نوشتار زنانه متوقف نمي‌شود

آمنه شيرافكن

از آن روز كه زنان در اوان مشروطه آغاز به نگارش زن نوشت ها كردند تا امروز زمان زيادي گذشته است.
آن روزها در نوشتار زنان روش‌هاي بهتر كدبانويي و آشپزي و خانه‌داري به زنان آموزش داده مي‌شد. اسناد تاريخي نشان مي دهد كه جهش فكري نوشتاري زنان آن روزها چندان مترقي نبود و اگرچه به كتابت كليشه هاي جنسيتي محدود مي شد اما در هان حال سرآغاز شكل گيري گفتاري زنانه را به وجود آورد كه با گذشت زمان به ادبياتي غني تر و منتقدانه تر تبديل شد.

تاريخ كشورها و مطالعات فمنيستي نشان مي دهد كه همواره زنان براي پرداختن به موضوعات خاصي كه با آن دست به گريبان‌اند به انتشار نوشتارهاي صرفا زنان روي مي‌آورند. اين نوشتارها در طول زمان تاريخي از ادبيات مكتوب را براي ميراث نه چندان غني زنان به جا مي‌گذارد.

انتشار كتاب “جنس دوم” به عنوان ادبياتي الهام بخش براي جنبش‌هاي فمنيستي از‌آن جهت در خور توجه بود كه سيمون دوبوار در آن به طرح برخي پرسش هاي شخصي و پاسخ هاي جامع اقدام كرده بود.
آنچه به راحتي مي توانست خوراك فكري فمنيست هاي آن روز شود و مرزها را تابه آمريكا طي كند.

در ايران نيز فراخور فرصت‌هاي تاريخي و باز و بسته بودن فضاي سياسي كشور پرداختن و طرح مسائل زنان مورد توجه قرار گرفته است.
در اين ميان برخي نشريات توانستند با نگاهي موشكافانه، علمي و كارشناسانه به ارزيابي، نقد و بررسي مسائل موجود در جامعه بپردازند.

مجله زنان از آن رو به عنوان نوشتار مكتوب و تاثيرگذار در حوزه ادبيات زنان به شمار مي آيد كه توانست در فرصت نزديك به دو دهه فعاليت مطبوعاتي طرح پرسش كند.

اين طرح پرسش چه در مسايل حقوقي و چه در مسايل فرهنگي ، اجتماعي و سياسي بروز روشني در جامعه يافت.
پرداختن به قتل‌هاي ناموسي، بررسي آزار كودكان در ساختار مردسالار خانواده ها و نقد برخي مسايل حقوقي از جمله حق حضانت ، حق طلاق، تعدد زوجات، ازدواج مجدد ، ارث و ديه از جمله مواردي است كه مجله زنان در پرداختن به آن موثر عمل كرد.

گفتار زنانه‌اي كه مجله زنان آن را در قالب گزارش ها، مقاله ها و پوشش خبري به راه انداخت قطعا در تغيير فضاي علمي و عمومي جامعه به نفع زنان تاثير مثبتي داشت.

در كنار مجله زنان اين روزها سايت‌ها و تريبون‌هاي ديگري هم براي زنان وجود دارد.
اما آنچه اين مطبوعه را از ديگر رسانه‌هاي مجازي متفاوت مي كند امكان دسترسي همه زنان به ويژه زنان خانه داري بود كه شايد چندان آشنايي براي اتصال به شبكه وب و ورود به اينترنت ندارند و بيشتر به عادت سال هاي دور بر آن اند تا اطلاعات را از طريق مجله و نثر مكتوب دريافت كنند.

توقف مجوز انتشار مجله زنان در بعد حقوقي هم اقدامي فراتر از ضوابط و قوانين بود، چرا كه بر اساس قوانين موجود نخست بايد با حضور مدير مسول در دادگاه حكم تفهيم شود و در نهايت امكان توقيف موقت نشريه وجود دارد نه اينكه به طور دايم مجوز نشريه‌اي لغو شود.
با اين حال خبر منتشر شده است. مجله زنان ديگر منتشر نخواهد شد. اما واقعيت اين است كه نوشتار هم متوقف نمي شود و اين واقعيت تاريخي است كه در آن زندگي مي‌كنيم.

ادبيات زنان اين روزها چه در نشر و چه در رسانه‌ها رشد خوبي داشته است. شخصيت‌هاي كليشه‌اي زنان مورد نقد نويسندگان نسل جديد است. از روي ديگر خبرنگاران و گزارش نويسان نيز نگاه جنسيتي مثبتي نسبت به ارزيابي مسايل جامعه پيدا كرده اند.

نسل دانش آموخته هاي مجله زنان اين روزها در ديگر مطبوعات كشور مشغول به كارند. نسلي كه زيركانه آموخته است ، ديگر نمي توان زن را جنس دوم نوشت.

توقيف مجله زنان آغاز راه ديگري براي نوشتن است. پژوهش ، طرح پرسش و يافتن راه‌هاي نويني كه بتوان از دريچه آن زنان جامعه را آگاه كرد . نسبت به هر آنچه اين روزها به مثابه حصاري شيشه اي ْآنان را در بر گرفته‌است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.