مصاحبه با سیمین بهبهانی در باره نقش و حضور زنان در ادبیات و جامع امروز ایران

مصاحبه‌گر : پریسا احمدیان
از رادیو رسانه

* عده‌ای هستند که می‌خواهند به نام مذهب و به نام دین جلوگیری از تکامل، جلوگیری از به اصطلاح پیشرفت زن‌ها کنند و آنها را همیشه یک مقداری عقب‌تر از مردها بخواهند. مردان را بر آنان مسلط بخواهند. این درست نیست. در دین هم چنین چیزی نیست. بسیاری هستند از فقهای ما که می‌دانند که چنین چیزی در دین نیست و رد می‌کنند فشارهايی که بر زن‌ها هست. ولی هستند کسانی، خوب یک عده قشری هستند، که می‌گویند نه زن باید چادر سرش بکند. زن باید توی خانه بماند. زن باید مسلط به مرد نباشد. التبه زن نباید مسلط به مرد باشد. مرد هم نباید مسلط بر زن باشد. زن باید حقوق برابر با مرد داشته باشد. ولی قشریون این را نمی‌خواهند.

خانم بهبهانی ابتدا از شما تشکر می کنم به خاطر وقتی که در اختیار شنوندگان ما گذاشتید. در سه ده اخیر ما شاهد محدودیت های بسیاری برای زنان بوده ایم. از طرفی شاهد حضور پر رنگ زنان در جامعه هستیم. این حضور زنان در ادبیات چگونه است؟

خوشحالم که به شما جواب بدهم که زنان فوق العاده بعد از انقلاب کوشیدند برای این که شخصیت خودشان را حفظ بکنند و برای این که در زیر فشار حجاب و در زیر فشار برای راندن از اجتماع و محرومیت از بسیاری از فعالیت ها خودشان را گم نکنند و با کمال توانائی حضور خودشان را ظرف قریب به سی سال به تماشا بگذارند. این برای من افتخاری است. واقعا ما الآن در عرصه ادبیات زنان بسیاری داریم. شاعره ها و نویسندگانی، که یک به یک را اگربخواهم نام ببرم برای شما وقت زیادی را خواهد گرفت. ولی این را به شما می گویم که در عرصه داستان نویسی زنان ما بسیار بسیار پر شور بودند و بسیار درخشیده اند. در زمینه های دیگر ازقبیل ترجمه، از قبیل شعر سرودن، از قبیل تحقیقات وهمه آن چه که به ادبیات مربوط می شود، زنان کوشش کاملی داشته اند. من می توانم بگویم چند گام از مردان جلوتر بودند.

ما شاهد تحول نقش زنان به زن فعالتر و تأثیر گذارتر در ادبیات هستیم. چه عواملی باعث این تحول هستند؟
ببینید وقتی که بشر در یک جائی قرار می گیرد که فشار است وناکامی است، مجبور هست که خودش را حفظ کند. این خاصیت انسان است. انسان در تنگناها چاره جوتر می شود. ما پیش از این این قدر برای زن ها گرفتاری و فشار نداشته ایم. بعد از انقلاب فشار حجاب، فشار این که “چرا این را پوشیدی، چرا آنجا رفتید، چرا آن کار را کردید؟” و اغلب توام با توهین و تحقیر در بسیاری از اوقات با ضرب و شتم و در بسیاری از اوقات با گرفتاری و زندان، این موجب شده است که زن ها برای خودشان فکری بکنند و بدانند که باید چاره جوئی کنند و از بلا خودشان را برهانند. این علت اصلی کوشش بیشتر زنها در بعد از انقلاب است.

پتانسیل و حضور زنان جوان در عرصه ادبیات را چگونه ارزیابی می کنید؟

من فکر می کنم که زنان جوان هم با زنان مسن تر و سالمندتر فرقی ندارند. ببیند اگر دختر هستند، مادر غمخوارش است؛ اگر مادر هستند، دختران نگرانشان هستند. بنابر این هردوی آنها فعالیت کردند. من نمی توانم بگویم که زنان سالمند کمتر از دخترا نشان فعال بودند در عرصه ادبیات یا در هر عرصه دیگری.

شما چه چشم اندازی برای زنان جوان در عرصه ادبیات متصور هستید؟

البته چشم انداز چه است؟ الآن من می بینم که آنها درخشش های فراوانی دارند. من می توانم چند نفر را همین طور ذهنی نام ببرم. همین طورمی توانم بگویم مثلا ما فریبا وفی داریم. ما ناتاشا امیری داریم. ما دختران و زنانی داریم که واقعا خوب می نویسند و شعر می گویند. میترا الیاتی داریم. ما فرزانه طاهری را در عرصه ترجمه داریم. و این زنان بسیار بسیار درخشیدند و معذرت می خواهم از آن هائی که الآن حضور ذهن ندارم که یادشان کنم. بنابراین امیدوارم که در آینده بتوانم یک لیستی را تهیه کنم از زنانی که فکر می کنم که از صد نفر دویست نفر هم بیشتربشود.

به نظر شما مشکلات و معضلات کنونی زنان نویسنده و شاعر کدام ها هستند؟

مشکلات زنان شاعر و نویسنده با مشکلات مردان فرقی ندارد. مشکلات مردان نویسنده هم همان مشکلاتی است که زنان نویسنده دارند، یعنی مشکل سانسور. سانسور در همه عرصه های نویسندگی حضور دارد. چه در عرصه هائی که مربوط به گفتاراست، مربوط به سیاست یا اجتماع یا دین، یا هر چیز دیگری ممکن است که مورد فشار سانسور قرار بگیرد. مورد حذف قرار بگیرد و این مشکلی است که زن و مرد نویسنده هر دو دارند.

خانم بهبهانی، شما یکی از فعالین زنان در کارزار یک میلیون امضا هستید. به نظر شما نقش ادبیات در زدودن مناسبات تبعیض آمیز علیه زنان چیست؟

می دانید که بدون قانون هیچ حرکتی شناخته شده نیست. یعنی برای این که تائید و تأکید بشود هر عرفی احتیاج به قانون دارد. البته عرف با قانون فرق دارد. عرف مثل جاده ای است که زیر قدم ها صاف می شود، ولی قانون آن چیزی است که وضع می شود و برای مردم راهگشا است و برای مردم راهنما است. ما احتیاج داریم به قانون، در صورتی که عرف ما هم زیاد برای زن ها خوب نبوده تا به حالا. احتیاج داریم به قوانینی که به زن ها آزادی بیشتر بدهد. به زن ها امکان فعالت بدهد. به زن ها امکان این که مستقل باشند و بتوانند زندگی خودشان را اداره کند، بدهد. و به زن ها امکان این را بدهد که نترسند از این که اگریک روز مرد رهاشان کرد چه باید بکنند در عرصه زندگی. ما این گرفتاری ها را داریم. و تاکنون زیاد بسته مردان بوده ایم. احتیاج داشتیم به کمک آنها. ما بشر هستیم و هر دو ما، مرد و زن، آفریده خدا هستیم. نباید یک کسی وابسته دیگری باشد. بایستی خودش امکان تصمیم گیری، امکان اداره خودش، امکان راهگشائی برای خودش را داشته باشد و بتواند در عرصه زندگی خودش را حفظ بکند. ما برای این ها قانون می خواهیم. ما قانونی می خواهیم که به ما اجازه حرکت بدهد و به ما اجازه این را بدهد که استقلال در زندگی داشته باشیم.

اجازه بدهید که من سئوالم را این جوری مطرح بکنم که کارزار یک میلیون امضا برای اصلاح و تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان است. فرض را بر این بگذاریم که این قوانین تغییر پیدا کردند و اصلاح شدند، تصویب شدند و روی کاغذ هم آمدند. به نظر شما با توجه به این که در جامعه ما فرهنگ پدرسالاری و مرد سالاری حاکم است، نقش ادبیات در زدودن این مناسبات چه است؟

ببینید، ادبیات حکم صدا را دارد. حکم فریاد را دارد. حکم رساندن را دارد. یعنی اگر شما همین طوری صحبت بکنید و یک چیزی را بخواهید و با زبان عادی بگوئید، چندان تأثیری نخواهد داشت. ادبیات آن صدا را رسا می کند. آن صدا را قابل قبول می کند و پذیرا می شود برای این که بتواند ازیکی به دیگری پیام برساند. آن پیام را زیباتر می کند. شما وقتی که با یک لحن عادی صحبت می کنید تأثیر چندانی نخواهد داشت. ولی وقتی با لحن ادبی با لحن داستانی با لحن شعری صحبت می کنید می توانید صحنه را مجسم کنید. و می توانید حرف خودتان را قابل قبول تر کنید. بنابراین نقش ادبیات رساندن پیام به نحو احسن هست.

شما هم در زمینه ادبیات و هم در مبارزات زنان برای کسب حقوق برابر زنان نقش فعالی داشته اید. می خواستم بپرسم به نظر شما نقطه اتصال و پیوند بین فعالیت ادبی و مبارزه برای مطالبات اجتماعی چه است؟

ببینید، ادبیات انگیزه می خواهد. برای من حمایت از حقوق زن ها و این که در میان زن ها باشم، با زن ها همکاری کنم، این انگیزه ای برای سرودن و برای کمک دادن به پیام های ادبی من است. بنابر این واجب است که من در میان مردم باشم. وقتی که توی خیابان می بینم یک زنی می بنید من را، دست به گردنم می اندازد، می بوسد من را و سپاسگزار است از این که کوچکترین فعالیتی را، که به نظر من خیلی هم کوچک بوده کرده ام، این را برای خودم دستاویزی می سازم و برای من تکلیف آوراست که من کاری عرضه کنم که در راه پیشبرد هدف های زنان باشد. البته من زیاد معتقد به جدائی اهداف زن و مرد نیستم. من فکر می کنم مردان ما هم برای زن های ما زیاد تاثر دارند و زیاد به فکر آنان هستند. چون ما مادر آن ها، خواهر آن ها، فرزند آن ها و بسته آن ها هستیم. همسر آنها هستیم. بنابر این هیچ فکر نمی کنم که مردها مخالفتی با ما داشته باشند. البته قشریون و آدم هائی که عقب مانده هستند، متحجرهستند، ممکن است که مخالف آزادی زن ها باشند، ولی مردهای روشنفکر ما همیشه همدوش ما کار کرده اند. بنابراین من جدائی زن و مرد را نمی پزیرم. ولی همین قدر زن ها هم به حد خودشان بیشتر از مردان فعالیت می کنند و بیشتر از مردان نویسندگان خودشان را، شاعران خودشان را و ادبیات خودشان را مورد توجه قرار می دهند. این هم بسیار مهم است.

شما در یک ساله اخیر در کنار زنان در جنبش زنان در غالب یک میلیون امضا فعال بودید. به نظر شما ویژگی این جنبش زنان چه است؟

این جنبش یک حرکت نمادین است. یعنی، ببینید، تنها جمع آوری امضا نیست. در این جنبش زن های ما رویاروی زن های دیگر کشورها قرار می گیرند. رویارو یعنی این که تماس مستقیم با آن ها پیدا می کند. تنها به گرفتن امضا اکتفا نمی کنند. برای زن هائی که در روستا زندگی می کنند، در قسمت های بسیار عقب مانده کشورهستند، برای آن ها صحبت می کنند. آن ها را به حقوق خودشان آشنا می کنند. می گویند که هدف آنها از گرفتن این امضا چیست و تا قبول نکنند که آنان از دل و جان پذیرفته اند این اهداف را، به گرفتن امضای تنها اکتتفا نمی کنند. بنابراین ما در این کمپین یک مقدار خودمان را موظف می دانیم که ضمن گرفتن امضا آنها را روشن بکنیم به وظایفی که دارند؛ و به تکالیفی که دارند و به کمبودهائی که دارند. بدانند که نبایستی عضو ناقص اجتماع باشند. بدانند که باید به اندازه مرد بتوانند فعالیت کنند.

به نظر شما چه چیزی جنبش زنان را از سایر جنبش ها متمایز می کند؟ آیا شما فرقی بین این جنبش ها می بینید؟

نه، من فرقی نمی بینیم. هر جنبشی که در جهت ترقی و پیشرفت باشد، جنبش قابل توجه و قابل احترامی است. هیچ فرقی نمی کند، چه جنبش زن ها برای گرفتن امضا باشد، چه جنبش زنان برای روش کردن هم جنسانشان باشد و چه جنبش زن ها برای راحتر کردن زندگی مردها باشد. این ها همه در عرض هم هستند هیچ فرقی ندارند.

منظور من این بود که چه چیزی جنبش زنان را مثلا از جنبش دانشجوئی متمایز می کند؟ چه فرقی بین این ها می تواند باشد؟
خوب ببیند، اهداف زن ها در این جا یک مقداری خصوصی تر از اهداف دانشجوئی است و اهداف دانشجوئی مقداری خصوصی تر از اهداف کارگری است و همین طورقشرهای مختلف جامعه حقوقی به نفع خودشان می خواهند. قوانینی به نفع خودشان می خواهند. مجموعه این ها یک دوره ای است که یک به اصطلاح مملکت را، یک کشور را، به صورت یک کشور پیشرو و روشنفکر می سازد. هر کدام از ماها درست است که فعالیت مان در عرض هم هست و به یک اندازه ارزش دارد، ولی خوب هر کدام قسمتی را می سازیم. مثلا فرض کنید یک خانه ای که یک کسی یک طرفش را می سازد و یک کسی زینتش را به عهده می گیرد، تزئیناتش را به عهده می گیرد. یک کسی فرض کنید کاشی کاریش را می کند. خوب این ها همه در جهت ساختن این خانه است. ولی ساختن این خانه به دست اشخاص مختلف و به شکل های مختلف انجام می گیرد.

چه موانعی تا کنون این جنبش در سر راه خودش داشته است؟

موانع از نظر قشری بیشتر است. عده ای هستند که می خواهند به نام مذهب و به نام دین جلوگیری از تکامل، جلوگیری ازبه اصطلاح پیشرفت زن ها بکنند و آن ها راهمیشه یک مقداری عقب تر از مردها بخواهند. مردان را بر آنان مسلط بخواهند. این درست نیست. در دین هم چنین چیزی نیست. بسیاری هستند از فقهای ما که می دانند که چنین چیزی در دین نیست و رد می کنند فشارهائی که بر زن ها هست. ولی هستند کسانی، خوب یک عده قشری هستند، که می گویند نه زن باید چادر سرش بکند. زن باید توی خانه بماند. زن باید مسلط به مرد نباشد. التبه زن نباید مسلط به مرد باشد. مرد هم نباید مسلط بر زن باشد. زن باید حقوق برابر با مرد داشته باشد. ولی قشریون این را نمی خواهند. می گویند زن باید با اجازه شوهرش هر کاری می خواهد بکند، ولو این که این کار به ضرر خودش باشد. این قانون درست نیست. در دین هم من فکر نمی کنم که چنین چیزی توصیه بشود. کسانی از علمای دین هستند که می دانند که چگونه باید با زن رفتار کرد. ولی متاسفانه قدرت در دست طبقه اکثریت آنهائی است که آن ها زن راخفیف و عقب مانده می خواهند.

خوب، سئوالات من تمام شد خانم بهبهانی. از شما یک بار دیگر تشکر می کنم که باوجود گرفتاری هائی که داشتید این وقت را در اختیار ما گذاشتید و ما موفق شدیم با شما مصاحبه ای داشته باشیم. برای شما و همه زنان کشورمان آرزوی موفقیت می کنم.

خواهش می کنم، من هم از شما تشکر می کنم که از من یاد کردید و معذرت می خواهم از این که این مصاحبه را کاملا بدون این که روی آن اندیشیده باشم انجام دادم. چون نه فرصت اش را داشتم و نه چشمم یاری می کرد که قبلا مطالعه ای بکنم و چیزی بنویسم. اگر خطب و خطائی در آن بوده امیدوارم مورد عفو قرار بگیرم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.