گیتی پورفاضل:لایحه حمایت خانواده با ساختار حقوق بشر مغایرت دارد

تغییر برای برابری

شیرین مومنی

گیتی پورفاضل فارغ التحصیل از دانشگاه تهران در رشته حقوق قضائی و حقوق بین الملل است. وی که پروانه وکالت خود را در 30 فروردین 1356 دریافت نموده است در همانسال برای ادامه تحصیل به همراه دو فرزندش به فرانسه مسافرت می نماید، ولی بدلیل مصادف شدن سفر ایشان با جریانات انقلاب و درپی آن عدم امکان ارسال ارز به آن کشور ، ناچار به بازگشت به ایران می شود .

زمانی که به ایران بازمی گردد مصادف است با کنار گذاشتن زنان قاضی از کار به دلیل شرعی نبودن قضیه ، در آن زمان در کنگره ای از سوی کانون وکلا برگزار شده است به عنوان تنها سخنران زن در آن کنگره شرکت می کند و با ایراد سخنانی از دولت انقلابی برای کنار گذاشتن زنان از قضاوت انتقاد کرده و با اشاره به فرهنگ ایرانی و بیان این مطالب که زنان همواره در تاریخ ایران این اجازه را داشته اند که بدور از بحث جنسیت همچون مردان ، بر مسندها و شغلهائی دلخواه خود تکیه بزنند، دراین زمینه مقالاتی نیز می نویسند که درروزنامه های اطلاعات و آیندگان و مجلات آن زمان به چاپ می رسد. در سال 62بهمراه 56 نفر دیگر از وکلای ایرانی پروانه وکالت وی برای مدت 14 سال لغو می شود. در این مدت ایشان مشغول بکار تحقیق در زمینه های مختلف حقوقی و فرهنگ ایرانی شده و چون شعر می سروده اند اولین کتاب شعراو به نام “پژواک آشنا” در سال 78 به چاپ می رسد. از سال 76 که پروانه وکالت به او بازگردانده می شود وی علاوه بر پرونده های خانوادگی، پرونده های سیاسی زیادی نیز در دست داشته و دارد از جمله پرونده مربوط به معلمین. او یکی از وکلای محمدصدیق کبودوند فعال مدنی کرد و موسس سازمان حقوق بشر درکردستان ایران نیز هست. ’گیتی پورفاضل عضو کانون وکلا و نایب رئیس کمیسیون حقوق بشر در کانون وکلاست که سرپرستی یکی از کمیته های این کمیسیون به نام “کمیتۀ پشتیبان حقوقی از زنان و کودکان” است را بعهده دارد. کار این کمیته دادن مشاوره و خدمات حقوقی بطور رایگان با شعار “طرح ملی ارتقای حقوق بشر و دسترسی بیشتر به عدالت” است. در ارتباط با طرح جدید دولت به نام لایحه حمایت از خانواده گفتگوئی با ایشان داشته ایم که بخشی از آن را می خوانید:.

شیرین مومنی : خانم پورفاضل به عنوان یک حقوقدان لطفا تعریفی از قوانین به ما بدهید.

گیتی پورفاضل : در هر جامعه ای برای ارتقاء سطح زندگی بسوی زیست بهتر همواره قوانینی وضع می شود. طبیعی است که این قوانین باید درخور فرهنگ و خواسته های مردم جامعه باشد زیرا اگر قوانین با فرهنگ و خواسته های روبه بالای جامعه همخوانی نداشته باشد این قوانین خود به تنش و نابسامانی جامعه می افزاید.

دراین مدت سی سال ما ندیدیم که قوانینی بوجود بیاید برای جامعه ما واقعا کارساز باشد ! برای اینکه قانون گزاران ما بایک دیدگاه خاص این قوانین را تنظیم می کنند. جامعه ای که مرتب در حال پیشرفت باشد، فن آوری چشم و گوشها را باز می کند و در نتیجه اندیشه ها تغییر می یابد و طرزتفکر مردم جامعه دگرگون می شود و جامعه تحول می یابد. بنابر این قوانین باید با تحولات جامعه همسو باشد. آیا در کشور ما قوانین با دگرگونی ها جامعه همسو هستند یا نه ؟ بعنوان یک حقوقدان خود من، در این مدت سی سال قوانینی که بتواند جامعه را بسوی اعتلا ببرد و از معضلات بکاهد ندیده ام بالعکس در بیشتر موارد معضلات را نیز افزایش داده است.

قوانین کیفری ما نه تنها با جامعه فعلی ما همخوانی ندارد بلکه بطور اساسی با جامعه دنیا نیز همخوانی ندارد. بدلیل اینکه ما دادرسان در جرائم کیفری انگیزه مجرم را در نظر نمی گیریم و در مورد یک بزهکار، تحلیل جامعه شناسی و روانشناسی و ریشه یابی نمی شوند که ببینیم چرا این شخص مرتکب بزه گردیده است. تنها مسائل مالی و زیان مادی آن را درنظر می گیریم و انتقام جوئی را مد نظر قرار می دهیم. یعنی حکم قصاص و حکم قطع عضو می دهیم، احکام شدید و غلیظی می دهیم و من هیچگاه ندیدم که به با شدت دادن مجازات ها از میزان جرم ها کاسته شود.

با یک نگاه اجمالی به قبل و بعد از انقلاب می بینیم که آمار جرائم ما در تمام سطوح و رشته ها بالا رفته است. تنش های خانوادگی افزایش پیدا کرده. چرا اینها ریشه یابی نمی شود؟ ما هر چند که بیائیم و قوانینی برای خانواده بگذاریم ولی معضلات جامعه که زیربنای آن معضلات اقتصادی هست را حل نکنیم مسلما روزبروز تنش های خانوادگی نیز افزایش خواهد یافت. روزبروز افرادی بعنوان کشیدن چک بی محل زندانها را پر خواهند کرد. ما بجای اینکه بیائیم آنچیزی را که باعث افزایش جرائم می شود را از ریشه بخشکانیم، متاسفانه فقط روبنا را نگاه می کنیم. فکر می کنیم که در هر موردی اگر یک قانونی بگذاریم که ظاهرا یک مقداری از تنشها کم شود کافیست. درحالیکه اینطور نیست ما نمی توانیم به بیماریی که جامعه به آن دچار شده مرتب مسکن بدهیم. ما باید بیماری را تشخیص داده، داروی مناسب تجویز کنیم تا بیماری درمان و از پیکر جامعه بیرون برود نه اینکه با مسکن بخواهیم آنرا آرام کنیم . تمام قوانینی که بعداز انقلاب در ایران تنظیم و تدوین شده و از تصویب مجلس گذشته و به اجرا درآمده فقط مسکن برای جامعه بوده. بدلیل اینکه قانون گزار نتوانسته زیربنای جامعه را تشخیص بدهد و اینکه جامعه چه می خواهد و چه چیز باید آن زیربنا را بسازد. فوندانسیون یا آن پیی که باید بریزد تا جامعه براساس آن استوار شود را نریخته.

متاسفانه حتی قوانین ما توجهی به قانون اساسی کشور هم ندارد . برای اینکه در خیلی جاها قانون اساسی ۥرک و ساده زیر پا گذاشته شده . بعنوان مثال در قانون اساسی صریح و واضح گفته شده که بیان و نشر افکار و عقیده آزاد است و حتی در جایی می گوید که اگر قانونی تصویب شود که برخلاف این اصل باشد آن قانون از درجه اعتبار ساقط است . ولی ما کجا دیدیم که بیایندو ببینند قوانین وضع شده آیا با قانون اساسی مغایرت داردیا نه ؟ بسیاری از قوانین تازه وضع شده با اصول قانون اساسی منطبق نیست . از جمله آموزش و پرورش . مگر نه اینکه آموزش و پرورش باید رایگان باشد . آیا واقعا آموزش و پرورش در جامعه ما رایگان است ؟ ما نهضت سواد آموزی داشتیم که در واقع بیسوادی را در جامعه راریشه کن کند. ولی می بینیم که ما کودکانی داریم که در خیابانها آواره و مشغول کارهای پست و گدائی هستند. آیا اینها مدرسه می روند؟ اینها بیسوادان فردای جامعه ما را تشکیل خواهند داد.

این قانون خانواده که به مجلس رفته و در کمیسیون هم تصویب شده و قرار است که از تصویب مجلس هم بگذرد ، برخی از ماده های آن خوب هستند و ما باید این را در نظر داشته باشیم . ولی برخی دیگر بطور اصولی با ساختار حقوق بشر و اینکه ما زن را بعنوان یک انسان کامل بشناسیم مغایرت دارد.

شیرین مومنی: می توانید مثالی برای آنها بزنید .منظورم مواد قابل بحث است.

خانم پورفاضل : بله . ببینید یک: اینکه من بطور کلی با هرنوع قانونی که موافقت با تعدد زوجات داشته باشد مخالف هستم. برای اینکه پلی گامی در واقع نقض حقوق انسانی زن است. زیرا معتقدم با آنکه دو قرن است که برده گی منسوخ شده و کسی حق خرید و فروش انسانها را ندارد، ولی در قوانین ما زن خرید و فروش می شود. مهریه همان پولی است که می دهند و زن را می خرند. آیا نفقه همان پولی نیست که در مقابل تمکین زن است ؟ که اگر زن تمکین نکند هزینه زندگی او پرداخت نمی شود؟ اینها چیزهایی است که قابل چالش است و باید روی آنها بحث شود. من معتقد هستم که آثار بردگی در قوانینی که بنحوی چند همسری را قبول کرده و بر روی آن صحه می گذارد در واقع برخلاف اصول حقوق بشر وحق انسانی زن است. همانطور که یک مرد نمی تواند رقیب را تحمل کند زن هم از نظر احساسی و عاطفه همان حالت را دارد. مگر اینکه ما زن را از نظر اقتصادی در تنگنا قرار بدهیم که با هر تحقیر و توهینی بخواهد آن یک لقمه نان را در روز داشته باشد که شکم خود و بچه هایش را سیر کند و تن به این تحقیر بدهد که مرد برود و همسر دیگری بگیرد.

شیرین مومنی: البته در قانون جدید شرط موافقت همسر اول هم برداشته شده.

گیتی پورفاضل: بله . بدلیل اینکه شرط مالی برای مرد گذاشته است. با این قوانین و سیستمی که ما داریم من شعری سروده ام که در جایی از آن می گویم ” زنان از بهر مردان کشتزارانند، پس به مکنت می تواند داشت هر مردی فراوان کشتزارانی ” هرچقدر که وسعت مالی مرد بیشتر باشد تعداد زنانی که می تواند بگیرد بیشتر است. یعنی می تواند چهارتا عقدی داشته باشد و روزی یکی هم صیغه کند.

شیرین مومنی: ظاهرا این تمکن مالی را هم دادگاه تشخیص می دهد.پس عدالت چیست که قانونگذار بدنبال آن است؟

گیتی پورفاضل: بله همینطور است. و ما می بینیم که هیچ عدالتی هم وجود ندارد . اگر عدالتی وجود داشته باشد چند همسری وجود ندارد. من نمی توانم بگویم و ان خفتم لا تعدلو فواحدا”، اصلا این درست نیست که بگوئیم در این کار عدالت هم هست. چگونه می تواند عدالت برقرار شود وقتی که آقا روی یک زن پنجاه ساله می رود و یک دختر بیست ساله می گیرد. کدام عدالت ؟ از نظر قانون گزار عدالت این است که وقتی برای یکی پیراهن خرید برای آن یکی هم بخرد . برای یکی آپارتمان خرید برای آن یکی هم بخرد. از نظر من عدالت معنای گسترده تری دارد. ما نمی توانیم تعریفی از آن به این صورت که قانونگزار در نظر دارد داشته باشد. تمکن مالی و خرید کردن خانه و لباس عدالت نیست. کما اینکه اگر زنی معضل اقتصادی نداشته باشد حاضر نیست که مرد برسر او هوو بیاورد.

شیرین مومنی : ماده دیگری که تصویب شده عدم ثبت ازدواج موقت هست. نظر شما در این مورد چیست ؟اصلا نظر شما در مورد متعه چیست؟

گیتی پورفاضل: ببینید متعه همانطور که از اسمش پیداست یعنی عقد تمتع است.. درواقع اینجا مرد هست که از زن تمتع می برد، در مقابل پولی که بعنوان مهریه به زن می دهد. اینجاست که من می گویم زن کالاست. اگر که یک دختر و پسر جوان که متاهل نیستند و می خواهند با هم ازدواج کنند ولی نمی توانند زیر بار آثاری که بر عقد دائم مترتب هست بروند، می توانند طی یک قرارداد دو جانبۀ انسانی که حقوق هر دو در آن رعایت شده باشد بروند و زیر یک سقف زندگی کنند. ولی اینکه مرد بیاید و زنی را برای مدت سی سال یاکمتر یا بیشتر صیغه بکند ولی یکسال بعد که دلش را زد بگوید بقیه مدت را بتو بذل کردم ! خب یعنی چه؟ برای توضیح بیشتر این قضیه باید بگویم که در عقد متعه این فقط مرد است که می تواند مدت را به سلیقه خود نگه داردیا ببخشد. از سوی دیگر اکنون که من سرپرستی کمیته ای را در خصوص زنان محروم جامعه دارم متاسفانه با معضلاتی برخورد کرده ام که پیامدهای ناگوار ناشی از همین عقد تمتع است. یعنی مرد آمده به خانم گفته تو را دو سال صیغه می کنم و بعد به عقد دائم خود در می آورم . ولی بعد از دو سال نه تنها به عقد دائم تبدیل نکرده بلکه بچه ای را هم در شکم خانم گذاشته و ناپدید شده است و زن باردار را به امان خدا رها کرده و رفته است. حالاجالب این است که این خانم نمی تواند آن آقا را پیدا کند . زیرا کافیست که مرد خانه اش را عوض بکند و ما هیچ دسترسی به او نداریم.

زنی که حاضر به صیغه می شود بخاطر تنگناهای اقتصادی است که درآن دست و پا می زند. ولی زنی که از نظر اقتصادی در تنگناست حالا یک بچه هم سربار او شده که باید مخارج او را هم متحمل شود. از طرفی این گونه کودکان بدلیل این که عقد صیغه به طور شفاهی جاری می شود و یا بصورت سند عادی کتبی است که اداره ثبت احوال حاضر به صدور شناسنامه نیست .اینک شما فکر کنید که این قانون نه تنها تنش را در جامعه بالا می برد بلکه حق زن را بسیار ذائل می کند وبه مرد اجازه هوسرانی به هر روشی که دلش بخواهد را می دهد. حالا تصور کنید که در قانون جدید حتی این برگۀ بی ارزش هم برداشته شده !

شیرین مومنی : یکی دیگر پرداخت مالیات بر مهریه است . البته این ماده میگوید مهریه غیر متعارف . مهریه غیر متعارف را چطور مینوان تشخیص داد آنهم در جامعه ای که اقتصادش روزبروز بسوی تورم بیشتر است؟

گیتی پورفاضل : ببینید در اسلام اصلا مهریه سقف ندارد. شما می توانید مهریه را یک شاخه گل سرخ درخواست کنید یا هزاران سکه. سقفی در اسلام نیست. چطور شد که وقتی که می بینند مهریه برای مرد ایجاد تنگنا کرده بلافاصله داد وقال راه می اندازند و تنش را در جامعه بالا می برند که چرا مرد را زندانی می کنید یا چرا اینهمه برای نفقه معضل ایجاد کرده اید ؟ ولی نمی گویند که تعدد زوجات در جامعه چه مشکلاتی ایجاد کرده؟ هوس رانی مرد چه بلائی برسر زنان این جامعه آورده . از آنجا که زن از دید قانونگزار انسان کامل محسوب نمی شود زیرا قائل به همان احساسی که مرد دارد برای زن نیستند، تصور می کنند که فقط مرد نیاز جنسی دارد که باید برآورد شود و نقش زن در این میان باید حالت انفعالی داشته باشد. به همین دلیل قائل به حقوق برابر برای زن و مرد نیستند . در یک جامعه مرد سالار زن بشدت سرکوب می شود. از همان لحظه ای که بدنیا می آید تحت ستم است و حقوق انسانیش پایمال می شود تا زمانی که آخرین نفس را می کشد و بدنیای باقی می شتابد. حتی پس از مرگ نیز دیده شده در آگهی ترحیم او بجای نوشتن نامش می نویسند متعلقه آقای فلان ! بنابر این در جامعه ای که ما زندگی می کنیم زن یک شهروند درجه دوم محسوب می شود. خوشبختانه دردهه اخیر هجوم دختران به دانشگاه ها اندک نوری را از روزنه به ما تابانده است که متخصصان آینده ما زنان خواهند بود. دختران تحصیل کردۀ ما زیر بار بسیاری از قوانین کنونی نمی روند. به همین دلیل ما می بینیم که آمار ازدواج پایین آمده و سن ازدواج بالا رفته. دختران ما در پاسخ به این پرسش ها که شما تحصیلات را ترجیح می دهید یا ازدواج؟ تحصیلات را ترجیح می دهند. چرا ؟ برای اینکه فردا در زندگی زیر دست یک مرد نباشند ودارای استقلال مالی باشند تا اینهمه تحقیر و توهین را به عنوان همسر دوم و یا زن صیغه ای تحمل نکنند.

شیرین مومنی : درمورد طلاق رجعی می دانید که ماده 38 به این صورت نوشته که طلاق که از جانب مرد صورت می گیرد زن می بایست مدت عده را در منزل مرد بماند و گواه دو شاهد هم لازم است. نظر شما دراین مورد چیست؟

گیتی پورفاضل : در طلاق رجعی این اراده مرد هست که طلاق را درخواست می کند . قانونگذار می خواهد که به نحوی عمل شود تا شاید نظر مرد تغییر کند و پشیمان شود و برگردد به سوی ادامه زندگی با زن. می گوید حالا ممکن است مرد عصبانی شده و زن را طلاق داده . می گویند که این عده را زن در خانه مرد بگذراند شاید که مرد در این فاصله پشیمان شود. ولی من معتقد هستم که همه این تلاشها وقتی قانون تعدد زوجات وجود دارد بلا اثر خواهد بود . حالا گیریم که آن دوسه ماه هم که باید عده اش تمام شود در آنجا باشد. اولا که خود من با عده مشکل دارم. الان ما از نظر پزشکی آنقدر پیش رفته ایم که زنی که حتی یک هفته از عادت ماهیانه اش می گذرد مشخص می شود حامله است یا نه . بنابر این به چه دلیل زن باید عده نگاه دارد. اینهم تنگنایی است که زن به اجبار قانون در آن قرار گرفته است.در قدیم بدلیل اینکه با علم پزشکی آن زمان نمی توانستند تشخیص بدهند این قانون را داشتند. ولی الان چرا ؟ آیا ما و قوانینمان نباید با فن آوری و پیشرفتهائی که نصیب بشریت شده همگام باشیم؟ من معتقدم که اصلا زن نباید عده داشته باشد.

شیرین مومنی: ماده 44 این قوانین آمده که جزای نقدی 2 میلیون تومانی برای عدم ثبت ازدواج و طلاق برای مرد. این را چطور می بینید؟

گیتی پور فاضل: در سال 1372این مبلغ تا حداکثر 5 میلیون تومان بود که در این ماده تعدیل صورت گرفته و البته یک نوع محرومیت اجتماعی هم قرار داده شده.

شیرین مومنی: در ماده 46 آمده اگر زن با مردی خارجی ازدواج کند علاوه بر زن و مرد، پدر و عاقد هم مجازات خواهند شد.

گیتی پورفاضل : از نظر شرعی گفته شده که ازدواج مسلمه با غیر مسلم جایز نیست. توجه کنید که می گوید جایز نیست نه ممنوع . حالا این را تفسیر به ممنوع کرده اند. ما معضلی داشتیم که حتی قبل از انقلاب هم در برخی شرایط بود که زنانی که به عقد افغانی ها یا پاکستانی ها و یا کشور های آسیائی حالا مسلمان هم بودند در می آامدند و وقتی می رفتند آنجا مورد آزار قرار می گرفتند و پولی نداشتند که بتوانند برگردند. سفارت خانه ها که با این مشکل برخورد کردند ، قانونی به درخواست وزارت کشور گذاشته شد مبنی براینکه زنانی که با خارجی ازدواج می کنند حتما مرد بایستی مبلغی را به صندوق دولت تودیع کند که اگر زن مورد آزار و اذیت قرار گرفت با آن پول بتواند هزینه بازگشت را داشته باشد و به ایران بازگردد که دراین صورت هزینه و بار مالی هم برای دولت نداشته باشد. ولی در مورد مردان اروپایی و امریکائی که می امدند و مسلمان می شدند و بازن مسلمان ایرانی ازدواج می کردند این مشکلات نبود. الان اینجا قانون می گوید که هر فرد خارجی که بنابر قانون 1060 قوانین مدنی با زن مسلمان ایرانی ازدواج کند به از 91 روز تا یکسال محکوم می شود و دختر، چنانچه به اختیار خود ازدواج کرده باشد و همچنین عاقد بعنوان همکاری در جرم مذکور محکوم خواهند شد. حالا چرا این ماده قانونی را گذاشته اند. برای اینکه ما عقد شرعی را قبول داریم و شکل مراسم آن برایمان مهم نیست که چگونه باشد. بعد از انقلاب ما با این مشکل مواجه شدیم که بخصوص در شهرهای مرزی، دختران ایرانی به عقد و ازدواج مردان پاکستانی یا افغانی در می امدند. این مردها بعد از مدتی خانواده را ترک می کردندو بچه ها و زنها سرگردان می ماندند. به بچه های این افراد بدلیل اینکه پدر تابعیت ایرانی نداشت شناسنامه داده نمی شد و زن بدلیل اینکه بدون اذن وزارت کشور و دولت ازدواج کرده حرفش بجای نمی رسید و اینها بلاتکلیف مانده بودند. ما هم الان پرونده هایی داریم که پدرانشان فرزندان را ترک کرده و مادر و بچه در ایران هستند و بچه ها شناسنامه ندارند و پدر هم قابل دسترسی نیست که بچه ها را بگیرد و یا هزینه بچه ها را بدهد. این معضل را ما داشته ایم. همانطوریکه خدمتتان عرض کردم باید هر قانونی زیر بنای جامعه را در نظر بگیردو تصویب شود. این قوانین مسکن هستند. چرا نباید مادر بتواند تابعیت خودش را به فرزندش بدهد؟ اگر ما قانونی داشته باشیم که مادر بتواند تابعیت خودش را در نبود پدر به فرزندش بدهد این معضل حل میشد و لازم نبود که در قانون خانواده یک چنین ماده شدید و غلیظی را بگذارند. که حالا هم دختر و ولی دختر و هم عاقد را بکشند به زندان. چرا ؟ اینجا هست که ما حقوق دانان هرچقدر فریاد می زنیم که این قوانین نمی تواند کارساز باشد متاسفانه فریاد ما بگوش مسئولان نمی رسد. اگر هم می رسد آنها خودشان را در چارچوبی قرار داده اند که نمی توانند خارج از آن چارچوب عمل کنند.

شیرین مومنی : در بخش توضیحات در عقد نامه گفته می شود که میتوان خواسته هایی را که قانون برای زنان در نظر نگرفته ثبت نمود مانند گرفتن وکالت نامه از مرد برای زن در مورد حق طلاق. حال با این مواد جدید شما بعنوان یک حقوق دان چه پیشنهادی برای دختران و زنان دارید؟ خصوصا در مورد ماده 23 این قانون . بهرحال تا حل این موضوع حتما عقد و ازدواج هایی خواهیم داشت.

گیتی پورفاضل : همانطوریکه عرض کردم من چون با چند همسری مخالف هستم نمی توانم این ماده را هضم کنم و بپذیرم. البته اینجا نوشته همسر دوم . خب همسر سوم و چهارم چه می شود ؟ در مورد مردی که می تواند هر روز یک زن را صیغه کند چه می شود کرد؟ اینجا هیچ اشاره ای به آن نشده . فقط نوشته مرد اگر تمکن مالی داشته باشد می تواند همسر دوم هم بگیرد. پس همسران دیگر چه می شوند؟ اینها از کنار همه چیز براحتی رد می شوند. نمی خواهند وارد جزئیات شوند چرا که درآن صورت نمی توانند پاسخ همه سوالات را بدهند . من بااین ماده کاملا مخالف هستم . بهیچ عنوان نمی توانم قبول کنم که ما در قانونمان به این صراحت و راحتی چند همسری را بپذیریم. من نمی توانم بگویم که دختران ما با وجود چنین قانون ظالمانه ای مهریه خود را اندک بگذارند. زیرا در صورت کم بودن مهریه مرد براحتی زن را طلاق خواهد داد و با پرداخت مهریه بدنبال دیگری می رود. چرا مهریه ها بعد از انقلاب بالا رفته ؟ چرا پیش از این مسئله مهریه اینقدر حاد نبود؟ برای اینکه قانون حمایت از خانواد سال 1353 بلافاصله بعد از انقلاب لغو شد و دستاوردهای زنان برباد رفت . امروز دیگر زنها به مردها اعتماد ندارند. وقتی زنی می داند که بعد از سی سال زندگی مرد می تواند براحتی اورا طلاق بدهد و یا بر سر او هوو بیاوردآنهم با حمایت قانون، دیگر چه اعتمادی به مرد میتواند داشته باشد؟ .من برخورد کرده ام با زنانی که از روی عشق و علاقه با مردی ازدواج کرده اند و مهریه شان را یک سکه یا مثلا یک جلد شاهنامه قرارداده اند. مرد براحتی او را طلاق داده و این زن با لباس های تنش از خانه آن مرد بیرون آمده . حق و حقوقی ندارد. وقتی زن مهریه هم نداشته باشد چگونه می تواند بار مالی را بدوشش بکشد ؟ آن وقتی که درسنی ازمرد جدا می شود که ممکن است پدر و مادری هم نداشته باشد. زنی که بعد از سی یا چهل سال شوهرش او را رها می کند چه کسی باید از او حمایت کند؟ آیا این جامعه از این زن حمایت می کند ؟ آیا این زن حق و حقوقی دراین جامعه دارد؟ بله ما زمانی بایک سیستمی مثلا اروپا و امریکا مواجه هستیم که وقتی زن جدا می شود، دولت کمکش می کند و تحت حمایت قانون قرار می گیرد . البته قانون در آنجا پیشرفته است همانطور که جامعه خود را بجلو برده. ما متاسفانه دارای قوانینی عقب افتاده هستیم که از زنها حمایت نمی کند . مگر نه اینکه هر جامعه ای باید به تعالی برسد؟

خب ما هم باید از نقطه ای شروع کنیم تا به نقطه تعالی برسیم. همانطوریکه کشورهای موفق از نقطه ای شروع کرده تا به اینجا رسیده.اند. حرف من این است که وقتی زن و مردی از هم جدا می شوند باید آنچه که در طول مدت زندگی مشترک بدست آورده اند بینشان تقسیم شود . نه اینکه وقتی که زن از دست مرد جانش به لبش می رسد همه چی را ببخشد وبگوید “مهرم حلال جانم آزاد” . اگر مهریه ام نداشته باشد و یا ناچیز باشد که برای مرد چه بهتر او خودش برای طلاق پیش قدم می شود. یا اگر فرزندی هم در بین باشد که دیگر وای بحال زن که از مهریه و نفقه گذشت می کند که فقط بتوانند حضانت بچه را بعهده بگیرند. چرا باید اینقدر به زن در جامعه ما اجحاف شود؟ بدلیل زن بودن؟ من با همه اینها مخالف هستم.

چرا من حقوق برابر را برای زن می خواهم ؟ مرتب می گویند تشابه حقوقی . تشابه حقوقی یعنی چه ؟ من زن را بعنوان یک انسان و مرد را به عنوان یک انسان هر دو را برابر می دانم. مگر نه اینکه هردو از یک نفس واحد بوجود آمد اند؟ چطور شد که این نفس واحد وقتی می رسد به وضع قوانین و مقرراتی که باید تصویب بکنند می رسد، زن بیچاره باید درجه دو محسوب بشود و زیر دست مرد باشد ؟ و مرد بعنوان رئیس خانواده هرکاری دلش خواست بکند و قانون هم حامی او باشد؟ تا آنجا که زن از حقوق کمی هم که دارد بگذرد؟ اینهاست که درد جامعه امروز ماست. قانون گزاران ما یا درد جامعه را نمی دانند و یا آنقدر دانا هستند که از آن چهارچوبی که برای خودشان ساخته اند نمی خواهند فراتر بروند که برای درد، درمان درستی تجویز بشود. با این لایحه حمایت خانواده هم نمیتوانم موافق باشم .

شیرین مومنی : ولی شما برخی از موادش را مفید می دانید ؟

گیتی پورفاضل : بله بعضی از موادش مثلا آنجا که می گوید زن اگر مطالبه نفقه اش را بکند مثلا مال منقول اگر باشد می تواند در همان جائی که هست دادخواست بدهد این مورد مقداری در راستای کمک به زن عمل شده. و مسائل دادرسی و بودن مستشار زن در دادگاه که بهر حال اگر زنان مسائلی را نمی توانند به قاضی مرد بگویند، می توانند با آن خانم درمیان بگذارند. ولی ما با معضلاتی خاص در جامعه و قوانین مواجه هستیم. مثلا خانمی به من مراجعه کرده بود و می گفت که شوهر من در موقع همبستری متاسفانه از طریق غیر متعارف می خواهد با من همبستر شود. وقتی ما مراجعه می کنیم می بینیم در فقه ما آمده که مرد بهر طریقی که بخواهد می تواند از زنش لذت ببرد! ولی احساس زن در اینجا به هیچ انگاشته می شود بلکه فقط وسیله ای است برای لذت مرد. خود زن در اینجا اصلا در نظر گرفته نشده که آیا زن هم موافق هست که مرد هرطور که دلش میخواهداز او لذت ببرد یا نه ؟ زیر بنای خراب جامعه ما این است ! این طرز تفکر است ! حالا ما هزاران قانون بگذرانیم.

شیرین مومنی: در مورد کلمه “حتی المقدور” حضور یک مستشار زن در دادگاه نظرتان چیست ؟

خانم پورفاضل: ممکن است در بعضی از شهرهای کوچک خانمها در کادر قضائی نباشند. منظور در جاهائی که امکان دسترسی به حقوقدان زن هست یک مستشار زن هم در دادگاه حضور داشته باشد.

شیرین مومنی : در مورد مشاوره و مدت آن که توسط قاضی تعیین می شود آیا چنین بنظر نمی آید که به منظور طولانی تر کردن روند طلاق باشد ؟

گیتی پورفاضل: اصولا قضات می خواهند روند طلاق طولانی تر باشد تا شاید از این طریق زمان مشکلاتشان را حل بکند و بهر حال روی احساسی که زن و مرد نسبت بهم دارند آشتی کنند و از طلاق پشیمان شوند و آمار طلاق پائین بیاید . مراکز مشاوره هم که گذاشته اند با زن و شوهر مشاوره می کنند و مسائل را باز می کنند و شاید در همین مراکز حل اختلاف شده و کار به دادگاه و طلاق هم نکشد.

شیرین مومنی: به نظر من که زن هستم ای کاش این اجبار در دوران قبل از عقد برای زن و مرد یا دختر و پسر بشکل قانون اجباری در می امد که فرصتی باشد برای شناخت بیشتر در کنار یک مشاور حاذق. نظر شما چیست؟ الان زنان و مردان ، بطورشخصی و به خواست خود به این مراکز مراجعه می کنند و یا حتی بعد از عقد و عروسی با مشاوران مسائل خود را درمیان میگذارند .

گیتی پورفاضل : متاسفانه در جامعه ای که دختر و پسر اجازه ندارند با هم معاشرت داشته باشند و حتما باید عقد شده و به هم محرم باشند چگونه میتوانند قبل از ازدواج از هم شناختی داشته باشند؟ دختر و پسری که در خیابان با هم هستند را خیلی راحت دستگیرشان میکنند چگونه میتوانند با هم معاشرت کنند ؟ چگونه میتوانند شناخت کمی نسبت به هم پیدا کنند؟ اول لازم است شناختی از هم پیدا کرده بعد عقد یا محرم یکدیگر شوند . متاسفانه مشکلات ما در جامعه کم نیست . سیستم طوریست که مشکلات را خودش افزایش میدهد. اگر دختر و پسر اجازه داشته باشندکه در یک حد معقولی با هم معاشرت داشته باشند و بتوانند باهم بیرون رفته و با هم غذا بخورند و برخودهای یکدیگر را در برخورد با مسائل ببینند ، از هم شناخت بیشتری پیدا خواهند کرد. حتی در داخل ماشین می توانند عکس العمل های یکدیگر را در برخورد با مسائل بشناسند .مثلا در همین ترافیکی که ما درشهر داریم ، اینکه چه کلماتی که از دهان هرکدام بیرون میاید.

شیرین مومنی : البته این در حالت ایده آل است. ولی در جامعه ای که پدر می تواند دخترش را از 13 سالگی به هر کس بخواهد به اجبار شوهر بدهد چه ؟

گیتی پورفاضل : بله متاسفانه ولی قهری اجازه دارد که دختر را به عقد مصلحتی هر کس دربیاورد . ما در مورد پسرها این معضل را نداریم . آقا وقتی بزرگ شد با هرکس اراده کند ازدواج می کند و اگر هم دلش خواست می تواند همسر دوم یا دیگری را اختیار کند . ولی این دختر چه باید بکند اگر هیچ احساس عاطفی نسبت به مرد پیدا نکند؟ می بینیم که همه جا چوب فقط بسر زن بیچاره می خورد. آقا دستش بازاست و نیازی به اذن پدر ندارد.

شیرین مومنی: ما در قوانین مان داریم که عقد دائم باید با اجازه پدر باشد ولی در مورد صیغه نیازی به اجازه پدرنیست !

گیتی پورفاضل : بله و اینها تناقضات قانون ما است . صیغه که متاسفانه در یک مرحله پائین تر از عقد دائم است بتواند آزادانه عمل شود . بد نیست این را هم بگویم که خانمائی که با صیغه به عقد مردی در آمده اند و بدلیلی رها شد اند وقتی برای احقاق حقوق خود به مراجع مراجعه مینمایند مورد طمع مردان آن سازمان یا مراکز قرار میگیرند. زیرا در خصوص زن صیغه ای نگاهی دیگر دارند و پیشنهاد می کنند که برای مدتی هم صیغۀ آنان شوند . چنین زنانی که به من مراجعه می کنند از این تحقیر بشدت ناراحتند و خود را بصورت کالایی می بینند که می تواند دست به دست بگردد. در کشورهای غربی دختر و پسری که بدون عقد و ازدواج با هم زندگی میکنند، نه با جامعه خود مشکل دارند و نه با اطرافیان خویش . مردهای دیگر چشم طمع به دختر ندارند . درآنجا اساس ،عشق و علاقه است نه یک هوس آنی . آنها هم اگر خواستند به کلیسا رفته و عقد شرعی میکنند و اگر نخواستند از هم جدا میشوند. هیچکس در تملک دیگری نیست. در جامعه ما وقتی بزنی انگ صیغه میخورد همه به او به چشم کالا نگاه میکنند و مردای دیگر هم میخواند که به او دسترسی پیدا کنند.

شیرین مومنی : از وقتی که به من دادید ممنون و سپاسگذارم و امیدوارم بازهم چنین فرصتی به من بدهید .

من هم سپاسگزارم و به امید دیدار .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *