زنان ورنی باف روستای کورجان

لیلا صحت

کانون زنان ایرانی :

دستانش که به زحمت باز می شوند آرام روی نقوش ورنگ های زنده قالی می لغزند. رج به رج دست بافته اش یاد آور خاطره رنجی است . این را در مکث دستان وحرکت چشمانش می توان خواند، می توان فهمید که چقدر دوستش دارد. ساعت ها و روزهای بسیاری را به پایش نشسته بود .ترانه ها و بیاتی های محبوبش را با ضرب وآهنگ تار وخامه برایش خوانده بود بی هیچ ادعایی نگاه نا امید سارای آب برده اش را با عشق ساده خان چوپان ، بارها به تار هایش گره زده بود …

….

روستای کورجان از توابع شهرستان کلیبر در استان آذر بایجان شرقی است با حدود 50خانوار ساکن که حرفه اصلی اشان دامداری و زراعت است بیشتر زنان روستا در کنار کار کشاورزی و دامداری به ورنی بافی مشغول هستند. در گویش محلی به ورنی “قانا ” گفته میشود. ورنی نوعی کلیم فرش گونه است که طرحهای آن ذهنی بوده وبافنده آن از طبیعت الهام میگیرد وبا رنگ های طبیعی رنگ میشود ورنی های بافته شده در این مناطق به علت کیفیت مناسب به کشورهای اروپایی صادر می شوند.

….

همین که از جاده خاکی به سمت روستا سرازیر می شوی در بدو ورود، ازدحام دختران و زنان سطل وگالن بدستی را که منتظر رسیدن نوبت آب هستند اولین تصویر را در نگاه تازه واردین ثبت می کند . چند قدم دورتراز این جمعیت ، گله کوچکی ازدامها نیز درحال سیراب کردن خود هستند. این روستا از آب بهداشتی لوله کشی شده محروم است. آبشان از تنها شیربرداشت روستا تامین می شود .

بیشترخانه های اهالی در دامنه کوهی با شیب تقریبا تند بنا شده است .از دیگروظایف بیشتر زنان و دختران پرکردن مخازن آب خانواده است که می بایست این مسیر دشوار را روزانه در چند نوبت طی کنند.

رقیه یکی از زنان ورنی باف روستاست که به گرمی ما را در خانه خود می پذیرد زنان دیگری هم از همسایه ها وآشنایان رقیه به جمع ما اضافه می شوند .موضوع گفتگویمان بیشتر در ارتباط با مشکلات حرفه ای زنان ورنی باف روستا بود اما صحبتها به موضوع های دیگری هم کشیده می شود.

رقیه 26 ساله دارای 3 فرزند است ازکودکی ورنی بافی وگلیم بافی می کند هر سال 3 تا4 عدد ورنی می بافد.
او باید در کنار ورنی بافی از دیگر وظایفش در دامداری وزراعت وهمچنین رسیدگی به کار خانه غافل نشود. دستانش را نشان می دهد و می گوید: “این دست ها باید همیشه به کاری مشغول باشند و هیچ وقت فرصت استراحت ندارند چون مجبورند برای تامین هزینه زندگی کار کنند تا محتاج کسی نباشند .او می خواهد به سختی کارکند تا بچه هایش را به دانشگاه بفرستد حتی دخترش را !

از دستمزد اندکی که در قبال کارش می گیرد شاکی است و می گوید که در این بین دلالان بیشترین سود را از فروش ورنی های آنها کسب می کنند .

راضیه ،45 ساله می گوید: “ما بخاطر تامین هزینه هایمان مجبوریم ورنی هایمان را پیش فروش کنیم برای همین دلالان با قیمت کمتر از بازار از ما می خرند، او به دندانهای کشیده اش اشاره می کند که باید برای دندان های مصنوعی اش حداقل شش ورنی ببافد تا بتواند صاحب دندان شود .

با وجود اینکه بیشتر اهالی روستا همگی بیمه روستایی هستند اما عملا بیمه به آنها چندان کمکی نمی کند چرا که فقط درمانگاههای روستایی آنان را پذیرش می کنند و دکترهای خوب و بیمارستان ها در شهر دفتر چه بیمه آنان را قبول ندارند ومجبورند هزینه درمانشان را با قیمت آزاد پرداخت کنند.

ثریا 24 ساله که تنها یک دختر دارد و برای پسر دار شدن چنیدین بار حامله شده اما سقط کرده است ،می گوید: “ما اینجا به سختی کارمی کنیم .بیشتر ساعات روزمان یا در صف آب می گذرد یا پشت دار” قانا “، شوهرم پسر می خواهد اما همه بچه های من سقط می شوند تا حالا 6 بار سقط کردم. دکتر می گوید باید استراحت مطلق کنم وخودم را تقویت کنم اما از کجا بیاوریم بخوریم . کار هم نکنیم همن نان بخور نمیر هم گیرمان نمی آید. همه مردان اینجا در پائیز وزمستان برای کارگری به تهران می روند وهر دو سه ماه یکبار برایمان پول میفرستند اما اگر کارگیرشان نیاید یا درامدشان کافی نباشد ما مجبورمیشویم” قانا ” هایمان را پیش فروش کنیم و ارزانتر بفرشیم تا برای آنها پول کرایه ماشین بفرستیم که بتوانند برگردند. زندگی در تهران هم ارزان تمام نمی شود بیشتر در آمد هایشان همانجا خرج خورد و خوراک و اجاره خانه می شود .”

ثریا ادامه می دهد:” ما در روستایمان حمام بهداشتی نداریم حمام اینجا آنقدرکثیف است که ترجیع می دهیم خودمان را با یک پیت آب بشوئیم اما ازحمام روستا استفاده نکنیم .در زمستان که نفت کافی نداریم شاید هفته ها حمام نکنیم.”

فرانگیز 17 ساله تازه عروس است. اوهم ورنی می بافد. او از وقتی به مدرسه می رفت در ورنی بافی به مادرش کمک می کرد اما از 15 سالگی خودش به تنهایی می توانست از عهده همه کارهای ورنی بافی برآید .می گوید :”در مدرسه شاگرد زرنگی بودم خیلی دوست داشتم ادامه تحصیل بدهم اما در روستای ما امکان تحصیل برای دختران فقط تا پنجم ابتدایی وجود دارد. مدرسه راهنمایی دخترانه از روستای ما خیلی دوراست و با وجود علاقه زیاد به درس خواندن مجبورشدم ترک تحصیل کنم. خانواده ها فقط پسرها را به روستای آلاهی (نزدیکترین روستا به کورجان) می فرستند آنجا فقط برای پسرها مدرسه راهنمایی دارد.

زمان لازم برای بافت یک ورنی بطورمتوسط با روزی 4 الی 5 ساعت کار سه ماه و دستمزد دریافتی زنان برای هر ورنی بین 60 تا 80 هزار تومان متغییر است .حداقل قیمت برای عرضه به بازار که تاجران ورنی میفروشند 250 هزارتومان است

علی رغم تلاش زنان ورنی باف در کنار مردان برای اداره و تامین مخارج زندگی سهمشان از دارایی های شوهر صفراست

در روستای کورجان مرد دوزنه ای وجود ندارد. زنان علت را در فقر و نا کافی بودن درآمد مردان می دانند و می گویند حداقل خیالمان ازبابت هوو راحت است چون شرط ازدواج مجدد مردان را در توانایی مالی مرد می دانند و نیز بخاطر ندارند کسی در روستایشان طلاق گرفته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *