چرا همسرکشی

پویه مددی

خانواده یکی از مهمترین ارکان یک جامعه است که زیر بنای هر جامعه را ، خانواده تشکیل میگیرد و مهمترین مشخصه هر خانواده امنیت موجود در آن است ، در واقع اعضا خانواده سعی میکنند برای فرار از نا امنی های موجود در هر جامعه ، به محیط امن خانواده خود پناه ببرند اما گاهی دیده شده که همین خانواده یعنی آخرین پناه گاه آدمی خود نقطه نا امنی برای انسان می شود .

با نگاهی به صفحه حوادث روزنامه ها کمتری روزی ست که خبری از قتل توسط پدر و مادر همسر و خواهر و برادر منتشر نشود در واقع این موضوع امروزه چندان ، اسباب تعجب را فراهم نمی کند و فقط ایجاد تاسفی است که آن هم پس از گذران چند لحظه ، به فراموشی سپرده خواهد.

قتلهای خانوادگی موضوع جدیدی نیست قتل دختری توسط پدر و برادر ، قتل مرد توسط همسر و فرزند و یا…..اما اگر این موضوع تا چندی پیش اسباب تعجب بسیاری می شد متاسفانه امروزه به علت فزونی آن چندان هم در سطح جامعه ایجاد تعجب نمی کند .

مشکل از کجاست؟ چه دلیلی باعث میشود تا زنی مردی و یا فرزندی اقدام به کشتن عزیزترین و نزدیک ترین کسان خود کند ؟

قتل های خانگی یکی از شدیدترین نوع قتل هاست که میتوان برای آن دلایل متعددی ذکر کرد دلایلی که از مسایل مالی ناشی می شود ، دعوا بر سر ارث و میراث و… اما مهترین دلیلی که امروزه دلیل اینگونه قتلها شده است ، سوءظن و شک تردیدی است که اعضا خانواده نسبت به یکدیگر دارند .

مهمترین علل بروز اینگونه قتلها هنگامی که توسط مردان انجام میگردد ، بیشتر از مسایل ناموسی ، حسادت ، سوء ظن شدید و…. ناشی می شود

ولی در مورد زنان علاوه بر موارد فوق کمی موضوع متفاوت است ، مردان هر زمان که بخواهند می توانند همسر خود را ترک کرده و یا آنچنان زندگی را برای او مشکل و غیر قابل تحمل کنند که وی حاضر می شود با بخشیدن مهریه و نفقه های معوقه و دیگر حقوق قانونی خود به راحتی طلاق را بپذیرد یا حتی بدون آنکه زن را طلاق دهد شرعی و قانونی اقدام به ازدواج مجدد کند. بنابراین کمتر مردی به خاطر خلاصی خود به فکر قتل می افتد .

در ماده 83 قانون مجازات اسلامی حکم سنگسار برای زنای محصنه تعیین شده است ، یعنی زنی یا مردی که همسری قانونی و شرعی دارد خارج از چهارچوب خانواده اقدام به ارتباط نامشروع کند . البته مردان حتی در صورتی که متاهل باشند می تواند از این مجازات رهایی پیدا کنند تنها با این ادعا که زن در عقد موقت اوست البته هنگامی زن نیز دارای همسر دائمی باشد ادعا از سوی مرد پذیرفته نخواهد شد وحکم سنگسار در مورد او نیز اجرا خواهد شد اما زناني که روابط خارج از ازدواج داشته اند، از سویی در معرض اين مجازات شديد قرار دارند و از ديگر سو هم طلاق را امري ناممکن مي بينند و به همين خاطر، براي رهايي از موقعيت ، براي قتل شوهر خود نقشه مي کشند.

با نگاهی به اجرای حکم قصاص مردانی که اقدام به همسر کشی کرده اند چون دیه زن نصف دیه مرد است و گاهی خانواده مقتوله توانایی پرداخت این تفاضل دیه را ندارند ، بنابراین بیشتر مردان قصاص نمی شوند و خانواده زن تنها به دریافت دیه رضایت دهند یا خود خانواده زن ادعا می کنند که مقتول اعمال منافی عفت انجام داده و مهدورالدم بوده است.

چنانچه زنی اقدام به کشتن همسر خود کند احتمال قصاص بیشتر است و کمتر دیده شده خانواده مرد مقتول بپذیرند که وی اعمال منافی عفت انجام داده و یا اسباب آزار همسر خود را فراهم کرده است . هرچندکه هیچ کدام از موارد فوق نمی تواند توجیهی بر قتل یک انسان توسط دیگری باشد .

در تحقیقات انجام شده در استان تهران نسبت زنان زنداني متهم به همسركشي 21 درصد در برابر 18 درصد مردان است ، در استان خوزستان اين آمار به 9 درصد زن و 5 درصد مرد مي‌رسد و زنان گلستان (گرگان) نيز در مقابل 6 درصد زن همسر كش، فقط 2 درصد مرد همسر كش دارد. اين آمارها اگرچه تنها در مورد چند استان محدود می باشد ، اما بر این موضوع تاکید میکند که روند رشد اینگونه جنایتها امروزه رو به فزونی نهاده است و زنان قاتل شوهر ، درصد قابل ملاحظه ایی از آمار زنان زنداني را به خود اختصاص داده اند.

نتايج بررسي همسرکشي در 15 استان کشور واقعيت هاي تلخي را نشان مي دهد. براساس نتيجه اين تحقيقات، 66 درصد زناني که مرتکب قتل همسرشان شده اند و در اين امر مشارکت يا معاونت داشته اند اعتراف کرده اند در دوران زندگي مشترک بارها مشاجره، قهر و آشتي داشته اند و 58 درصد زنان با وجود اينکه قصد طلاق داشته اند به دلايلي از جمله مخالفت شوهر، والدين، وجود فرزندان و نياز مالي، زندگي را تحمل کرده و در نهايت صبر و تحمل شان به سر آمده و چاره يي جز کشتن و از بين بردن همسر خود پيدا نکرده اند.

تا چندی پیش قتلهای خانوادگی ماهیتی مردانه داشتند ، متاسفانه امروزه کم نیستند زنانی که اقدام به کشتن همسر خود می نمایند. در پی یک تحقیق بیشتر این زنان در زمره زنان خانه دار بوده اند در واقع این خود نشانه ای است که می توان با بالا بردن سطح آگاهی زنان و آشنایی آنان با قوانین موجود از رشد اینگونه جرایم کاست.

با نگاهی دقیق تر به اینگونه قتل ها متوجه خواهیم شد نخستين عامل، خشونت مرد عليه همسرش است. زني كه خود را قرباني خشونت مدام همسر مي‌بيند و پس از گذشت چند سال ، همسرش همچنان به خشونت خود ادامه می دهد به تدريج او را به عنوان فردي و شكنجه‌گر تلقي كرده و آرزوي مرگش را مي‌كند

اما بیشترین علل وقوع اینگونه حوادث بيسوادي و ناآگاهي، ازدواجهاي تحميلي و زودرس و اختلاف سني در ازدواج، عدم رسيدن به شناخت نسبي كافي قبل از ازدواج رسمي و…. همگی مواردی هستند ، که در طولانی مدت ، ایجاد اختلالات روحی و روانی و سرخوردگی از زندگی می نماید که تنها راه نجات و رسیدن به بهشت موعود را حذف طرف مقابل می داند .

خيانت مرد، يکي از انگيزه هاي شوهرکشي است ، فساد اخلاقي زن و تمايل به از سر راه برداشتن شوهر هم همواره به عنوان يکي از انگيزه هاي اين گونه قتل ها مطرح شده است . در بعضی از قتلها زن ، شوهر خود را به خاطر خیانت به قتل می رساند . زنان ازدواج دایم یا موقت همسر خود را تحمل نمی کنند و در بسیاری موارد زنان علاقه ای ندارند که زندگی مشترک خود را با زن دیگری تقسیم کنند . بنابراین در صورت خیانت مرد ، زن تنها روش انتقام از مرد را در کشتن می بیند که گاه توسط خود و گاه توسط فرد اجیر شده ایی که در بسیاری از موارد مرد است صورت میگیرد .

در بسیاری قتلهایی که توسط زن صورت میگیرد پای نفر سومی هم در میان است مردی که در بسیاری از موارد به عنوان عاشق زن شناخته می شود و در بیشتر موارد قتل توسط او انجام شده و زن تنها به عنوان معاون در جرم محاکمه می شود .در بسیاری از موارد عامل مهم شوهرکشی مبحث خیانت است ، بنابراين عجيب نيست که در بیشتر پرونده هاي شوهرکشي نوعي شريک جرم هم وجود دارد. براساس همان داده هاي آماري 15 استان کشور، مردان صد درصد موارد شخصاً مرتکب قتل شده اند، زنان به ندرت خود مرتکب قتل شده و بيشتر بر اثر وعده ها شخص سوم رابطه به ارتکاب جنايت هدايت مي شوند . به نحوي که 33 درصد زنان مباشرت در قتل همسر خود داشته اند، 22 درصد آنها مشارکت و 28 درصد آنها هم معاونت داشته اند. خيانت مرد هم به عنوان عاملی مهم 67 درصد شوهرکشي ها بوده است .

اما علت اصلی بروز این مشکل و بحران اجتماعی را باید در قوانین جستجو کرد ، در قانون مرد در صورت کشتن فرزندش تنها به دیه ( در صورت درخواست مادر که در بسیاری از موارد خودداری میکند ) و حبس تعزیری محکوم می شود و در صورت کشتن همسرش به علت تفاوت در دیه و اینکه در بسیاری موارد خانواده زن توان مالی در پرداخت آن را ندارند او نیز تنها به دیه و حبس محکوم می شود .

بر اساس ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی، پدر و جد پدری که فرزند خود را بکشند، قصاص نمی شوند . و در ماده ۶۳۰ این قانون هم می گوید هر گاه مردی همسر خود را در حال زنا با مردی دیگر مشاهده کند، می تواند در همان حال زن را به قتل برساند.

از دیدگاه جامعه ، خانواده امن ترین مکان موجود است که این موارد میتواند امنیت آن را به خطر انداخته و برای همه افراد جامعه ایجاد نا امنی میکند . ا ین اختلال در سلامت روانی یک جامعه هرگز پیامدهای خوبی به دنبال نداشته و می تواند زشتی موضوع را از بین برده و نه تنها به کم شدن اینگونه جرایم کمکی نکرده بلکه به رشد آن کمکی قابل توجه می نماید ، یعنی ، بی اعتمادی به قانون تصوری را نهادینه میکند که به شیوه های باستانی ، خود ، اقدام به مبارزه و مجازات فرد خلافکار بنمایند و قانونگذار باید قبل از رسیدن به مرز انفجار اجتماعی با ایجاد قوانینی شدید تر درباره قتلهای خانوادگی و جلوگیری ار طولانی بودن روند طلاق و دادن آگاهی های حقوقی به زنان از بروز اینگونه ناهنجاری های اجتماعی جلوگیری کند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.