اقتصاد فمینیستی ،اقتصادی با رویکرد زنانه

اقتصاد فمینیستی یک حیطه هیجان انگیز, پویا و چندبعدیِ فعالیت یا کاوش اقتصادی است. هر چند ریشه های آن به اواخر قرن نوزدهم یا حتی زودتر بر می گردد, اما به عنوان شاخه ای مستقل, با تشکیل انجمن بین المللی اقتصاد فمینیستی (IAFFE ) در سال 1992 به وجود آمد. اقتصاد فمینیستی در مجموع به معنای وارد کردن نقد و تحلیل تبعیض جنسیتی در نظریه, سیاستگذاری و حیات اقتصادی است. بسیاری از اقتصاددانان فمینیست اقتصاد رایج و غالب کنونی را مردسالارانه و بر اساس تجربیات و دیدگاه مردان می دانند, و در صددند رویکردهای نظری ای را جایگزین کنند که تجربیات, دیدگاه ها و ارزش های زنانه مانند مراقبت و همکاری را در بر گیرد. آنها موقعیت فرودست اقتصادی زنان در خانه و بازار کار را مورد تأکید قرار می دهند و بر تبعیض جنسیتی در مشاغل و درآمدها انگشت می گذارند. بسیاری از آنها با مطالعه بر کار مراقبتیِ با دستمزد یا بدون دستمزد زنان, نقش مهم آن کارها در سلامت اجتماعی را مورد توجه قرار می دهند. برخی بر کار خانگی بدون دستمزد و مراقبت از بچه ها و سالمندان تمرکز می کنند, و تلاش می کنند جای خالی آن را در نظام اقتصادی رایج از طریق برجسته کردن ارزش ها و معیارهای آن, پر کنند. تعدادی از اقتصاددانان فمینیست هم با توجه به تأثیری که نژاد, طبقه و ملیت بر تجربه جنسیتی افراد می گذارد, این عوامل را نیز بخش لاینفک اقتصاد فمینیستی می دانند. برخی دیگر نیز تأثیر جهانی شدن بر زندگی زنان را بررسی می کنند و راهکارهایی برای بهبود وضعیت اقتصادی زنان پیشنهاد می کنند.

پیش فرض های اقتصاددانان

اقتصاد رایج کنونی بر پیش فرض هایی درباره زنان و نقش آنها بنا شده است. ذیلاً به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1-زنان وابسته اند

یکی از پیش فرض های علم اقتصاد به طور سنتی این است که زنان به مردان, یعنی پدرها, شوهرها و یا نزدیکان دیگر مرد خود وابسته اند. به همین دلیل, درآمد زن نیز “درجه دوم” انگاشته می شود و حتی وقتی زن و مرد کار یکسانی انجام می دهند, دستمزد زن از مرد کمتر است. در این پیش فرض کلی که زنان به مردان وابسته اند, زنان بسیاری که به تنهایی, با بچه یا بدون بچه زندگی می کنند, جایی ندارند. هم چنین, این واقعیت در نظر گرفته نشده است که در بسیاری از خانواده ها, درآمد “درجه دوم” زن برای حیات اقتصادی خانواده ضروری است.

2خانواده واحد پایه ای اقتصاد است

علم اقتصاد, با این پیش فرض که همه مردم برای کسب درآمد کار نمی کنند, و بنابراین وابسته به دیگران هستند, خانواده را واحد پایه ای اقتصاد قرار داده است. بر این اساس, خانواده چنین تعریف می شود که مرد نان آور و مسئول کسب درآمد, زن مسئول مراقبت از خانه, و فرزند وابسته به هر دو است. در این دیدگاه خانواده هایی که با این الگو مطابق نیستند جایی ندارند. به عنوان مثال, افراد مجرد و خانواده های تک والد که یک نفر هم مسئول کسب درآمد و هم مسئول مراقبت از فرزندان است, نادیده گرفته می شوند. هم چنین ممکن است خانواده هایی در ظاهر مطابق الگوی ذکر شده باشند و در باطن نه. به عنوان مثال, برخی مردان درآمدشان را به اشتراک نمی گذارند و خانواده را با سختی مواجه می سازند. اقتصاد باید در نظر بگیرد که حتی کسانی که قادر به کسب درآمد نیستند, حق دارند درآمدی برای خود داشته و از لحاظ اقتصادی مستقل باشند.

3-زنان تولید نمی کنند

اقتصاد کنونی زندگی را به دو قلمروی متمایز تقسیم کرده است: قلمروی اقتصادی و قلمروی خانگی. قلمروی اقتصادی متوجه بازار است: سازندگان, خریداران, و فروشندگان, در حالی که قلمروی خانگی انواع کارهای بدون دستمزدی را که برای ادامه حیات خانواده ضروری است شامل می شود. در قلمروی اقتصادی تولیداتی دارای ارزش هستند که قابل فروخته شدن در بازار باشند و کارهای خانگی فاقد ارزش تولیدی محسوب می شوند.

این تصور که خانه جای تولید نیست, به آن معنی است که در خانه ای که مرد نان آور و زن مسئول کارهای خانه و مراقبت از فرزندان است, تنها نان آور کار تولیدی انجام می دهد. کار زنان در پرورش کودکان, حفظ خانه, تهیه غذا, و حمایت عاطفی از تمام افراد خانواده, ارزش تولیدی ندارد, در حالی که اقتصاد خانواده بر پایه آن قرار گرفته است. در این میان دخالت کودکان نیز فاقد ارزش است. به نظر اقتصاددان فمینیست, هلن لونگینو, این حذف عمیق به معنی “بی ارزش شمردن هزینه های واقعی تولید” است.

4- انسانها کنشگرانی منطقی و متمایزند

یکی دیگر از پیش فرض های اقتصاد سنتی این است که انسان ها افراد کنشگر آزاد در بازار هستند و گزینش هایشان منطقی و بر اساس منافع فردی ایشان است. بر این اساس, انسانها افرادی جدا از یکدیگر به حساب می آیند, که قادر به بهترین گزینش به نفع خود, و نه به نفع دیگران, هستند. از آنجا که گزینش ها و تصمیم گیری های زنان معمولا به این گونه نیست, آنها انسان هایی غیرمنطقی شمرده می شوند. اما دایانا استراسمن, اقتصاددان فمینیست, می گوید:
فرض خودمختاری فردی…. توجه ما را از پیوستگی انسان ها به یکدیگر و پیچیدگی های روابط متصل به یکدیگر, منحرف می کند. به علاوه, مفهوم انسان به عنوان کنشگری مستقل و منحصر به فرد, که تنها مسئول برآوردن نیازهای خویش است, انعکاس دهنده دیدگاه یک مرد بزرگسال دارای موقعیتی برتر است.

اقتصاددانان فمینیست بر این پا می فشارند که روابط ما با دیگران در تصمیم گیری های ما بسیار دخیل است. ما انسان هایی مستقل نیستیم و به یکدیگر متصل و وابسته ایم. به علاوه, ما بسیاری از تصمیمهای خود را نه آزادانه و به اختیار خود, بلکه از روی گزینه های محدود زندگیمان می گیریم. اقتصادی که شرایط و موقعیت های گوناگون زندگی انسان ها را نادیده می گیرد, قابل اعتماد نیست.

5-رشد اقتصادی به نفع همه است

بر اساس پیش فرض دیگر علم اقتصاد, رشد اقتصادی به نفع همه است. در نتیجه, رشد اقتصادی و بالا رفتن پولی که از طریق اقتصاد به کشوری سرازیر می شود, اهمیت فوق العاده ای یافته است. با این حال, میزان خرید و فروشی که در کشوری انجام می شود, ارتباطی با سلامت و بهبود حال افراد آن جامعه ندارد, زیرا هر رشد اقتصادی ای به نفع مردم نیست. به عنوان مثال, تولید سلاح های کشتار جمعی به نفع سلامت جامعه نیست. به علاوه, رشد اقتصادی, کاری به چگونگی تقسیم منابع در داخل کشور ندارد. اقتصاددانان فمینیست خواهان شاخص های اقتصادی ای هستند که وضع و حال سلامتی همه افراد جامعه را اندازه گیری کند.

تأثیر پیش فرض های سنتی اقتصاد بر روی زنان

پیش فرض های سنتی علم اقتصاد تأثیرات فاجعه باری بر زندگی زنان داشته است. جایگاه درجه دوم زنان در نیروی کار با دستمزد, سبب شده که زنان هم چنان فقیرتر از مردان بمانند. این ایده که کار زنان تولیدی و بخش لاینفکی از اقتصاد نیست, سبب شده که کار اصلی زنان در مراقبت از دیگران از قلمروی اقتصادی حذف و طرد شود و در نتیجه, زنان به دلیل بی ارزش شمرده شدن کارشان, در فقر به سر برند. غیرمنطقی شمرده شدن زنان سبب شده که آنها به خاطر انتخاب گزینه های متفاوت خود خسارت و ضرر ببینند, و هم چنین طرد زنان را از بسیاری از حوزه های تصمیم گیری اقتصادی قابل قبول و موجه کرده است.

شکاف های دیگر

زنانی که خود و کارشان را از قلمروی اقتصادی طرد شده دیده اند, بیشتر به حذف و طردهای دیگری که در این قلمرو صورت گرفته توجه کرده اند. واقعیت این است که تنها زنان نیستند که از اقتصاد طرد شده اند. به عنوان مثال, در جوامع غربی انسان های رنگین پوست, بومی, معلولین و بسیاری گروه های دیگر که با الگوی رفتاری بر اساس منافع جداگانه شخصی, هماهنگ نشده اند, از این قلمرو طرد شده اند. زنان هم چنین متوجه شده اند که زمین نیز به وضعیت آسیب پذیر و پرمخاطره آنها دچار شده است. در چند قرن اخیر, انگیزه چندانی برای مراقبت و حمایت از منابع محدود زمین وجود نداشته و این منابع نامحدود انگاشته شده اند.

چه می توان کرد؟

اقتصاددانان فمینیست تلاش می کنند با توجه دادن مردم به تبعیض های جنسیتی در اقتصاد رایج کنونی, از اقتصاد اسطوره زدایی کنند. به عنوان مثال آنها این اسطوره را که اقتصاد می تواند تمام زندگی را توضیح دهد, و زندگی قابل تقلیل به جنبه های مالی است, به چالش کشیده اند. در عوض, آنها نشان داده اند که اقتصاد تنها بخشی از زندگی است که تعیین می کند ما از منابعی که زمین در اختیارمان می گذارد چگونه استفاده کنیم, و نشان داده اند که اقتصاد از جایگاهی که سایر ابعاد زندگی ما را نیز تحت الشعاع قرار دهد, برخوردار نیست. به علاوه آنها نشان داده اند که اقتصاد مختص عده محدودی کارشناس و متخصص و تاجر نیست, بلکه به همگان تعلق دارد, و چون به همگان تعلق دارد, باید با نیازهای همگان هماهنگ باشد. به قول دایانا استراسمن: “شاید انقلابی ترین وجه اقتصاد فمینیستی معاصر چالشی است که در مقابل هدف اقتصاد و کاوش های اقتصادی ایجاد کرده است. این که تفکر اقتصادی باید از آنِ که باشد و چگونه می توان از آن به نفع زندگی تمام انسان ها استفاده کرد” اقتصاددانان فمینست معتقدند که اقتصاد نباید به مفاهیم انتزاعی محدود شود بلکه باید با موقعیت های گوناگون زندگی واقعی مردم همگام شود. هدف اقتصاد باید این باشد که چگونه تمام مردم زمین از موهبت های زمین برخوردار شوند در عین حال که خود زمین نیز حفظ شود.

هر چند ممکن است ما به بحث های آکادمیک اقتصادی دسترسی نداشته باشیم, اما می توانیم این نکته را از اقتصاددانان فمینیست یاد بگیریم که اقتصاد از آن همه است, و ما همگی حق داریم بدانیم که اقتصاد چیست و عقاید خود را راجع به آن ابراز کنیم. ما حق داریم فعالیت های اقتصادی ای را که به نفعمان نیستند به چالش بکشیم و بخواهیم که اقتصاد منافع همگان را تأمین کند, به خصوص آنها که آسیب پذیرترند. همواره باید به یاد داشت که اقتصاد از آن همه است.

منابع مورد استفاده موجود در سایت: www.questia.com

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.