حرفهای فرزند یک مرد سه زنه

امین علم الهدی

می گوید ازدواجهای مجدد پدرش را بهتر از همه درک می کند.چون از نزدیک احساسشان کرده است. هر چند شاید مانند مادرش درگیر این واقعه نبوده است . پدرش دوبار دیگر پس از مادرش ازدواج کرده زن دوم او یک زن جوان و تحصیل کرده است. زن سوم نیز زنی نسبتا جوان تر از زن دوم و البته خانه دار است.پدر او از زن دوم خود یک فرزند دارد.زن اول این مرد که مادر سعید است یک زن خانه دار و پا به سن گذاشته است .سعید نیزبرای تهیه این گزارش مانند دیگران راضی به صحبت نمی شد. اما با قول اینکه نامش فاش نمی شود بالاخره رضایت داد. پدر ش یک مرد تحصیل کرده با موقعیت اجتماعی خوب و البته دارای یک مقام مهم دولتی نیز هست . درآمد ش هم خیلی خوب است در امدی که شاید به او اجازه این ازدواج های مکرر را داده است.

ماجرا از کجا شروع شد شما از کجا فهمیدیدکه پدرتان همسر دیگری هم دارد ؟

پدرم مدتی نسبتا دیربه خانه می آمد. اوایل همه تصور می کردیم برای کار است که دیر می آید. بعد از مدتی مسئله از طرف یکی از دوستان مادرم لو رفت. او پدرم را با یک زن دیگر دیده بود. وقتی مادرم به پدرم گفت . او نیز تائید کرد و گفت که می خواهد یک زن دیگر بگیرد.

واکنش مادرت و شما چه بود؟

مادرم با این مسئله به سختی کنار آمد .از لحاظ روحی ضربه سختی بود. آنقدر که مدتی افسردگی گرفت .آخر از ترس طلاق و آواره شدن رضایت داد. من هم از ایران رفتم به بهانه تحصیل، اما در واقع طاقت پچ پچ های اطرافیان و البته سئوال های نیش دار فامیل و دوستان را نداشتم. که البته به خاطر مادرم و وضع روحی نا منا سبش دوباره بعد از مدتی به کشور برگشتم.

واکنش خانواده پدر و مادرت چطور بود؟

آنها به راحتی با این موضوع کنار آمدند.

چطور؟یعنی برایشان ازدواج دوباره پدرتان پس از سالها زندگی مشترک با مادرتان عجیب نبود ؟

به خاطر فرهنگ شهر ماست، که این ازدواج ها را به راحتی می پذیرد. ما از اهالی … هستیم.

زن دوم پدرت از آشنایان شما بود؟

نه به هیچ وجه حتی از شهر ما هم نبود. او را نمی شناختیم . اصلا هم شهری ما هم نبود.

نمی دانی نحوه آشنایی آنان چگونه بوده است ؟

نه هیچ وقت نفهمیدم .دوست هم ندارم بفهمم.می خواهم به همین میزان احساسم نسبت به پدرم را حفظ کنم و احساسم به او بیش از این تغییر نکند .

از پدرت بدت می آید ؟

نه. هر چه باشد پدرم است. اما هرگز نمی خواهم مثل او شوم هر چند هنوز هم فکر می کنم نبودنش ناراحتم می کند .

این نفرت است نه….؟

نه ….نه به هیچ وجه می دانی …..ولش کن و سئوال بعدیت را بپرس.

آیا مادرت هیچ وقت با این موضوع کنار آمد ؟ مثلا بعد از گذشت این سالها توانسته دلیل این کار پدرت را درک کند ؟

حقیقتا نه. شاید در ظاهر با این واقعه کنار آمده باشد. شاید طوری برخورد کند که انگار برایش دیگر مهم نیست. اما هنوز پیش روانشناس می رود. هنور هم گاهی به شدت غمگین می شود. طوری که چند روز یا حتی یک هفته از خانه بیرون نمی رود.باور کن فقط در ظاهر سعی می کند بی تفاوت باشد اما از درون خودش را می خورد.

آیا هیچ وقت با زن دوم پدرت برخورد داشته ای؟

بله بعد از ازدواج سوم پدرم زن دوم مرتب پیش مادرم می آمد. او فکر نمی کرد چنین بلایی سر خودش هم بیاید. اما آمد.

برخوردت با او چطور است؟

راستش اول از او نفرت داشتم. اما بعد از مدتی دلم برایش سوخت. حتی برای تولد بچه اش کادو گرفتم. بالاخره حقیقت تلخی است. که نمی توان پنهانش کرد.

ازدواج سوم چگونه رخ داد ؟

نمی دانم یک روز زنی آمد در خانه که من می شناختمش. زن دوم پدرم بود. می خواست با مادرم حرف بزند نمی گذاشتم. آنقدر اصرار کرد و رفت و آمد که بالاخره رضایت دادم .بعد از رفتنش مادرم گفت: این هم عین من شد. پرسیدم یعنی چه؟ گفت: یعنی اینکه پدرت یک زن دیگر هم گرفت.

خوب این بار شما ومادرتان چطور برخورد کردید؟

مادرم راحت تر با این مساله کنار امد شاید برایش طبیعی شده بود. اما من می خواستم از خانه فرار کنم که این بار هم به خاطر مادرم ماندم.راستش خجالت می کشیدم و نمی دانستم چگونه جلوی در و همسایه سر بلند کنم.

وضعیت زن دوم چطور بود؟ یعنی باز هم سراغ مادرت را گرفت ؟

او داشت می مرد. هر روز به خانه ما می امد . آنقدر وضعش خراب بود، که مادرم او را دلداری می داد.اما من دلم خنک شده بود.

برای اینکه او هم به سرنوشت مادرت دچار شد واین غم تلخ را چشید ؟

بله. اما بعد دلم برایش سوخت بیشتر نه برای خودش که برای دخترش که با این سن کم این تجربه را از سر می گذراند و اینکه از این ماجرا در آینده ممکن است ضربه سختی بخورد .

تو هم ممکن است کار پدر خود را تکرار کنی؟

نه من هیچ وقت این جنایت را نمی کنم. اگر اینکار رسم بوده، در گذشته بوده است و خاص امروز نیست . شهر نشینی ایرانی امروز این فرهنگ را درست نمی داند.

یعنی اگر فرهنگ ما این ماجرا را می پذیرفت دست به چنین عملی می زدید ؟

نه. چون زنان از این کار ضربه می خورند .

فاصله ازدواج های پدرت چقدر بوده؟

از ازدواج اول تا دومش 18 سال و ازدواج سومش 5 سال..

چند سئوال می پرسم خواهش می کنم صریح و روشن جوابم را بده ؟

مادرت را چگونه توصیف می کنی؟

یک زن خوب، صبور و البته ساده. دوستش دارم. دوست ندارم هیچ چیز ناراحتش کند.

چه عقیده ای درباره پدرت و عملکردش داری ؟

دوست ندارم در باره او نظر بدهم هر چه باشد پدرم است و باید حرمتش را نگه دارم.

خواهر ناتنی ات را دوست داری ؟

دلم برایش می سوزد . همین.

توضیح :تمام نام های این مصاحبه به دلیل خواست مصاحبه شوندگان غیر واقعی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *