زنان چین، قربانیان تغییر رژیم اقتصادی

نویسنده :پل مونی

زیانو وانگ در حالی که داستان زندگی‌اش را در یک کافی شاپ در پکن تعریف می‌کند چشمانش پر از اشک می‌شود. هنگامی که سه سال پیش خانه‌اش را در شمال شرقی چین به امید آینده ای روشن در پکن ترک کرد آرایشگر بود. او که اکنون 23 سال دارد، بعد از سه سال دوندگی به دنبال کارهایی با حقوق پایین دوباره بیکار شده و احساس درماندگی می‌کند. پس انداز ناچیزش را بر سر معالجه یک بیماری کلیوی، خرج‌های روزانه و شرکت در کلاس‌های بازیگری که به هیچ جا نرسید از دست داده است.

حالا تنها و سرخورده، او نمی‌داند که در آینده چه بکند. اما یک چیز را می‌داند: با وجود همه زیان‌هایی که زندگی در پایتخت برای او به همراه آورده، به شهر خودش باز نخواهد گشت. آنجا بدتر از این جا خواهد بود. می‌گوید: « هیچ برنامه ای برای بازگشت ندارم. آنجا هیچ چیز در انتظار من نیست.»

شهرهای شمال شرقی چین که در گذشته در حکم پیستون‌های ماشین‌های اقتصادی دولت کمونیستی بودند، اکنون در وضعیتی بحرانی قرار گرفته‌اند. آن‌ها کارخانه‌های فولاد، چاه‌های نفت، و شرکت‌های تجاری بزرگ را در خود گرد آورده بودند، اما اکنون آن‌ها زیر وزن خود خرد شده‌اند و فشار این سقوط به صورت تعطیلی‌های پی در پی و اخراج‌ها در سطح گسترده،عمدتاً بر دوش زنان افتاده است.

با حرکت اقتصاد چین به سوی بازار آزاد، زنان که کارگران آموزش ندیده و فاقد مهارت این مراکز اقتصادی بودند و رده‌های پایین مشاغل را در اختیار داشتند، بیشترین ضربه را خورده‌اند. لئو چینشو ساکن هاربین، یکی از شهرهای شمال شرقی چین که در سال‌های اخیر دو بار بیکار شده می‌گوید: «در هر خانواده ای در هاربین چند زن هستند که کار خود را از دست داده‌اند. اقلاً یک سوم زنانی که من می‌شناسم بیکار شده‌اند.»

چن لانیان، مشاور صندوق توسعه سازمان ملل برای زنان در امور شرق آسیا (یونیفم) می‌گوید: “زن‌ها و شوهران بسیاری بودند که با هم در یک کارخانه یا شرکت کار می‌کردند اما در هنگام ورشکستگی مدیران فکر می‌کنند که اخراج زن آسان تر است تا شوهر. زن می‌تواند به کارهای خانه مشغول شود و مرد نان آور خانه باقی بماند. دلیل دیگر این است که مسئولین فکر می‌کنند که بیکار شدن مردها می‌تواند تهدیدی برای جامعه باشد.” به این ترتیب, تعجبی ندارد که هر روز زنان بیشتری مانند زیائو وانگ از کار بیکار می‌شوند و به امید آینده ای بهتر به گوشه ای دیگر از چین رو می‌آورند.
البته همه زن‌ها هم شهر خود را ترک نمی‌کنند. به عنوان مثال در هاربین هر روز بعد از ظهر می‌توان موج فزاینده ای از این زنان را در خیابان‌های جنوب شهر تماشا کرد. در پارکی در کنار رودخانه سانگجیانگ ده‌ها زن بیکار شده در زیر چترهای آفتابگیر “کوکا کولا” و “نستله” در حال فروختن نوشیدنی و خوراکی‌های سبک به مشتریان هستند. گروهی دیگر در حال فروختن محصولات دست ساز و جواهرات و اسباب بازی‌های ارزان قیمت به توریست‌ها هستند. همه آن‌ها بالای چهل سال دارند. چهل سالگی برای زنان شهرهای شمال شرقی چین سن بازنشستگی اجباری شده است.
چیا زنی که یک سال پیش کارش را در کارخانه از دست داده و اکنون حلقه‌های انگشتر ارزان قیمت در پارک می‌فروشد می‌گوید: “من هیچ وقت فکر نمی‌کردم که مجبور شوم دنبال کار بگردم. اگر بالای چهل سال داشته باشی و هیچ مهارت و مدرکی هم نداشته باشی, هیچ کس استخدامت نمی‌کند.” بیشتر زنان برای این که پولی داشته باشند، تقریباً هر کاری را می‌پذیرند. لی, که قبلاً کارگر کارخانه بوده و از سال 1992 اخراج شده می‌گوید: “من همه کاری کرده‌ام. مردها این کارها را انجام نمی‌دهند. کسر شأنشان است.” تازه الان فصل خوبی برای فروش کالا است. زمستان سرد که از سر برسد، بیشتر این زنان به داخل خانه‌ها کشیده خواهند شد و ارتباط با مشتریان را از دست خواهند داد.

به علاوه، زنان دستفروش خوش شانس‌ترین زن‌ها هستند. برای زنان جوان تر, مصیبت‌های بزرگ‌تری در انتظار است. در خیابان باریک فوشون, ده‌ها موسسه شغلی خصوصی کوچک, در دکه‌های کوچکی که به ردیف به موازات دیوار کشیده شده, آگهی‌های استخدام خود را به نمایش گذاشته‌اند. مردم شانه به شانه جلوی آن‌ها صف کشیده و در حال خواندن آگهی‌ها هستند. بیشتر کارهایی که برای زنان پیش بینی شده کارهای نظافت, پیشخدمتی رستوران, پرستاری از بچه‌ها و سالمندان است. حقوق پیشنهادی آنان 350 تا 600 یوان (40 تا 70 دلار) در ماه است. به علاوه معلوم نیست که این آگهی‌ها درست باشند. استخدام‌های خصوصی در چین هنوز تابع قوانین مشخصی نیست و بسیاری از آن‌ها فقط دامی برای شکار زن‌ها است. چن لانیان از یونیفم می‌گوید: “بسیار پیش می‌آید که زنی یک آگهی استخدام با حقوق بالا و کار خوب را می‌پسندد, اما بعد از شروع به کار متوجه می‌شود که در عمل جز بهره کشی چیزی نیست.”

برای کسانی که این گونه خطرات را نمی‌پذیرند، راه‌های دیگری وجود دارد. امروز هزاران دختر شمالی که به قد بلند و زیبایی معروف‌اند, از پکن در شمال گرفته تا گوانگدونگ در جنوب, و حتی تبت در غرب, تن فروشی می‌کنند. یانگ یانگ, یک کارگر سابق عضو حزب کمونیست می‌گوید: “آن‌ها وقتی افرادی را که تازه ثروتمند شده‌اند با لباس‌های زیبا و وسایل گران قیمت می‌بینند تحت تأثیر قرار می‌گیرند, زیرا قبلاً از این چیزها خبری نبود. و از آنجایی که خود آن‌ها هیچ مدرک یا مهارتی ندارند, چاره دیگری جز تن فروشی نمی‌یابند.” تعداد دخترانی که از شهرهای شمال شرقی آمده‌اند و تن فروشی می‌کنند آن قدر زیاد شده که آن شهرها اخیراً به پرورش روسپی شهرت یافته. هنگامی که از یک دختر جوان در پکن پرسیده شد از کجا آمده است, او گفت “شنیانگ” اما بلافاصله اضافه کرد: “البته من از آن دخترها نیستم”.

حزب کمونیست نگران آن است که وضعیت کارگران بیکار شده نارضایتی را در سطح مردم بالا ببرد. فی الواقع, یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های سران پکن شورش‌های کارگری است. با پیوستن چین به بازار تجارت جهانی و رویارویی با رقابت‌های خارجی بیشتر بیکاری روز به روز بیشتر می‌شود. شغل‌های جدیدی که به واسطه پیوستن چین به بازار تجارت جهانی به آن کشور وارد می‌شود, همگی مهارت و دانش بالا می‌خواهد و این به زنان شهرهای شمال شرقی آسیب می زند. به همین دلیل است که اکنون بسیاری از چینی‌ها آرزوی بازگشت به دوران سوسیالیستی گذشته را دارند. رهبر فقید چین مائو تسه دونگ یک بار گفت که زنان “نیمی از آسمان را در اختیار دارند”. شاید در گذشته چنین بود. اما اکنون زنان شهرهای شمال شرقی چین دیگر جز مقداری خرت و پرت برای فروش, چیزی در اختیار ندارند.

منبع: Global Policy Forum

sarmayeh

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *