جنبش زن ایرانی در پیوند با زنان جهان

نیوشا مزید آبادی

از زمان انقلاب اسلامی تا کنون ارتباط جهانی زنان ایرانی به سه شکل وجود داشته است، نخست رویکرد تبلیغی کسانی که می خواستند انقلاب اسلامی را صادر کنند و الگویی از ” زن اسلامی” ارائه دهند.دومین رویکرد، رویکرد عمل گرایانه و به واسطه ی تعامل با زنان کشور های خاور میانه و اروپا بود که کم کم جای رویکرد نخست را گرفت و سوم ، ارتباط جهانی بین فمنیسم های سکولار و زن های اصلاح طلب دینی که خواهان برابری بودند.

طی دو دهه ی گذشته فمینیست های ایرانی ، تلاش های زیادی برای اثبات این موضوع کرده اند که مطالبات مربوط به حقوق زنان در ایران صرفاً مربوط به مطالبات وارداتی از شرق یا غرب نبوده ، بلکه جنبه ای بومی داشته که به 150 سال قبل باز می گردد.

تلاش هایی که برای کسب این ” اصالت ” انجام شد، نخست با مخالفت و اعمال محدودیت از طرف بر خی از اسلام گرایانی مواجه شد که بعد از انقلاب قدرت را به دست گرفته بودند و به این ترتیب با رد کردن آزادی و دموکراسی و با این توجیه که اینها مقولاتی غربی اند محدودیت ها را همچنان ادامه ادامه دادند، زنان که از جمله ی نخستین گروه ها برای نشان دادن مخالفت خود بودند، ابتدا با مخالفت های ستیزه جویانه و تظاهرات ، عقاید خود را بروز دادند، که با مقابله ی شدید همراه بود، بنابر این سیاست مقاومت مدنی و در عین حال پایدار را پیش گرفتند.

نخستین حرکت زنان در شرایط جدید در هشت مارس 1979 ( روز جهانی زن ) صورت گرفت که در حضوری بی سابقه و گسترده ، اعتراضی یک هفته ای نسبت به تصمیماتی که در ارتباط با آزادی های فردی زنان و قوانین خانواده و دیگر حوزه ها بود بیان شد.شعار این حرکت آزادی خواهانه که روی پلاکاردها نوشته شده بود این چنین بود:

” آزادی نه غربی است نه شرقی ، بلکه جهانی و همگانی است”

اما همچنان برخی از ملی گرایان و اسلام گرایان این حرکت ها را غربی و این افراد را غرب زده می دانستند.به تدریج زنان فعال اسلام گرا از طرف جامعه ی غرب ” فمنیست های اسلامی ” نامیده شدند و این تنها به دلیل نزدیک شدن عقاید آنان به برابری های جنسیتی و تساوی خواهد بود.

تعدادی از زنان روشنفکر و فعال ایرانی و یا اسلامی ، به دلیل سرخوردگی و عدم تحقق وعده هایی که برای برابری به آنها داده شده بود ، و نیز به دلیل تبعیض های جنسیتی به تلاش هایی پرداختند که طی آن هویت مدرن تر ، عملی تر و مبنی بر برابری جنسیتی را پدید آوردند.

آنان در پی کسب هویتی بودند که صرفاً به سنت اسلامی محدود نمی شد بلکه ریشه در واقعیت های ایران و زمان گذشته و حال داشت و نیز کوشیدند که ثابت کنند این جنبش ها و تلاش ها برای برابری ، فعالیت های غرب گرایانه نیست بلکه جنبشی جهانی ست. از این رو تلاش هایی برای جمع آوری شواهد و مدارکی درباره ی تاریخ جنبش زنان در شرق و به خصوص در جهان اسلام انجام شد.بسیاری از این فعالان زن در ایران همواره می کوشند که نشان دهند حمایت جاری آنان از فمنیسم پس زمینه ای ملی و بومی دارد که به دوران مشروطه باز می گردد.

زنان فعال اسلام گرا نیز کوشیدند تا ” الگوی زن مسلمان ” را – آنگونه که خود به آن عقیده دارند- تبلیغ کنند و به گونه ای انقلاب اسلامی را به کشورهای اسلامی صادر کنند.اما کم کم به دلیل ناکامی هایی که با آن موجه شدند و نیز مناقشه های درونی به حاشیه کشیده شدند.به عنوان مثال می توان تناقضات فکری و تغییرات مواضع در مورد مسائل اجتماعی روز خصوصاً کنترل موالید را بر شمرد که به ماهیت تناقض آمیز این دسته دامن زد.

پس از انتخاب خاتمی به ریاست جمهوری و تغییر در ترکیب اکثریت مجلس ، بحثی جدید توسط سه تن از نماندگان زن ایجاد شد که تصمیم گرفتند در مجلس با مانتو و روسری حضور یابند.آنان به این نکته اشاره کردند که پوشش زنان در اکثر کشورهای مسلمان اینگونه است .این بحث تلاش های حاکمیت را که در تمام سالهای گذشته چادر مشکی را به عنوان پوشش زن مسلمان رسمیت بخشده بود ،به چالش کشید

پس از مدتی این زنان اسلام گرا با توجه به ارتباطات بین المللی و نیز واقعیت های متغیر داخلی توانستند از یک رویکرد بسته و تبلیغی به رویکردی عمل گرایانه کشیده شوند، یعنی از یک موضع انزوا گرایانه و ضد غربی به موضعی همگرایانه و نیز ادغام در بازار جهانی تغییر یافتند.

طی دو دهه ی گذشته ، جامعه ی ایران شاهد مبارزه جویی بسیار جدی از جانب زنان بوده است ، مبارزه جویی نه از جانب یک صدای در انزوا در یک برنامه ی رادیویی ، و نه صرفاً از سوی فمنیست های سکولار ، بلکه از جانب هزاران زن اسلام گرایی که از حامیان حکومت اسلامی بودند ، این زنان به طور فزاینده ای در حال دور شدن از بینش اولیه خود هستند ، چه به شکل رد دیدگاه سابق خود و چه به صورت ارائه تفسیر هایی از متون کلیدی دینی به شکل برابری خواهی جنسیتی.

زنان در هشت مارس ( 18 اسفند ) ، در حالی در کنار هم جمع می شوند که یکی از امید های شانزده ساله شان را که به بار نشسته بود از دست داده اند. ” مجله ی زنان ” تریبونی برای تعامل بین جریانات فکری مختلف زنان ایرانی بود که مصراً نسبت به اصلاح طلبان به خاطر انفعال و یا غفلت شان از مسئله ی زن انتقاد می کرد.

” شهلا شرکت “کوشید با چاپ مجموعه ای از مصاحبه با مردان برجسته و اصلاح طلب اسلامی از روحانیون گرفته تا سایر روشنفکران غیر روحانی، آنان را در این موضع قرار دهد که به لحاظ دین شناسی تئوریک و ملاحظات سیاسی مسئله ی زنان را تشریح کنند.

ممنوعیت ها آنچنان برای زنان ایرانی در چند سال اخیر شدید شده است که آنها نتوانستند همچون بسیاری از زنان در سراسر جهان امروز به مناسبت هشت مارس تظاهراتی برپا کنند.

منابع:

فصل نامه ی ” گفتگو ” – شماره ی 38 – آذر 1382 ( مطالعات زنان )

http://feministschool.org

http://www.meydaan.org

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *