مختصری از جنبش اجتماعی زنان پس از پایان جنگ در ایران

احمد آملی

بنابراین برخلاف عصر پهلوی که مدرنیسم کلیشه ای و وارداتی در جامعه حاکم بود، به لحاظ لیبرالیزه شدن جامعه در مناسبات اقتصادی-اجتماعی، مدرنیسم فرهنگی در نظام خانواده و نسل جوان(فرد) ( همان گونه که گفته شد بیش از 70 درصد جمعیت کشور) نهادینه شده است که سنّت گرایان از آن به « تهاجم فرهنگی» تعبیر کرده اند. در تحلیل نهایی پرسش این است که آیا در ایران پدیده ای به نام جنبش اجتماعی زنان وجود دارد؟
همان گونه که در سال در پاسخ به مقاله آقای دکتر جلایی پور در روزنامه «یاس نو» (8 آذر 82 شماره 215) با عنوان « نگاهی مردانه به جنبش اجتماعی زنان ایران» تصریح کردم.
جنبش اجتماعی زنان از دوّم خرداد 76 آغاز شد. متأسفانه برخی از پژوهشگران ایران سعی در جستجوی مولفه های قالب سازی شده تجویزی از جامعه شناسان غربی نموده و با مدّ نظر داشتن این الگوها به نفی وجودی جنبش اجتماعی زنان ایران پرداختند. در صورتی که جنبش دوّم خرداد 76 برخلاف دیدگاه بخشی از اصلاح طلبان به «توسعه سیاسی» به عنوان مطالبات ملّی محدود نمی شد، بلکه این جنبش مجموعه ای از نیازهای مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بود که از 24 ملیون آراء مأخوذه نیمی از آن را زنان تشکیل می دادند.
از دیگر سو جنبش خرداد 76 موجب بالا رفتن سطح آگاهی ملّی در اصلاح مکانیزم های بازدارنده و محدود کننده باید محسوب داشت، به عنوان نمونه افزایش N.G.O ها (صرف نظر از جنسیتی بودن آن)، افزایش شاخص رشد زنان در کسب پایگاه اقتصادی- اجتماعی، تشکیل «حزب زنان ایران» انجمن روزنامه نگاران زن، افزایش نشریات جنسیّتی، اختصاص صفحه زنان در روزنامه های کثیرالانتشار، ترجمه آثار فمینیستی، تشکیل کار گروه فمینیسم شناسی در بین زنان محافظه کار و سنّتی و حتّی پذیرش برخی تغییرات در قوانین موجود (مثل بحث برابری دیه و حتّی اخیراً مسئله اصلاح قوانین مجازات)، کمپین یک ملیون امضاء از مواردی است که نمی توان برخلاف نظر برخی از جامعه شناسان ایرانی از آن به مقاومت در مقابل فرهنگ رسمی تعبیر کرد.
متأسفانه جریان فمینیستی در ایران به لحاظ فشارهای بیش از حدّ ناخواسته از الگوی غربی که ویژه آن جامعه است (رادیکال فمینیست ها) پیروی کرده و این مهّم موجب حساسیّت شدید سنّت گرایان داخل حاکمیت شده و حتّی موجب کناره گیری برخی از زنان با نفوذ درون و پیرامون حاکمیت شد ( به عنوان نمونه یکی از زنان شاخص سنّت گرا که با اصلاح قوانین موافق بوده و پس از تشکیل دولت نهّم کار گروه ویژه ای در خصوص اصلاح قوانین تشکیل داده و دوران اصلاحات سکوت پیشه کرد، در صورتی که این زن می توانست تأثیر مهّمی در اصلاح قوانین داشته باشد).
در تحلیل نهایی باید گفت که علیرغم مکانیزم های بازدارنده و محدود کننده پدیده ای به نام جنبش اجتماعی زنان در ایران وجود داشته که هر چند تظاهر آن چندان ملموس به نظر نمی آید.
در خاتمه از خانم سارا موسوی به لحاظ ویراستاری تخصصی مقاله حاضر تشکر می نمایم.
احمد آملی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *