بارداری برای زنان شاغل گران تمام می شود

ترجمه: مهرزاد غنی پور

آنجو ماری پاول

شرکتی به یکی از کارکنان زن خود گفت که بارداری او هزینه زیادی به شرکت تحمیل کرده و شرکت مایل است هزینه سقط جنین او را بپردازد البته این اتفاق نادری به نظر می رسد اما مدافعان حقوق زنان معتقدند برخورد شرکت ها با زنان باردار بی رحمانه است.کتی ماه هفتم بارداری اش را با دلشوره می گذراند چرا که دکتر به او گفته بود کودکش احتمالاً مبتلا به سندرم داون خواهد بود. به همین خاطر باید دو بار در ماه سونوگرافی می کرد تا وضعیت کودک مشخص شود.وقتی کتی بعد از آخرین جلسه سونوگرافی به شرکت محل کارش که کالاهای ورزشی می فروشد بازگشت، هنوز پشت میزش ننشسته بود که مدیر منابع انسانی شرکت با او تماس گرفت و گفت: «کتی، هیچ می دانی که بارداری تو هزینه بیمه بالایی را به شرکت تحمیل کرده است؟ به همین خاطر شرکت حاضر است هزینه سقط جنین تو را بپردازد.»

در این مقاله به نام خانوادگی کتی اشاره نشده چون شرکتی که در آن کار می کند از او تعهد گرفته قضیه را محرمانه نگه دارد. بارداری زنان شاغل فشار زیادی را به آنها تحمیل می کند. بسیاری از زنان باردار در آمریکا یا اخراج می شوند یا پست شان تنزل پیدا می کند یا مجبور به گرفتن مرخصی بدون حقوق می شوند و دیگر نمی توانند شغلی در حد شغل قبلی خود داشته باشند بنابراین به سمت مشاغلی که سطح دستمزد در آنها کمتر است کشیده می شوند و از پیشرفت باز می مانند البته شاید از تعداد کمی از آنها خواسته شود که جنین هفت ماهه خود را به خاطر افزایش هزینه های بیمه سقط کنند. قانون رفع تبعیض از زنان باردار آمریکا که مربوط به سال 1978 می شود، شرکت هایی را که بیش از 15 کارمند دارند ملزم می کند میان کارکنان زن باردار خود با بقیه کارکنان فرقی نگذارند با این حال هنوز بسیاری از کارفرماها و کارکنان از وجود این قانون و حمایت های آن بی خبرند.

آن کریتندن با اشاره به این نکته می گوید: «بسیاری از زنان آمریکایی فکر می کنند موضوع بارداری آنها و تبعیض های متعاقب آن به خاطر بارداری آنها یک مساله شخصی است و باید خودشان آن را حل کنند. آنها متوجه نیستند موضوعات مربوط به خانواده یک مساله مدنی و سیاسی است.» کتی هم زمانی که مدیر منابع انسانی شرکت با او صحبت کرد چیزی راجع به قانون رفع تبعیض نمی دانست. کتی برای شکایت نزد وکیل حقوقی شرکت رفت و شرکت با او قرارداد سه ماه مرخصی زایمان با حقوق بست تا از شرکت به دادگاه شکایت نکند و نام شرکت را برملا نسازد. این مرخصی با حقوق در حالی به او داده شد که تا آن موقع شرکت مرخصی زایمان با حقوق به کارکنانش نداده بود. – کمیته پیگیری تبعیض ها به خاطر قراردادی که شرکت با کتی بست، کتی هرگز پرونده خود را به کمیته برابری کارکنان گزارش نکرد.

الیزابت گراسمن از مسوولان این کمیته می گوید: «در سال 2005، چهارهزار و 500 پرونده در رابطه با تبعیض علیه زنان باردار به این کمیته گزارش شد. نیمی از این پرونده ها حاکی از اخراج فرد در دوره بارداری یا به محض بازگشت از مرخصی زایمان بوده است.» در فاصله سال های 1992 تا 2005 تعداد این نوع تبعیض در آمریکا 31 درصد افزایش پیدا کرد و این در حالی بود که نرخ بارداری کاهش یافته بود.با این حال این ارقام نمی توانند بیانگر ابعاد واقعی این مساله باشند. گراسمن می گوید: «تعداد زیادی از این موارد تبعیض اصلاً گزارش نمی شود و افراد به دلیل بی اطلاعی از قانون و ترس از انتقام جویی رئیس شرکت دست به شکایت نمی زنند. بعضی پرونده ها هم خارج از دادگاه ها حل و فصل می شود.» تاکنون در آمریکا تحقیقی انجام نشده که نشان دهد تا چه اندازه زنان باردار مورد تبعیض قرار می گیرند اما نتیجه تحقیقی در انگلیس نشان داده که سالانه تقریبا ً 30 هزار زن باردار یا به عبارتی هفت درصد از کل زنان شاغل باردار کارشان را از دست می دهند و 150 هزار زن هم به خاطر بارداری دچار زیان های مالی می شوند و تنها سه درصد از زنانی که با این نوع تبعیض مواجه می شوند به دادگاه مراجعه می کنند.

لین پالترو رئیس موسسه حمایت از زنان باردار با اشاره به اینکه آمریکا و استرالیا تنها کشورهای صنعتی هستند که شرکت ها را ملزم به پرداخت مرخصی زایمان با حقوق نمی کنند، می گوید: «در آمریکا هم ارقام اگر بدتر از این نباشد بهتر هم نیست.» – زنان در بیشتر موارد با حقوق خود آشنا نیستند کتی علت اصلی شکایت نکردنش را به دادگاه مساله مالی عنوان می کند و اینکه نمی توانسته از پس هزینه دادگاه بربیاید اما او نمی داند که این کمیته شکایت ها را بررسی می کند و در صورت وقوع تبعیض و تاثیر گذاری زیاد آن مورد، وکیلی رایگان برای فرد شاکی مهیا می کند.

کتی می گوید: «اگر این موضوع را می دانستم حتماً شکایت می کردم» اما به نظر می رسد شرکت او خیلی خوش شانس بوده چون کتی از حقوقش بی خبر بوده است. پس از اینکه دوره بارداری به پایان می رسد، مادران شاغل دیگر امیدی به هماهنگ شدن شرایط کاری با مسوولیت های جدیدشان ندارند، همانطور که تجربه کتی این را نشان داد. پسرش کاملاً سالم به دنیا آمد و زمانی که مرخصی زایمانش تمام شد به کارش برگشت. او در تلاش بود بتواند هم یک مادر و هم یک مدیر باشد و برای این کار او باید صبح ها ساعت چهار و نیم بیدار می شد تا کودکش را آماده کرده و به مهد ببرد و ساعت هشت هم در محل کارش باشد. وقتی کتی از مدیرانش پرسید که آیا می تواند بعدازظهرها زودتر محل کارش را ترک کند یا وقت ناهارش بیشتر باشد، آنها قبول کردند اما با اکراه. در حالی که اگر او می توانست ساعت کاری منعطفی داشته باشد، فشار کاری کمتری به او وارد می شد. کتی عصرها بعد از اینکه کارش در شرکت تمام می شد با عجله به مهدکودک می رفت تا پسرش را به خانه ببرد و بقیه وقتش را در خانه صرف نگهداری از پسرش و انجام کارهای خانه می کرد. از آنجا که شوهر کتی نوازنده یک کشتی تفریحی بود و فقط هشت روز در ماه در کنار خانواده اش بود، می توان گفت کتی در واقع نقش یک مادر مجرد را بازی می کرد. پس از یک سال، کتی تسلیم شد و دست از کار کشید و ترجیح داد با درآمد شوهرش زندگی را بگذراند و گمان نمی رود که به این زودی ها دوباره مشغول به کار شود.

منبع: www.womensenews.org

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *