توفيق اجباري طنزي عليه واقعيت

سحر افاضلی

سحر افاضلي

“چند زن كه اهل مهماني هاي دوره وبدگويي بي جهت!درباره ي مردان هستند،براي اينكه هنرپيشه ي محبوب، جذاب و سرشار ازفضايل اخلاقي را كه به شدت نسبت به همسر و خانواده اش متعهد است را گوشمالي دهند،
بنز چند صد ميليوني او را مصادره مي كنند وبخشي از خانه ي اورا پلمپ مي كنند.آنهم به عنوان مهريه.اما بعد دوباره با پيدا شدن يك رقيب و تحريك حسادت زنانه با ترفندي براي بازگرداندن مرد به وجود يك كودك متوسل مي شوند و…

اين خلاصه اي كوتاه از فيلم” توفيق اجباري “ساخته محمد حسين لطيفي است كه اين روزها روي پرده سينماست و طبق آمار تا هفته قبل جزء پر فروش ترين فيلم سينما بوده است.
مردم به خاطر علاقه شان به زندگي خصوصي هنرپيشه هاآنهم از نوع گلزاربه سينما مي روند وفيلم ساز محترم آگاهانه يا غير آگاهانه به مردم تلقين مي كند قوانين ايران آنقدر به نفع زنان است كه مي توانند با استفاده از آن نه تنها حق وحقوق شان را بگيرند بلكه زندگي را براي مردان تيره و تار كنند.

داستان به گونه اي نوشته شده است كه دستيابي زن به مهريه اش كارچندان سختي نباشد به ويژه آنكه زن حقوق هم خوانده باشدويك دوست وكيل زبده هم داشته باشد.

فيلم نشان مي دهد بيشتر زناني كه از عملكرد مردان و حقوق نابرابر در جامعه ناراضي اند.ته دلشان،حاضرند براي به دست آوردن مردها دست به هر كاري بزنند.

مثلادوست شخصيت اصلي قصه كه بهاره رهنمانقش آن را بازي مي كند، آن را از قهر ودعواي دوستش(باران كوثري) باهمسرش محمدرضا گلزاركه بازيگر است سوءاستفاده مي كندوسعي دارد خود را به او تحميل(عرضه) كند.

زن وكيل كه به شكلي مقتدر وبا نفوذ است تمام سعي اش به هم ريختن زندگي دوستانش است تا اثبات كند كه از مردها برتر است واز حقوق مدني به نفع زنان استفاده كند.

شايد اين نكات درباره ي يك فيلم درجه سه كه قراراست،كمي مردم را بخنداند چندان پرمعنا نباشد؛اما يادمان نرود كه سينما يكي ازمهمترين ابزار انتقال مفاهيم درجامعه است.

سينما به عنوان يك هنر مستقل كه وابسته به اقتصاد است مي تواند جداازشعارهاي سنتي وحكومتي، واقعيت ها راكه تلخ اند؛به گونه ايي شيرين بيان كند وجداازاينكه خواسته هاي زنان را به سخره بگيرد،به عنوان يك رسانه بي طرف قصه پردازي كند.

باآنكه قصه درباره ي مصائب زندگي هنرپيشه هاي پاپ ومشهور است ومشكلاتي كه آنها در زندگي روزمره خود دچار آن هستند،اما زن به عنوان بخش مكمل اين قصه؛بدجنس،حسود،حساس،بدون قدرت انتخاب وتصميم گيري تصوير شده كسي كه به خاطر ابراز نيازهاي خود به حربه هاي حقوقي كه همه مي دانند به نفع مردان است متوسل مي شود.

تكرار كليشه هاي سنتي كه نه تنها در خانواده هاي مدرن بلكه در خانواده هاي سنتي نيز ديگر كاركرد ندارد يكي ديگر از نكاتي است كه در حاشيه اين فيلم بازتوليد مي شود.نجات زندگي به وسيله حضور يك كودك! ترويج اين انديشه نادرست كه مرد ها با وجود فرزند آرام و مطيع مي شوند و زن تنها با نقش مادري مي تواند از موقعيت خود دفاع كند!

سينما در سال هاي اخير علي رغم اينكه توانسته در برخي مواقع تا حد ممكن شفاف و واقعي جلوه كندو نمونه موفق آن چهار شنبه سوري است؛در بسياري مواقع تبديل به يك سيستم بازتوليد خرافه ها سنت هاي غلط و تجزيه و تحليل هاي عاميانه است.

فيلمسازان به بهانه ساخت فيلم هاي پر فروش دست به قصه پردازي هاي مخربي مي زنند كه تنها نتيجه اش استحكام ايدئولوژي هاي غلط در بين مردم است.وارونه جلوه دادن وضعيت حقوقي و عاطفي زنان هنگام طلاق روشن ترين نمونه از نقض واقعيت است حتي در زندگي هنر پيشه هاي پاپ چرا كه از بدنه جامعه جدا نيستند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.