بانوي اوز چشم به راه زنان است

ترانه بني‌يعقوب

«هر صبح زنان روستاي «اوز» مي‌دانند كه «بانوي اوز» در انتظارشان است. اين زنان دسته‌دسته با خوشحالي روانهء كتابخانه مي‌شوند تا روزشان را با هدفي مشخص آغاز كنند.» اين‌ها گفته‌هاي فتحيه فتحي زن اهل اوز است كه از تاثير تاسيس «كتابخانهء تخصصي بانوي اوز» در اين شهرستان خبر مي‌دهد.

كتابخانه‌اي كه يك سال پيش در اين شهر تاسيس و زندگي زنان را دگرگون كرده است.

شهرستان اوز (Evaz)در استان فارس قرار دارد. اين شهرستان هر چند از نظر طبيعت و بوم در جنوب زاگرس واقع شده اما از نظر مسافت نزديك‌ترين شهر به هرمزگان و بندرلنگه محسوب مي‌شود.

اين شهرستان با 18 هزار نفر جمعيت طبيعتي خشك و بي‌آب و علف دارد و بيش‌تر مردم آن با دامداري و تجارت روزگار مي‌گذرانند. مردان اين شهر به خاطر نوع كارشان بيش‌تر در رفت و آمدند و كم‌تر در شهر حضور دارند. به همين دليل ادارهء شهر را به زنان مي‌سپارند و شايد به همين دليل است كه بسياري از اهالي و حتي كساني كه به اين شهر سري زده‌اند، روستاي اوز را «شهر زنان» مي‌نامند شهري كه با درايت و هوشياري زنان اداره مي‌شود.

فتحيه با لبخندي بر لب مي‌گويد: «زنان اوزي چنان به مطالعه علاقه‌مند شده‌اند كه گاه من را متعجب مي‌كنند. گاهي زناني را در ‌كتابخانهء «بانوي اوز» مي‌بينم كه هرگز تصور نمي‌كردم روزي به كتاب خواندن علاقه‌مند شوند.»

منصوره شجاعي، مجري طرح و برنامه‌ريز كتابخانهء بانوي اوز هم كه تجربهء 22 سال كتابد‌اري را دارد از چگونگي تاسيس كتابخانه در اين منطقه مي‌گويد: «پس از بازنشسته شدنم از كتابخانهء ملي مدت‌ها به موضوع مورد علاقه‌ام يعني كتابداري اجتماعي و پيوند كتابخانه با مناطق محروم فكر كردم. آرزويي كه در ساليان دراز كارم هميشه همراهم بود اما امكان عملي شدنش نبود و پس از بازنشستگي با عشق و علاقه و با كوله‌پشتي‌هاي پر از كتاب ابتدا به زنان و كودكان افغاني آموزش كتابداري دادم و پس از آن نيز با همكاري يونيسف و از طريق نهضت سوادآموزي در مناطق محروم و براساس نيازسنجي منطقه كارگاه‌هاي آموزشي كتابداري برگزار ‌مي‌كردم تا اين كه از طريق يكي از دوستانم در روستاي اوز كه در شوراي كتاب كودك سال‌ها با او همكار بودم از تصميم زنان اوزي و تاسيس كتابخانه‌شان آگاه شدم.»

منصوره شجاعي كه آرزو داشت تجربيات مختلفش در اين زمينه را اين بار در اوز محك بزند با دعوت اوزي‌ها به اين شهر كوچك رفت. شهري كه با همهء كوچكي‌اش در آن همتي بزرگ ديده مي‌شد و زنان و مردان اوزي همهء تلاش‌شان را براي اجراي هر چه بهتر اين طرح در اختيارش گذاشتند.

او مي‌گويد: «در اوز با خانواده‌هاي زيادي مواجهيد كه توسط زنان اداره مي‌شود. شوهران اين زنان به دليل كارهاي تجاري دايم مجبور به مسافرتند پس زنان وقت زيادي دارند كه از آن بهره ببرند. توانايي زنان براي ادارهء زندگي‌شان به تنهايي، بايد به فعل تبديل شود وگرنه آن همه انرژي به هدر مي‌رود.» زنان اوزي در آن زمان هيچ امكانات رفاهي در اختيار نداشتند. هيچ فرهنگسرا، سينما يا مجتمع ورزشي در اين شهر كوچك ديده نمي‌شد بنابراين وجود كتابخانه براي زنان نقطهء عطفي محسوب مي‌شد.

«چرا زنان اوزي به جاي هر مكان تفريحي ديگري تاسيس كتابخانه را انتخاب كردند؟» شجاعي در پاسخ به اين سوال مي‌گويد: «اين كتابخانه براساس نياز مخاطبان ساخته شده است. طرح كتابخانه‌هاي مخاطب مدار اين گونه است. كتابخانه‌هايي كه مخاطبانش تشخيص داده‌اند چه مي‌خواهند و چه توقعي از كتابخانه دارند. بعد از يك سال هم كه از تاسيس اين كتابخانه گذشته مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه چقدر اين كتابخانه مورد استقبال قرار گرفته است.»

به گفتهء او مردان اوزي هم پا به پاي زنان در تاسيس اين كتابخانه شركت داشتند. مرداني كه همهء تلاش‌شان را براي افزايش فعاليت اجتماعي زنان‌شان انجام داده‌اند.

شهلا لاهيجي مدير انتشارات مطالعات زنان و روشنگران هم كه براي اولين جشن سالگرد تاسيس اين كتابخانه به اوز رفته بود مي‌گويد: «ديدن مرداني كه همهء تلاش‌شان را براي دانستن، بيش‌تر فهميدن و افزايش فعاليت اجتماعي زنان‌شان به كار گرفته بودند برايم بسيار جالب بود.»

