نگاهی به فیلم کنعان

شهلا فروزانفر: پس از مدتها تشنگی هنری دیشب فیلم کنعان را دیدم جرعه ای در این برهوت هنر و ادبیات( به برکت دولت نهم) بود من فکر می کنم یک اینگمار برگمن ایرانی ظهور کرده است .

مانی حقیقی با نماهای سرد درون خانه سرمای روابط را به بیننده منتقل می کند از نگاه بازیگران احساس و فکر آنها را منتقل می کند از چشمان آنها بازی می گیرد واژه ها بریده بریده و کوتاه همه جیز را افشا می کند و حرف ناگفته نمی ماند کند وکاو روح آدمها و نوستالوژی سراب را می نمایاند لانگ شاتها کمک میکند تا حس تلخی و تنهایی را در زندگی یک زوج را در یابیم معمولا این احساس زنانه هر گز در زندگی روزمره بیان نمی شود.

فساد در روبط اقتصادی را با چند نما و یک دیالوگ کوتاه بازیگر زن به نقد می کشد بازیگر مرد به بهانه اینکه همه تغییر می کنند این روابط اقتصادی ناعادلا نه را توجیه می کند همان که در روابط بزرگتر ها جاریست و تغییر آدمها را مطابق شرائط می دانند و صد البته همه تغییرات در جهت منفی است.

اما شرافت و درستکاری کارگر ساده لوله بازکنی را با یک نمای کوتاه برگرداندن پول اضافی به صاحبکار به نمایش
می گذارد كه در عين تنگدستي درستكار است.

روابط زن ومرد با یک کلام به نهایت عاشقانه و صمیمی بیان می کند .بازیگر زن در ازای بارداری ناخواسته اظهار می دارد دلم برایش سوخت.

اما توضیح روابط سرد زن ومرد فیلم در جاده شمال به اوج می رساند ورود اتومبیل به جاده بوی رطوبت و سرسبزی جاده شمال را برای تماشاگر به همراه دارد اما با جند دیالوگ ساده بین زن ومرد این فضا تلخ سرد و خالی بنظر میرسد
در بازگشت زن بازیگر در نمایی فوق العاده بدیع به خود قول بازگشت می دهد و بعدها در پاسخ مرد که می پرسد که درخت مراد از آن که بود؟ به جه کسی قول دادی ؟ می گوید به خودم و به تو. در ازای درخواست بازگشت به زندگی تماشا گر او را می بخشد و می گوید بمان و جالبتر و واقعی تر اینکه تمام معترضا ن به وضعیت های نا بسامان اجتماعی زن هستند یکی که 20 سال پیش اعدام شده یکی که 20سال پیش از ایرا ن گریخته یکی که امروز به روابط ناعادلانه اقتصادی همسرش معترض است و من که از تماشای این فیلم احساس کردم روحم زنگار شست تا نظر شما .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *