هراس از دست دادن سرپرستی فرزند

سارا کریمی

روی صندلی نشست و شروع به گریه کرد. اشک می ریخت و بریده بریده حرف می زد. شوهرش به کراک معتاد شده بود و بیشتر مواقع حال خودش را نداشت. دو پسر کوچک داشت و نگرانی در صورتش موج می زد. آمده بود مهر یه اش را اجرا کند نه برای اینکه طلاق بگیرد، برای اینکه با گرفتن مهریه اش تنها دارایی شان را که یک خانه محقر در پایین ترین نقطه شهر بود حفظ کند. زن درمانده می نگریست و التماس گونه می گفت: «شوهرم می خواهد خانه را به نام بقال محله مان کند تا مهریه مرا ندهد و ادعای عدم استطاعت کند. البته او مرد خوب و قابل اعتمادی است اما اگر در این اوضاع و احوال فوت کند ما با ورثه ا ش چه کار کنیم؟»

چشم های سرخ زن در صورت مشاور به دنبال پناهگاهی می گشت و در پاسخ این پرسش که چرا با این وضع طلاق نمی گیرد، می گفت: «دو بچه دارم که نمی توانم ترک شان کنم. اثبات اعتیاد شوهرم برای گرفتن حضانت آنها در دادگاه خیلی طول می کشد. همسر من مرد خطرناکی است همیشه با خودش سلاح سرد حمل می کند و وقتی مواد می کشد حال خودش را نمی فهمد اگر بچه هایم را رها کنم جان شان به خطر می افتد و تازه بعد از تقاضای حضانت معلوم نیست سرپرستی شان را به من بدهند.»

دست های زن می لرزید؛ دست های تنهایی که راه اول و آخرشان همین زندگی بود. دل مادرانه زن این جا هم به فکر فرزندانش بود و هیچ حقی برای خود نمی خواست. این قصه نیست. روایتی واقعی است. روایت های دردناک تری نیز وجود دارند که به همین اندازه تکان دهنده اند. حکایت های مادرانی که از ترس محروم شدن از سرپرستی فرزندان شان به زندگی پر از محنت خود ادامه می دهند. براساس ماده 1180 قانون مدنی کشور ما، طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود است.

نسرین ستوده وکیل و عضو کانون مدافعان حقوق بشر و کانون وکلای مرکز دراین باره می گوید: «بحث ولایت با بحث حضانت متفاوت است.حضانت فرزند یعنی سرپرستی و نگهداری از طفل در حالی که ولایت بحثی عمیق تر است و اداره امور مالی سفر به خارج، اجازه ازدواج و اداره اموال کودک، همچنین تعیین محل زندگی، تصمیم در مورد تحصیل و اظهارنظر و اجازه در مورد مسائل درمانی کودک و موارد دیگر را در خود دارد.»

طبق ماده قانونی فوق ولایت هر بچه ای به عهده پدر و جد پدری است و این حق قابل واگذاری نیست یعنی حتی در صورت توافق والدین و با اراده خود پدر هم نمی تواند به مادر منتقل شود و در صورت فوت پدر نیز به جد پدری می رسد و نه مادر. در حالتی که پدر و پدربزرگ فوت کنند دادگاه در مورد حق ولایت تصمیم می گیرد و قیمی برای بچه انتخاب می کند. یعنی براساس قوانین مدنی ایران حق ولایت به طور طبیعی و عادی هیچ وقت به مادر نمی رسد و مادر در هیچ یک از تصمیم گیری های مهم زندگی فرزندش از لحاظ قانونی نقش تعیین کننده ای ندارد. از طرف دیگر در ماده 1199 قانون مدنی بیان شده که نفقه اولاد بر عهده پدر است. اگر پدر فوت کند یا قدرت مالی نداشته باشد به عهده پدربزرگ پدری است و در صورت نبودن جد و اجداد پدری یا عدم قدرت مالی آنها نفقه بر عهده مادر است. هرگاه مادر هم زنده یا قادر به انفاق نباشد این وظیفه به اجداد مادری واگذار می شود. بنابراین مادری که حق ولایت فرزندش را چه با حضور و چه بی حضور پدر فرزند ندارد در صورت خالی بودن صحنه از پدر و پدربزرگ عهده دار خرج و مخارج کودک می شود اما لزومی ندارد که همزمان حق ولایت را نیز دارا باشد یعنی می تواند حق ولایت به کس دیگری مثل عموی کودک واگذار شود اما هزینه زندگی او به عهده مادر باشد.

ستوده در مورد حضانت می گوید: «حضانت می تواند به مادر واگذار شود اگر چه ولایت با او نباشد یعنی در صورت فوت پدر یا طلاق سرپرستی و نگهداری از کودک می تواند به عهده مادرش گذارده شود. در قانون هم آمده که برای نگاهداری طفل مادر تا هفت سالگی اولویت خواهد داشت (ماده 1169 قانون مدنی) اما حضانت تنها پرستاری از طفل است و اگر مادری بخواهد پس از طلاق یا فوت شوهر اختیار اداره همه امور فرزندش از جمله اموال او را داشته باشد باید قیمومت او را بر عهده بگیرد که طبق قانون زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول کند. (ماده 1233 قانون مدنی).» راحله قیومی ،مشاور سابق دادگاه خانواده واقع در خیابان شهید محلاتی و کارشناس ارشد مطالعات زنان براساس مشاهده پرونده های خود می گوید: «تجربه نشان می دهد زنانی که نمی توانند با همسران شان زندگی کنند اما خواهان حضانت فرزندان شان هستند باید از طلاق صرف نظر کنند چون جز موارد نادر این حق به مادر واگذار نمی شود و اگر هم واگذار شود برای مدتی محدود یعنی تا همان هفت سالگی کودک است. در شروط ضمن عقد هم که زن می تواند برای حق طلاق، حق مسافرت به خارج از کشور، حق مسکن و… از شوهر خود وکالت بلاعزل بگیرد، حق حضانت کودک استثناست یعنی حق حضانت و سرپرستی حتی در صورت رضایت شوهر و وکالت بلاعزل از طرف او موقع تولد بچه از حالت بلاعزل خارج می شود و شوهر هر لحظه که اراده کند می تواند وکالت خود را لغو کند. »

قیومی می گوید: «گرفتن حضانت بچه با شرط عدم صلاحیت پدرش نیز نیاز به اثبات این امر دارد یعنی باید اعتیاد، خشونت یا دیگر اعمال ناشایست و مضر مرد ثابت شود. در این مورد هم کسانی که به دادگاه ها رفت وآمد می کنند، می دانند اثبات چنین چیزهایی چقدر سخت است و در مواردی حتی غیرممکن به نظر می رسد.» ستوده با بیان اینکه در برخی از پرونده ها حتی با اثبات آزار جنسی کودک از طرف پدر حضانت برای مادر گرفته شد اما ولایت بچه بر عهده پدر باقی ماند، اظهار حیرت می کند که لحن قانون در این مورد آنقدر قاطع است که این حق را به طور مطلق به پدر واگذار می کند و می گوید: «امیدواریم قانونگذاران با توجه به مسائل و مصادیق اجتماعی، حق بیشتری برای مادران ایرانی نسبت به فرزندان شان قائل شوند چرا که هرچه باشد بهشت زیرپای مادران است.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.