كتابخانهء اوز قلب تپندهء اين شهر است. كتابخانه‌اي كه فقط براساس نياز بي‌واسطهء اين زنان و براساس ضرورت شكل گرفته و ساخت فكري اين شهر را تغيير داده است.»

فتحي از اهالي اوز مي‌گويد: «ما كتابخانهء سيار هم داريم تعدادي از خانم‌هاي داوطلب كتاب‌هاي مورد نياز زنان شهري و روستايي را در اختيارشان قرار مي‌دادند. چند روز قبل ديدم تعدادي از اين زنان ديگر منتظر رسيدن اين كتاب‌ها نمي‌شوند و خودشان براي دريافت كتاب به كتابخانه مي‌آيند. باور نمي‌كنيد كه تعجب خودم را از ديدن اين زنان نمي‌توانستم پنهان كنم.»

زنان اوزي تجارب‌شان را جمع‌آوري و منتشر مي‌كنند

كتابخانهء زنان اوز اكنون 3000 جلد كتاب دارد. از همان ابتدا قرار بر اين شد كه در اين كتابخانه آثاري از زنان اوزي هم ديده شود. بنابراين تجارب آن‌ها در زمينه‌هاي گوناگون همچون فوايد گياهان بومي به صورت جزواتي گردآوري و اكنون در قفسه‌هاي اين كتابخانهء تخصصي ديده مي‌شود.

به گفتهء اهالي اوز هنوز كتاب‌هاي تعليم و تربيت و رمان بيش‌ترين خواننده را دارند. البته آن‌ها معتقدند كه با گذشت زمان و عادت به مطالعه توجه زنان به كتاب‌هاي تخصصي افزايش خواهد يافت.

منصوره شجاعي دربارهء اهميت كتابخانه در نقاط مختلف ايران مي‌گويد: «ايراني‌ها با كتاب و كتابخواني بيگانه‌اند و از اين جهت زيان‌هاي فرهنگي زيادي ديده‌اند اما اگر همين مردم با كتابخواني انس بگيرند ديگر ممكن نيست آن را فراموش كنند.»

در كتابخانهء بانوي اوز كارگروه‌هاي تخصصي با موضوعات مختلف نيز ايجاد شده است. كارگاه‌هايي مثل كتابداري، خشونت عليه زنان، كارگاه شناخت گياهان بومي و فولكلور زنان.

شجاعي مي‌گويد: «من به اين زنان اميدواري خاصي دارم و اميدوارم روزي قفسه‌هاي اين كتابخانه با آثار خودشان پر شود. كتابخانه‌هاي عمومي نقش بسيار مهمي در ارتقاي فرهنگ مناطق محروم دارند و در حد يك فرهنگسرا، مدرسه و مركز مشاوره عمل مي‌كنند. كتابخانه‌‌هايي كه براي مردم منطقه نمادي پوياست و نه يك بايگاني شيك كه مردم با آن هيچ ارتباطي ندارند.»

زنان اوزي كتابخانه كودك مي‌سازند

زنان اوزي چنان با انگيزه و اشتياق كتابخانه‌شان را اداره كرده‌اند كه معتمدان و روشنفكران منطقه تصميم گرفتند با اختصاص يك مكان اضافه در كنار آن يك كتابخانهء كودك احداث كنند.

فتحي مي‌گويد: «پسر كوچكي دارم كه گاهي اوقات مجبورم او را در خانه تنها بگذارم و به كتابخانه بيايم. به همين خاطر تصميم به احداث كتابخانهء كودك گرفتيم تا زنان براي مطالعه دغدغه‌اي نداشته باشند و فرزندانشان هم بتوانند از امكان كتابخانهء كودك بهره ببرند.»

لاهيجي مي‌گويد: «بسياري از كتابخانه‌هاي بزرگ دنيا در كنارشان كتابخانهء كودك قرار دارد. طرح اين ايده از سوي زنان اوزي واقعا برايم جالب بود. اين كه آن‌ها اين همه با دنيا همترازند. ساخت اين كتابخانه اشتياق زنان را نشان مي‌‌دهد و فشار اين اشتياق موجب شد تا معتمدان محل به فكر ساخت كتابخانهء كودك در كنار كتابخانهء بانوي اوز بيفتند.

شجاعي از طرح‌هاي آينده‌اش مي‌گويد و اين كه در شهر گرگان هم عده‌اي از زنان خواهان ساخت كتابخانهء تخصصي زنانند اما اين طرح دقيقا مثل طرح اوز نيست و احتياج به حمايت‌هاي مالي دارد.

به عقيدهء او وقتي با عشق و علاقه كار كني مردم به تو اعتماد خواهند كرد و با تمام عشق‌شان سعي و تلاش‌شان را به كار خواهند برد.

اما كتابخانهء بانوي اوز اشتغالزايي هم داشته است و تعدادي از زنان خودسرپرست و دختران جوان جوياي كار در آن مشغول به كار شده‌اند.

سلطانه 23 ساله را همهء ساكنان اوز به ياد دارند دختري جوان كه به بيماري تالاسمي مبتلا بود و شش ماه آخر عمرش را به كار در اين كتابخانه پرداخت. شش ماهي كه به گفتهء ساكنان منطقه بهترين دورهء زندگي سلطانه بوده است.

پنج تن ديگر از زنان منطقه نيز در اين كتابخانه كار كنند و دوره‌هاي كتابداري مقدماتي را براي احداث كتابخانهء كودك براي ديگر زنان منطقه برگزار مي‌كنند.

این مطلب در روزنامه سرمایه نیز منتشر شده است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *