سازمانها ي زنان در عصر مشروطه فمنيستي و مدافع حقوق زنان نبودند

گزارشي از جلسه بررسي احزاب و سازمانهاي زنان از مشروطه تا انقلاب اسلامي سحر افاضلي-كانون زنان ايرانی:

عصر روز چهارشنبه دوم شهريور ماه 1384 جلسه سخنراني دكتر محمد حسين حافظيان، تاريخ دان و عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد واحد كرج با موضوع بررسي احزاب و سازمانهاي زنان از مشروطه تا انقلاب اسلامي در دفتر انجمن زنان پژوهشگر تاريخ برگزار شد.

حافظيان در اين جلسه به پيشينه فعاليتهاي سياسي زنان در جهان اشاره مي كند و مي گويد:« ورود زنان درعرصه سياست پديده اي نوظهور است و با شكل گيري مدرنيته آغاز شده است.حضورسياسي زنان در تاريخ به چشم مي خورد اما اين حضور قاعده نبوده و در بيشترجوامع زنان در سياست هيچ نقشي نداشته اند.»

تاريخ در تمام جوامع به دست قدرتمندان نگاشته شده است و نقش كمرنگ و گاه نا پيداي زنان به دليل فقدان قدرت در ميان اين گروه از جامعه يا بي توجهي تاريخ نگاران مرد براي ثبت حضور آنان در عرصه اجتماع بوده نشات گرفته است.حافضيان معتقد است:« خلاء حضور زنان در عرصه سياست تنها در عرصه رسمي وجود داشته است و زنان در عرصه غير رسمي سياست نقش مهم و تعيين كننده اي را ايفا كرده اند .در تاريخ داستانهاي بسياري راجع به اثر گرايشات حرمسرا بر تصميم گيري هاي مهم ناصر الدين شاه نوشته شده است. »

انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامي در ايران سر منشاء تحولات بزرگي در وضعيت و گرايشات زنان ايران محسوب مي شود.در جريان تحولات برزگ اجتماعي ايران گردهمايي هاي سنتي زنان مبدل به گروه هاي سياسي اثر گذاري در سطح جامعه شده است .

زنان ايراني در زمان انقلاب مشروطه آشكارا فعاليت ها سياسي خود را آغاز و در روند پيروزي انقلاب نيز نقش با اهميتي را ايفا مي كنند. نمونه اي از جسارت زنان در دوران مشروطيت نوشتن نامه اي تهديد آميزبه مظفر الدين شاه است كه او را موظف به پذيرفتن فرمان مشروطه دانسته اند.

محمد حسين حافظيان مي گويد:« در زمان مشروطه اولين انجمن سياسي زنان با نام انجمن نسوان با 150 عضو شروع به فعاليت مي كند. بعد ازآن نيز انجمن ديگر ي با نام انجمن مخدرات وطن نيز تشكيل مي شود كه تاثير بسياري در روند پيروزي انقلاب مشروطه داشته است. در دوران استبداد صغير نيز هم چنان انجمن هاي زنان در در عرصه سياسي فعاليت مي كردند. در كتب تاريخي به حضور زنان در تظاهرات خياباني اشاره شده است كه اين نشان دهنده حساسيت زنان نسبت به اوضاع سياسي وقت بوده است.»

انقلاب مشروطه بستر مناسبي ورود زنان درعرصه سياسي كشور فراهم كرد اما از سويي انقلاب مشروطه به جمعيت زنان جفا كرد؛ زيرا در جريان مشروطيت صحبتي از اعطاي حق راي به زنان نشد. حافظيان مي گويد : « در سال 1893 كه انقلا ب مشروطه ايران پيروز شد تنها كشوري كه در تمام دنيا به زنان حق راي داده بود كشور نيوزلند بود و هيچ يك از زنان كشورهاي اروپايي و امريكايي از حق راي برخوردار نبودند.»

انجمن ها و سازمانها ي مخصوص زنان در عصر مشروطه انجمن ها ي فمنيستي و مدافع حقوق زنان نبودند و هدف اين نهاد ها بيشتر متوجه مبارزه با استعمار و استبداد بوده است. در عصر پهلوي اول و حكومت رضا شاه امكان فعاليتها ي سياسي زنان تاحدي محدود مي شودورضا شاه با حكومت مستبد و خودكامه خويش هيچ فعاليت مستقلي را از سوي هيچ گروهي برنمي تابد. حتي برخي از مورخين معتقدند كه حضور و نقش زنان به شكل غير رسمي نيز در حكومت رضا خان رنگ مي بازد.هر چند كه در سال 1214 يك سازمان رسمي با نام كانون بانوان و با مديريت شمس پهلوي و همكاري وزارت معارف وقت تشكيل مي شود تا به جذب مشاركت زنان در عرصه اجتماع و در اصل با هدف گسترش حس وفاداري به سلطنت در ميان زنان بپردازد. در اساسنامه اين كانون اهداف گوناگوني ذكر شده بود كه تعليم خانه داري و پرورش اطفال و تشويق به ورزش و ايجاد موسسات خيريه براي كمك به زنان و كودكان بي سرپرست و ترغيب زنان به قناعت پيشگي در زندگي از جمله آنهاست.

با طرح سياست كشف حجاب توسط رضا خان، تسهيل و كمك به حكومت براي تحقق اين امر به عنوان يكي از اهداف كانون زنان در امد. در اصل فعاليتهاي محدود اين كانون به دليل تحت حمايت حكومت بودن حاصل چندان مهمي براي زنان ايران نداشت.

حافظيان به شهريور 1320 و آغاز حكومت محمد رضا شاه اشاره مي كند و مي گويد:« در اين زمان بار ديگر امكان فعاليت مستقل براي زنان فراهم مي شود.براي اولين بار در حزب توده ايران شاخه اي با نام شاخه زنان و با هدف كسب حق راي براي زنان آغاز به فعاليت مي كند. اين يكي از نكات بسيار جالب در جنبش زنان ايران است كه اول حزب تشكيل دادند و بعد حق راي گرفتند.»

زنان ايراني در قيام 30 تير به حمايت از دكتر مصدق و ملي كردن صنعت نفت حضور چشم گيري داشتند اما مصدق نيز به عنوان يك مصلح سياسي براي زنان كار خاصي انجام نمي دهد . هر چند برخي معتقدند وضعيت نابه سامان ايران در عصر مصدق فرصت و فراغتي براي اينگونه اصلاحات باقي نگذاشته بود.

از حكومت پهلوي دوم تا سال 1340 كه هيئت دولت حق راي را به زنان اعطاء مي كند اتفاق خاصي درحوزه زنان نمي افتد. بعد از تصويب لايحه حق راي زنان بسياري از عناصر ملي و مذهبي اين لايحه را سياسي كاري قلمداد كرده و آنرا نفي كردند. محمد حسين حافظيان معتقد است:« مخالفت با حق راي زنان واپس گرايي از سوي سنتي ها و عناصر مذهبي نبود بلكه هم زماني اين اتفاق با رفراندوم انقلاب سفيد ايران اين پديده را راهكاري در خدمت حكومت خود كامه سلطنتي قلمداد مي كرد.»

ناصر كاتوزيان حقوق دان و استاد دانشگاه نيز معتقد است در آن زمان كه مردان نيز از حقوق سياسي برخوردار نبودند. اين لايحه فريبي بيش نبوده است.

اقدامات عجيب محمد رضا شاه در حاشيه “ايدوئولوژي تمدن بزرگ “بيش از پيش گرايشات زن ستيزانه او را مشخص كرد.او در مصاحبه هايي كه با روزنامه نگار ايتاليايي اوريانا فالاچي انجام داد زنان را دستياراني ظريف خواند كه نمي توانند كاري بكنند. او در كشوري كه زنان آن همچنان چادر به سر داشتند دستور خدمت سربازي زير پرچم را براي زنان صادر كرد.

نيكي كدي مي گويد : شاه احترامي براي زنان قايل نبود اما فكر مي كرد حضور زنان در عرصه اجتماع به وضع اقتصادي كشور كمك مي كند.

محمد رضا شاه در ايدئولوژي بزرگ تمدن به سياست ها ي جنسيتي توجه خاصي داشت. تشكيل سازمان زنان با هدف غايي ايجاد وفاداري به سلطنت در ميان زنان يكي از دستاورد هاي حكومت او بود.

در سال 1344 كليه سازمانهاي زنان با راي شوراي عالي سازمانهاي زنان به سود يكپارچگي منحل شدند و جاي خود را به سازمان زنان ايران سپردند. اين سازمان با مديريت شمس پهلوي و فريده ديبا آغاز شد و كليه مقامات عالي رتبه اين سازمان را رجال سياسي كشور تشكيل مي دادند.

حافظيان ميگويد: « سازمان زنان ايران با آنكه منشاء حكومتي داشت اما اقدامات مفيدي نظير تصويب و اصلاح قانون خانواده را انجام داد.» يكي از انتقاد ها به سازمان زنان ايران وابسته بودن به قدرت است كه اقدامات و اهداف اين سازمان را تحت الشعاع قرار داده بود. حافضيان با اشاره به عملكرد مثبت اين سازمان به عنوان يكي از نهاد هاي اوليه زنان مي گويد:« سازمانهاي تازه بنياد در كشورهاي توسعه نيافته بدون اتكا به دولت توانايي فعاليت ندارند در هيچ كشوري خصوصاً كشورهاي مسلمان خاور ميانه سازمانهاي زنان به حكومت وابسته هستند و الگوي سازمانهاي غير دولتي غربي در ايران قابل اجرا نيست.» حافضيان استقلال سازمان هاي غير دولتي را دليل مخالفت ان با حكومت نمي داند و معتقد است ؛سازمانها ي غير دولتي حتي مي توانند با اساسنامه اي مستقل از منافع حكومتي دفاع كنند.

ارتقا آگاهي سياسي زنان در خلال وجود سازمان زنان ايران يكي از بستر هاي مساعد براي حضور آنان در پروسه انقلاب اسلامي بود. در آخرين ماه هاي حكومت پهلوي اعضاء سازمان زنان به جمع اعتصابيون پيوسته بودند. اين مساله نشان مي دهد كه با رشد آگاهي زنان توسط يك دستگاه وابسته زنان به گونه اي كه خود مي خواهند مي انديشند نه به آن شيوه كه به آنان اموخته شده است.

حافظيان در پايان به حزب توده به عنوان تنها حزب فعال ايران تا پيش از انقلاب كه به مساله زنان توجه داشته اشاره كرد و احزاب ملي –مذهبي و نهضت ازادي را نسبت به احقاق حقوق زنان بي علاقه دانست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.