گفتمان سهم‌ خواهي زنان ایران در اقتصاد

آمنه شیرافکن

تاريخ جنبش زنان را چه در كتاب پي بگيري و چه در اسناد و مدارك به جاي مانده از پيش نشان مي‌دهد كه در هر دوره اي از تاريخ اين جنبش خواسته‌اي و اولويتي در كار بوده كه غالبا فعالان جنبش، آن را به عنوان هدف اصلي خود براي بقا و ادامه راه برگزيده‌اند. اگرچه در كنار آن به ديگر موضوعات و مشكلات پيش روي جنبش زنان نيز انديشيده اند.

در دوران مشروطه فعاليت زنان بر امر آموزش متمركز مي‌شود. امر آموزش در نهاد حكومت قاجاري نهادي مذكر به شمار مي آمد كه در همان نهاد مذكر هم طبقه اجتماعي و رفاه بود كه حرف اول را مي‌زد.

با اين همه اسناد و مدارك تاريخي نشان مي‌دهد كه آموزش آكادميك كه خود نهادي نوپا در آن روز به شمار مي آمد براي زنان در حاشيه بود و دسترسي به آن تا حدودي نا ممكن.

اين بود كه گروه‌هاي مختلف زنان در سراسر ايران از تهران و اراك گرفته تا رشت و تبريز و مشهد بر آن شدند كه به ايجاد نهاد آموزش با امكاناتي هر چند اندك اقدام كنند.چنانچه غالب اين فعالان نخستين مدارس دخترانه را در خانه شخصي‌شان راه انداختند. حالا از ‌آن دوران تاريخي به درازاي يك قرن گذشته ، خواست فعالان جنبش اگرچه همچنان پيگيري مطالبه آموزشي براي زنان است بر خواست ديگري متمركز شده و آن خواسته هم تمركز براي تغيير قوانين ن برابر است.

قوانين نابرابر بر زندگي طيف وسيعي از زنان با هر سطح تحصيلات و دانش و توان اقتصادي تاثيرگذار است. يكي از بند خروج از كشور بي اذن شوهر براي برقراري روابط تجاري موسسه و يا شركت تحت مديريتش مي‌نالد و ديگري در كوچه پس كوچه هاي شهر ي كه چندان هيبت او را نمي‌بيند به مرور كتاب قانوني مي پردازد كه قرار است فرزند او را از او باز ستاند. البته زن با خود مي انديشد كه آيا اين قانون در كشوري نوشته شده است كه اينقدر بر اهميت مادري تاكيد دارد و در آيه و حديث و روايت از مهر و محبت مادر به فرزند ياد مي كند.بي شك واقعيت حقوقي در لايه‌هاي جامعه امروز ايران پر است از تلخي ها و ناكامي براي زناني كه آنقدر بر مادري و همسري شان تاكيد شده كه غالبا تهي از هويت زنانه و فرديت خود اند.

اما اين روزها اگر دقيق تر ماجراي زندگي زنان ايران را واكاوري كنيم به اين نكته خواهيم رسيد كه پديده و گفتماني تازه در جنبش زنان ايران در حال ظهور است. گفتماني كه اين بار هم ريشه در اولويت مطالبات زنان در جامعه دارد.

در حالي كه در چند دهه اخير فعالان زنان جسته و گريخته بر پيگيري مطالبات حقوقي زنان در جامعه تاكيد كرده‌اند اين بار از زير و روي زمين تهران صداي تازه اي به گوش مي رسد. صدايي كه اين بار قرار است در قالب مطالبه‌اي تازه مطرح شود و از ديگر سوي روند حركت جنبش را تسريع بخشيده و آن را تحكيم كند. گفتماني كه مي توان آن را “سهم خواهي زنان در اقتصاد” ناميد.

مجلس هفتم با وجود كارنامه تيره اش در موضوع حقوق زنان در چند مورد توانست در حوزه بيمه زنان سرپرست خانوار و تامين اجتماعي زنان اقداماتي انجام دهد.زنان در لايه هاي مختلف اجتماع امروز ايران در حال تدارك موج تازه اي هستند كه بر خواسته شرايط نامتعادل كنوني كشور نيز هست.

قوانين نابرابر در جامعه ايران شراي ناپايداري براي زيست زنان به وجود آورده است. آسيب هاي اجتماعي در كنار اين شرايط رو به افزايش گذاشته و بر زندگي تك تك زنان تاثيرگذار بوده چنانچه بحراني شدن پديده زنان سرپرست خانوار و افزايش آمار اين نوع زنان در جامعه شايد تابعي باشد از شرايط اقتصادي عمومي در كشور و همچنين ضعف قوانين در حمايت از زنان. براساس گزارش‌های رسمی اکنون «خانوارهای زن-سرپرست» از وضعيت نامناسبي برخوردار ند و در پایین ترین رده از نظر در آمدی قراردارند به گونه ای که فقیرترین فقیرهای ایران هستند . بر اساس آمار و برآوردهاي سال گذشته، میزان درآمد زنان در سال حدود چهار هزار دلار بوده، درحالی‌که میزان درآمد مردان در همین دوره یک ساله در حدود ۱۱ هزار دلار گزارش شده است.

فعالان جنبش در حال چانه زني براي تغيير قوانين و عمومي كردن اين خواسته در اجتماع اند و در همين حال زنان به تمام شيوه هاي متعارف و غير متعارف به عرصه هاي اقتصادي روي آورده اند. گروهي كه مادرانشان در مشروطه مقدمات آموزش آنان را فراهم كرده‌اند، خواه ناخواه در سطوح مختلف اشتغال وارد شده اند. و چه اهميتي دارد كه در برابر اين موج سهم خواهي اقتصادي ، دولت اصولگراي نهم در تلا ش باشد تا طرح كاهش ساعت كار زنان با هدف خانه نشين كردن زنان و گرما بخشيدن به كانون خانواده را پيش برد.

زنان با وجود قانوني كه به مرد اجازه مي‌دهد از اشتغال زن جلوگيري كند در شرايطي كه غالب مردان در دام آسيب هاي اجتماعي افتاده اند ناگزير از روي اوردن به كار هستند. اين روزها زنان در زير زمين متروها دست فروشي مي‌كنند. اين زنان شايد نه آموزش كافي براي اشتغال ديده‌اند و نه فرصت داشته‌اند كه حرفه اي بياموزند اما دراين لحظه از ضرورت امر با خبر شده‌اند. از زير زمين تهران كه سرت را بالا بياوري هم حضور زنان به عنوان راننده تاكسي و فروشنده بليت BRT توي چشم مي زند.شايد اشتغال زنان در همين مشاغل تا چندي پيش حس تعصب و غيرت مردان را بر مي انگيخت اما ضروت هاي اقتصادي به سرعت مي تواند لايه هاي فرهنگي را سامان دهد.

قبح مشاغل نامربوط براي زنان در حال فروريختن است. شايد تا چندي ديگر زنان هم براي كار ساختماني فرخوانده شوند و ديگر امور. كه اين خود نشاني بر اهميت امر اقتصادي و تسريع آن بر تصحيح امور منتج از سنت است.

جنبش اقتصادي زنان، آينده جنبش زنان ايران را رقم خواهد زد. گفتمان آموزش خواهي و گفتمان حقوق برابر خواهي زمينه ها و بستر مناسبي را براي زنان ايران به وجود آورده‌اند تا اينكه اين روزها زنان براي ورود به گفتماني ديگر از جنبش آماده شوند. گفتماني كه قطعا در تعيين سرنوشت وضعيت اين جنبش اجتماعي تاثيرگذارخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *