ماجرای کتک خوردن حکیمه وعکس العمل نیروی انتظامی،محمد مصطفایی

در ساعت 2 بامداد روز 4/3/1387 محمد رضا به منزل می رسد حکیمه تا آن ساعت شب منتظر محمدرضا بود زمانیکه همسرش به منزل می آید علت دیر آمدنش را جویا می شود لیکن همسرش با خشونت برخورد کرده و وی را با ضرب و جرح به بیرون از منزل می اندازد او مجبور می شود به سمت منزل مادرش رود ولی این اهانتها و توهینها و ایرادات ضرب به وی اتمام نمی یابد و در خیابان نیز این زن بی پناه به گفته شاهدین حاضر در محل حادثه، مورد ضرب قرار می گیرد.

حسین مسئول تربیت بدنی پایگاه بسیج شهید ضرقامی کسی است که شاهد برخورد ناشایست و نادرست متهم بوده و دیده است که
محمدرضا در همان زمان حکیمه را در حالی که دستش از هر استمدادی کوتاه بود ونمی توانست فرار کند به زوربه منزل می برد و در آنجا نیز او را کتک می زند و با روح و روان وی بازی می کند حکیمه در ساعت 4:30 دقیقه وارد اتاق شده و به دلیل مصرف قرص خواب آوراز حال می رود تا اینکه ساعتی بعد محمدرضا، حکیمه را مجددا بیدار می کند و باز آزار و اذیتهای وی شروع می شود حکیمه پس از مدتی بیهوش شده ( به خواب می رود ) و زمایکه به هوش می آید خود را در بیمارستان می بیند به گونه ای که از ناحیه سمت راست بدن ( از پا تا سر) به شدت مصدوم بود.
در این خصوص پرونده ای تشکیل و به دادیار شعبه 16 دادسرای ناحیه 4 تهران واقع در رسالت ارجاع می گردد متاسفانه دادیار رسیدگی کننده به پرونده که خود خانمی جوان بود؟ هیچگونه حساسیتی به موضوع نشان نداده و حتی برای یک بار هم که شده، از متهم و صحت ادعای حکیمه تحقیق نمی نماید تا اینکه اینجانب به دلیل وضعیت خاص حکیمه و ناتوانی او در مراجعه به دادسرا و دادگاه، وکالتش را برای پشتیبانی ازاین بزه دیده نیازمند می پذیرم. با مراجعه به دادیار شعبه 16 با توضیح مفصل می خواهم که پرونده را با نظر سرپرست دادسرا به دلیل حساسیت و تخصصی بودن، به دادسرای امور جنایی تهران بفرستند که خوشبختانه این خواسته بر آورده می شود.

همه حقوقدانان می دانند که جرم شروع به قتل دست کمی از ارتکاب قتل عمد ندارد و رسیدگی به این جرم نیز همچون قتل دقت نظر و حساسیت ویژه ای را می طلبد چرا که شروع به ارتکاب جرم قتل زمانیکه با اراده مجرم به نتیجه مجرمانه قتل رسد باعث سلب حیات دیگری شده و شروع آن به مراتب امنیت اجتماع را بهم ریخته و عدم اقتدار و تسریع در خصوص پیشگیری از وقوع جرم نتیجه ناگواری را در پی خواهد داشت.

حکیمه از جمله زنانی است که قربانی این جرم شده و به لطف الهی جان سالم از دستان همسرش به در برده و در حال حاضر زندگیش را مدیون خداود منان است ایشان روز 4/3/1387 را در بدترین شرایط ممکن گذرانده و زجر بسیاری را متحمل شده است.

در تاریخ 21/3/1387 پرونده به دادسرای امور جنایی تهران ارسال و به شعبه اول بازپرسی به نظر بازرس شاملو می رسد ایشان با ملاحظه پرونده در تاریخ 25/3/1387 به دلیل اهمیت موضوع خطاب به دایره 10 آگاهی تهران دستور می دهند تا یکی از افسران مجرب این دایره موضوع را بررسی نمایند و به دلیل جراحات وارده به شاکیه و اهمیت موضوع، متهم جلب گردد. متاسفانه با گذشت دو هفته از ارسال پرونده به دایره 10 آگاهی همچنان دستورات بازپرس محترم شعبه اول دادسرای امور جنایی، توسط نیزوی انتظامی معلق مانده و در این مدت اینجانب بارها مراجعه و با افسر پرونده آقای کمالی تماس حاصل نموده ام لیکن تاکنون فقط یک بار ایشان را دیده و هر بار که تماس می گیرم یا ماموریت هستند یا مرخصی هستند یا جلسه دارند و یا می گویند سرشان شلوغ است ؟

به هر حال متهم این پرونده که تهدیدهایی را برای حکیمه می نماید و آسایش را از او و خانواده اش گرفته، همچنان بدون آنکه واهمه ای از مرجع انتظامی داشته باشد ادامه می دهد. لازم به ذکر است که متهم همسر دایمی حکیمه می باشد که پس از چند روز از گذشت عقد ازدواجشان، آزار و اذیت های محمد رضا شروع و در نهایت این بلا سرش می آید.
دلایل بسیار در پرونده وجود دارد که نشان می دهد حکیمه را در حالیکه خواب بوده از طبقه دوم به پایین پرتاب نموده اند به عنوان مثال دقت نظر در نظریه پزشکی قانونی و آثار صدمات وارد به موکله نشان می دهد که موضوع دقیقا شروع به قتل حکیمه بوده است با این توضیح که در گزارش پزشکی قانونی می خوانیم :« … 1- کبودی آرنج راست 2- شکستگی استخوان ندامی قوس فوقانی و تحتانی پای راست 3- خردشدگی قسمت فوقانی استخوان ران راست 4 – پارگی دامیه چانه 5- پارگی عمیق لب بالا …. وجود ضایعات فک و دندان. » البته شکستگی دندانهای سمت راست حکیمه نیز طی گزارش علی حده ای گواهی شده است. این گزارش نشان می دهد شخصی حکیمه را از کمر و پا به صورت درازکش و خوابیده بلند کرده و به سمت تراس آپارتمان برده و از بلندی به قصد قتل به پایین پرتاب کرده است چرا که قسمت راست سر، آرنج دست و لگن پا آسیب دیده است که این خود بهترین دلیل در شروع به قتل حکیمه محسوب می شود.
در هر حال ضمن نگرانی از روند رسیدگی به پرونده های کیفری موجود در اداره دهم آگاهی که بخشی از نیروی انتظامی است لازم می دانم که به این نکته اشاره کنم که ماده 20 قانون آیین دادرسی کیفری مقرر نموده: ضابطین دادگستری مکلفند در اسرع وقت نسبت به انجام دستورات و تکمیل پرونده اقدام کنند ماده 16 ضمانت عدم اجرای دستور مقام قضایی توسط ضابطین دادگستری را انفصال از خدمت دولت و یا یک تا شش حبس در نظر گرفته است.
مطمئنا اگر تحقیقات مقدماتی در سریعترین زمان انجام پذیرد جلوی بسیاری از جرایم به دلیل اقتدار مرجع قضایی و انتظامی گرفته می شود و اگر دستورات قضایی یا اقداماتی که می بایست در راستای جلوگیری از وقوع جرم صورت نپذیرد، مجرمین زمینه را برای ارتکاب جرم بیشتر مساعد دیده و امنیت اجماع را روز به روز به مخاطره می اندازند که می طلبد توجه ویژه ای به این موضوع از طرف مسئولین به عمل آید و صرفا نیروهای فعال خود را در اجرای طرح امنیت اجتماعی به کار نبندند.

لینک مطلب

http://mostafaei.blogfa.com/post-12.aspx

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *