مطبوعات زنان در ايران معاصر: توليد فضاهاي عمومي (قسمت اول)

غلام خياباني و آنابل سربرني

“جنبش زنان در ايران مثل نم‌نم باران است. احساسش نمي‌كني، اما وقتي به مقصدت مي‌رسي، متوجه مي‌شوي كه كاملا خيس شده‌اي.”
شادي صدر

يكي از چشمگيرترين ويژگي‌هاي ايران مدرن حضور چندبعدي زنان در زندگي اجتماعي است، كه در نتيجه افزايش آگاهي سياسي خود ايشان و مبارزه براي حقوق برابر و شهروندي كامل، پديد آمده است.
انتظارات زنان از جامعه، از لابلاي صفحات روزنامه‌ها و مجلات كوچك و مستقلي انتقال مي‌يابد كه برخود مي‌دانند مسائلي را كه در جامعه پدرسالار همواره شخصي و خصوصي انگاشته شده، به عرصه عمومي و اجتماعي بكشانند. در اين فصل به كاوش در نقش مطبوعات جديد زنان در جريان جنبش رشد آگاهي جنسيتي، مي‌پردازيم.
هم اسلام‌گرايان و هم شرق‌شناسان در قرار دادن اسلام به عنوان نيروي محركه تاريخ در جوامعِ به اصطلاح مسلمان اتفاق نظر دارند، و به همين دليل آن را عامل تعيين‌كننده‌اي در نقشي كه زنان مي‌توانند در عرصه عمومي ايفا كنند، مي‌دانند. ما (در اين مقاله)، اين رويكردها را به چالش مي‌كشيم. رابطه پويا ميان حضور زنان در سياست و بازار كار، و تحول در توقعات و انتظارات آنان را بررسي خواهيم كرد. نشان خواهيم داد كه چگونه علي‌رغمِ (و شايد به دليلِ) سركوب، مشكلات اقتصادي، سانسور و قوانين محدود كننده سياسي و اجتماعي، زنان ايران از مطبوعات براي به چالش كشيدن ساختارها و روابط جنسيتي، و دعوت به بازانديشي قوانين، خط مشي‌ها، و قانون اساسي، استفاده كرده‌اند. در اين مقاله، ضمن توجه به نقش سرنوشت‌ساز زنان در جنبش اصلاح‌طلبانه دوم خرداد، تاثير عميق مطبوعات زنان و خبرنگاران زن بر جامعه و انعطاف‌پذيري آنها در برابر فشارهاي پي در پي بر مطبوعات اصلاح‌طلب، مورد بررسي قرار گرفته است.

مطبوعات زنان پيش از انقلاب
تاريخ مناقشات بر سر حقوق زنان در ايران از تاريخ گسترده‌تر مبارزه براي حقوق دموكراتيك جدا نيست. به همين ترتيب، تاريخ نشريات زنان را نيز نمي‌توان از تاريخ گسترده‌تر مطبوعات در ايران، كه هم دوره‌هاي بزرگ شكوفايي و هم فشارهاي شديد را تجربه كرده است، جدا دانست. روند تاريخي متداول به اين گونه بوده كه “هر گاه حاكميت مركزي در ضعيف‌ترين وضعيت خود قرار گرفته، يك فضاي عمومي پويا ايجاد شده… و وقتي حاكميت مركزي قدرت يافته، فضاي سركوب برقرار شده است.”
اولين نشريه زنان در ايران بيش از 90 سال پيش، بعد از 60 سال كه از پيدايش مطبوعات مي‌گذشت، منتشر شد. قبل از آن، تعدادي زن تحصيل كرده از طبقه متوسط وجود داشتند كه براي مطبوعات “عمومي” ، تحت نام‌هاي مستعار يا حتي بدون نام، مطالبي مي‌نوشتند. انقلاب مشروطيت (1285-1289) و ملاحظات جديد در مورد قوانين، حقوق و عدالت، همگي به ظهور بيشتر زنان در عرصه عمومي انجاميد و نقش آنان را در فرهنگ جمعي، به خصوص در فرهنگ چاپ و نشر، فعال‌تر كرد. گشايش‌هاي جديد به تأسيس مدارس جديد انجاميد. بر اساس يك بررسي، از سال 1286 تا 1292 بيش از 60 مدرسه براي دختران در تهران ايجاد شد ، و انجمن‌هايي به عنوان فضاهايي عمومي پديد آمد كه به بحث‌ها‌ و افزايش آگاهي در ميان زنان ايراني اختصاص داشت.
در همين دوره، نشريات تخصصي زنان نيز به ظهور رسيدند. از سال 1289 تا 1304 هشت نشريه منتشر شد. اولين آنها يك هفته‌نامه هشت صفحه‌اي به نام دانش بود كه يك فعال زنان به نام دكتر كحال سردبير آن بود. دانش كمتر از يك سال دوام يافت و تنها 30 شماره از آن منتشر شد. يك سال پس از پايان آن، دوهفته‌نامه مصوري به نام شكوفه پا به عرصه نشر گذاشت، كه سردبيري آن را خانم مزين‌السلطنه، بينان‌گذار مدرسه دخترانه مزينيه، به عهده داشت، و تا آغاز جنگ جهاني اول، و شروع اغتشاشات سياسي جديد در ايران، داير بود. اولين نشريه‌اي كه در عنوان آن مستقيما به “زنان” اشاره مي‌شد، در سال 1298 منتشر شد. اين نشريه زبان زنان نام داشت و صديقه دولت‌آبادي ابتدا آن را هر دو هفته يك بار، در چهار صفحه، در شهر اصفهان، منتشر مي‌كرد. سپس، تبديل به هفته‌نامه شد و بعد از پديد آمدن مشكلاتي، به تهران منتقل شد و به شكل مجله، به انتشار خود ادامه داد.
يك سال بعد، دو نشريه ديگر به ميدان آمدند. يكي عالم نسوان بود كه صاحب امتياز آن نوابه خانم صفوي بود و هر دو ماه يك بار در 38 صفحه چاپ مي‌شد، و به مدت 13 سال ادامه داشت. نشريه ديگر نامه بانوان بود كه شهناز آزاد هر دو هفته يك بار تحت شعار “زنان اولين مربيان مردان هستند” منتشر مي‌كرد.
ماهنامه جهان زنان از سايرين مناقشه‌برانگيزتر بود. اين نشريه ابتدا در شهر مشهد و به سردبيري فخر آفاق پارسا منتشر مي‌شد. اما به اين شكل تنها در چهار شماره درآمد. پنجمين و آخرين شماره آن در تهران و با تأخيري شش ماهه منتشر شد. محمد صدر هاشمي مي‌نويسد كه شماره آخر جهان زنان طوفاني به پا كرد. اين نشريه برنامه‌ريزي شده بود تا به زنان آموزش دهد، تاريخ مبارزات زنان را به آنها بياموزد، و تشويقشان كند تا ظرفيت‌هاي خود را بالا ببرند؛ اما به مخالفت با مذهب متهم شد، و سردبير آن و شوهرش به اراك تبعيد شدند. به اين ترتيب، پارسا اولين زني بود كه به خاطر فعاليت‌هاي مطبوعاتي مورد مجازات قرار گرفت. دو نشريه ديگر نيز در سال‌هاي بعد از انقلاب مشروطيت منتشر شدند. يكي جامعه نسوان وطنخواه ايران بود كه ماهانه بود و مدت سه سال دوام داشت، و ديگري نسوان شرق، كه دوهفته‌نامه‌اي محلي بود كه در بندر پهلوي در جنوب ايران چاپ مي‌شد.

جدول 1
نشريات زنان بين سالهاي انقلاب مشروطيت و عصر پهلوي
عنوان سردبير سال آغاز انتشار نوع انتشار مكان انتشار
دانش كحال 1289 هفته‌نامه/نامنظم تهران
شكوفه مزين‌السلطنه 1292 دوهفته‌نامه تهران
زبان زنان صديقه دولت‌آبادي 1298 دوهفته‌نامه اصفهان
نامه بانوان شهناز آزاد 1299 دوهفته‌نامه تهران
عالم نسوان نوابه‌ خانم صفوي 1299 دوماه‌نامه تهران
جهان زنان فخر آفاق پارسا 1300 دوهفته‌نامه مشهد/تهران
جامعه نسوان وطن‌خواه ايران اسكندري 1302 نامنظم تهران
نسوان شرق ضرابي 1304 دوهفته‌نامه بندرپهلوي

منبع: اميد موسوي، “نگاهي به نخستين تجربه‌هاي روزنامه‌نگاران زن ايراني”، رسانه، 9/1، 1377، ص58.

اين نشريات در به ميان آوردن موضوعاتي كه قبلا “شخصي” و “خصوصي” انگاشته مي‌شد به عرصه عمومي و اجتماعي، و آگاه كردن زنان ايران از ادبيات، تاريخ، فرهنگ، سياستهاي ايران و كشورهاي اروپايي و بقيه جهان، نقش مهمي ايفا كردند. بسياري از آنها از حمايت مردان به عنوان سردبير برخوردار بودند و نويسندگان آنها همسران، دختران يا خواهران چهره‌هاي شاخص سياسي آن دوران بودند. از بعضي جهات، چاپ اين نشريات، به فعاليتي خانوادگي مي‌مانست. با اين حال، با فرو ريختن پايه‌هاي سلطنت قاجار و آغاز رژيم پهلوي در سال 1300 شمسي، فرهنگ مطبوعاتي به طور عام، و مطبوعات زنان به طور خاص، با افت و ركود مواجه شدند. براي بيش از يك دهه، تنها دو نشريه مهم براي زنان به وجود آمد: نامه بانوان (كه اخيرا ذكر شد) و دختران ايران.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.