هاي رواني شدند .

افزايش جمعيت شهري ، رشد سواد به ويژه در زنان ، آگاهي و اطلاعات در مورد حقوق شهروندي که لازمه جامعه مدني است (مگر اين که بگوئيم خير جامعه مدني نيست ) اخبار را از جنبه هاي مختلف مي طلبد . زنان و مردان در تاکسي در مترو در اتوبوس در صف هاِي متعدد از اتوبوس گرفته تا بانک ووو در چنين جامعه شهري خبرها به سرعت پخش مي شود و مردم مشارکت و اطلاعات واقعي در رويدادها را خواستارند . اگر اطلاع رساني درست به موقع صورت نگيرد ! اگر حق خواهي و کمبودها و ضرورت رسيدگي دقيق ومنصفانه به اتفاقات انجام نگيرد ! اطلاعات و خبر در جامعه چه بخواهيم و چه نخواهيم پخش مي شود و نظرات مختلف که محصول اين دوره زمانه است مردم را عليرغم ميل دولت در گيرمي کند و هيچ قدرتي نمي تواند جلوي اين گونه خبرهايي که به طور شفاهي و سینه به سینه نقل مي شود بگيرد . از سويي ديگردر چنين شرايطي شايعه ها قوت مي گيرد وجامعه روز به روز نا بسامان تر مي شود فاصله بين مردم و مسئولان بيشتر مي شود واين به نفع هيچ کس نيست .

اطلاع رساني يک پديده اجتماعي است، همانطوري که جامعه به به آب و هوا و اتوبوس و تاکسي و وسائل نقليه و مسکن و غذا احتياج دارد، به رسانه و خبرنگار متعهد و منتقد نيز نياز داريم اگر نتوان صحبت کرد اگر نتوان از خشونت و تبعيضاتي که اتفاق مي افتد سخن گفت: پس مقوله آزادي و عدالت و برابري چه مي شود و به کجا مي رسد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *